بایگانی

بایگانی آبان

با پول كلاس كامپیوتر دختران كوموری چند پل می توان ساخت؟

۲۳ آبان ۱۳۸۹ 6 دیدگاه

باید خندید، یا گریه كرد. كه به خاطر تنها 50 میلیون تومان، تاكنون انگشتان دست 30 نفر ایرانی، در همین مرز و بوم پر گهر، قطع شده و استاندار، به چالش كشیدن قطع انگشتان این همه «آدم» به خاطر عدم احداث پل را بزرگنمایی می داند!

untitled2

اگر احداث پل مزبور برای اداره راه و ترابری شهرستان، 50 میلیون تومان هزینه داشته باشد، این رقم تنها 1.25 صدم بودجه 4 میلیارد تومانی ایجاد زیرساختهای گردشگری امام زاده علی (ع) دهدشت است. یعنی با این پول می شد 80 پل روی رودخانه روستای گاودانه زد.

ساخت پل مزبور، تنها 2.5 درصد بودجه 2 میلیارد تومانی كمك به فعالیتهای قرآنی و تجهیز كانونهای فرهنگی و هنری استان است!

یا اینها محروم نیستند، یا ایرانی نیستند، ایرانی هم نباشند، باید از مواهب لااقل كمیته امداد كه بهرمند شوند. كمیته امدادی كه تا جزیره ذره بینی چون كومور پیش رفته و برای دخترانش كلاس كامپیوتر می گذارد و كنار گوشمان، این همه «آدم» به خاطر نبود یك پل 50 میلیون تومانی، باید انگشتان دستشان را از دست بدهند!

در هفته ای كه گذشت، انتشار تصاویر انگشتان بریده اهالی یك روستا شهرستان كهكلویه احساسات بسیاری از مردم ایران را جریحه دار نمود.

پیش از آن واكنش برخی مسئولان به این رخداد جای تاسف داشت. پس از آنكه خبرگزاری مهر، گزارش تصویری مربوطه را مخابره كرد، تصاویری از نامه نگاری های بین  اداره راه و ترابری  كهكیلویه و فرمانداری این شهرستان نیز دردی روی درد های قدیمی گذاشت!

ظاهرا فرمانداری این استان از اداره راه و ترابری خواسته تا پلی روی رودخانه مارون احداث شود، تا مشكلات مردم گاودانه حل شود، و اداره راه و ترابری این استان نیز از فرمانداری خواسته است تا مشكل بودجه 50 میلیون تومانی را حل كند، تا آنها روی این رودخانه پلی احداث كنند.

در قحطی كه به سر نمی بریم، نفت زیر پایمان می جوشد و گاز از چاه بالا می زند و بنزین هم الحمدلله نیمه یارانه ای شده و دست مرفهان بی درد هم از آن كوتاه شده و دولت عدالت محور هم سر كار است؛ پس چرا مسئولان محلی لنگ 50 میلیون پول احداث پل ماندند!

اتفاقا دكتر احمدی نژاد هم در سفرهای استانی كه دارد، بودجه های خوبی برای این استان تصویب كرده، اما ایا از این بودجه های كلان، چیزی برای احداث پل باقی مانده؟

با بودجه زیر ساخت های گردشگری امام زاده علی می شود 40 پل ساخت

568977_orig

آخرین سفر استانی احمدی نژاد به كهكیلویه و بویر احمد، استفاده كودكان روستایی از گر گر

عدم احداث این پل روی این رودخانه كه بنا بر شواهد سال های طولانی لطمات جانی بیشماری به اهالی آن وارد كرده است، در حالیست كه در آخرین سفر دكتر احمدی نژاد به استان كهكلویه و بویر احمد، بودجه های كلانی(در تاریخ 22 اردیبهشت سال جاری) برای این شهرستان در بخش های مختلف تصویب شده است.

اگر احداث پل مزبور برای اداره راه و ترابری شهرستان، 50 میلیون تومان هزینه داشته باشد، این رقم تنها 1.25 صدم بودجه 4 میلیارد تومانی ایجاد زیرساختهای گردشگری امام زاده علی (ع) دهدشت است. یعنی با این پول می شد 80 پل روی رودخانه روستای گاودانه زد.

