بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مطالب اصلی’

بیانیه ای که کاش منتشر نمیشد

۵ تیر ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

 

پس از چند روز سرانجام با فشار و حرف و حدیث، انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران بالاخره بیانیه ای درباره اخراج خبرنگاران صادر کرد، که ای کاش نمیکرد! چند نکته درباره این بیانیه به ذهنم آمد:

1) مغلطه صحرای کربلای استقلال!

در بیانیه آمده است: «…در این میان به ویژه مطبوعاتی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به نهادها و سازمانهای دولتی و عمومی نیستند، و از بودجه عمومی کشور تامین مالی نمی‌شوند بسیار بیشتر تحت فشار و در معرض خطراند….»

باید خدمت همکارانم در انجمن عرض کنم، تقریبا ما در کشورمان لااقل هیچ روزنامه ای نداریم که «مستقیم یا غیر مستقیم» از بودجه عمومی کشور تامین مالی نشود. اتفاقا تامین مالی میشوند. این موضوع را یا میدانید و به رو نمی آورید، یا از اساس مطلع نیستید(امیدوارم دومین مورد باشد) در صورت ندانستن، لطفا به سایت سامانه جامع رسانه های کشور به آدرس: http://www.e-rasaneh.ir/View_Certificate_Report.aspx مراجعه فرمایید، در بخش “جستجوی پیشرفته، مثلا مجوز شماره “71062”  را جستجو فرمایید، ریز پرداختی ها در وجه صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه شرق، جناب آقای رحمانیان را مشاهده خواهید کرد.

انشالله خبر دارید بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از محل بودجه عمومی تامین میشود.

اما بعد… مگر سهمیه کاغذ که به روزنامه ها تحویل میشود و معمولا سر از بازار آزاد در میآورد و هنوز هم مشخص نشده از چه طریقی… از محل بودجه بخش خصوصی تامین شده؟

یعنی دولت یکبار کاغذ نشریات را تامین میکند، یکبار هم یارانه میلیونی تحویل میدهد. تا همینجا هم کار درستی به نظر نمیرسد. اما به هر حال زدن به صحرای کربلای «مطبوعاتی که از بودجه عمومی تامین مالی نمیشوند» یک مغلطه است. اگر با کم و زیادش مشکل دارید بحث دیگریست.

2) دیوان شعر یا بیانیه حقوقی؟

آمده است: «…بحران اقتصاد مطبوعات به اندازه‌ای سنگین شده است که تاب و توان از آنها گرفته و به سختی می‌توانند این روزهای دشوار را پشت سر بگذارند. …» با بضاعتی که از حساب و کتاب دارم و اطلاعاتی که هست، قطعا میتونم بگویم یکی از معدود بنگاه های اقتصادی که شرایط اقتصادی اخیر زیاد به آن ضربه نزده است همین مطبوعات هستند.

شما در جایگاه نمایندگان این صنف با مدیران مسئول ارتباط خوبی دارید، بفرمایید چند روزنامه طی سال های اخیر نرخ حق التحریر و حقوق تحریریه را متناسب با تورم افزایش دادند؟ یا اینکه بعضی از روزنامه های پر تیراژ، سال قبل و پیش از کرونا هم حق التحریر سال 98 را تقریبا به قیمت سال 96 پرداخت می کردند.

اگر میخواهید از جهت فرهنگی نگاه بفرمایید، دیگر بحث اقتصاد را پیش نکشید. اگر نه؛ میخواهید اقتصادی نگاه کنید، لااقل منصف باشید. کسی که کار اقتصادی می کند، قاعدتا یک پلن و نقشه دارد، یک سال سود میکند، یک سال کم سود میکند، دو سال ضرر میدهد. کدام بیزینس را سراغ دارید که یکسره سود کند؟

نکته دوم؛ دانسته یا نادانسته با نوشتن جملات احساسی نظیر: “خانواده” و… آدرس غلط ندهید. نه مدیر مسئول پدر روزنامه نگار است، نه روزنامه نگار فرزند مدیر مسئول! خبرنگار کارگر، صاحب امتیاز هم کارفرما است.

