بایگانی

بایگانی مرداد

رمضان و بي‌آماري مطلق قيمت ها

۲ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
رمضان و بي‌آماري مطلق قيمت ها
امير هادي انواري
به ماه رمضان نزديك مي‌شويم. از قديم، دو شب در ايران براي سفره‌ها حكم كابوس را داشته؛ شب عيد نوروز و شب ماه مبارك رمضان. در اين مقاطع است كه هميشه قيمت مواد غذايي تغيير مي‌كرده و مي‌كند، موضوع هم ارتباطي به دولت‌هاي هفتم و هشتم و نهم و… حتي يازدهم هم ندارد. مكانيزم بازار مي‌گويد افزايش تقاضا يا كاهش عرضه هميشه مي‌تواند روي بازار تاثيرگذار باشد. امروز حدودا يك هفته به آغاز ماه مبارك رمضان باقي مانده و درست در همين زمان، انتشار آمار قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي متوقف شده است. پيش از اين بانك مركزي اين آمار را به صورت هفتگي منتشر مي‌كرد، حال اينكه اين آمار چقدر با قيمت‌هاي مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي گوناگون تفاوت داشت، خود بحث مفصل‌تري داشت، اما به هر سو اين آمار خوب يا بد، از سال‌ها قبل ارايه مي‌شد. اما از هفته منتهي به 27 خرداد، كمتر از يك ماه مانده به ماه مبارك و در زماني كه قيمت خوردني‌ها بطور متوسط بر اساس همان آمار افزايش 180درصدي نشان مي‌دادند بي‌سر و صدا انتشار آمار مزبور متوقف شد؛ توقفي كه تاكنون نيز ادامه دارد. ما درباره آمارهاي مربوط به بخش صنعت (كه بعضا نهايتا تا سال 88 ارايه شده‌اند و حدودا دو سال است آمار جديدي داده نمي‌شود) صحبت نمي‌كنيم، همان قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي هم ديگر ارايه نمي‌شود. سوال اينجاست كه مگر شرايط بحراني به وجود آمده كه بانك مركزي از ارايه اين آمار خودداري مي‌كند. پاسخي معمول داده مي‌شود كه از اين پس مركز آمار مسوول ارايه آمارها شده است؛ خب در مركز آمار هم قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي داده نمي‌شود. در واقع گزارشي به نام «قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي» اصولا از 27 خرداد به اين سو به فراموشي سپرده شده است و عجيب آنكه اين فراموشي درست در شب ماه رمضان اتفاق افتاده است. در حالي كه همزمان با انتقال مسووليت انتشار آمارهاي اقتصادي از بانك مركزي به مركز آمار، چند هفته‌يي مي‌شود كه برخي آمارهاي هفتگي و… پا در هوا باقي مانده‌اند، محمود بهمني، رييس كل بانك مركزي هفته گذشته در ششمين گردهمايي اعضاي شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي، از اعلام آمارهاي غيرواقعي از وضع اقتصاد كشور انتقاد كرد و خطاب به كساني كه آمارهاي كشور را زير سوال مي‌برند، گفت: كاري نكنيد كه سازمان‌هاي كشور، از ترس اينكه زير سوال بروند، از اعلام آمارهاي واقعي خودداري كنند، زيرا اين امر لطمه‌ جدي به اقتصاد كشور وارد مي‌كند. بهمني در حالي چنين موضع‌گيري كرده است كه هيچ توضيحي درباره انتقاد‌هاي مجلس نداده و در واقع اين عبارت «كاري نكنيد كه سازمان‌هاي كشور، از ترس اينكه زير سوال بروند، از اعلام آمارهاي واقعي خودداري كنند» به ظاهر نوعي تهديد است. سوال اينجاست كه مگر رسانه‌ها مي‌توانند جز آمارهاي رسمي روي آمار ديگري تحليل ارايه دهند و آيا در هفته‌هاي گذشته آماري باقي مانده كه رسانه‌ها «كاري نكنند»! امروز مهم‌ترين نياز يك رسانه اقتصادي با توجه به نزديكي ماه رمضان، همان قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي است كه اصلا وجود ندارد كه بتوان روي آن تحليلي ارايه كرد. اين دغدغه روزنامه‌نگاران يا اصحاب رسانه يا لفظ ناشايستي كه برخي مديران براي رسانه‌هاي منتقد تحت عنوان «سياه نمايي» به كار مي‌برند نيست، اين دغدغه يحيي آل‌اسحاقي است كه از ابتدا تا به حال در خدمت اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بوده و دست بر قضا پايگاه سياسي‌اش هم از محافظه‌كار‌ترين جناح‌هاي سياسي كشور يعني موتلفه اسلامي است. چهره‌يي مثل يحيي آل‌اسحاق هم در آخرين نشست هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران از عدم عدالت اطلاعات اقتصادي گله كرده بود، همين دغدغه را هم دكتر نهاونديان چهره نزديك به ديگر اصولگراي مشهور كشور يعني لاريجاني مطرح كرد.

