کوچک شدن سفره ایرانیان به روایت آمارهای رسمی
اینجا کجا است؟ سفره خانوادهها طی 7-6 سال نزدیک به 13درصد کوچکتر شده، خانههای مجردی 50درصد افزایش یافته، بیش از 22درصد از خانوارهای آن حتی یک فرد شاغل نیز ندارند. شاغلان در بخش صنعت از 22درصد به 18درصد رسیده و به جاي آن شاغلان در بخشهای خدمات مالی و ملکی و… از 4درصد به 8درصد رسیده است. 50درصد بازار کار در دست اشخاصی است که تحصیلات متوسطه دارند و تنها 25درصد مشاغل آن به دانشگاهیان رسیده است!
درآمد نفت دولت طی 8-7 سال نزدیک 189درصد رشد داشته و بعد، قیمت گاز خانگی 2712درصد، قیمت برق 1162درصد، قیمت گازوییل 837درصد و قیمت بنزین 507درصد در نزدیک 8-7 سال افزایش داشته است!
و با همه اینها که تنها اشاره هستند؛ مسوولان دولتی از شکوفایی خارقالعاده و تاریخی اقتصاد و بهبود شگفتانگیز وضعیت معیشت خانوادهها و کاهش بیکاری میگویند؛ اگر به خطا نرویم، آمارهای بانک مرکزی را هم دشمنان داخلی و خارجی نمینویسند، کارشناسانی دولتی همه آنچه در بالا آمد را گفتند و در اینجا به سفرههای مردم پرداختیم، به شغل آنها، در آمد و هزینههایشان و کسری درآمد دربرابر هزینههای آنها را بررسی کردیم.
بعد خانوار سال به سال
بعد خانوار يعني تعداد متوسط افراد در يك واحد خانواده؛ بر اين اساس بعد خانوار در سال 1383 به4.13 نفر، در سال 1384 برابر4.09 نفر، در سال 1385 برابر 4.05 نفر، در سال 1386 برابر 3.95 نفر، در سال 1387 برابر 3.86 نفر، در سال 1388 برابر 3.76 نفر و در سال 1389 برابر 3.7 نفر بوده است.
بر اين اساس تعداد افراد خانوادههاي ايراني بهطور متوسط در سال 1384 كاهش 5.27 درصدي داشته، در سال 1385 تعداد افراد خانوادهها 0.96 درصد كاهش داشته، در سال 1386 كاهش تعداد افراد خانوادهها به 2.46 درصد ميرسد، در سال 1387 با كاهش 2.27 درصدي مواجه هستيم، در سال 1388 اين كاهش به 2.59 درصد ميرسد و در سال 1389 تعداد افراد خانوادهها 1.59 درصد كاهش داشته است.
بديهي است بعد خانوار با دو فاكتور جمعيت و معيشت ميتواند رابطه داشته باشد. طبيعتا تعداد متولدين در دهه 50 و 60 بر تعداد افرادي كه در دهه 80 تشكيل واحدهاي مستقل خانواده را دادند موثر است، اما اينكه اين خانوادهها چند نفر جمعيت داشته باشند، شايد به وضعيت معيشت حال خانوادهها بازگردد، به بياني خانوادههايي با توان مالي كمتر، ترجيح ميدهند تعداد افراد خانوادههاي خود را پايين نگه دارند.
هنوز آمار سال 1390 اعلام نشده، اما اگر ميانگين كاهش اين چهار سال(1.8) را در نظر بگيريد، بعد خانوار در سال 1390 بايد چيزي نزديك به 3.6 نفر باشد. يعني به خانوادههايي با تنها يك فرزند نزديك ميشويم!
از آنجا كه دولت نهم و دهم از اولين روز تشكيل خود، با سياستهاي كنترل جمعيت بهشدت مخالف بوده و اصولا در اين سالها برنامهاي براي كنترل جمعيت ترويج نكرده است، بهنظر نميرسد اين كاهش تعداد افراد خانوادهها نتيجه فعاليتهاي فرهنگي دولت باشد، شايد اجبارهاي اقتصادي را بتوان توجيه خوبي براي اين كاهش تعداد افراد خانوادهها يافت.
در حالی که در سال 1380 خانوارهایی که ملک شخصی در اختیار داشتند 71.7 درصد از مجموع خانوارها را بهخود اختصاص داده بودند، در سال 1389 این نسبت به 63.7 درصد رسیده است. بهعبارتی دارندگان منازل شخصی 11درصد کاهش داشتند. در مقابل اجارهنشینها از 18.8 درصد کل خانوارها در سال 1380 به 25.7 درصد در سال 1389 رسیدهاند.
