بایگانی

بایگانی مهر

جوابیه وزارت صنعت معدن و تجارت

۹ مهر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

در پی درج مطلبی در این وبلاگ  تحت عنوان «آمار سازی در وزارت صنایع یا خطای کارشناسی؟» در 27 شهریور ماه روابط عمومی وزارت وزارت صنعت معدن و تجارت طی جوابیه ای به ابهامات مطرح شده در مطلب مزبور پاسخ داده است که عینا در ادامه می آید:

***

جناب آقاي اميرهادي انواري
مدير مسئول محترم سايت انواري آنلاين
با سلام و احترام؛
عطف به خبر«آمارسازي در وزارت صنايع يا خطاي كارشناسي» منتشره در مورخ28/6/91، جوابيه ذيل ارسال مي‌گردد. خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به انتشار آن در اسرع وقت اقدام نمايند./ب
حسين پرسان فومني
مدير كل روابط عمومي
با توجه به ابهامات مطرح شده درخصوص آمار توليد خودرو و «ناقص» عنوان نمودن آمار ماهانه توليد اين محصول موارد ذيل را به اطلاع مي‌رساند:
ارائه آمار و اطلاعات بخش صنعت و معدن كشور با توجه به وجود سامانه‌هاي موجود در اين بخش از به روزترين و در دسترس ترين منابع اطلاعاتي كشور محسوب شده كه علاوه بر تأكيد متوليان آن بر صحت و سقم اطلاعات منتشره،‌ داراي كمترين تأخير زماني ممكن در انتشار اين اطلاعات خصوصا در بخش توليد مي‌باشد.
نكته قابل ذكر در اين خصوص اينست كه همانند تمامي مراكز آماري و متوليان انتشار اطلاعات، لزوم اعلام آمار در كوتاه ترين زمان ممكن، اين مراكز را ناچار مي‌سازد تا اقدام به انتشار اطلاعات مقدماتي نمايند. مسلما پس از گذشت زمان مقرر اين ارگان‌ها نسبت به بازنگري، اصلاح و نهايي نمودن اين اطلاعات اقدامات لازم را صورت داده و نتيجه را در اختيار ذينفعان و مخاطبان اين آمار قرار خواهند داد.
وزارت صنعت، معدن و تجارت نيز به عنوان متولي انتشار اطلاعات مجوزهاي صنعتي صادره و آمار توليد محصولات منتخب صنعتي، از اين امر مستثني نبوده و درخصوص آمار توليد، بصورت ماهيانه اطلاعات لازم را از شركت‌هاي توليدي دريافت و حتي‌الامكان در دهه اول هر ماه جمع بندي و اعلام مي‌نمايد. لذا آمار توليد برخي از شركت‌ها كه پس از مقطع زماني مقرر دريافت مي‌شود در گزارشهاي توليد ماه بعد لحاظ شده و آمار آن ماه نيز اصلاح مي‌گردد. به طور مثال در گزارش توليد خودرو در تيرماه، آمار توليد شركت‌هاي مديران خودرو و كرمان خودرو با تأخير در اختيار كارشناسان دفتر تخصصي اين صنعت قرار گرفت. لذا در اطلاعات منتشره در مردادماه آمار توليد اين دو واحد به مجموع ميزان توليد خودرو كشور اضافه شد كه طبيعتا در سر جمع توليدات سال تا مرداد ماه در مقايسه با رقم پيشين سال تا تير ماه بعلاوه توليد ماه مرداد اين اختلاف بروز مي‌كرد.
در خاتمه خواهشمند است مقرر فرمائيد قبل از ايراد هر گونه اتهام قابل پيگيرد، در صورت ايجاد ابهام و سوال، موارد را به اين اداره كل منعكس و از بي اعتمادسازي آحاد جامعه به بدنه آماري كشور كه تاكنون نيز لطمات جبران ناپذيري را متحمل شده است خودداري نمايند. بالطبع اداره كل روابط عمومي وزارت صنعت، معدن و تجارت نيز آمادگي كامل خود را جهت برگزاري
هرگونه جلسه و نشست درخصوص بررسي آمار منتشره بخش صنعت و معدن كشور با تمامي فعالان رسانه اعلام داشته و آماده پاسخ گوئي به هرگونه ابهام دراين خصوص مي‌باشد