بهمني در حالي چنين موضع‌گيري كرده است كه هيچ توضيحي درباره انتقاد‌هاي مجلس نداده و در واقع اين عبارت «كاري نكنيد كه سازمان‌هاي كشور، از ترس اينكه زير سوال بروند، از اعلام آمارهاي واقعي خودداري كنند» به ظاهر نوعي تهديد است.

سوال اينجاست كه مگر رسانه‌ها مي‌توانند جز آمارهاي رسمي روي آمار ديگري تحليل ارايه دهند و آيا در هفته‌هاي گذشته آماري باقي مانده كه رسانه‌ها «كاري نكنند»! امروز مهم‌ترين نياز يك رسانه اقتصادي با توجه به نزديكي ماه رمضان، همان قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي است كه اصلا وجود ندارد كه بتوان روي آن تحليلي ارايه كرد.

به ماه رمضان نزديك مي‌شويم. از قديم، دو شب در ايران براي سفره‌ها حكم كابوس را داشته؛ شب عيد نوروز و شب ماه مبارك رمضان. در اين مقاطع است كه هميشه قيمت مواد غذايي تغيير مي‌كرده و مي‌كند، موضوع هم ارتباطي به دولت‌هاي هفتم و هشتم و نهم و… حتي يازدهم هم ندارد.

مكانيزم بازار مي‌گويد افزايش تقاضا يا كاهش عرضه هميشه مي‌تواند روي بازار تاثيرگذار باشد. امروز حدودا يك هفته به آغاز ماه مبارك رمضان باقي مانده و درست در همين زمان، انتشار آمار قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي متوقف شده است. پيش از اين بانك مركزي اين آمار را به صورت هفتگي منتشر مي‌كرد، حال اينكه اين آمار چقدر با قيمت‌هاي مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي گوناگون تفاوت داشت، خود بحث مفصل‌تري داشت، اما به هر سو اين آمار خوب يا بد، از سال‌ها قبل ارايه مي‌شد.

اما از هفته منتهي به 27 خرداد، كمتر از يك ماه مانده به ماه مبارك و در زماني كه قيمت خوردني‌ها بطور متوسط بر اساس همان آمار افزايش 180درصدي نشان مي‌دادند بي‌سر و صدا انتشار آمار مزبور متوقف شد؛ توقفي كه تاكنون نيز ادامه دارد.

ما درباره آمارهاي مربوط به بخش صنعت (كه بعضا نهايتا تا سال 88 ارايه شده‌اند و حدودا دو سال است آمار جديدي داده نمي‌شود) صحبت نمي‌كنيم، همان قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي هم ديگر ارايه نمي‌شود. سوال اينجاست كه مگر شرايط بحراني به وجود آمده كه بانك مركزي از ارايه اين آمار خودداري مي‌كند. پاسخي معمول داده مي‌شود كه از اين پس مركز آمار مسوول ارايه آمارها شده است؛ خب در مركز آمار هم قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي داده نمي‌شود.

در واقع گزارشي به نام «قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي» اصولا از 27 خرداد به اين سو به فراموشي سپرده شده است و عجيب آنكه اين فراموشي درست در شب ماه رمضان اتفاق افتاده است. در حالي كه همزمان با انتقال مسووليت انتشار آمارهاي اقتصادي از بانك مركزي به مركز آمار، چند هفته‌يي مي‌شود كه برخي آمارهاي هفتگي و… پا در هوا باقي مانده‌اند، محمود بهمني، رييس كل بانك مركزي هفته گذشته در ششمين گردهمايي اعضاي شوراي گفت‌وگوي دولت و بخش خصوصي، از اعلام آمارهاي غيرواقعي از وضع اقتصاد كشور انتقاد كرد و خطاب به كساني كه آمارهاي كشور را زير سوال مي‌برند، گفت: كاري نكنيد كه سازمان‌هاي كشور، از ترس اينكه زير سوال بروند، از اعلام آمارهاي واقعي خودداري كنند، زيرا اين امر لطمه‌ جدي به اقتصاد كشور وارد مي‌كند.