ساخت پل مزبور، تنها 2.5 درصد بودجه 2 میلیارد تومانی كمك به فعالیتهای قرآنی و تجهیز كانونهای فرهنگی و هنری استان است!

ساخت پل 50 میلیونی روی رودخانه ای كه انگشتان بسیاری از اهالی این روستا را قطع كرده است، تنها 1.1 درصد بودجه  4 و نیم میلیارد تومانی ، ساماندهی و بهسازی گلزارهای شهدا و احداث 10 مركز فرهنگی در جوار مزار شهدای این شهرستان است.

یعنی در كنار این فعالیت های فرهنگی و البته ارزشمند و تنها با كمی صرفه جویی در آنها، می شد پلی هم روی رودخانه مزبور زد!

ساخت پلی كه انگشتان مردم محروم این منطقه را قطع می كند مهمتر است، یا تجهیز صدا و سیمای مركز استان؟ درست است، هر دوی اینها مهم هست و قابل مقایسه نیستند، اما جالب است بدانید، 50 میلیون هزینه احداث پل روی رودخانه مارون، كمتر از نیم درصد بودجه تأمین تجهیزات فنی برای ارتقاء صدا و سیمای استان كهكیلویه و بویر احمد است.

با پول كلاس كامپیوتر دختران كومور می شد 3 پل روی مارون زد

untitled

انگشتان قطع شده دختران روستایی گاودانه و دختران كوموری سر كلاس كامپیوتر كمیته امداد

در اینكه مردم محروم این استان، واقعا نیازمند كمك هستند شكی نیست. تصاویر منتشر شده گویای این امر است. كمیته امداد امام خمینی(ره) از اصلی ترین نهاد هایی است كه به امداد رسانی به محرومان می پردازد.

در سال 87، برای برگزاری كلاس های رایانه، برق، خیاطی و نجاری برای دختران و پسران نیازمند كومور، كه اخیرا نیز سفیر آن  هدف برقراری رابطه كشور كوچكش با كشورمان جمهوری اسلامی ایران را نجات كشورمان از انزوای جهانی عنوان كرده بود، 160 میلیون تومان توسط كمیته امداد هزینه شده بود. تنها با پول كلاس های فوق برنامه نیازمندان كومور، می توانستیم بیش از 3 پل روی رودخانه ای بسازیم كه انگشتان دختران كوچك كشورمان را قطع كرده.

با 115 میلیونی  كه صرف خرید برنج و روغن و شكر و پودر شوینده برای نیازمندان كومور شده است، می شد 2 پل برای مردم روستای گاودانه ساخت.

با 150 میلیونی كه كمیته امداد برای ساخت خانه مددجویان كوموری هزینه كرده است، به راحتی می شد سه پل روی رودخانه مزبور زد.

18669_314234225788_111410615788_3414264_2359970_n

همكاری كمیته امداد ایران و شهرداری قمر(پایتخت كومور) برای بهسازی محیط و وضعیت تاسف بار حمل و نقل روستاییان ایرانی

در سال 87، نزدیك به 100 میلیون تومان، به مددجویان كوموری كمك های نقدی شده است، با این هزار میلیون تومان، 20 پل می شد روی رودخانه ای احداث كرد كه موجب رنج ساكنان آن شده است.

با كمك های نقدی كه به افغانی ها دادیم، می شد 38 پل برای ایرانی ها بسازیم
در سال 87، حدودا 2 میلیارد تومان به صورت نقدی، به مددجویان افغانی توسط كمیته امداد پرداخت شده است. با این پل می شد، لا اقل 38 پل روی رودخانه مارون احداث كرد.

با بیش از یك و نیم میلیارد تومانی كه در سال 87 به محرومان سویه پرداخت شده است، می شد 33 پل برای مردم روستای گاودانه ساخت!

589014_orig

با یك میلیارد و 700 میلیونی كه به محرومان همسایه شمالی، جمهوری آذربایجان كمك شده است، می شد 35 پل روی رودخانه های منطقه ای زد، كه مردمش برای رد شدن از رودخانه انگشتان خود را میدهند.