جناب آقاي اميرهادي انواري

مدير مسئول محترم سايت انواري آنلاين

با سلام و احترام؛

عطف به خبر«آمارسازي در وزارت صنايع يا خطاي كارشناسي» منتشره در مورخ28/6/91، جوابيه ذيل ارسال مي‌گردد. خواهشمند است دستور فرمائيد نسبت به انتشار آن در اسرع وقت اقدام نمايند./ب

حسين پرسان فومني

مدير كل روابط عمومي

با توجه به ابهامات مطرح شده درخصوص آمار توليد خودرو و «ناقص» عنوان نمودن آمار ماهانه توليد اين محصول موارد ذيل را به اطلاع مي‌رساند:

ارائه آمار و اطلاعات بخش صنعت و معدن كشور با توجه به وجود سامانه‌هاي موجود در اين بخش از به روزترين و در دسترس ترين منابع اطلاعاتي كشور محسوب شده كه علاوه بر تأكيد متوليان آن بر صحت و سقم اطلاعات منتشره،‌ داراي كمترين تأخير زماني ممكن در انتشار اين اطلاعات خصوصا در بخش توليد مي‌باشد.

نكته قابل ذكر در اين خصوص اينست كه همانند تمامي مراكز آماري و متوليان انتشار اطلاعات، لزوم اعلام آمار در كوتاه ترين زمان ممكن، اين مراكز را ناچار مي‌سازد تا اقدام به انتشار اطلاعات مقدماتي نمايند. مسلما پس از گذشت زمان مقرر اين ارگان‌ها نسبت به بازنگري، اصلاح و نهايي نمودن اين اطلاعات اقدامات لازم را صورت داده و نتيجه را در اختيار ذينفعان و مخاطبان اين آمار قرار خواهند داد.

وزارت صنعت، معدن و تجارت نيز به عنوان متولي انتشار اطلاعات مجوزهاي صنعتي صادره و آمار توليد محصولات منتخب صنعتي، از اين امر مستثني نبوده و درخصوص آمار توليد، بصورت ماهيانه اطلاعات لازم را از شركت‌هاي توليدي دريافت و حتي‌الامكان در دهه اول هر ماه جمع بندي و اعلام مي‌نمايد. لذا آمار توليد برخي از شركت‌ها كه پس از مقطع زماني مقرر دريافت مي‌شود در گزارشهاي توليد ماه بعد لحاظ شده و آمار آن ماه نيز اصلاح مي‌گردد. به طور مثال در گزارش توليد خودرو در تيرماه، آمار توليد شركت‌هاي مديران خودرو و كرمان خودرو با تأخير در اختيار كارشناسان دفتر تخصصي اين صنعت قرار گرفت. لذا در اطلاعات منتشره در مردادماه آمار توليد اين دو واحد به مجموع ميزان توليد خودرو كشور اضافه شد كه طبيعتا در سر جمع توليدات سال تا مرداد ماه در مقايسه با رقم پيشين سال تا تير ماه بعلاوه توليد ماه مرداد اين اختلاف بروز مي‌كرد.

در خاتمه خواهشمند است مقرر فرمائيد قبل از ايراد هر گونه اتهام قابل پيگيرد، در صورت ايجاد ابهام و سوال، موارد را به اين اداره كل منعكس و از بي اعتمادسازي آحاد جامعه به بدنه آماري كشور كه تاكنون نيز لطمات جبران ناپذيري را متحمل شده است خودداري نمايند. بالطبع اداره كل روابط عمومي وزارت صنعت، معدن و تجارت نيز آمادگي كامل خود را جهت برگزاري

هرگونه جلسه و نشست درخصوص بررسي آمار منتشره بخش صنعت و معدن كشور با تمامي فعالان رسانه اعلام داشته و آماده پاسخ گوئي به هرگونه ابهام دراين خصوص مي‌باشد

دیدار بشر با شاورمیسون پس از 2000 سال!