بهمني در حالي چنين موضع‌گيري كرده است كه هيچ توضيحي درباره انتقاد‌هاي مجلس نداده و در واقع اين عبارت «كاري نكنيد كه سازمان‌هاي كشور، از ترس اينكه زير سوال بروند، از اعلام آمارهاي واقعي خودداري كنند» به ظاهر نوعي تهديد است.

سوال اينجاست كه مگر رسانه‌ها مي‌توانند جز آمارهاي رسمي روي آمار ديگري تحليل ارايه دهند و آيا در هفته‌هاي گذشته آماري باقي مانده كه رسانه‌ها «كاري نكنند»! امروز مهم‌ترين نياز يك رسانه اقتصادي با توجه به نزديكي ماه رمضان، همان قيمت خرده‌فروشي مواد غذايي است كه اصلا وجود ندارد كه بتوان روي آن تحليلي ارايه كرد.

اين دغدغه روزنامه‌نگاران يا اصحاب رسانه يا لفظ ناشايستي كه برخي مديران براي رسانه‌هاي منتقد تحت عنوان «سياه نمايي» به كار مي‌برند نيست، اين دغدغه يحيي آل‌اسحاقي است كه از ابتدا تا به حال در خدمت اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بوده و دست بر قضا پايگاه سياسي‌اش هم از محافظه‌كار‌ترين جناح‌هاي سياسي كشور يعني موتلفه اسلامي است. چهره‌يي مثل يحيي آل‌اسحاق هم در آخرين نشست هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران از عدم عدالت اطلاعات اقتصادي گله كرده بود، همين دغدغه را هم دكتر نهاونديان چهره نزديك به ديگر اصولگراي مشهور كشور يعني لاريجاني مطرح كرد.

—————————

این مطلب در روزنامه اعتماد مورخ 2 مرداد 1390، صفحه 4 منتشر شد

دو دستگاه هامر در کیش به جای یک پرادو در تهران

۲ مرداد ۱۳۹۰ 7 دیدگاه
کادیلاک - سی تی اس

کادیلاک - سی تی اس

اگر شما هم یک پراید دارید و دغدغه سرعت یا امنیت هم دارید، زیاد افسرده نباشید، چون در کنار یک شورلت کوروت هم که باشید، اینجا تهران است! در این بزرگراه های پر ترافیک تهران، سرعتتان تقریبا برابر است. احتمالا در سرعت 40 کیلومتر در ساعت(نهایت سرعتی که می شود به صورت عقلانی در ترافیک های تهران رانندگی کرد) زیاد امنیت شما تهدید نمی شود. خیالتان هم راحت است که اگر وسط این شلوغی و گرما و صدا، یک پیکان کار مدل 63 یا یک پیک موتوری هوس کرد، حرکات بتمن را در تهران شبیه سازی کند و سمت راست خودروی شما را مورد توجه قرار داد، خودروساز محترم داخلی به سرعت قطعات مورد نیاز شما را تامین میکند.

شاید شما هم در خیابان های تهران آن هامر پلاک شده را دیده باشید یا این روزها در خیابان نیاوران انواع خودروهای تولید شرکت جنرال موتورز را دیدید که پلاک کیش، پشت آنها خود نمایی میکند.

اگرچه در تهران افراد عادی نمیتوانند یکی از این خودروها را داشته باشند، دلیل هم مشخص است، خودروی هامر که برای همه پلاک نمی شود، میگویند اخیرا یک دستگاه هامر اچ تیری با پلاک تردد در تهران 360 میلیون تومان پلاک شده است، خب این پول 4 دستگاه پرادو یا چهار دستگاه سوئیت در تهران است.

اما اهالی کیش یا کیشوندان می توانند سوار یکی از آنها شوند. نبود ماشین امریکایی در تهران است، یا علاقه به این دست ماشین ها، به هر حال آنچه بیش از همه در کیش تردد میکند، ماشین های امریکایی است.

سواری 28 میلیونی با فورد تاروس

شما 28 میلیون تومان پول دارید. در تهران اگر خوش شانس باشید شاید بتوانید یک مدل دست دوم زانتیا بگیرید، شاید هم یک مگان دست دو، اما با همین پول میتوانید در جزیره کیش سوار فورد تاروس عادی شوید.