البته كمك به همنوعان و هم مسلكان در كشورهای دیگر نیز پسندیده است؛ نه تنها از منظر معنوی و انسان دوستانه، بلكه از جهت تقویت جایگاه كشورمان و نیز ارتقای دیپلماسی فرهنگی و مردمی؛ اما به نظر می رسد در این زمینه اولویتها هم نباید فراموش شود؛ به ویژه زمانی كه هموطنانمان و صاحبان این مرز و بوم چنین مشكلات جزئی دارند كه به قول دكتر احمدی نژاد باید به آنها هم رسیدگی كرد و نباید به بهانه كارهای كلان، از اینها غافل شد.

242_12

بی خبری مسئولان؟
بسیاری از مسئولان استان كهگیلویه و بویر احمد خبر ندارند اهالی روستای گاودانه برای عبور از عرض رودخانه مارون مجبور به استفاده از وسیله ای هستند كه تا كنون باعث قطع انگشت بیش از 30 نفر از اهالی روستا شده است.

اهالی روستایی به نام “گاودانه علیرضا” در منطقه ای دورافتاده از استان كهگیلویه و بویراحمد مدتهاست مجبورند برای دسترسی به جاده، روستاها و مناطق دیگر و انجام كارهای روزمره، مانند رفتن به محل تحصیل، كار، خرید و … از رودخانه عریضی به نام مارون عبور كنند. در این میان تنها راه ارتباطی آنها با دنیای خارج از روستا، وسیله ای به نام گرگر (جره) است.

اما نشستن بر روی این تله كابین دستی و رفتن تا آن طرف رودخانه باعث قطع انگشتان دست روستاییان گاودانه شده است. چون شیب تند رودخانه و دخالت دست در گذر این وسیله به طرف دیگر رودخانه موجب می شود تا انگشتان دست به زیر چرخهای آن گیر كرده و قطع شود.

موضوع ساخت پلی برای اهالی روستا به منظور جلوگیری از نقص عضو شدن تعداد بیشتری از روستاییان مدتهاست كه توسط شورای روستای گاودانه و اهالی آن مطرح است. اما تا كنون نتیجه نداشته است. حتی شاید برخی از مسئولان این استان نمی دانند روستایی در محل خدمتشان وجود دارد كه اهالی آن مجبورند انگشتان دستشان را برای كرایه گذر از رودخانه عریض مارون به “گرگر” بدهند.

مدیر روابط عمومی استانداری كهگیلویه و بویراحمد: استاندار وقت ندارد!

دین پرور مدیر روابط عمومی استانداری كهگیلویه و بویراحمد در واكنش به خبرنگار مهر كه خواستار مصاحبه با قوام نوذری استاندار كهگیلویه و بویراحمد درباره مشكل اهالی روستای گاودانه علیرضا شد تنها به این جمله اكتفا كرد كه استاندار وقت ندارد پاسخ دهد! و از انجام هر مصاحبه ای با استاندار جلوگیری كرد. پیگیریها برای مصاحبه با استاندار تا كنون به نتیجه نرسیده است.

اسامی برخی از روستاییان گاودانه كه گرگر انگشتانشان را قطع یا زخمی كرده است:
سعیده عنایتی جو- دو انگشت زخمی، شكرعلی عنایتی جو- یك بند انگشت قطع-43 ساله، عطب الله د‍‍‍‍‍ژم- یك بند انگشت-52 ساله، ولی الله دژم- سه بند از سه انگشت قطع-21 ساله، گلزاده دژم یك بند انگشت قطع، محبوبه دژم- دو انگشت زخمی- 12 ساله، حسین رمرو – دو انگشت زخمی، خدیجه دلشاد – دو انگشت زخمی، فضیل دلشاد – دو انگشت زخمی، اكبر خوشه بردار -دو بند از یك انگشت قطع، اشرف عمرانی فر- دو انگشت زخمی و یك بند انگشت قطع، پروانه تواره- یك بند انگشت قطع، سحر تواره- دو انگشت زخمی، قدرت الله تواره – دو انگشت زخمی- 42 ساله، علی یار كشاورز – دو انگشت زخمی، رحمان پژده – دو  بند انگشت قطع، مریم پشتوان – دو بند انگشت قطع – 13 ساله،  بهروز پشتوان- یك بند انگشت قطع و دو بند انگشت زخمی، زاده پشتوان- دو انگشت زخمی و یك بند انگشت قطع – 51 ساله، عباس پشتوان- سه انگشت زخمی، شهرام پشتوان- یك بند انگشت قطع – 11 ساله، عزیز كوثری –  یك بند انگشت قطع و یك انگشت زخمی – 51 ساله، فرزاد شاكری – 2 انگشت زخمی- 14 ساله، ایرج زمان- دو بند از یك انگشت قطع- 48 ساله، بهجت زمان- دو انگشت زخمی، سالار كهزادی- یك بند از هر 4 انگشت قطع، محمد محمدی- یك بند انگشت قطع، كهزاد قلندری- دو انگشت زخمی، رسول طاهری – یك بند انگشت قطع و دو انگشت زخمی و بی حس، سعدی نریمانی راد – دو بند انگشت زخمی، فوت سید علی نظر- 52 ساله، قطع نخاع شدن برادر سید علی نظر به دلیل سقوط از گرگر، آسیه تاش- یك بند انگشت قطع – 20 ساله كه از روستا مهاجرت كرده است و … .

