موضوع سايتهاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشناييهاي جوانان در ازدواجهاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است. در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينههاي زندگي دو نفره است.**
معضلي هم هست به نام «دهه شصتي». اين دهه شصت هر وقت نامش به ميان آمده حاشيه و مشكل داشته است. از آن سالها كه به دنيا آمدند از شيرخشك گرفته تا پوشك بچه ناياب شد. جلو بياييم تا برسيم به دبستانهاي دو شيفته (و گاهي سه شيفته)، نيمكتهاي چهار نفره و روي صندلي نشستن وسطيها (اينها براي متولدين دهه هفتاد و هشتاد زياد قابل لمس نيست) به كنكور هم كه رسيدند، گلگوگاه كنكور تنگتر شد، متقاضي زياد بود و فضاي آموزشي كم، موسسات كنكور كار و بارشان سكه شد و…
درسشان هم كه تمام شد، همان موسساتي كه براي كارشناسي كار ميكردند، حالا براي ارشد وارد عمل شدند. خلاصه آنكه اينها ـ متولدين دهه شصت ـ ظاهرا هميشه معضل بودند و در هر مقطعي كه وارد شدند، معضل درست كردند.
اين همه مقدمه بود كه سراغ معضل جديد برويم؛ ازدواج دهه شصتيها! همين چند روز قبل عادل آذر گفته است دهه شصتيها تمايلي به بچهدار شدن ندارند، البته موسسه آمار احتمالا نظرسنجي در اين باره نكرده و آنچه شايد تمايل تعبير شود، احتمالا توانايي است. گويي متولدين دهه شصت در آن سالهاي گذرگاه تنگ كنكور، دوست نداشتند دانشگاه بروند، يا دوست داشتند ولي عبور از آن گذرگاه سخت بود، مثل همين حالا، دوست دارند ازدواج كنند، بچه دار شوند و… ولي آيا واقعا ميتوانند؟
زياد هم بيراه نيست؛ بر اساس آخرين آمارهاي بانك مركزي مشاهده میشود که تعداد خانوادههای تکنفره (مجردی) در سال ۱۳۸۰ تنها 5/4 درصد از کل خانوارها بوده، اما این درصد تا سال ۱۳۸۳ حتی کاهش هم داشته و تا ۴/۴ درصد هم رسیده است.
با این حال در سال ۱۳۸۴ سهم خانههای مجردی مجددا به 5/4 درصد میرسد. در سال ۱۳۸۵ با یازده درصد رشد، سهم خانههای مجردی به ۵ درصد از مجموع خانوارها ارتقا مییابد. در سال ۱۳۸۶ این ۵ درصد همچنان ثابت است؛ اما در سال ۱۳۸۷ با ۶ درصد افزایش سهم مجردها به 3/5 درصد از مجموع میرسد. در سال ۱۳۸۸ این رقم با رشد ۹ درصدی به 8/5 درصد میرسد و در سال ۱۳۸۹ با رشد تقریبا ۱۴ درصدی سهم خانههای مجردی (تکنفره) به 6/6 درصد از کل میرسد.
هنوز آمار مربوط به سال 1390 اعلام نشده، اما بر فرض عدم افزايش، اين رقم از خانوارهاي تك نفره واقعا هم در كشوري مثل ايران قابل توجه به نظر ميرسد. گفتني آنكه اين رخداد را نميتوان به پاي تبليغات دولتي گذاشت؛ چراكه اگر اين تبليغات اثرگذار بود، قاعدتا بايد در دوره دولتهاي قبلي اين اتفاقات ميافتاد.
مسكن، تعهد مالي و تمايل!
امروز بيش از همه چيز موضوع همسريابي مورد توجه قرار گرفته است، اما آيا واقعا مشكل ازدواج جوانان و تعدد خانوارهاي يك نفره يا مجردي در «انتخاب همسر» است؟ به نظر نميرسد جوانان ايراني، لااقل جوانان ايران امروز در اين زمينه مشكلي داشته باشند، روابط آنان به سرعت رو به گسترش گذاشته است، خانوادهها هم هنوز ميتوانند نقش سنتي خود را ايفا كنند.