شورلت- تاهو

شورلت- تاهو

اگر 34 میلیون تومان پول داشته باشید، در تهران با این پول نهایتا می توانید یک مزدا 3 سوار شوید، اما با همین 34 تومان می توانستید در کیش سوار یک فورد تاروس فول شوید.

40 میلیون پول دارید، حتی با این پول در تهران به شما یک سراتو هم نمیدهند. یک دستگاه هیوندای I30 فعلا در تهران 40 میلیون و 800 هزار تومان است. اما با همین پول(یعنی 40 میلیون)  در کیش می توانید سوار یک دوج چلنجر شوید.خب این کمی با سراتو فرق میکند. حجم موتور آن 5.7 (لیتر) است، حداكثر قدرت 370 اسب بخار در 5800دور در دقیقه گیربكس 6 دنده هم دارد.

شورلت- تراورس

شورلت- تراورس

از هامر تا اسپرتج

نظرتان چیست؛ یک اسپورتج در تهران سوار شوید یا یک فورد اکسپلورر در کیش، تازه 4 میلیون هم ارزان تر! شما می توانید با 50 میلیون در کیش از سواری با فورد اکسپلورر لذت ببرید، اما فقط در آن جزیره گرم، نه در تهران.

واقعا ممکن است افسرده شوید اگر بدانید به جای یک دستگاه پرادو در تهران، می توانید دو دستگاه هامر اچ3 در کیش سوار شوید. تصورش هم ممکن است حس حسادت را بیدار کند که به جای یک سوناتا می شود در کیش سوار یک دستگاه شورلت تراورس شد، تازه با شش میلیون ارزان تر. خب، اگر از شورلت خوشتان نمی آید، می توانید با 50 میلیون تومان در کیش سوار یک دستگاه فورد اج هم بشوید.

فورد – تاروس

فورد – تاروس

پژو یا کامارو؟

53 میلیون تومان پول دارید، در تهران شاید با این پول بتوانید یک دستگاه پژو 407 بخرید. با همین پول می توانید در کیش سوار یک دستگاه شورلت کامارو هم بشوید، البته این دو با هم خیلی متفاوت هستند.

خیلی ها هستند که برای یک خودرو در تهران 60 میلیون تومان پول میپردازند. همین کمری ها که هرروز در تهران می بینید و نشانه تمول است و در کیش هم نشانه تاکسی، در تهران حدودا 60 میلیون تومان قیمت دارند. با پول یک تویوتا کمری در تهران، می شود در کیش سوار یک فورد موستانگ شد.

فورد - موستانگ

فورد - موستانگ

با 70 میلیون تومان شاید بشود یک جنسیس در تهران خرید، اما با همین پول در کیش میشود سوار یک دستگاه شورلت کوروت شد. 75 میلیون پول دارید، در کیش هم می توانید سوار یک دستگاه کادیلاک سی تی اس شوید هم یک شورلت تاهو را امتحان کنید.

اگر تا اینجای کار افسرده نشدید، در ادامه مطلب خواهید دید قیمت همین خودروها، اگر بر فرض ممکن بود به کشور وارد شوند و اجازه شماره گذاری پیدا می کردند چقدر می شد!

شورلت- کامارو

شورلت- کامارو

44 تا 90 میلیون

فورود تاروس عادی در خلیج فارس حدودا 21 میلیون تومان (حدودا هم قیمت ام وی ام 530 چینی در تهران) قیمت دارد. همین خودرو با هزینه گمرک و عوارض اگر به تهران برسد قیمتش به حدود 44 میلیون تومان میرسد. فورد تاروس فول هم در خلیج فارس حدود 27 میلیون تومان است(قیمت یک مگان دست دوم در تهران) اگر با عوارض محاسبه کنید، بر فرض آزاد بودن وارداتش در تهران قیمت آن حدود 57 میلیون می شد!

دوج چلنجر در خلیج فارس حدودا 33 میلیون تومان(هم قیمت یک مگان صفر در تهران) قیمت دارد، اگر این خودرو به تهران برسد حدودا 69 میلیون قیمت آن می شود.

هامر- اچ 3

هامر- اچ 3

90 تا 100 میلیون

شورلت تاروس، هامر اچ 3، فورد اج  و فورد اکسپلورر همگی در خلیج فارس حدودا 43 میلیون تومان هستند، همین ها اگر به تهران برسند، حدودا 90 میلیون قیمت دارند، البته بازهم از خودروهایی مثل پرادو ارزان تر هستند.