مگر در روزگار رای آوردن روحانی که چلچله مستان مدیران مسئول بود و آگهی و رپورتاژ و رانت و … پخش میکردند، از آن سهمی به خبرنگار دادند، که حالا با ضرر، اول از همه خبرنگار را در ضرر سهیم می کنند؟

“هیچ خانواده ای عضوش را اخراج نمیکند” بحث احساسی-عاطفی است و شعر قشنگی هم هست. اما وقتی انجمن نام “صنف” را یدک میکشد و حقوقدان آنجا نشسته، انتظار میروذد به ابعاد حقوقی ماجرا اشاره شود.

3) خطای فاحش

در ادامه آمده است: «… تعداد قابل ملاحظه‌ای روزنامه‌های مستقل و حتی برخی روزنامه‌های وابسته به نهادهای عمومی، مثل روزنامه‌های شرق، اعتماد، ابتکار، جهان صنعت، شهروند و … به عنوان اولین راه برای کاهش هزینه‌ها و امکان بقا، اقدام به اخراج تعدادی از روزنامه‌نگاران خود کرده‌اند….» یک نهاد صنفی چکار باید بکند؟ جز این است که اولیه ترین انتظار، دیدبانی فضای آن صنف است؟

به جای “و ….” بهتر نبود اطلاع دقیقی منتشر میشد با دقت اعشار، که مثلا 41 نفر اخراج شدند؟ بی اطلاعی انجمن تا جایی است که از روزنامه ایران، یکی از مهمترین روزنامه ها نام برده و بلافاصله توضیح درج میکند که: روزنامه ایران اخراج نکرده!

بعد از 3-4 روز تلاش، بیانیه ای تدوین شده که چنین خطای فاحشی دارد، این جز اینکه نشان دهنده بی اطلاعی نویسندگان از وضع کسانی که آنها را نمایندگی میکنند چیست؟

4) باز هم مغلطه، اینبار بقا!

نوشته شده است: «…اولین راه برای کاهش هزینه‌ها و امکان بقا….» با کلمات بازی می کنید یا نمیدانید بحث امکان بقا نیست، بحث امکان سود بیشتر است. به جای اینکه این بهانه از اساس غلط کارفرما برای اخراج خبرنگار را نفی کنید تکرارش میکنید؟

5) شما نماینده کدامیک هستید؟کارگر یا کارفرما؟

بلافاصله بعد از اینکه کمی به ابروی بالای چشم کارفرما دست زدید، سریع متذکر شدید که «…اما از سوی دیگر این واقعیت تلخ و مهلک نیز پیش روی ماست که غیر از روزنامه‌نگاران که تنها هستند، روزنامه‌ها به ویژه در مطبوعات مستقل هم تنها مانده‌اند….» حضرات؛ بیایید با کلمات بازی نکنید. مطبوعات مستقل چه صیغه ای است؟ بالاتر گله کردید چرا دولت حمایت نمیکند، پایین تر نوشتید مطبوعات مستقل؟ لا اقل این دو را در دو بیانیه مینوشتید! همین حالا هم اگر سر از برف محافل دورهمی و سرتراشی هم در بیاورید، میبینید در همین فضای مجازی می گویند «روزنامه مال»

شما دیگر چرا؟ شما که برای آقای دکتر ربیعی وزیر سابق و سخنگوی فعلی دولت کارت افتخاری خبرنگاری صادر فرمودید؟

5) استخوانی لای زخم و دم خروس

نوشته شده: «…برخورداری از مطبوعات آزاد و مستقل، حق ذاتی و اساسی ملت است. در اینجا مسئله تنها بیکاری یا اخراجِ غیرمسئولانه برخی خبرنگاران نیست بلکه مسئله ضایع شدنِ یک حق اساسی ملت در دستیابی به رسانه‌های آزاد و مستقل است. …..»