۹ مهر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه




خبر: «ستاره موسوم به شاورمیسون که هر 2000 سال یکبار از زمین قابل روئیت است سه شب دیگر در آسمان همه نقاط دنیا برای 3 دقیقه قابل روئیت است، این ستار، آخرین بار در سال 12 میلادی روئیت شده است*»

و بعد …. تمام رسانه ها، روزنامه ها درباره ش تحلیل می نویسن، که آی جماعت رخداد خارق العاده و… مردم صف میکشند، عینک های رصد پر فروش میشه و اون شب همه پشت بام هستند تا صورت مبارک «شاورمیسون» رو رصد کنند…حالا «شاورمیسون» چی هست؟ یه نور ضعیف که خیلی کوتاه میاد و میره ….

این بین ماه و خورشید و تمام ستاره های آسمون که هر شب بی ادعا و منت بالای سرمون هستند و از فرط تکرار هیچ وقت نگاهشونم نمیکنیم، اون طلوع بدبخت که اصلا محلش نمیزاریم، یا اون غروب سیاه بخت نارنجی زیبا که به دلگیری محکومه، به ما نگاه می کنند.

شاید اگر زبان قابل فهمی برامون داشتند به ما می گفتند«بی چشم و روها… ما قشنگ تریم یا این شاورمیسون شما؟ »

و ما هرگز نمیتونیم پاسخی داشته باشیم جز اینکه«تو قشنگ تری خورشید، مخصوصا اون طلوع شیری رنگت و اون غروبت با اون نارجی فوق العاده ت، که هیچ نقاشی نمیتونه تصویرش کنه…. اما مقصری، چون زیاد هستی»


فکر کنیم به اطرافیان زیبامون، به معجزه خانواده، شاید دوستان  واقعا دوست داشتنیمون. همه اونهایی که  خورشید و ماه و ستاره زندگی ما هستند، اما از بسکه هستند، ما نمیبینیمشون.

راستیکه، زیبایی ها واقعا زیبا هستند، یا چون نادر و کمیاب هستند پرطرفدار؟
اگر با من در مورد این فراموشی دردناک، یعنی دیدن زیبایی های بی ادعای اطرافمون موافقید، طلوع فردا رو، یا دیدن روی ماه خانواده و عزیزانتون رو از دست ندید، شاید برای دیدن دیر بشه!


——————

* یک خبر ازلکی از خودم در آوردم

همسریابی یا دهه شصتی، کدامیک معضل هستند؟

۶ مهر ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

موضوع سايت‌هاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشنايي‌هاي جوانان در ازدواج‌هاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است. در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينه‌هاي زندگي دو نفره است.**

