خودرو زياد است يا طرز استفاده از آن غلط؟
اما واقعا اينطور نيست، آخرين آمار انجمن جهانی خودرو به ما ميگويد تعداد خودروهای شخصی و تجاری موجود در ایران برابر با 11 میلیون دستگاه برآورد شده است که از این تعداد 8 میلیون و 900 هزار دستگاه خودروی شخصی و یک میلیون و 200 هزار دستگاه خودروی تجاری است. این گزارش متوسط سرانه خودرو در جهان در سال 2011 را به ازای هر 1000 نفر 165خودرو تخمین زده است و سرانه خودرو به ازای هر 1000 ایرانی نیز 146 دستگاه و رتبه ایران در میان کشورها 79 عنوان شده است. پس سرانه خودرو در ايران بالا كه نيست، پايين هم هست. از طرفي هم داريم كه تهران و برخي شهرهاي بزرگ ايران از نظر آلودگي در جهان صاحب رتبه هستند و اصليترين دليل آلودگي هوا در ايران هم خودروهاي شخصي اعلام ميشوند. شايد تعداد خودرو مساله نيست، بلكه نحوه مصرف خودرو مساله اصلي است. قبول داريد كه وضع آلودگي هوا در كشورهاي صنعتي بهتر از ايران است؟ نگاه كنيد طبق همان آمارها به ازای هر 1000 نفر در اروپا 441و در آمریکا 390دستگاه خودرو وجود دارد. يعني چيزي بيش از 2-3 برابر ايران؛ اما آنها مثل ما هر سال آذر و دي ماهشان را خاكستري تجربه نميكنند.
حتما بايد يك هنرمند با چهره شاخص فرياد بزند كه «خفه شديم» تا كسي به فكر بيفتد؟ يا حتما بايد مردم در شهرهاي غربي نفسشان به شماره بيفتد آنقدر كه تعداد كشتهها هم نامشخص شود؟ عدهاي هم اين وسط به فكر ماهيگيري سياسي از هواي آلوده تهران بيفتند؟
آلودگي هواي تهران و شهرهاي بزرگ كشورمان چيز جديدي نيست؛ بهخصوص ما پايتختنشينها سالهاست آن را ميشناسيم، شايد عزيزاني را در اين هوا قرباني كرده باشيم، شايد خودمان هم آسيب خورده باشيم. هر چه هست، ما آلودگي هوا را ميشناسيم.
حالا در جريان راهكارها قرار ميگيريم. سوار تاكسي شويد، صف بانك باشيد و… هر جا كه باشيد اولين انتقاد تعداد زياد خودرو در تهران و نبود خيابان است!
اما واقعا اينطور نيست، آخرين آمار انجمن جهانی خودرو به ما ميگويد تعداد خودروهای شخصی و تجاری موجود در ایران برابر با 11 میلیون دستگاه برآورد شده است که از این تعداد 8 میلیون و 900 هزار دستگاه خودروی شخصی و یک میلیون و 200 هزار دستگاه خودروی تجاری است.
این گزارش متوسط سرانه خودرو در جهان در سال 2011 را به ازای هر 1000 نفر 165خودرو تخمین زده است و سرانه خودرو به ازای هر 1000 ایرانی نیز 146 دستگاه و رتبه ایران در میان کشورها 79 عنوان شده است.
پس سرانه خودرو در ايران بالا كه نيست، پايين هم هست. از طرفي هم داريم كه تهران و برخي شهرهاي بزرگ ايران از نظر آلودگي در جهان صاحب رتبه هستند و اصليترين دليل آلودگي هوا در ايران هم خودروهاي شخصي اعلام ميشوند.
شايد تعداد خودرو مساله نيست، بلكه نحوه مصرف خودرو مساله اصلي است. قبول داريد كه وضع آلودگي هوا در كشورهاي صنعتي بهتر از ايران است؟
نگاه كنيد طبق همان آمارها به ازای هر 1000 نفر در اروپا 441و در آمریکا 390دستگاه خودرو وجود دارد. يعني چيزي بيش از 2-3 برابر ايران؛ اما آنها مثل ما هر سال آذر و دي ماهشان را خاكستري تجربه نميكنند.