بر منکرش لعنت که یک ملت باید از حق اساسی رسانه آزاد و مستقل برخوردار باشد، اما چه کسی این از این حق حرف میزند؟ خاطرم هست در جریان ناآرامی های آبان ماه سال قبل جناب آقای عبدی، ریاست همین انجمن فرموده بودند: «…نکته اساسی که دستگاه های اداره کننده کشور اعم از امنیتی، تحلیلی و اطلاعاتی باید به آن بپردازند این است که چرا برخی در برابر این اتفاقات سکوت کرده اند و هیچ مخالفتی با آن انجام نداده اند…» لطفا رابطه این بیانات را با آن رکن چهارم دموکراسی که از آن نام میبرید مشخص بفرمایید.

قسم حضرت عباس را باور کنید، یا دم خروس را!؟

وانگهی؛ شما چرا بزرگوار؟

من جای همان نهادها بودم، از شما بزرگوار واقعا گله مند میشدم. شما چرا،  شما که نشستنتان روی همان صندلی، صدقه سر نبود آزادی است. اگر هیات مدیره قبلی با فشار علی ربیعی استعفا نمیداد که شما نمیتوانستید روی این صندلی بنشینید. اگر فضای آزاد و صنف و سندیکای واقعی بود، شما کجای بازی بودید؟

 

6) ای کاش برنامه بود

نوشتید «… بی‌ارادگی و بی‌برنامگی دولت برای حل مشکلات اقتصادی ناشی از بحرانهای موجود که به مطبوعات نیز تحمیل شده است، به عنوان زمینه‌ساز از بین رفتن مطبوعات یکی از مصادیق نقض حق‌های مطبوعات و حقوق ملت است. …» با این بخش موافقم، ای کاش اراده و برنامه ای بود که مشخص میشد صاحب امتیاز و مدیر مسئول، پولی که گرفته را کجا خرج کرده؟ گزارش مالی بود که معلوم کند ساختمان خیابان زرتشت شرق از کجا آمده؟

 

7) باز هم آدرس غلط

در پایان باز هم نقش بلندپروازی های مالی مدیران مسئول نادیده گرفته شده و بعد از پریدن به دولت برای ندادن پول بیشتر، اینبار مطالبه را از بخش خصوصی می کند: «…این وظیفه البته تنها مختص دولت هم نیست، شرکت‌ها و بنگاه‌های خصوصی، نهادهای غیردولتی و مدنی و بخش خصوصی ما هم بر پایه اصل مسئولیت اجتماعی باید به صحنه بیایند و از کیانِ روزنامه‌نگاری مستقل که به نوعی مدافع حقوق همه آحاد جامعه است حمایت کنند….» شما اول معلوم کنید مدیران مسئول با حماتیت های دولتی و … که تابحال داشتند، چکار کردند، بعد سراغ بخش غیردولتی بروید.

 

در پایان اطمینان دارم این آنچه به جایی نرسد فریاد است. این چند خط را برای دلخوشی خودم نوشتم و اینکه، لااقل بگویم من جزء آن “دسته کورها” که از مخاطب این بیانیه در نظر داشتید نیستم.

خدا همه را عاقبت بخیر کند چراکه به قول سیف فرغانی:

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت/ ناچار کاروان شما نیز بگذرد

امیدوارم بعد از سال ها، کسانی که کارنامه را میبینند قضاوت بدی نداشته باشند.

ایران خودرو، فرار از مهلکه با افزایش سرمایه 2 هزار درصدی!

۶ خرداد ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

در این نوشته ها سعی میکنم اطلاعاتی راجع به برخی از شرکت های بورس اوراق بهادار تهران منتشر کنم. لازم به ذکر است این نوشته ها «تحلیل بنیادی» شرکت ها نیست.

به عبارتی اگر فردا ایرانخودرو اعلام ورشکستگی کند، دارندگان سهام آن، به ازای هر سهمی که 1449 ریال خریدند، تنها میتوانند 227 ریال دریافت کنند.

1- ارزش بازار: شرکت ایران خودرو با نماد «خودرو»؛ ارزش بازار آن حدود 44 هزار میلیارد تومان در تاریخ سوم خرداد 1399 ثبت شده است.