در زمان انتشار این گزارش سه روستایی دیگر به این جمع اضافه شده است. یكی از آنها به نام مهدیه پشتوان پنج ساله است كه دو انگشت به علاوه یك بند از یك انگشتش قطع شد.

—————————-

این مطلب در سایت آینده نیوز با کد 20351  مورخ  22 آبان 1389 منتشر شد.

هك سایت لیلا اوتادی در واكنش به خبر بازی او در نقش ندا

۲۳ آبان ۱۳۸۹ 1 دیدگاه

روز گذشته پس از آنكه یك سایت معتبر سینمایی خبر داد فیلم پایان نامه با موضوع جنگ نرم و حوادث بعد از انتخابات به تهیه كنندگی روح الله شمقدری و كارگردانی حامد كلاهداری جلوی دوربین رفته است، واكنشها به این موضوع آغاز شد.

این خبر زمانی اعلام می شود كه پیش از این چندین مستند مختلف و بعضا متناقض در مورد ندا آقاسلطان، ساخته شده و به گسترش بی اعتمادی مخاطبان در این زمینه دامن زد.

تكذیب قتل ندا و زندگی او در یونان، قتل وی توسط استادش و چندی بعد دعوت از همان استاد به عنوان شاهد قتل در كنار این ادعا كه خون روی صورت ندا با پمپ تزریق شده، موارد مختلفی بود كه در سیما و فضای مجازی مطرح شد.

در بخش های خبری نیز گزارش هایی مختلف تهیه شد و قاتل او از آرش حجازی و خبرنگاران بی بی سی تا زنی مجهول معرفی شد و… امابه نظر می رسد افكار عمومی در مورد این معما، چندان توسط رسانه ملی ارضا نشده است.

حالا بار دیگر خبر ساخت اثری جدید در خصوص قتل ندا آقا سلطان- كه به رغم رخدادهای مختلف به دلایلی بیش از همه مورد توجه رسانه های معترضان و نیز شبكه های خارجی قرار گرفت- رسیده است.

به گزارش آینده، با وجود آن كه اوتادی به دلیل بازی و چهره خاصش، بین عامه مردم طرفداران زیادی داشت و پیش از این به وفور عكس وی روی جلد مجلات زرد به چاپ رسیده بود، تنها انتشار خبر حضور وی در این این اثر، موجب شد تا موجی از اعتراضات در وب فارسی علیه وی شكل بگیرد و نیمه شب گذشته در شبكه فیس بوك حدود 5000 اعتراض و توهین علیه وی منتشر شد كه بعضا به هیچ وجه در شان مردم ایران نبود.

پیش از اوتادی نیز، محمدرضا گلزار، سوپراستار نام آشنا، شریفی نیا بازیگر پر حاشیه فیلم های سینمایی و… در كنار قطبی و رضا زاده و در بین خوانندگان نیز افتخاری، به خاطر تلقی عملكرد سیاسی از آنها، مورد هجمه های معترضان قرار گرفته بودند؛ هجمه هایی كه بعضا به افراط كشیده شده و انتقاداتی را درباره تندروی مقابل چند هنرمند و ستاره هنری ورزشی برانگیخت.

otadi

هك سایت اوتادی
واكنش بعدی به اوتادی، هك سایتش بود. تنها چند ساعت پس از انتشار خبر حضور وی در این اثر، سایت شخصی وی هك شد و در آن تصاویری از ندا آقاسلطان به نمایش در آمد.

otadi3

همچنین، تهیه پوسترهایی علیه این بازیگر عامه پسند در سایت های سیاسی و اشتراك آن در سایت های لینك پراكنی و جوامع مجازی فارسی زبان، واكنش عجیب دیگری به قصد یك بازیگر در بازی در یك فیلم در نقش آقاسلطان بود. این در حالی بود كه هنوز اساسا سناریو و فیلمنامه این فیلم مشخص نشده بود.