تغيير خانوادههاي سنتي
مشاهده ميشود كه تعداد خانوادههاي تكنفره (مجردي) در سال 1380 تنها 4.5 درصد از كل خانوارها بوده، اما ايندرصد تا سال 1383 حتي كاهش هم داشته و تا4.4 درصد هم رسيده است.
با اين حال در سال 1384 سهم خانههاي مجردي مجددا به 4.5 درصد ميرسد. در سال 1385 با يازدهدرصد رشد، سهم خانههاي مجردي به 5درصد از مجموع خانوارها ارتقا ميیابد. در سال 1386 این 5درصد همچنان ثابت است، اما در سال 1387با 6درصد افزايش سهم مجردها به 5.3 درصد از مجموع ميرسد. در سال 1388 اين رقم باز رشد 9درصدي به 5.8 درصد ميرسد و در سال 1389 با رشد تقريبا 14درصدي سهم خانههاي مجردي (تكنفره) به 6.6 درصد از كل ميرسد.
از سوي ديگر شاهد كاهش سهم خانوارهاي 5نفره به بالا هستيم. بهطوري كه خانوادههاي 5نفره، 6نفره، 7نفره، 8نفره، 9نفره و 10 نفر به بالا به ترتيب در سال 89 نسبت به سال 83 برابر: 11، 35، 48، 60، 63 و 67درصد كاهش داشتند.
اما سهم خانوادههاي1نفره، 2نفره، 3نفره و 4نفره در سال 89 نسبت به سال 83 به ترتيب:43، 17، 18 و 10درصد رشد داشتند.
اين ارقام نشان ميدهد بيشترين رشد در اين بين به ترتيب به خانوارهاي تكنفره، 3نفره، 2نفره و 4نفره اختصاص دارد و از ديگر سو، به ترتيب سهم خانوارهاي 10 نفر به بالا، 9نفره، 8نفره، 7نفره، 6نفره و 5نفره كاهش داشته است.
در اينكه تمايل به زندگي فردي بالا رفته شكي نيست، اين را رشد 43درصدي تعداد اين افراد نشان ميدهد، اما كوچكتر شدن تعداد خانوادهها، در جاي خود اهميت بالايي دارد. آيا دولت نهم و دهم حركتي در زمينه سياستهاي كاهش يا كنترل جمعيت انجام دادند؟ اگر نه چه دليلي سبب اين تغييرات شده است!
در ایران سال 1389 نسبت به سال 1380سهم خانوارهایی که در آنها هیچکس کار نداشته 63.23 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 1.65 درصد رشد داشته است.
افزایش سال به سال کسری درآمد نسبت به هزینهها
درآمد و هزینه؛ یک نگاهی خیلی کلی، در حالی که هزینهها در سال 1384، یعنی آغاز بهکار دولت نهم نسبت به درآمد خانوارها تنها 0.85 درصد بیشتر بوده، این نسبت به گواه آمارهای رسمی در سال 1389 به 4.45 درصد رسیده است. یعنی هزینههای خالص خانوارها، نسبت به درآمدهای خالص آنها در آخرین سالی که آمار آن منتشر شده نزدیک به 4 و نیمدرصد بیشتر بوده است!
درآمد سالانه خانوارهای ایرانی در سال 1384 برابر 6 میلیون و 142 هزار تومان ذکر شده، در همین سال هزینه یک خانوار ایرانی برابر 6 میلیون و 195 هزار تومان ذکر شده است. بر این اساس در سال 1384 خانوارها با کسری 527 هزار تومانی مواجه بودند و هزینههای آنها 0.85 درصد بیش از درآمدشان بوده است.
در سال 85 در آمد خانوارها با 17.89 درصد رشد به 7میلیون و 242هزار تومان میرسد، در همین حال هزینهها با رشد 1.17 درصدی به 7میلیون و 255هزار تومان میرسد و فاصله درآمد و هزینهها به نزدیک 13هزار تومان میرسد؛ به بیانی هزینههای آنها 0.17 درصد بیش از درآمدشان بوده است.