شورلت کامارو در خلیج فارس حدودا 46 میلیون تومان قیمت دارد که با حساب عوارض گمرکی، اگر چرخش به تهران برسد قیمتش باید چیزی نزدیک به 97 میلیون تومان شود.

دوج - چلنجر

دوج - چلنجر

100 میلیون به بالا

فورد موستانگ در خلیج فارس به پول ما حدودا 53 میلیون تومان قیمت دارد، اگر این خودرو را کسی به تهران وارد کند با احتساب عوارض گمرکی ارزش آن در تهران پس از شماره گذاری، مبلغی حدود 111 میلیون تومان خواهد بود.

شورلت کوروت در خلیج فارس حدود 63 میلیون تومان قیمت دارد، اگر روزی واردات آن به کشور آزاد شود، در تهران قاعدتا باید چیزی حدود 132 میلیون تومان فروخته شود، شورلت تاهو و کادیلاک سی تی اس هر دو در خلیج فارس 68 میلیون تومان قیمت دارند که اگر آنها هم به تهران برسند باید نزدیک به 143 میلیون تومان خرید و فروش شوند.

شلورت - کوروت

شلورت - کوروت

در تهران اگر زیر 15 میلیون پول داشته باشید، انتخاب های زیاد گسترده ای ندارید. یا باید سوار آن خودرو شوید که جزو ناامن ترین خودروهای دنیاست، یا یکی از خودروهایی را سوار شوید که به صورت خودجوش آتش می گیرند. البته انتخاب های دیگری هم هست، خودرویی که عمل کردن کیسه هوای آن برابر مرگ راننده شده است!

فورد - اکسپلورر

فورد - اکسپلورر

آنهایی که می توانند بالای 30-40 میلیون تومان برای خودرو پرداخت کنند هم انتخاب های وسیعی ندارند. تازه؛ خرید خودرو یک بحث است و استفاده از آن بحثی دیگر! توجه کنید که در صورت تصادف خودروی 50-60 میلیونی وارداتی، تهیه قطعات آن ممکن است با مشکل بربخورد، لوازم یدکی آن هم مشکل دیگری است که ممکن است مصرف کنندگان با آن برخورد کنند.

فورد - اج

فورد - اج

از طرفی، اگر شما هم یک پراید دارید و دغدغه سرعت یا امنیت هم دارید، زیاد افسرده نباشید، چون در کنار یک شورلت کوروت هم که باشید، اینجا تهران است! در این بزرگراه های پر ترافیک تهران، سرعتتان تقریبا برابر است. احتمالا در سرعت 40 کیلومتر در ساعت(نهایت سرعتی که می شود به صورت عقلانی در ترافیک های تهران رانندگی کرد) زیاد امنیت شما تهدید نمی شود. خیالتان هم راحت است که اگر وسط این شلوغی و گرما و صدا، یک پیکان کار مدل 63 یا یک پیک موتوری هوس کرد، حرکات بتمن را در تهران شبیه سازی کند و سمت راست خودروی شما را مورد توجه قرار داد، خودروساز محترم داخلی به سرعت قطعات مورد نیاز شما را تامین میکند.

untitled

————————–

این مطلب در روزنامه اعتماد مورخ  شنبه، اول مرداد 1390، در صفحه 5 منتشر شد

آقای مرتضوی، نخی چند حساب كردند؟!

۲۸ تیر ۱۳۹۰ 2 دیدگاه

untitledwww

مجموعه این محاسبات نشان میدهد كه در حالت خوشبینانه، مسئولان ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز (كه حتما سیگاری نیستند كه توانستند چنین رقم هایی را اعلام كنند) در اعلام اعداد و ارقام دچار اشتباه شده‌اند، كه با توجه به حساسیت موضوع، جای آن دارد كارشناسان اعلام كننده این خطای فاحش را اصلاح كنند.

با توجه به فرصت طلبی برخی رسانه های سیاه نما، چنین آمارهایی می‌تواند محل مناسبی برای جولان این رسانه ها باشد كه با بازبینی آمارهای مزبور، بی شك از شیطنت های رسانه ای جلوگیری به عمل خواهد آورد. ضمن آنكه آینده از تمام تلاشگران در زمینه مبارزه با قاچاق كالا، به خصوص این كالای خاص مرگ آور یعنی سیگار تشكر ویژه دارد.