ارزش بازار به زبان ساده یعنی:، برای خودرو در پایان روز شنبه سوم خرداد، هر سهم شرکت 1449 ریال معامله شده، تعداد سهام این شرکت 301 میلیارد و 656 میلیون و 68 هزار سهم است، حاصل ضرب 1449 ریال در 301656068000 سهم برابر 437099642532000 ریال است. شکل زیر را ملاحظه کنید:

 ارزش روز سهام یک شرکت ضرب در تعداد سهام آن شرکت

ارزش روز سهام یک شرکت ضرب در تعداد سهام آن شرکت

2- حقوق صاحبان سهام: یا «حقوق مالکانه» یعنی سهمی که از دارایی های یک شرکت به سهامداران آن بعد از کسر بدهی ها میرسد. این رقم در آخرین صورت مالی شرکت ایران خودرو منفی بوده است: 218 هزار میلیارد و 295 میلیارد و 114 میلیون ریال (218295114000000 – )، حقوق صاحبان سهام یا حقوق مالکانه در حالت عادی باید مثبت باشد، اما زمانی که منفی میشود نشانه چیست؟

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز 218 هزار میلیارد ریال .

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز 218 هزار میلیارد ریال .

نزدیک ترین حدس ورشکستگی قریب الوقوع است؛ چراکه بدهی های شرکت از دارایی هان آن جلو زده است، آنهم به بزرگی عدد حیرت انگیز 218 هزار میلیارد ریال .

3- تلاش برای فرار از مهلکه: ایران خودرو برای فرار از این مهلکه چه میکند؟ هیات مدیره در طرح افزایش سرمایه  ذیل بند 3.1 شرایط را چنین بیان کرده است:

هیات مدیره در نظر دارد برای به منظور خروج از شمول مفاد ماده 141 اصلاحیه قانون تجارت و همچنین در راستای مفاد ماده 14 قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی مصوب 15 اردیبهشت 1398 و…. از محل مازاد تجدید ارزیابی دارایی های خود اقدام به افزایش سرمایه کند.

ماده 141 اصلاحیه قانون تجارت چه می گوید: «اگر بر اثر زیان‌های وارده حداقل نصف سرمایه شرکت از میان برود، هیات‌مدیره مکلف است بلافاصله مجمع عمومی فوق‌العاده صاحبان سهام را دعوت کند تا موضوع انحلال یا بقای شرکت مورد شور و رای واقع شود. هر گاه مجمع مزبور رای به انحلال شرکت ندهد، باید در همان جلسه و یا رعایت مقررات ماده ۶ این قانون سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد.»

معقول ترین و شاید تنها راه خروج هم همین کاری است که هیات مدیره انجام داده است، اما به چه ترتیب؟

هیات مدیره می گوید که به ترتیب زیر افزایش سرمایه مورد نظر از 15 هزار میلیارد و 300 میلیارد ریال به 322 هزار میلیارد و 533 میلیارد و 290 میلیون ریال افزایش دهد. یعنی بیش از «20 برابر» یا 2هزار درصد!

این افزایش چطور تشکیل شده است؟ جدول زیر:

شرح

بهای تمام شده

ارزش دفتری

استهلاک انباشته

ارزش کارشناسی

مازاد تجدید ارزیابی

زمین

1510619

1510619

0

72402099

70891481

ساختمان

6034869

2436161

3598707

24253544

21817382

ماشین آلات

10583786

813450

9770336

103962000

103148550

سرمایه گذاری ها

42764590

42764590

0

154140446

111375877

 * ارقام به میلیون ریال است

اینکه ارزش کارشناسی چطور محاسبه شده فعلا موضوع این بحث نیست، به هر حال در تاریخ 21 اردیبهشت امسال مقرر میشود سرمایه شرکت از 15 هزار میلیارد و 300 میلیارد ریال به 301 هزار میلیارد و 656 میلیارد و 68 میلیون ریال افزایش یابد، یا به عبارتی «یک هزار و هشتصد و هفتاد و یک درصد» افزایش یابد. نتیجه؟

03

اگر در اینجا، افزایش سرمایه را لحاظ کنیم، عدد مثبت 68 هزار میلیارد و 60 میلیارد و 954 میلیون ریال خواهد بود (68600954000000) تعداد سهام شرکت 301 میلیارد و 656 میلیون و 68 هزار سهم است، که به عبارتی هر سهم برابر 227 ریال، قیمت روز هر سهم ایران خودرو 1449 ریال است.