کسری درآمد خانوارها در سال 1386 به 204هزار تومان میرسد، در این سال متوسط درآمد خانوارها 9میلیون و 68هزار تومان بوده، در حالی که هزینه خالص آنها 9میلیون و 273هزار تومان بوده، این یعنی هزینهها 2.25 درصد بیش از درآمد خانوارها بوده است.
هر خانوار در سال 1379 سالانه 626کیلو نان مصرف میکرده، این مصرف در سال 1383 به 506کیلو رسیده و در سال 1389 به 395کیلو کاهش یافته است.
خانوارها در سال 1379 سالانه 69کیلو گوشت دام مصرف میکردند که در سال 1383 مصرفشان به 60کیلو رسیده و در سال 1389 هر سال توانستهاند تنها 47کیلو گوشت دام مصرف کنند.
در سال 1387یک سال قبل از انتخابات دولت دهم هزینهها 2.13 درصد بیش از درآمد خانوارها بوده است. در این سال هزینه یک خانوار در سال برابر 10 میلیون و 833 هزار تومان شده، در حالی که درآمد متوسط خانوارها برابر 10 میلیون و 606 هزار تومان است در این سال کسری درآمد نسبت به هزینهها برابر 226 هزار تومان بوده است.
سال 1388، کسری درآمد خانوارهای ایرانی به 309هزار تومان میرسد، در حالی که هر خانوار بهطور متوسط در این سال 11میلیون و 667هزار تومان درآمد خالص داشته است، 11میلیون و 977 هزار تومان هزینه داشته، یعنی هزینهها2.65 درصد بیش از درآمد خانوارها بوده است.
در 1389 اتفاق ویژهای میافتد، کسری خانوارها که در سال 84 تنها 0.85 درصد بود، به4.45 درصد میرسد. در این سال در حالی که هزینهها با رشد 12.33 درصدی نسبت به سال 88 به 13میلیون و 454هزار تومان رسیده، درآمدها تنها 10.39 درصد رشد داشتند و هر خانوار بهطور متوسط در سال 89، 12 میلیون و 880هزار تومان درآمد خالص داشته است. این یعنی کسری خانوارها به 573هزار تومان رسیده است.
در آمد و هزینه خالص متوسط یک خانوار
سفرهها چگونه آب رفتند!
اگر دهه هشتاد را به مقاطع چهار و شش ساله تقسیمبندی کنیم و عملکرد دولتهای هشتم و نهم و دهم را بررسی کنیم در این نگاه کلی مصرف خانوارها در موادغذایی و دخانی در سال 1383 نسبت به سال 1379 نزدیک به 1.45 درصد کاهش داشته است.
بعد خانوار در سال 1379 برابر4.56 و در سال 1383 برابر 4.13 نفر شده است. بر این اساس مصرف سرانه اقلام ياد شده در جدول در سال 1383 نسبت به سال 1379 رشد 6.56 درصدی داشته است.
در مقابل شاهدیم که در سال 1389 نسبت به سال 1383، مصرف خانوارها بهطور متوسط 12.48 درصد کاهش یافته، اگر مصرف مواد دخانی را کنار بگذاریم، در این دوره مصرف موادغذایی بهطور میانگین 13.18 درصد کاهش داشته است. (توضیح: مصرف سیگار خارجی در سال 89 نسبت به سال 83 نزدیک به 6درصد رشد داشته که آمار مزبور را متاثر ساخته است)
بعد خانوار در سال 1383 برابر 4.13 نفر بوده که در سال 1389 به 3.7 درصد رسیده است. بر این اساس مصرف سرانه اقلام ياد شده 2.31 درصد کاهش داشته و اگر بازهم مصرف مواد دخانی را کنار بگذاریم، مصرف سرانه مواد غذایی ياد شده در جدول بهطور متوسط 3درصد در سال 1389 نسبت به سال 1390 کاهش داشته است.
بیشترین کاهش مصرف خانوارها در سال 1389 نسبت به سال 1383 به ترتیب در مصرف: ماست، شکر، گوشت قرمز، نان، قند، چای، ماهی، پنیر و برنج رخ داده است. همچنین مصرف شیر، گوشت مرغ و تخم مرغ افزایش داشته است.
بیشترین کاهش سرانه مصرف در سال 1389 نسبت به سال 1383 به ترتیب در مصرف: ماست، شکر، نان، گوشت قرمز، قند، چای، ماهی، برنج و پنیر اتفاق افتاده است، در مقابل مصرف شیر، گوشت مرغ و تخممرغ افزایش داشته است.