معضلي هم هست به نام «دهه شصتي». اين دهه شصت هر وقت نامش به ميان آمده حاشيه و مشكل داشته است. از آن سال‌ها كه به دنيا آمدند از شيرخشك گرفته تا پوشك بچه ناياب شد. جلو بياييم تا برسيم به دبستان‌هاي دو شيفته (و گاهي سه شيفته)، نيم‌كت‌هاي چهار نفره و روي صندلي نشستن وسطي‌ها (اين‌ها براي متولدين دهه هفتاد و هشتاد زياد قابل لمس نيست) به كنكور هم كه رسيدند، گلگوگاه كنكور تنگ‌تر شد، متقاضي زياد بود و فضاي آموزشي كم، موسسات كنكور كار و بارشان سكه شد و…
درسشان هم كه تمام شد، همان موسساتي كه براي كارشناسي كار مي‌كردند، حالا براي ارشد وارد عمل شدند. خلاصه آنكه اينها ـ متولدين دهه شصت ـ ظاهرا هميشه معضل بودند و در هر مقطعي كه وارد شدند، معضل درست كردند.
اين همه مقدمه بود كه سراغ معضل جديد برويم؛‌ ازدواج دهه شصتي‌ها! همين چند روز قبل عادل آذر گفته است دهه شصتي‌ها تمايلي به بچه‌دار شدن ندارند، البته موسسه آمار احتمالا نظرسنجي در اين باره نكرده و آنچه شايد تمايل تعبير شود، احتمالا توانايي است. گويي متولدين دهه شصت در آن سال‌هاي گذرگاه تنگ كنكور، دوست نداشتند دانشگاه بروند، يا دوست داشتند ولي عبور از آن گذرگاه سخت بود، مثل همين حالا، دوست دارند ازدواج كنند، بچه دار شوند و… ولي آيا واقعا مي‌توانند؟
زياد هم بيراه نيست؛ بر اساس آخرين آمارهاي بانك مركزي مشاهده می‌شود که تعداد خانواده‌های تک‌نفره (مجردی) در سال ۱۳۸۰ تنها 5/4 درصد از کل خانوار‌ها بوده، اما این‌ درصد تا سال ۱۳۸۳ حتی کاهش هم داشته و تا ۴/۴ درصد هم رسیده است.
با این حال در سال ۱۳۸۴ سهم خانه‌های مجردی مجددا به 5/4 درصد می‌رسد. در سال ۱۳۸۵ با یازده‌ درصد رشد، سهم خانه‌های مجردی به ۵‌ درصد از مجموع خانوارها ارتقا می‌یابد. در سال ۱۳۸۶ این ۵‌ درصد همچنان ثابت است؛ اما در سال ۱۳۸۷ با ۶‌ درصد افزایش سهم مجردها به 3/5 درصد از مجموع می‌رسد. در سال ۱۳۸۸ این رقم با رشد ۹‌ درصدی به 8/5 درصد می‌رسد و در سال ۱۳۸۹ با رشد تقریبا ۱۴‌ درصدی سهم خانه‌های مجردی (تک‌نفره) به 6/6 درصد از کل می‌رسد.
هنوز آمار مربوط به سال 1390 اعلام نشده، اما بر فرض عدم افزايش، اين رقم از خانوارهاي تك نفره واقعا هم در كشوري مثل ايران قابل توجه به نظر مي‌رسد. گفتني آنكه اين رخداد را نمي‌توان به پاي تبليغات دولتي گذاشت؛ چراكه اگر اين تبليغات اثرگذار بود، قاعدتا بايد در دوره دولت‌هاي قبلي اين اتفاقات مي‌افتاد.
مسكن، تعهد مالي و تمايل!
امروز بيش از همه چيز موضوع همسريابي مورد توجه قرار گرفته است،‌ اما آيا واقعا مشكل ازدواج جوانان و تعدد خانوارهاي يك نفره يا مجردي در «انتخاب همسر» است؟ به نظر نمي‌رسد جوانان ايراني، لااقل جوانان ايران امروز در اين زمينه مشكلي داشته باشند، روابط آنان به سرعت رو به گسترش گذاشته است، خانواده‌ها هم هنوز مي‌توانند نقش سنتي خود را ايفا كنند.
مشكل اصلي مشكل مسكن است كه طي سال‌هاي گذشته افزايش قيمت داشته است، موضوع ديگر هزينه‌هاي ازدواج كه نوعي از تعهد مالي را ايجاد مي‌كند و جوانان سخت به اين تعهد تن مي‌دهند و اين زياد به بحث تمايل مربوط نيست، شايد بيشتر موضوع عدم‌توانايي باشد.
جامعه ايراني، جامعه اي است كه از يك سو با مظاهر فرهنگ سنتي خود آشناست و از ديگر سو با توسعه تكنولوژي‌ها با فرهنگ‌هاي جديدي آشنا مي‌شود.