واكنش سایت اوتادی

البته سایت اوتادی سرویس دهی خود را متوقف كرد و سایت هواداران اوتادی هم ضمن اعلام تعطیلی تا تایید یا تكذیب یك خبر، به انتقاد از این هجمه ها پرداخت و  نوشت:

طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد بیشماری پیام و مطلب چه در اینجا چه در سایت های دیگر به خصوص سایت های اجتماعی دیدم.همه معترضان و منتقدان این ماجرایی كه قرار است آغاز شود.

ولی متاسفانه گاها رفتارها و الفاظی را مشاهده كردم كه به هیچ وجه در خور و شایسته یك ایرانی نیست.اینكه ما منتقد ، مخالف یا حتی دشمن یك جریان فكری ، یك رفتار ، یك حركت هستیم دلیلی نمیشود كه با فحاشی و الفاظ ركیك از آن یاد كنیم.

در فیس بوك چندین و چند Page در این زمینه مشاهده كردم كه متاسفانه در بردارنده سخنان بسیار ناشایستی بود و این به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.سایت ایشان هك شده كه باز هم رفتار نادرستی بود .این نوع اعتراض و انتقاد به هیچ وجه در مورد یك هنرمند درست نیست.

كاش فرصت میدادیم ببینیم موضوع چیست ، كاش كاملا بر موضوع آگاه میشدیم و لااقل بعد این هجمه ها و توهین ها را آغاز میكردیم. درسته اگر این فیلم آنچه باشد كه ما فكر میكنیم ، آیا مقصر اصلی آن بازیگران آن هستند ؟

چرا ما سناریو نویسان اصلی آن را رها كردیم و به موارد درجه دو و سه آن میپردازیم.اگر تیر انتقاد و اعتراضی است نخست به آنهاست و نه به هنرمندان .

57_890128_L600 (1)


درسته بازهم میگویم اگر خبر صد رد صد درست باشد هنرمندان این سناریو هم مقصرند.و اگر این خبر نادرست باشد و یا حداقل آن چیزی نباشد كه ما فكر میكنیم ، پاسخگوی این توهین ها و جسارت ها به هنرمندانمان و بویژه خانم اوتادی كیست ؟

آیا شخصیت یك فرد انقدر بی ارزش شده كه هر چه خواستیم بگوییم و تهمت بزنیم و الفاظ ناشایست بكار ببریم و بعد اگر نادرست بود گویی كه آب از آب تكان نخورده ؟؟؟؟؟ آیا تجربه این رفتارهای غلط و احساسی را قبلا نداشتیم كه امروز اینچنین و گاها بی شرمانه به هنرمندی ایرانی حمله میشود.

امیدوارم در ادامه این روند فراموش نكنیم كه اگر اعتراض و انتقادی هست منصفانه و منطقی انتقاد كنیم نه از روی احساسات و بی منطق . قرار نبود تا مشخص شدن موضوع بنویسم ولی متاسفانه رفتارهای نادرست و توهین آمیزی را كه دیدم مرا بر این داشت كه بیایم و هنوز از هنرمندم در برابر این هجمه ها دفاع كنم ، با اینكه اولین معترض و منتقد ایشان “در صورت تایید خبر و اتفاق افتادن سناریویی كه در ذهنمان هست” شخص خود من هستم.