مصرف برنج برای خانوارها از 183کیلو در سال 1379 به 180کیلو در سال 1383 رسیده و در سال 1389 مصرف برنج به 159کیلو کاهش یافته است.
هر خانوار در سال 1379 سالانه 626کیلو نان مصرف میکرده، این مصرف در سال 1383 به 506کیلو رسیده و در سال 1389 به 395کیلو کاهش یافته است.
خانوارها در سال 1379 سالانه 69کیلو گوشت دام مصرف میکردند که در سال 1383 مصرفشان به 60کیلو رسیده و در سال 1389 هر سال توانستهاند تنها 47کیلو گوشت دام مصرف کنند.
در سال 1379 هر خانواده 70کیلو گوشت پرنده مصرف میکرده که در سال 1383 این مصرف به 87کیلو رسیده و در سال 1389 مصرف آن به 93کیلو رسیده است.
آمار فرآوردههای گوشتی در سالهای قبل از 86 موجود نیست، اما در سال 86 هر خانواده سالانه 6کیلو فرآوردههای گوشتی مصرف میکرده که در سال 1389 این میزان به 4کیلو رسیده است. همچنین در سال 1386 هر خانوار بهطور متوسط سالانه 4کیلو حیوانات دریايی مصرف کرده که در سال 89 این رقم به 3کیلو کاهش یافته است.
در سال 1379هر خانوار سالانه 15کیلو ماهی مصرف میکرده، که در سال 1383 این رقم به 20کیلو افزایش یافته و در سال 1389 به 17کیلو کاهش یافته است.
در سال 1379 هر خانوار سالانه 159کیلو شیر مصرف میکرد، در سال 1383 این رقم به 211کیلو افزایش یافته و در سال 1389 این رقم به 234کیلو میرسد. در سال 1379 هر خانوار سالانه 117کیلو ماست استفاده کرده که در سال 83 این رقم به 95کیلو کاهش یافته و در سال 1389 به 64کیلو رسیده است.
در سال 1379 هر خانوار 25کیلو پنیر مصرف میکردند که در سال 1383 این رقم به 26کیلو افزایش یافته اما در سال 1389 به 23کیلو کاهش یافته است.
مصرف تخممرغ برای خانوادهها در سال 1379 برابر 45کیلو در سال بوده که در سال 83 این رقم به 40کیلو کاهش میيابد و در سال 1389 برابر 41کیلو شده است.
در سال 1379 هر خانوار سالانه 53کیلو روغن نباتی مصرف میکرده که در سال 1383 به 50کیلو میرسد و در سال 1389 مصرف آن به 45کیلو کاهش مییابد.
مصرف سالانه قند در سال 1379 برای خانوادهها برابر 38کیلو در سال بوده که در سال 1383 این رقم به 36کیلو رسیده و در سال 1389 برابر 27کیلو شده است.
هر خانواده در سال 1379 بهطور متوسط سالانه 23کیلو شکر مصرف میکرده که این رقم در سال 83 به 20کیلو رسیده و در سال 1389 مصرف آن به 14کیلو رسیده است.
در 1379 هر خانواده سالانه 6کیلو چای مصرف میکرده که در سال 1383 همچنان همان 6کیلو را مصرف کرده است، اما در سال 1389 مصرف آن به 5کیلو در سال کاهش یافته است.
در سال 1379 هر خانوار بهطور متوسط سالانه 865نخ سیگار ایرانی مصرف کرده که این رقم در سال 1383 به 663نخ در سال کاهش یافته و در سال 1389 به 518نخ در سال میرسد. در سال 1379بهطور متوسط هر خانوار 578نخ سیگار خارجی در سال مصرف میکرده که در سال 1386 این عدد به 688نخ در سال میرسد و در سال 1389 به 729 نخ در سال افزایش میيابد.
جدول متوسط مصرف یک خانوار (کیلوگرم)
افزایش درآمدهای نفتی و قیمتها هر دو باهم!
در حالی که سطح عمومی قیمتها (تورم) در سال 1389 نسبت به سال 1380 نزدیک به 252درصد و نسبت به سال 1383 نزدیک به 128درصد رشد داشته است، درآمدهای دولت نیز در سال 1389 نسبت به سال 1380 نزدیک به 504درصد و نسبت به سال 1383 نزدیک به 189درصد رشد داشته است!