مشكل اصلي مشكل مسكن است كه طي سالهاي گذشته افزايش قيمت داشته است، موضوع ديگر هزينههاي ازدواج كه نوعي از تعهد مالي را ايجاد ميكند و جوانان سخت به اين تعهد تن ميدهند و اين زياد به بحث تمايل مربوط نيست، شايد بيشتر موضوع عدمتوانايي باشد.
جامعه ايراني، جامعه اي است كه از يك سو با مظاهر فرهنگ سنتي خود آشناست و از ديگر سو با توسعه تكنولوژيها با فرهنگهاي جديدي آشنا ميشود.
بنابر برخي ادعاها، از آغاز سال تحصيلي 1392-1391، قرار است تفكيك جنسيتي در دانشگاهها پياده شود. دانشگاهها محيطهاي مناسبي براي آشنايي زوجهاي جوان بوده و هستند، اگر قرار است آشناييها در جايي جز ظرف مناسبات سنتي ايجاد شود، گزينههايي نظير «خيابان»، «پارك»، «محيط كار»، «جوامع مجازي» و… روي ميز خواهد بود كه هيچ يك به اندازه محيطي شبيه دانشگاه منطقي نيست!
اما اگر واقعا گزينه دانشگاه حذف شود، طبيعتا بخش بزرگي از اين نياز به جامعه مجازي سرريز خواهد شد، تجربه فيلترينگ هم نشان داده نميتوان فضا را به طور كامل كنترل كرد.
ثبت و نظارت بر سايتهاي همسريابي اگرچه خبري مهم به شمار ميرود، اما بايد توجه داشت كه بخش عمده آشناييها در اين سايتها انجام نميشوند! البته كنترل سايتهاي همسريابي، قطعا ميتواند بستر بسياري از كلاهبرداريها و… را از بين ببرد، اما راه حل قطعي نيست.
به نظر ميرسد در حالي كه اذهان عمومي به سمت «ثبت پايگاههاي همسريابي» سوق يافته است، موضوع محوري تر، موضوع حذف روابط كنترل شده در دانشگاهها و سرريز شدن آن به فضاهاي ديگر باشد.
انتخاب همسر از طريق سايتهاي اينترنتي هر چند شكل جديد و بهروزي دارد، اما محتواي آن همان است كه در دهههاي 1340 تا 1360 در نشريات (براي مثال زن روز) با شكلي ديگر وجود داشت و عدهاي خاص هم مخاطب دارند، ساير آشناييها در فضاهاي مجازي به تجربه در سايتهاي اجتماعي مجازي اتفاق ميافتد.
موضوع سايتهاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشناييهاي جوانان در ازدواجهاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است.
در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينههاي زندگي دو نفره است.**
پینوشتها:
* بعد خانوار به تعداد متوسط افراد ساكن در يك خانواده گفته مي شود. در سال 1371 بعد خانوارهاي ايراني برابر 4.93 نفر، در سال 1380 برابر 4.53 نفر و در سال 1389 اين رقم به 3.7 نفر ميرسد كه حاكي از كاهش تعداد افراد خانوادههاي ايراني است.
**بر اساس آمارهاي بانك مركزي، در ایران سال ۱۳۸۹ نسبت به سال ۱۳۸۰سهم خانوارهایی که در آنها هیچکس کار نداشته 23/63 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 65/1 درصد رشد داشته است.
در عوض در همین دوره زمانی سهم خانوارهایی که در آنها بیش از سه نفر شاغل وجود داشته 24/40 درصد و سهم خانوارهایی که دو نفر شاغل داشتند 11/27 درصد کاهش داشته است.در سال ۱۳۸۰ تنها 7/13 درصد خانوارهای ایرانی بدون شغل بودند، این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ این رقم به 5/22 درصد از خانوارها رسیده است، در حالی که در 5/54 درصد از خانوارها لااقل یک نفر شاغل داشتند، در سال ۱۳۸۹ این رقم به 4/55 درصد رسیده است.از دیگر سو، در 6/23 درصد از خانوارهای سال ۱۳۸۰ دو نفر شاغل وجود داشته که این رقم در سال ۱۳۸۹ به 2/17 درصد رسیده است، در سال ۱۳۸۰ از مجموع خانوارهای ایران 2/8 درصد از آنها سه نفر یا بیشتر شاغل وجود داشت؛ این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ تنها ۴٫۹ درصد از خانوارها چنین وضعیتی داشتند.