ولی فعلا من شخصا هیچ تصمیم گیری نمیكنم ، منتظر خبرهای رسمی تر از این موضوع هستم .امیدوارم هنرمند محبوبم كه از سال ۸۵ در دنیای مجازی در حمایت و پشتیبانی ازشون قلم میزنم و همواره سعی كرده در همه موارد كه ممكن بوده نگاه بی انصافانه ای در مورد ایشان صورت پذیرد حمایتشون كردم ، این بار نیز نشان دهند كه من ومای دوستدار و طرفدارشون اشتباه نكردیم و باز هم مثل گذشته تا همیشه در همه روزها پشتیبان و حامیان اصلیشان (حداقل در دنیای مجازی) باشیم.

موفق باشید


ایجاد درگیری در وبگاه های فارسی

همزمان با واكنش معترضان به بازی اوتادی و سایر بازیگران در این اثر، حامیان دولت نیز بیكار ننشسته و به ستایش از عملكرد شمقدری و نكوهش عملكرد سبزها پرداختند.

از سوی دیگر، برخی از سایت های زرد و عامه پسند، كه عموما دست به اقداماتی نظیر انتشار تصاویر خصوصی بازیگران سینما و تلوزیون می زنند و چهره هایی چون لیلا اوتادی، یكی از سوژه های همیشگی آنهاست نیز در دفاع از اوتادی موضع گیری هایی را اتخاذ كردند.

به نظر می رسد ساخت حساب نشده چنین آثاری، پیش از آنكه جامعه آماده باشد، نه تنها نتیجه مورد نظر سازندگان را نخواهد داد، بلكه چنانكه در وبگاه فارسی، در كمتر از 24 ساعت رخ داده است، نتیجه عكس می دهد یا دست كم، موجب تنش در بین اقشاری از جامعه خواهد شد، كه در بسیاری از موارد، اصلا وارد بازی سیاست نشدند.

ورود طرفداران اوتادی در سایت های زرد، به صحنه تقابل با معترضان، خود نشانگر این موضوع است.

مشخص نیست هدف تهیه كنندگان این مجموعه از انتخاب اوتادی چیست، چه اینكه وجهه او را می توان با محمدرضا گلزار و.. سایر بازیگران خاص مورد اقبال عامه مردم مقایسه كرد، آن هم نه در سطح گلزار، كه پیش از اوتادی در این رنج از بازیگران زن سینما، چهره هایی چون مهناز افشار و.. قرار دارند.

ذكر این نكته نیز به جاست كه منظور از افكار عمومی، صرفا هواداران دولت نیست، چراكه آنان به هر تقدیر هوادار دولت و تحلیل های آن هستند، اما ایا چنین بسته هایی توانسته در بین قشر خاكستری  نیز موثر واقع شود؟

این در حالی است كه ندا آقا سلطان، در كلام و بیان مسئولان، هرگز یك چهره ضد نظام ارزیابی نشده، بلكه به عنوان قربانی یك حركت از پیش طراحی شده معرفی شده و حتی موضوع درج پرونده او در بنیاد شهید به دلیل ترور وی توسط منافقین مطرح شده بود.

برخی تصاویر اوتادی كه مورد اقبال سایت های زرد قرار گرفته

otadi33

به گزارش كافه سینما؛ موضوع این فیلم درباره استاد دانشگاهی است كه دارای فعالیتهای جاسوسی و ارتباط با بیگانه است و 4 دانشجویی كه با این استاد پایان نامه دارند. این پایان نامه بهانه ای می شود برای ورود این دانشجویان به دنیای پر خطر سیاست.

به گزارش پارس توریسم، لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سلطان در این فیلم نقش آفرینی می كند. دیگر بازیگران این فیلم عبارتند از: داریوش ارجمند-امیر آقایی-محمد رضا شریفی نیا-حامد كمیلی-بهاره افشاری-لیلا اوتادی-جمشید هاشمپور و میلاد كیمرام .همچنین هادی كلاهداری برادر كارگردان به همراهی تعدادی از مشاوران فیلمنامه این فیلم را نوشته است.

حامد كلاهداری پیش از این پایان نامه را صریح ترین فیلم سیاسی ایران با موضوع حوادث بعد از انتخابات معرفی كرده بود كه دستاوردهای خوبی هم برای مردم و هم برای نظام جمهوری اسلامی دارد.