بنابر برخي ادعاها، از آغاز سال تحصيلي 1392-1391، قرار است تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها پياده شود. دانشگاه‌ها محيط‌هاي مناسبي براي آشنايي زوج‌هاي جوان بوده و هستند، اگر قرار است آشنايي‌ها در جايي جز ظرف مناسبات سنتي ايجاد شود، گزينه‌هايي نظير «خيابان»، «پارك»، «محيط كار»، «جوامع مجازي» و… روي ميز خواهد بود كه هيچ يك به اندازه محيطي شبيه دانشگاه منطقي نيست!
اما اگر واقعا گزينه دانشگاه حذف شود، طبيعتا بخش بزرگي از اين نياز به جامعه مجازي سرريز خواهد شد،‌ تجربه فيلترينگ هم نشان داده نمي‌توان فضا را به طور كامل كنترل كرد.
ثبت و نظارت بر سايت‌هاي همسريابي اگرچه خبري مهم به شمار مي‌رود، اما بايد توجه داشت كه بخش عمده آشنايي‌ها در اين سايت‌ها انجام نمي‌شوند! البته كنترل سايت‌هاي همسريابي، قطعا مي‌تواند بستر بسياري از كلاهبرداري‌ها و… را از بين ببرد، اما راه حل قطعي نيست.
به نظر مي‌رسد در حالي كه اذهان عمومي به سمت «ثبت پايگاه‌هاي همسريابي» سوق يافته است، موضوع محوري تر، موضوع حذف روابط كنترل شده در دانشگاه‌ها و سرريز شدن آن به فضاهاي ديگر باشد.
انتخاب همسر از طريق سايت‌هاي اينترنتي هر چند شكل جديد و به‌روزي دارد، اما محتواي آن همان است كه در دهه‌هاي 1340 تا 1360 در نشريات (براي مثال زن روز) با شكلي ديگر وجود داشت و عده‌اي خاص هم مخاطب دارند، ساير آشنايي‌ها در فضاهاي مجازي به تجربه در سايت‌هاي اجتماعي مجازي اتفاق مي‌افتد.
موضوع سايت‌هاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشنايي‌هاي جوانان در ازدواج‌هاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است.
در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينه‌هاي زندگي دو نفره است.**
پی‌نوشت‌ها:
* بعد خانوار به تعداد متوسط افراد ساكن در يك خانواده گفته مي شود. در سال 1371 بعد خانوارهاي ايراني برابر 4.93 نفر، در سال 1380 برابر 4.53 نفر و در سال 1389 اين رقم به 3.7 نفر مي‌رسد كه حاكي از كاهش تعداد افراد خانواده‌هاي ايراني است.
**بر اساس آمارهاي بانك مركزي، در ایران سال ۱۳۸۹ نسبت به سال ۱۳۸۰سهم خانوارهایی که در آنها هیچ‌کس کار نداشته 23/63 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 65/1 درصد رشد داشته است.
در عوض در همین دوره زمانی سهم خانوارهایی که در آنها بیش از سه نفر شاغل وجود داشته 24/40 درصد و سهم خانوارهایی که دو نفر شاغل داشتند 11/27 درصد کاهش داشته است.در سال ۱۳۸۰ تنها 7/13 درصد خانوارهای ایرانی بدون شغل بودند، این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ این رقم به 5/22 درصد از خانوارها رسیده است، در حالی که در 5/54 درصد از خانوارها لااقل یک نفر شاغل داشتند، در سال ۱۳۸۹ این رقم به 4/55 درصد رسیده است.از دیگر سو، در 6/23 درصد از خانوارهای سال ۱۳۸۰ دو نفر شاغل وجود داشته که این رقم در سال ۱۳۸۹ به 2/17 درصد رسیده است، در سال ۱۳۸۰ از مجموع خانوارهای ایران 2/8 درصد از آنها سه نفر یا بیشتر شاغل وجود داشت؛ این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ تنها ۴٫۹ درصد از خانوارها چنین وضعیتی داشتند.