تورم براساس افزایش شاخص کل تعیین میشود. شاخص کل نیز از زیر شاخههایی شامل خوراکیها، آشامیدنیها، هزینه مسکن و… تشکیل شده است. در حال حاضر سال پایه شاخص در آمارهای بانک مرکزی 1383=100 در نظر گرفته میشود.
عدد شاخص کل در سال 1380 برابر64.8 بوده است، این عدد در سال 1383 برابر100 بوده و در سال 1389 به 228.2 رسیده است. البته در سال 1390 نیز عدد شاخص برابر 309.3 بوده است. بهعبارتی شاخص کل در سال 1389 نسبت به سال 1380 نزدیک به 252درصد و در سال 1389 نسبت به سال 1383 نزدیک به 128درصد رشد داشته است. این در حالی است که درآمدهای نفتی دولت در سال 1380 برابر 71957.1 میلیارد ریال بوده، این درآمدها در سال 1383 به 150413.3 میلیارد دلار رسیده و در سال 1389 برابر 434485.5 میلیارد دلار بوده است.
یعنی درآمدهای دولت در سال 1389 نسبت به سال 1380 نزدیک به 504درصد و در سال 1389 نسبت به سال 1383 نزدیک به 189درصد افزایش داشته است.
افزایش 63درصدی خانوادههای بیکار!
با اینکه در سخنرانیها و مصاحبههای رسانههای دولتی و شبهدولتی مدام از افزایش اشتغال گفته میشود، آمار رسمی بانک مرکزی حکایت از موضوع دیگری دارد.
در ایران سال 1389 نسبت به سال 1380سهم خانوارهایی که در آنها هیچکس کار نداشته 63.23 درصد رشد داشته است و سهم خانوارهایی که تنها یک نفر شاغل داشتند 1.65 درصد رشد داشته است.
در عوض در همین دوره زمانی سهم خانوارهایی که در آنها بیش از سه نفر شاغل وجود داشته 40.24 درصد و سهم خانوارهایی که دو نفر شاغل داشتند 27.11 درصد کاهش داشته است.
در سال 1380 تنها 13.7 درصد خانوارهای ایرانی بدون شغل بودند، این در حالی است که در سال 1389 این رقم به 22.5 درصد از خانوارها رسیده است. در حالی که در 54.5 درصد از خانوارها لااقل یک نفر شاغل داشتند، در سال 1389این رقم به 55.4 درصد رسیده است.
از دیگر سو، در 23.6 درصد از خانوارهای سال 1380 دو نفر شاغل وجود داشته که این رقم در سال 1389 به 17.2 درصد رسیده است، در سال 1380 از مجموع خانوارهای اییران8.2 درصد از خانوارهای ایرانی سه نفر یا بیشتر شاغل وجود داشت، این در حالی است که در سال 1389 تنها 4.9 درصد از خانوارها چنین وضعیتی داشتند.
درصد خانوارها بر اساس تعداد افراد شاغل
گاز: افزایش ۲۷۱۲درصدی
وقتی آقای احمدینژاد دولت را تحویل گرفت، قیمت هر مترمکعب گاز خانگی ۸۰ریال بود (ابلاغ شماره ۲۶۰-۱/۲۸ مورخ ۵/۲/۸۳ وزیر نفت)، امروز میانگین قیمت گاز در ۱۲پله برابر ۲۲۵۰ ریال است. (پشت قبض گاز توزیع شده در خردادماه امسال قیمت تعرفه نوشته شده است) این یعنی افزایش قیمت ۲۱۷۰ریالی و 2712.5 درصدی.
برق: افزایش ۱۱۶۲درصدی
آقای احمدینژاد روزی که دولت را تحویل گرفت، قیمت هرکیلووات ساعت برق خانگی ۱۰۳ریال بود (صنعت برق ایران در سال/ توانیر۱۳۸۵). امروز تعرفه قیمت هرکیلووات ساعت برق خانگی بهصورت میانگین ۱۳۰۰ریال است. (در وب سایت وزارت نیرو جدول تعرفهها درج شده است) این یعنی افزایش ۱۱۶۲درصدی قیمت برق خانگی.