معضلي هم هست به نام «دهه شصتي». اين دهه شصت هر وقت نامش به ميان آمده حاشيه و مشكل داشته است. از آن سالها كه به دنيا آمدند از شيرخشك گرفته تا پوشك بچه ناياب شد. جلو بياييم تا برسيم به دبستانهاي دو شيفته (و گاهي سه شيفته)، نيمكتهاي چهار نفره و روي صندلي نشستن وسطيها (اينها براي متولدين دهه هفتاد و هشتاد زياد قابل لمس نيست) به كنكور هم كه رسيدند، گلگوگاه كنكور تنگتر شد، متقاضي زياد بود و فضاي آموزشي كم، موسسات كنكور كار و بارشان سكه شد و…

دهه شصتی ها حالا به سن ازدواج رسیدند/ برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید
درسشان هم كه تمام شد، همان موسساتي كه براي كارشناسي كار ميكردند، حالا براي ارشد وارد عمل شدند. خلاصه آنكه اينها ـ متولدين دهه شصت ـ ظاهرا هميشه معضل بودند و در هر مقطعي كه وارد شدند، معضل درست كردند.
اين همه مقدمه بود كه سراغ معضل جديد برويم؛ ازدواج دهه شصتيها! همين چند روز قبل عادل آذر گفته است دهه شصتيها تمايلي به بچهدار شدن ندارند، البته موسسه آمار احتمالا نظرسنجي در اين باره نكرده و آنچه شايد تمايل تعبير شود، احتمالا توانايي است. گويي متولدين دهه شصت در آن سالهاي گذرگاه تنگ كنكور، دوست نداشتند دانشگاه بروند، يا دوست داشتند ولي عبور از آن گذرگاه سخت بود، مثل همين حالا، دوست دارند ازدواج كنند، بچه دار شوند و… ولي آيا واقعا ميتوانند؟
زياد هم بيراه نيست؛ بر اساس آخرين آمارهاي بانك مركزي مشاهده میشود که تعداد خانوادههای تکنفره (مجردی) در سال ۱۳۸۰ تنها 5/4 درصد از کل خانوارها بوده، اما این درصد تا سال ۱۳۸۳ حتی کاهش هم داشته و تا ۴/۴ درصد هم رسیده است.
با این حال در سال ۱۳۸۴ سهم خانههای مجردی مجددا به 5/4 درصد میرسد. در سال ۱۳۸۵ با یازده درصد رشد، سهم خانههای مجردی به ۵ درصد از مجموع خانوارها ارتقا مییابد. در سال ۱۳۸۶ این ۵ درصد همچنان ثابت است؛ اما در سال ۱۳۸۷ با ۶ درصد افزایش سهم مجردها به 3/5 درصد از مجموع میرسد. در سال ۱۳۸۸ این رقم با رشد ۹ درصدی به 8/5 درصد میرسد و در سال ۱۳۸۹ با رشد تقریبا ۱۴ درصدی سهم خانههای مجردی (تکنفره) به 6/6 درصد از کل میرسد.
هنوز آمار مربوط به سال 1390 اعلام نشده، اما بر فرض عدم افزايش، اين رقم از خانوارهاي تك نفره واقعا هم در كشوري مثل ايران قابل توجه به نظر ميرسد. گفتني آنكه اين رخداد را نميتوان به پاي تبليغات دولتي گذاشت؛ چراكه اگر اين تبليغات اثرگذار بود، قاعدتا بايد در دوره دولتهاي قبلي اين اتفاقات ميافتاد.
مسكن، تعهد مالي و تمايل!
امروز بيش از همه چيز موضوع همسريابي مورد توجه قرار گرفته است، اما آيا واقعا مشكل ازدواج جوانان و تعدد خانوارهاي يك نفره يا مجردي در «انتخاب همسر» است؟ به نظر نميرسد جوانان ايراني، لااقل جوانان ايران امروز در اين زمينه مشكلي داشته باشند، روابط آنان به سرعت رو به گسترش گذاشته است، خانوادهها هم هنوز ميتوانند نقش سنتي خود را ايفا كنند.
مشكل اصلي مشكل مسكن است كه طي سالهاي گذشته افزايش قيمت داشته است، موضوع ديگر هزينههاي ازدواج كه نوعي از تعهد مالي را ايجاد ميكند و جوانان سخت به اين تعهد تن ميدهند و اين زياد به بحث تمايل مربوط نيست، شايد بيشتر موضوع عدمتوانايي باشد.