تفاوت ما با كشورهاي توسعهيافته نحوه استفاده از خودروي سواري است. اين هم فقط فرهنگ نيست، راه دور هم نرويم، همين همسايه بالايي خودمان «روسيه» به ازاي هر هزار نفر روس 300 خودروي سواري دارد(دوبرابر آمار ايران)؛ اما همين ماه خبرگزاري رسمي روسيه اعلام كرد كه دولت قصد دارد ماليات مصرف خودروي شخصي را افزايش دهد. كار جالبي هم كردند، هر چه خودرو فرسودهتر باشد و آلايندگي آن بالاتر باشد، ماليات بر مصرف آن نيز افزايش ميیابد، بر عكس ايران كه هرچه خودرو لوكستر باشد، ماليات استفاده از آن بيشتر است!
به نظر نميرسد ماليات بر مصرف خودرو طوري تعيين شده باشد كه مصرف آن را لااقل از نظر اقتصادي زيان آور كند. ميرويم سراغ حملونقل عمومي، فرض كنيد مردم با وجود آنكه استفاده از خودروي شخصيشان زياد هزينه بر نيست، بخواهند حسب مسائل فرهنگي و شهروندي به حملونقل عمومي روي بياورند، آيا واقعا چنين زيرساختي وجود دارد؟
همين حالا متروها و اتوبوسهای ما مملو از جمعيت هستند، چطور از يك شخص ميخواهيد؛ درحاليكه ميتواند با هزينهاي جزئي از خودروي تك سرنشين خود استفاده كند، سوار وسايل حملونقل عمومي شود؟
مديريت شهري ما نيز با افتخار از افتتاح طبقه دوم بزرگراهي ميگويد كه فقط براي وسايل نقليه شخصي طراحي شده است! اين در حالي است كه خطوط متروي تهران هنوز تكميل نشده است.
بهتر نبود هزينه ساخت طبقه دوم این بزرگراه به سمت توسعه حملونقل عمومي به جاي توسعه مسيرهاي تردد خودروهاي سواري هدايت شود؟
از طرفي، كميته اضطراري آلودگي هوا نيز چنانكه يدك ميكشد فقط در شرايط اضطراري وارد عمل ميشود و عجب كه به تجربه هم اعتقاد چنداني ندارد!
نگارنده متخصص آلودگي هوا نيست، اما با تورق آمارها و رخدادهاي سالهاي قبل هر شخصي ميتواند ببيند كه در آذر و ديماه، وضع هواي تهران و كلانشهرها خوب نيست. چرا به جاي كميته «اضطراري» كميته «پيشگيري» يا حل كردن مساله تشكيل نميشود؟
در روزهاي گذشته كه هواي تهران مدام تيره و شفاف ميشد به محض آنكه در آسمان روزنهاي پيدا می شد، كميته به سرعت تشكيل جلسه داده و طرح زوج و فرد از در منازل در تهران را لغو کرد، طرح ترافيك تهران هم كه سالهاست در همان سرحدات قديمي باقي مانده؛ در حالي كه تهران به شدت از هر چهار طرف توسعه يافته است.
مگر جمعيت و وسعت تهران همان جمعيت و وسعت 10-20 سال قبل است كه محدوده طرح ترافيك هم همان باشد؟ اين عجب كه برخي نيز اعتقاد دارند استفاده از خودروي سواري جزو حقوق شهروندي است و سختگيري در استفاده از آن ناقض اين حقوق است.
آيا استفاده از هواي پاك جزو حقوق شهروندي كه نه؛ جزو حقوق اوليه بشر و انساني نيست؟ آيا شهروندان نبايد در قبال اين «حق» تكاليف متناسبي هم داشته باشند؛ طوري كه استفاده از اين حق آنها، حق نفس كشيدن براي مردم را از بين نبرد؟
در مجموع امسال هم خواهد گذشت، تعداد نامشخصي بر اثر سرطان، مشكلات قلبي و عروقي و تنفسي و… خواهند مرد، آسيبهاي اجتماعي فراواني به تبع اين مرگ و ميرها به به شهرهاي ما تحميل خواهد شد و باز سال بعد همين طرح ترافيك، همين مالياتها و همن توجيهها. بازهم وقتي كه هواي شهرمان تيره شد و نفسمان تنگ، در گپ و گفتهايمان خواهيم گفت: «ماشين زياد است»؛ اما واقعا خودرو زياد نيست، طرز استفاده از خودرو خوب نيست.