4- ارزش واقعی سهام: طبق آخرین صورت مالی شرکت، در تاریخ 31 شهریور سال گذشته جمع حقوق مالکانه (یا حقوق صاحبان سهام) برابر منفی 218 هزار میلیارد و 295 میلیارد و 114 میلیون ریال بوده (218295114000000-) اگر در اینجا، افزایش سرمایه را لحاظ کنیم، عدد مثبت 68 هزار میلیارد و 60 میلیارد و 954 میلیون ریال خواهد بود (68600954000000) تعداد سهام شرکت 301 میلیارد و 656 میلیون و 68 هزار سهم است، که به عبارتی هر سهم برابر 227 ریال، قیمت روز هر سهم ایران خودرو 1449 ریال است.

به عبارتی اگر فردا ایرانخودرو اعلام ورشکستگی کند، دارندگان سهام آن، به ازای هر سهمی که 1449 ریال خریدند، تنها میتوانند 227 ریال دریافت کنند.

—-

پینوشت: در این نوشته از روش های استاندارد محاسبه ارزش واقعی سهام استفاده نشده است؛ اینکار به دلیل تاخیر افشای اطلاعات شرکت ها در ایران دشوار است، قطعا از تاریخ ترازنامه تاکنون –که ارقام آن مورد استناد قرار گرفته است- تغییراتی شکل گرفته است، اما به نظر در نتیجه محاسبه تاثیر چندانی ندارد.

خودکشی دنیای اقتصاد

۲ خرداد ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

چند شب قبل تهران همنشین جمعی از همکاران بودم که اتفاقا بعضی از اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران هم بودند. با توجه به گذشته، یکی ازم پرسید: «دنیای اقتصاد چه خبر شده؟» گفتم نمیدونم، چطور؟ که گفت سایتی نوشته «زلزله در دنیای اقتصاد» و ادامه داد ظاهرا «علی میرزاخانی» رفته.

باورم نشد، گفتم شاید شیطنتی باشه، مثلا چند روز مرخصی میرزاخانی را استعفا تلقی کردند، روز بعد پرس و جویی کردم و متوجه شدم بله… خبر درست بوده، شرحی هم که بست آوردم این بود که ظاهرا اختلاف نظری درباره مدیریت بخش فنی مطرح شده و بعد قضیه حاشیه های دیگری پیدا کرده و در نهایت، میرزاخانی، سردبیر روزنامه مدتی مرخصی بوده که در همین زمان، از سمت مدیرمسئول- آقای بختیاری، حکمی زده شده برای شورای سردبیری که جایگزین علی میرزاخانی بشه.

راستش دنیای اقتصاد، برای من بیشتر از یک روزنامه ست، برای من کلی خاطرات داره، جاهای زیادی بودم، اما نقاط مهم زندگی کاری من تو همون دنیای اقتصاد بوده، دوست و آشنا هم میدونن، هر وقت حرفی شده، جز خوبی نگفتم از اون روزنامه.

نمونه عالی که میشه برای بخش خصوصی تو ایران مثال زد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول کار اقتصادی و بنگاه داری را خیلی خوب بلد بود، نتیجه اینکه هرگز با مشکلات مالی که نشریات دیگر با اون مواجه هستند، مواجه نشد.

حاجی، به یک روزنامه -شبیه نشریات دوم خردادی – اکتفا نکرد، یک سازمان درست کرد که در اشل(مقیاس) روزنامه های ما، چند سر و گردن بالاتر بود. پرداخت کارانه، حقوق به موقع، بیمه و… همگی از دنیای اقتصاد، روزنامه ای ساخت، که خبرنگاران تو اون احساس رضایت داشته باشند.

تو اون تحریریه بر خلاف تحریریه روزنامه هایی که الگوشون مدیریت “حاجی خدابخشی” بود، خبرنگار همیشه هشتش گرو نهش نبود، اما نتیجه چی بود؟ احساس تعلق سازمانی، برخلاف سایر روزنامه ها، دوره های سیگار، حرف از دزد بودن و بدجنسی و حق خوری حاجی نبود. ممکن بود درباره مال و اموالش شایعه باشه، اما کسی نمیگفت پول ما رو میخوره.