ندا آقا سلطان در هالیوود
آذر ماه سال گذشته بود كه خبری در سایتها منتشر شد كه هالیوود قصد ساخت فیلمی درباره ندا آقا سلطان دارد. خبر آنلاین به نقل از سایت پرچم در آن زمان نوشت: پس از ماجرای بورس نداآقاسلطان هم وطن كشته شده در وقایع پس از انتخابات و نیز تلاش سی ان ان برای ساخت مستند “ندا” این بار هالیوود، قطب فیلم سازی غرب قصد دارد فیلمی در این رابطه تولید كند

این فیلم با هدایت و برنامه ریزی شهره آغداشلو و نازنین افشین جم تولید شده و به احتمال زیاد خود آغداشلو و افشین جم نیز در آن ایفای نقش خواهند كرد. عوامل ساخت این فیلم تا كنون تماس های تلفنی متعددی با خانواده آقاسلطان برقرار كرده و اسناد و مدارك و تصاویر مربوط به این پروژه فیلم سازی را نیز دریافت كرده اند.

این فیلم با تهیه كنندگی چند تن از تهیه كنندگان و فیلم سازان مشهور هالیوود ساخته و به نمایش درخواهد آمد. این فیلم داستان زندگی ندا آقا سلطان را از كودكی تا لحظه كشته شدن به تصویر خواهد كشید.

در پایان باید گفت هرچند انتقاد از برخی رویه ها در چارچوب اخلاق و قانون حق همه مردم با هر گرایش سیاسی است، اما استفاده از الفاظ ركیك و اقدامات خلاف اخلاق در شان جامعه بافرهنگ ایرانی نیست.

———————————

منتشر شده در سایت آینده با کد20328 مورخ   21 آبان 1389

پروژه موفق صداوسیما ومهران مدیری برای سركار گذاشتن معترضان

۱۶ آبان ۱۳۸۹ 7 دیدگاه

روزی كه گالیله را به دادگاه بردند و او ـ ظاهرا ـ از عقیده خودش برگشت و بخشیده شد ، وقتی از در دادگاه بیرون آمد، یكی از شاگردانش او را دید و خطاب به استاد گفت: “بدبخت ملتی كه قهرمان ندارد…ملتی كه قهرمانش را چنین زار و ضعیف به تماشا بنشیند”

و گالیله پاسخ داد: “بدبخت ملتی كه به قهرمان نیاز دارد!”


در مثل مناقشه و مراد هم توهین به ملت شریف و با فرهنگمان نیست. تمام محتوای این چند خط هم به همین یك روایت می پردازد و عادت دیرینه ایرانی ما در اسطوره سازی.

اسطوره سازی در همه ابعاد و شئون؛ در ورزش: یك روز قطبی را آقای جنتلمن لقب می دهند و فردا روز، همان قطبی را امپراطور شانس می نامند.

در سیاست: یك روز ابطحی می شود الگوی روحانیت هوادار مطالبات نسل سوم و چهارم و روحانی متدین مدرن، فردا می شود سست عنصری اعتراف كرده.

همه چیز به هم ربط دارد، سیاست به اقتصاد، اقتصاد به سیاست، سیاست به هنر، هنر به ورزش، ورزش به مذهب و… همه حوزه ها طوری خلط شدند كه تفكیك آنها ممكن نیست.

اسطوره هایی آنچنان بزرگ، كه گویی اسطوره زاده شدند!

اما وقتی فرو ریختند، در می یابند چیزی نبودند جز تابلوی تمام قد و گاه بچه گانه، از آرزوهای مردمی كه كشیدن آرزوهایشان را روی چهره اسطوره ها، سهل تر از  حركت كردن و هزینه دادن در جهت آرزوهایشان یافتند.

مهران مدیری، با آن نمای اسطوره ای بار دیگر محصولی به مردم ارایه داده، تا باز هم تلخی نقاشی بخش دیگری از تابلوی یك اسطوره را به تماشا بنشینیم.

گویی یك سوراخ است و به تعداد مردم ایران (ضرب در ده) انگشت، كه مدام در این سوراخ گشاد می كنند و گزیده می شوند و بار دیگر می كنند و گزیده می شوند.

در حالی كه عده ای به زور قصد دارند دیر رسیدن سری جدید سی دی های قهوه تلخ را گیر كردن آن در ممیزی ارشاد عنوان كنند، سجادپور در گفت و گوی خود با روزنامه مردمسالاری گفته است:  سریال قهوه تلخ هیچ مشكل نظارتی نداشته است.