گازوییل: افزایش ۸۳۷درصدی
آقای احمدینژاد در سال 1384، گازوییل لیتری ۱۶تومانی را تحویل گرفت و امروز هر لیتر گازوییل حملونقل و کشاورزی ۱۵۰تومان است. البته آقای رویانیان اسفند سال 1389 اعلام کرد، نرخ پیشبینی شده برای گازوییل در زمان اجرای مرحله نخست هدفمندسازی یارانهها ۳۵۰تومان بوده است که با توجه به مشکلاتی که برخی معادن به آن دچار شدند، نرخ تعدیلی برای گازوییل مصرفی آنها در نظر گرفته شد! از اینها که بگذریم، یعنی در گازوییل نیز با رشدی برابر ۸۳۷درصد مواجه هستیم.
بنزین: رشد 507درصدی
قیمت هر لیتر بنزین در سال 1384 برابر 80 تومان بود؛ سهمیه و آزادی هم در کار نبود. هماکنون قیمت هر لیتر بنزین آزاد 700 تومان و هر لیتر بنزین سهمیهای 400 تومان است و زمزمههای بنزین نزدیک هزار تومانی در سال 1391 هم به گوش میرسد. اگرچه سهمیه بنزین معمولا با 3-2 بار بنزین زدن تمام میشود، اما میانگین قیمت بنزین (با احتساب همان سهمیه ناچیز) نزدیک 550تومان است. یعنی رشد 587درصدی قیمت بنزین.
در حالی که در سال 1380 از مجموع شاغلان بازار کار 22.4 درصد در زمینه مشاغل صنعت و معدن، فعالیت میکردند، سهم آنان در سال 1384 به 21.1 درصد رسیده و در نهایت در سال 89 به 18.1 درصد میرسد. در حالی که در سال 1380 مجموعا 10.5 درصد از شاغلان بازار کار کشور در بخش ساختمان فعال بودند در سال 1384سهم آنها به 12.8 درصد رسیده و در سال 1389 سهم زمینه شغلی ساختمان به 14.2 درصد میرسد و همگان میدانند این زمینه شغلی بیشتر فصلی است!
در حالی که در سال 1380 چیزی نزدیک به 9درصد از شاغلان در حوزه حملونقل و ارتباطات و انبارداری مشغول بهکار بودند، در سال 1384این رقم به 10.8 درصد میرسد و در سال 1389 نزدیک به 11.7 درصد از افراد در این حوزه مشغول بهکار شدند. سهم کشاورزان از 4.9 درصد در سال 1380 به4.1 درصد در سال 1389 رسیده است.
صنعتگران بیکار و بازار داغ سفته بازی
در حالی که در سال 1380 از مجموع شاغلان بازار کار 22.4 درصد در زمینه مشاغل صنعت و معدن، فعالیت میکردند، سهم آنان در سال 1384 به 21.1 درصد رسیده و در نهایت در سال 89 به 18.1 درصد میرسد. در حالی که در سال 1380 مجموعا 10.5 درصد از شاغلان بازار کار کشور در بخش ساختمان فعال بودند در سال 1384سهم آنها به 12.8 درصد رسیده و در سال 1389 سهم زمینه شغلی ساختمان به 14.2 درصد میرسد و همگان میدانند این زمینه شغلی بیشتر فصلی است!
در حالی که در سال 1380 چیزی نزدیک به 9درصد از شاغلان در حوزه حملونقل و ارتباطات و انبارداری مشغول بهکار بودند، در سال 1384این رقم به 10.8 درصد میرسد و در سال 1389 نزدیک به 11.7 درصد از افراد در این حوزه مشغول بهکار شدند. سهم کشاورزان از 4.9 درصد در سال 1380 به4.1 درصد در سال 1389 رسیده است.
زمینه شغلی خدمات مالی، بیمه، ملکی، حقوقی و تجاری میتواند بستر مناسبی برای سفتهبازی و مشاغل کاذب باشد، در سال 1380 تنها 3.9 درصد از افراد بازار کار کشور در این حوزه مشغول بهکار بودند، این سهم در سال 1389 به 7.6 درصد رسیده است.
بر این اساس در سال 1389 از مجموع 100درصد بازار کار ایران، 4.1 درصد در زمینه مشاغل کشاورزی، دامپروری، جنگلداری و ماهیگیری مشغول بهکار بودند. 18.1 درصد در زمینه صنعت و معدن، 0.9 درصد در زمینه برق، گاز و آب، 14.2 درصد در زمینه ساختمان، 21.5 درصد در زمینه عمده فروشی، خرده فروشی، هتلداری و رستوران، 11.7 درصد در زمینه حملونقل، ارتباطات و انبارداری، 7.6 درصد در زمینههای خدمات مالی، بیمه، ملکی، حقوقی و تجاری مشغول بهکار بودند و 21.9 درصد در زمینه خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی مشغول بهکار بودند.