به تازگی سایت اقتصاد پنهان (پایگاه اطلاع رسانی ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز) از امحای 106 میلیون نخ سیگار قاچاق به ارزش دو میلیارد و 784 میلیون ریال خبر داده و گزارش تصویری را نیز در همین رابطه منتشر كرده است. (لینك خبر)

اگرچه این اقدام ستاد مزبور كه زیر نظر سعید مرتضوی اداره می شود، جای تقدیر و تشكر دارد، اما چند سوال را به ذهن متبادر می‌سازد. عمده این سوالات در زمینه فرمول محاسبات كارشناسان محترم این ستاد، یا اعلام كننده خبر است، كه به شرح زیر به استحضار می رسد:

1) چرا در تمام 11 تصویر منتشر شده در گزارش تصویری مربوطه، روی تمام سیگارها، برند های ایرانی نظیر «بهمن»، «تیر»، «دی»، «فروردین» و… درج شده است و اصولا این سیگارها كه در داخل كشور تولید می شوند، از كدام كشور مجددا به كشور قاچاق شده اند؟

جز در دو تصویر آخر به شماره های: «2279» و «2278» كه در آنها نهایتا تصاویری از 10 باكس 200 نخی مارلبروی قرمز و 13 بسته 5 نخی سیگار برگ سایز مدیوم به چشم می خورد، در سایر تصاویر سیگار خارجی با برند معروفی دیده نمی شود؟

2) سوال بعدی در مورد عدد اعلام شده در مورد تعداد سیگار های امحا شده است. هر 850 نخ سیگار برابر یك كیلوگرم است. (قاچاق كالاهای دخانی و اثرات مخرب آن بر سلامت جامعه، دكتر حبیب اله فصیحی، فصل نامه پژوهشی، تحلیلی ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، شماره 12، صفحه 25)  بنابراین 106 میلیون نخ ذكر شده در گزارش این ستاد، باید وزنی برابر 124 هزار و 705 كیلو گرم برابر حدودا 125 تن داشته باشد.

تنها هزینه حمل قانونی چیزی حدود 6 ریال است، چگونه هر نخ سیگار می تواند 2 تومان قیمت داشته باشد؟ یعنی قاچاقچیان محترم، باقی پول را به مصرف كنندگان سوبسید می‌دهند ، حتی قیمت هر نخ سیگار بهمن قرمز بزرگ هم حدودا 27 تومان است .چرا تصاویر سیگارهای داخلی بعنوان سیگار قاچاق منتشر شده است، چرا تعداد كامیون وكانتیرها با ارقام نمی خواند شاید….

هر كامیون در ایران می تواند حدودا 22 تن بار حمل كند. بنابراین، این تعداد سیگار با احتساب بسته بندی، لااقل به 6 كامیون با حداكثر بار احتیاج دارد(بدون در نظر گرفتن چگالی سیگار) در حالی كه در تصاویر تنها یك كامیون به چشم می‌خورد!

3) تنها وزن نیست و باید چگالی كالا را نیز در نظر گرفت! ابعاد هر پاكت سیگارت عادی از این قرار است: 8.5(8 و نیم) سانتی متر طول، 5.5(5و نیم) سانتی متر عرض و 2.5(2و نیم) سانتی متر ارتفاع. در هر پاكت سیگار هم 20 سیگار جا شده است. 106 میلیون نخ سیگار برابر 5 میلیون و 300 هزار پاكت سیگار است.

بعنی 106 میلیون نخ سیگار، حجمی حدودا 620 متر مكعب را اشغال می كند. این یعنی حجمی برابر یك ساختمان 3 طبقه با مساحت 100 متر مربع كه در تصاویر چنین ابعادی به چشم نمیخورد!

كانتینر های 20 تنی IC، ابعادی برابر 20 فوت طول، 8 فوت عرض و 8 فوت ارتفاع دارند. این به آن معناست كه حجم آنها برابر 34.56 مكعب است.

به بیانی حمل این تعداد پاكت سیگار لااقل به 18 كانتینر IC نیاز دارد، اما در تصاویر این تعداد كانتینر به چشم نمیخورد و البته در ابعاد یك ساختمان سه طبقه نیز سیگار قابل مشاهده نیست!