جامعه ايراني، جامعه اي است كه از يك سو با مظاهر فرهنگ سنتي خود آشناست و از ديگر سو با توسعه تكنولوژيها با فرهنگهاي جديدي آشنا ميشود.
بنابر برخي ادعاها، از آغاز سال تحصيلي 1392-1391، قرار است تفكيك جنسيتي در دانشگاهها پياده شود. دانشگاهها محيطهاي مناسبي براي آشنايي زوجهاي جوان بوده و هستند، اگر قرار است آشناييها در جايي جز ظرف مناسبات سنتي ايجاد شود، گزينههايي نظير «خيابان»، «پارك»، «محيط كار»، «جوامع مجازي» و… روي ميز خواهد بود كه هيچ يك به اندازه محيطي شبيه دانشگاه منطقي نيست!
اما اگر واقعا گزينه دانشگاه حذف شود، طبيعتا بخش بزرگي از اين نياز به جامعه مجازي سرريز خواهد شد، تجربه فيلترينگ هم نشان داده نميتوان فضا را به طور كامل كنترل كرد.
ثبت و نظارت بر سايتهاي همسريابي اگرچه خبري مهم به شمار ميرود، اما بايد توجه داشت كه بخش عمده آشناييها در اين سايتها انجام نميشوند! البته كنترل سايتهاي همسريابي، قطعا ميتواند بستر بسياري از كلاهبرداريها و… را از بين ببرد، اما راه حل قطعي نيست.
به نظر ميرسد در حالي كه اذهان عمومي به سمت «ثبت پايگاههاي همسريابي» سوق يافته است، موضوع محوري تر، موضوع حذف روابط كنترل شده در دانشگاهها و سرريز شدن آن به فضاهاي ديگر باشد.
انتخاب همسر از طريق سايتهاي اينترنتي هر چند شكل جديد و بهروزي دارد، اما محتواي آن همان است كه در دهههاي 1340 تا 1360 در نشريات (براي مثال زن روز) با شكلي ديگر وجود داشت و عدهاي خاص هم مخاطب دارند، ساير آشناييها در فضاهاي مجازي به تجربه در سايتهاي اجتماعي مجازي اتفاق ميافتد.
موضوع سايتهاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشناييهاي جوانان در ازدواجهاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است.
در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينههاي زندگي دو نفره است.**
پینوشتها:
* بعد خانوار به تعداد متوسط افراد ساكن در يك خانواده گفته مي شود. در سال 1371 بعد خانوارهاي ايراني برابر 4.93 نفر، در سال 1380 برابر 4.53 نفر و در سال 1389 اين رقم به 3.7 نفر ميرسد كه حاكي از كاهش تعداد افراد خانوادههاي ايراني است.
**بر اساس آمارهاي بانك مركزي، در ایران سال ۱۳۸۹ نسبت به سال ۱۳۸۰سهم خانوارهایی که در آنها هیچکس کار نداشته 23/63 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 65/1 درصد رشد داشته است.
در عوض در همین دوره زمانی سهم خانوارهایی که در آنها بیش از سه نفر شاغل وجود داشته 24/40 درصد و سهم خانوارهایی که دو نفر شاغل داشتند 11/27 درصد کاهش داشته است.در سال ۱۳۸۰ تنها 7/13 درصد خانوارهای ایرانی بدون شغل بودند، این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ این رقم به 5/22 درصد از خانوارها رسیده است، در حالی که در 5/54 درصد از خانوارها لااقل یک نفر شاغل داشتند، در سال ۱۳۸۹ این رقم به 4/55 درصد رسیده است.از دیگر سو، در 6/23 درصد از خانوارهای سال ۱۳۸۰ دو نفر شاغل وجود داشته که این رقم در سال ۱۳۸۹ به 2/17 درصد رسیده است، در سال ۱۳۸۰ از مجموع خانوارهای ایران 2/8 درصد از آنها سه نفر یا بیشتر شاغل وجود داشت؛ این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ تنها ۴٫۹ درصد از خانوارها چنین وضعیتی داشتند.
————————-
این مطلب را برای ضمیمه آخر هفته دنیای اقتصاد شماره یازدهم نوشتم