از مجموع بازار کار ایران، 6.9 درصد افراد بیسواد، 1.6 درصد در حد خواندن و نوشتن، 16.2 درصد تحصیلات ابتدایی و 50.1 درصد تحصیلات راهنمایی و متوسطه دارند.
شاغلان که تحصیلات دانشگاهی دارند، مجموعا 25.2 درصد از بازار کار کشور را بهخود اختصاص دادند، 0.5 درصد آنها در زمینه کشاورزی، دامپروری و…، تنها 3.1 درصد آنها در زمینه صنعت و معدن، 0.5 درصد آنها در زمینه برق، گاز و آب، 1.4 درصد آنها در زمینه ساختمان، 2.4 درصد آنها در زمینه عمدهفروشی، خردهفروشی، هتلداری و رستوران، 1.2 درصد آنها در زمینه حملونقل و ارتباطات و…، 3.2 درصد آنها در زمینه خدمات مالی، ملکی، حقوقی و…، 12.9 درصد آنها در زمینه خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی مشغول بهکار شدند.
وضعیت مسکن
در بخش مسکن نیز شاهد تغییرات گستردهای هستیم. در حالی که در سال 1380 خانوارهایی که ملک شخصی در اختیار داشتند 71.7 درصد از مجموع خانوارها را بهخود اختصاص داده بودند، در سال 1389 این نسبت به 63.7 درصد رسیده است. بهعبارتی دارندگان منازل شخصی 11درصد کاهش داشتند. در مقابل اجارهنشینها از 18.8 درصد کل خانوارها در سال 1380 به 25.7 درصد در سال 1389 رسیدهاند.
صاحبان مسکن در برابر خدمت از 2درصد در سال 1380 به 1.2 درصد در سال 1389 رسیدند، دارندگان مسکن رایگان اما از 7.5 درصد در سال 1380 به 8.4 درصد در سال 1389 رسیدند.
هنوز اطلاعات مربوط به HES سال 1390 اعلام نشده و آخرین آمار مربوط به سال 1389 است که در این گزارش نیز به آن پرداخته شد، اگر چه گزارش حاضر در سال 1389 بهنظر خیلی بدبینانه است، اما باید منتظر گزارش مربوط به سال 1390 بود. سالی که در آن هدفمندی یارانهها شکوفا شد، انفجار قیمت ارز و طلا رخ داد، بازار مسکن آرام آرام از رکود خود خارج شد و… . با توجه به تورم فوقالعاده سال 1390 که توسط بانک مرکزی نزدیک به 22درصد اعلام شده است، بهنظر میرسد وضعیت مصرف و درآمد و… در سال 1390 از این نیز بغرنجتر باشد، چراکه همین مرجعی که تورم 22درصدی را برای سال 1390 اعلام کرده، تورم را در سال 1389 تنها 12درصد اعلام کرده بود، اگر با همین نسبت به وضعیت درآمد و هزینه و بودجه خانوارها در سال 1390 توجه شود، اوضاع کاملا متفاوت خواهد بود.
موضوع گرانی، ناتوانی خانوادهها در مصرف و بیکاری موضوعی نیست که در سال 1391 دیگر یک ادعا از سوی کارشناسان باشد، از ائمه جمعه تا کارشناسان و حتی خود مسوولان دولتی به آن اذعان دارند.
اما کسی در سال 1391 از آن اقتصاددانانی که متاسفانه بعضا بهدليل انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت نهم آن روزها به سیاهنمایی متهم میشدند و متاسفانه به «بزغاله» بودن نیز متهم شدند، یادی نمیکند.
خانوادهها با این دولت و آن دولت کاری ندارند، بسیاری از آنها اصلا در جریان مسایل سیاسی هم نیستند، خانوادهها بیکاری فرزندان خود را میبينند، سفرههایی که روز به روز کوچکتر شده، تغییرات فرهنگی و الگو زندگی که خود را در افزایش تعداد خانههای مجردی نشان میدهد و… را از نزدیک لمس میکنند. اینها آنقدر روشن و ملموس هستند که حتی آمارهای قطره چکانی دولت هم به آنها اذعان دارند.
———————–
این مطلب در ماهنامه صنعت و توسعه شماره 51 مورخ خرداد 1391 منتشر شد