معضلي هم هست به نام «دهه شصتي». اين دهه شصت هر وقت نامش به ميان آمده حاشيه و مشكل داشته است. از آن سال‌ها كه به دنيا آمدند از شيرخشك گرفته تا پوشك بچه ناياب شد. جلو بياييم تا برسيم به دبستان‌هاي دو شيفته (و گاهي سه شيفته)، نيم‌كت‌هاي چهار نفره و روي صندلي نشستن وسطي‌ها (اين‌ها براي متولدين دهه هفتاد و هشتاد زياد قابل لمس نيست) به كنكور هم كه رسيدند، گلگوگاه كنكور تنگ‌تر شد، متقاضي زياد بود و فضاي آموزشي كم، موسسات كنكور كار و بارشان سكه شد و…

دهه شصتی ها حالا به سن ازدواج رسیدند/ برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

دهه شصتی ها حالا به سن ازدواج رسیدند/ برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

درسشان هم كه تمام شد، همان موسساتي كه براي كارشناسي كار مي‌كردند، حالا براي ارشد وارد عمل شدند. خلاصه آنكه اينها ـ متولدين دهه شصت ـ ظاهرا هميشه معضل بودند و در هر مقطعي كه وارد شدند، معضل درست كردند.

اين همه مقدمه بود كه سراغ معضل جديد برويم؛‌ ازدواج دهه شصتي‌ها! همين چند روز قبل عادل آذر گفته است دهه شصتي‌ها تمايلي به بچه‌دار شدن ندارند، البته موسسه آمار احتمالا نظرسنجي در اين باره نكرده و آنچه شايد تمايل تعبير شود، احتمالا توانايي است. گويي متولدين دهه شصت در آن سال‌هاي گذرگاه تنگ كنكور، دوست نداشتند دانشگاه بروند، يا دوست داشتند ولي عبور از آن گذرگاه سخت بود، مثل همين حالا، دوست دارند ازدواج كنند، بچه دار شوند و… ولي آيا واقعا مي‌توانند؟

زياد هم بيراه نيست؛ بر اساس آخرين آمارهاي بانك مركزي مشاهده می‌شود که تعداد خانواده‌های تک‌نفره (مجردی) در سال ۱۳۸۰ تنها 5/4 درصد از کل خانوار‌ها بوده، اما این‌ درصد تا سال ۱۳۸۳ حتی کاهش هم داشته و تا ۴/۴ درصد هم رسیده است.

با این حال در سال ۱۳۸۴ سهم خانه‌های مجردی مجددا به 5/4 درصد می‌رسد. در سال ۱۳۸۵ با یازده‌ درصد رشد، سهم خانه‌های مجردی به ۵‌ درصد از مجموع خانوارها ارتقا می‌یابد. در سال ۱۳۸۶ این ۵‌ درصد همچنان ثابت است؛ اما در سال ۱۳۸۷ با ۶‌ درصد افزایش سهم مجردها به 3/5 درصد از مجموع می‌رسد. در سال ۱۳۸۸ این رقم با رشد ۹‌ درصدی به 8/5 درصد می‌رسد و در سال ۱۳۸۹ با رشد تقریبا ۱۴‌ درصدی سهم خانه‌های مجردی (تک‌نفره) به 6/6 درصد از کل می‌رسد.

هنوز آمار مربوط به سال 1390 اعلام نشده، اما بر فرض عدم افزايش، اين رقم از خانوارهاي تك نفره واقعا هم در كشوري مثل ايران قابل توجه به نظر مي‌رسد. گفتني آنكه اين رخداد را نمي‌توان به پاي تبليغات دولتي گذاشت؛ چراكه اگر اين تبليغات اثرگذار بود، قاعدتا بايد در دوره دولت‌هاي قبلي اين اتفاقات مي‌افتاد.

مسكن، تعهد مالي و تمايل!

امروز بيش از همه چيز موضوع همسريابي مورد توجه قرار گرفته است،‌ اما آيا واقعا مشكل ازدواج جوانان و تعدد خانوارهاي يك نفره يا مجردي در «انتخاب همسر» است؟ به نظر نمي‌رسد جوانان ايراني، لااقل جوانان ايران امروز در اين زمينه مشكلي داشته باشند، روابط آنان به سرعت رو به گسترش گذاشته است، خانواده‌ها هم هنوز مي‌توانند نقش سنتي خود را ايفا كنند.

مشكل اصلي مشكل مسكن است كه طي سال‌هاي گذشته افزايش قيمت داشته است، موضوع ديگر هزينه‌هاي ازدواج كه نوعي از تعهد مالي را ايجاد مي‌كند و جوانان سخت به اين تعهد تن مي‌دهند و اين زياد به بحث تمايل مربوط نيست، شايد بيشتر موضوع عدم‌توانايي باشد.

جامعه ايراني، جامعه اي است كه از يك سو با مظاهر فرهنگ سنتي خود آشناست و از ديگر سو با توسعه تكنولوژي‌ها با فرهنگ‌هاي جديدي آشنا مي‌شود.

بنابر برخي ادعاها، از آغاز سال تحصيلي 1392-1391، قرار است تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها پياده شود. دانشگاه‌ها محيط‌هاي مناسبي براي آشنايي زوج‌هاي جوان بوده و هستند، اگر قرار است آشنايي‌ها در جايي جز ظرف مناسبات سنتي ايجاد شود، گزينه‌هايي نظير «خيابان»، «پارك»، «محيط كار»، «جوامع مجازي» و… روي ميز خواهد بود كه هيچ يك به اندازه محيطي شبيه دانشگاه منطقي نيست!