اما این شرایط چطور ایجاد شده بود؟

به نظرم این اجزاء همگی دونه های تسبیح گرون قیمتی بودند که به چشم همه – به درستی – میامد، اما همه از نقش اون نخ تسبیح غافل بودند- یا اگر هم نبودند، زیاد بهش توجه نداشتند.

دونه تسبیح خاج مقصود گران قیمت و ارزشمنده، اما اگر دونه ارزشمند، نخ ارزشمند و با دوامی هم میخواد.

این نخ به نظر من علی میرزاخانی با اون خنده هاش بود، کسی که بچه ها “میرزا” صداش میزدند. هیچ وقت اتاقشو از تحریریه جدا نکرد، وقتی دلخوری پیش می آمد بچه ها پشت در اتاقش، مشکلشون حل میشد.

گرو بابای مال حاجی نمیکرد، به بچه ها هم یاد میداد نسبت به سازمانی که توش کار میکنن وفادار و قدرشناس باشند. رابطه دو طرفه را خوب برقرار می کرد. بچه ها دوستش داشتن، چون حواسش به شان خبرنگار بود، مثل بقیه سردبیر ها حقوقش را قبل از بچه ها نمیگرفت و بعد شانه بالابندازه که “خب حالا حقوق بچه ها هم کمی دیرتر..” یا مثل سردبیرهای اصلاح طلب، عامل بیگاری کشیدن از خبرنگار ها نبود که “مغتی به خاطر اعتقادتون کار کنید”

بچه ها هم اینو خوب میفهمیدن. به خاطر همین زیاد هستند کسایی که با یه مسیج میرزاخانی، همین حالا بی هیچ چشم داشتی شروع به همکاری باهاش بکنن.

خب پس، تسبیحی گرون قیمت هست که قطعا خیلی ها چشم بهش دوختند، برای از بین بردن یه تسبیح اولین کار چیه؟ نخشو ببر، میشه نخ را در معرض عواملی قرار داد که بپوسه، ضعیف بشه و در نهایت: «بِبُره»

نخِ قر قره هم هیچ وقت نخِ تسبیح نمیشه، گیریم سه لایه هم بشه، باز نخ تسبیح نمیشه…. زود به زود میبره و در نهایت اون دونه هایی که بابت هر کدام کلی زحمت کشیده شده تا تراش بخورن، پخش میشن، هر کدام یک طرف و از اون تسبیح فقط یه خاطره میمونه.

… حال زیاد حرف نزنم و قصه تعریف نکنم!

این رفتن ها سابقه داشته، امیدوارم خیلی زود مثل دفعات قبل اوضاع مجددا به حالت قبل برگرده.  در واقع به نظرم اون کسی که با شیطنت خبر داده و تیتر زده: «زلزله در دنیای اقتصاد» کم لطفی کرده، باید میزد «خودکشی دنیای اقتصاد» نه نخ تنها تسبیحه، نه دونه تنها تسبیح.

یه بار مدیرمسئول یکی از روزنامه های اقتصادی میگفت: این دنیای اقتصاد وصل. گفتم مگه شما وصل نیستی؟ گفت چرا… عرض کردم دنیا واسه این دنیا شده که تحریریه و مدیریت جداست. حاجی تیتر نمیزنه، میرزا هم آگهی نمیگیره!

آقای بختیاری خوش حساب

آقای میرزاخانی خوش اخلاق

بچه های زیادی از اون لوگو خاطره دارن، بیایید ثابت کنید سرنوشت محتوم همه روزنامه تو ایران یکی نیست. ثابت کنید میشه تو ایران بخش خصوصی یک کاری را درست به سرانجام برسونه.

بخدا حیف اون یای کشیده دنیای اقتصاد که اون همه بچه ها زیرش قد کشیدن. دشمن شاد نکنید حریف ها را.

من که 4-5 ساله دورم از فضا، این همه روزنامه هر روز تغییر میکنه، یه توئیت هم نمیزنم، دلم سوخت این چهار خطر را نوشتم.