4) در خبر آمده است ارزش این 106 میلیون نخ سیگار قاچاق كه امحا شده اند، 2 میلیارد و 784 میلیون ریال بوده است تا این پرسش پیش آید كه سعید مرتضوی و همكارانشان، سیگار را نخی چند حاسب می كنند؟!

یعنی ارزش هر نخ از این سیگار ها حدودا 26 ریال یا 2 و نیم تومان است. كدام سیگار خارجی در بازار داخل به قیمت 2 تومان بفروش می رسد؟ متذكر می شود كه قیمت یك پاكت سیگار غیر قاچاق وینستون مدیوم كه سیگار خارجی متوسط به شمار می رود 1500 تومان است كه قیمت هر نخ آن را برابر 75 تومان نشان میدهد.(البته سیگار نخی معمولا گرانتر است)

حتی سیگار بهمن قرمز بزرگ (كه در تصاویر به وفور دیده می شود) در بازار برابر 500 تا 600 تومان است. هر نخ سیگار بهمن هم حدودا 27 تومان است و هر نخ سیگار فروردین بسته ای 200-300 تومانی برابر  حدودا 13 تومان است.

این موضوع این سوال را به وجود می آورد كه اصولا كدام سیگار قاچاق 2 یا 3 تومانی در كشور وجود دارد؟

یعنی تنها هزینه حمل قانونی(غیر قاچاق و بدون مصائب قانونی كه قاعدتا قیمت حمل كالای قاچاق را بالاتر می‌برد) چیزی حدود 6 ریال است، چگونه هر نخ سیگار می تواند 2 تومان قیمت داشته باشد؟  یعنی قاچاقچیان محترم، باقی پول را به مصرف كنندگان سوبسید می‌دهند و هر نخ را حدود 14 تومان حساب كرده اند؟

یادآور می‌شود بر اساس آمارهای مذكور در فصلنامه داخلی ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز تنها در سال 87 (سه سال قبل) چیزی حدود 7 میلیارد نخ سیگار به كشور قاچاق شده است. اگر میزان قاچاق طی این سال ها ثابت مانده باشد، این رقم تنها 1.5(1و نیم) درصد كل قاچاق سیگار به كشور است!

بر اساس گزارش این بولتن، 25 درصد بازار سیگار ایران را سیگارهای قاچاق تشكیل میدهد. در این گزارش ارزش بازار دخانیات ایران بیش از 3 هزار میلیارد تومان ذكر شده است. یعنی سهم 25 درصدی سیگار های قاچاق در این بازار چیزی نزدیك به 750 میلیارد تومان است.

این به آن معناست كه اگر از سال 89 تاكنون ارزش بازار سیگار ایران ثابت مانده باشد، این 278 میلیون و 400 هزار تومان سیگار قاچاقی كه امحا شده است، تنها 0.037 (0ممیز 037) درصد سیگارهای قاچاقی در ایران است كه رقم مهمی به نظر نمیرسد! (قاچاق كالاهای دخانی و اثرات مخرب آن بر سلامت جامعه، دكتر حبیب اله فصیحی، فصل نامه پژوهشی، تحلیلی ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، شماره 12، صفحه20 تا 25)

از سوی دیگر اختلاف فاحش ارزش(0.037 ارزش كل سیگارهای قاچاق در ایران) و وزن سیگارها(1.5 درصد وزن كل سیگارهای موجود در بازار داخل) نشان میدهد این وسط اختلافات قابل توجهی وجود دارد!

مجموعه این محاسبات نشان میدهد كه در حالت خوشبینانه، مسئولان ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز (كه حتما سیگاری نیستند كه توانستند چنین رقم هایی را اعلام كنند) در اعلام اعداد و ارقام دچار اشتباه شده‌اند، كه با توجه به حساسیت موضوع، جای آن دارد كارشناسان اعلام كننده این خطای فاحش را اصلاح كنند.

با توجه به فرصت طلبی برخی رسانه های سیاه نما، چنین آمارهایی می‌تواند محل مناسبی برای جولان این رسانه ها باشد كه با بازبینی آمارهای مزبور، بی شك از شیطنت های رسانه ای جلوگیری به عمل خواهد آورد. ضمن آنكه آینده از تمام تلاشگران در زمینه مبارزه با قاچاق كالا، به خصوص این كالای خاص مرگ آور یعنی سیگار تشكر ویژه دارد.

———————–

این مطلب در سایت اینده نیوز مورخ 28 تیرماه 1390 با کد خبر 33006 منتشر شد.