اما اگر واقعا گزينه دانشگاه حذف شود، طبيعتا بخش بزرگي از اين نياز به جامعه مجازي سرريز خواهد شد،‌ تجربه فيلترينگ هم نشان داده نمي‌توان فضا را به طور كامل كنترل كرد.

ثبت و نظارت بر سايت‌هاي همسريابي اگرچه خبري مهم به شمار مي‌رود، اما بايد توجه داشت كه بخش عمده آشنايي‌ها در اين سايت‌ها انجام نمي‌شوند! البته كنترل سايت‌هاي همسريابي، قطعا مي‌تواند بستر بسياري از كلاهبرداري‌ها و… را از بين ببرد، اما راه حل قطعي نيست.

به نظر مي‌رسد در حالي كه اذهان عمومي به سمت «ثبت پايگاه‌هاي همسريابي» سوق يافته است، موضوع محوري تر، موضوع حذف روابط كنترل شده در دانشگاه‌ها و سرريز شدن آن به فضاهاي ديگر باشد.

انتخاب همسر از طريق سايت‌هاي اينترنتي هر چند شكل جديد و به‌روزي دارد، اما محتواي آن همان است كه در دهه‌هاي 1340 تا 1360 در نشريات (براي مثال زن روز) با شكلي ديگر وجود داشت و عده‌اي خاص هم مخاطب دارند، ساير آشنايي‌ها در فضاهاي مجازي به تجربه در سايت‌هاي اجتماعي مجازي اتفاق مي‌افتد.

موضوع سايت‌هاي همسريابي آنقدرها بحراني نيست كه به اين سطح از نظارت و خبرسازي نياز داشته باشد، اما موضوع جاي خالي دانشگاه به عنوان فضايي منطقي و معقول براي آشنايي‌هاي جوانان در ازدواج‌هاي غير سنتي و چگونگي پر كردن آن، موضوع پر اهميت تري است كه هنوز به آن پاسخي داده نشده است.

در باب موضوع افزايش خانوارهاي تك نفره و كاهش بعد خانوار*، بيش از آنكه تبليغات مورد توجه قرار گيرد، موضوع عيني و ملموس، موضوع ناتواني جوانان براي تامين هزينه‌هاي زندگي دو نفره است.**

پی‌نوشت‌ها:

* بعد خانوار به تعداد متوسط افراد ساكن در يك خانواده گفته مي شود. در سال 1371 بعد خانوارهاي ايراني برابر 4.93 نفر، در سال 1380 برابر 4.53 نفر و در سال 1389 اين رقم به 3.7 نفر مي‌رسد كه حاكي از كاهش تعداد افراد خانواده‌هاي ايراني است.

**بر اساس آمارهاي بانك مركزي، در ایران سال ۱۳۸۹ نسبت به سال ۱۳۸۰سهم خانوارهایی که در آنها هیچ‌کس کار نداشته 23/63 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 65/1 درصد رشد داشته است.

در عوض در همین دوره زمانی سهم خانوارهایی که در آنها بیش از سه نفر شاغل وجود داشته 24/40 درصد و سهم خانوارهایی که دو نفر شاغل داشتند 11/27 درصد کاهش داشته است.در سال ۱۳۸۰ تنها 7/13 درصد خانوارهای ایرانی بدون شغل بودند، این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ این رقم به 5/22 درصد از خانوارها رسیده است، در حالی که در 5/54 درصد از خانوارها لااقل یک نفر شاغل داشتند، در سال ۱۳۸۹ این رقم به 4/55 درصد رسیده است.از دیگر سو، در 6/23 درصد از خانوارهای سال ۱۳۸۰ دو نفر شاغل وجود داشته که این رقم در سال ۱۳۸۹ به 2/17 درصد رسیده است، در سال ۱۳۸۰ از مجموع خانوارهای ایران 2/8 درصد از آنها سه نفر یا بیشتر شاغل وجود داشت؛ این در حالی است که در سال ۱۳۸۹ تنها ۴٫۹ درصد از خانوارها چنین وضعیتی داشتند.

————————-

این مطلب را برای ضمیمه آخر هفته دنیای اقتصاد شماره یازدهم نوشتم