آقای سجادپور در مصاحبه خود گفته است: ما به كار گروه قهوه تلخ اعتماد كامل داریم و امكان پخش آن را از شبكه نمایش خانگی فراهم آوردیم تا سنت تولید سریال برای شبكه نمایش خانگی با قدرت بیشتری ادامه یابد.

حالا عده ای می خواهند بگویند خیر، این امكان را ارشاد فراهم نكرده! بسیار خوب، ولی آفتاب روی دیوار ظهر مرداد را نمی شود به این سادگی انكار كرد.

به قولی:

“- خورشید را گذاشته،
می خواهد
با اتكا به ساعت شماطه دار خویش
بیچاره خلق را متقاعد كند
كه شب
از نیمه نیز بر نگذشته ست.”

وقتی با دوستان به تماشای این اثر فاخر(به قول برخی از دوستان رادیكال و اعتراضی و…) می نشینید، به پروانه نمایشی كه ابتدای سریال نمایش داده می شود هم گوشه چشمی داشته باشید.

این همه تحلیل های عجیب و غریب در مورد شباهت عمدی دامبول السطلنه و….،عینیت تعمدی قیافه و شان و جایگاه بیخودی الممالك و… دیدید، این چند خط را هم بخواند!

اول: موضوع از همان ابتدا خلط شد. از همان روزی كه صدا و سیما از خرید قهوه تلخ شانه خالی كرد. دقت كنید«شانه خالی كرد» قهوه تلخ، از ابتدا برای فروش به صورت بسته های موجود طراحی نشده بود.

دوستانی كه دستی بر آتش دارند، خوب می دانند، عموما مجموعه هایی كه برای تلویزیون ایران ساخته می شود، اول طرحی كلی از آنها به مسئولان سیما داده می شود و در صورت پذیرش و توافق، مجموعه ساخته می شود. این طرح هر قدر هم مختصر باشد، در بر گیرنده كلیاتی است كه برای تهیه كننده اطمینانی از هزینه روی اثر ایجاد می كند. پس تا اینجای كار، كلیات طرح از سوی سیما پذیرفته شده بوده است.

آن هم در چه زمانی؟ زمانی كه اصولا  انتخاباتی در كار نبوده، كه پس از آن اعتراضی باشد و …

دوم: یادی از تهیه كننده كردیم، بد نیست كه به صورت تیتروار به چند كلید واژه اشاره كنیم. حضرات آقایان برادران آقاگلیان، اگرچه نامشان سر این مجموعه بر زبان ها افتاد، اما سابقه ای بس طولانی در بازارهای دیگر(از جمله تبلیغات و بیلبورد و صدا و سیما و…) دارند.

آنها خوب می دانند، درد دل برادران شایسته(هدایت فیلم) و سینمای ایران به كجا بر می گردد، به انحصار تبلیغات محیطی(یا تعاونی محیط)  در تهران و زمین زدن یك فیلم و بالا بردن فیلمی دیگر.

به نظر نمی رسد در كشوری چون ایران، با این نظام امنیتی دقیق، عده ای سرخود و بدون حساب و كتاب با صدا و سیما همكاری كنند و تازه بعد از آنكه چندین بار با صدا و سیما قراردادهای سنگین بستند و در شبكه خانگی، میلیاردها تومان به جیب زدند، مسئولان امنیتی بفهمند، ای وای، ظاهرا این اشخاص با سیاست های نظام مشكل دارند!

البته صدا و سیما هم شاید اشتباه بزرگی كرد، اما مهران مدیری هم خوب می دانست، اثرش اگر در سیمای فعلی پخش نشود، برایش دستاوردهای بهتری دارد.

پس اولین اختلاف تهیه كننده و سیما، بهترین بهانه برای برگزاری جلسه با وزارت ارشاد برای دریافت اجازه پخش سریال خانگی می شود.

آن هم به شكلی فوق العاده، طوری كه تجربه قبلی در مورد آن وجود ندارد و گویا، تمام امكانات ارشاد برای پخش این سریال بسیج شده است.

سوم: آقای مهران مدیری و قهوه تلخ، كه این روزها اسطوره محافل معترض و منتقد دولت شده اند، همان عزیزانی هستند كه روزی در مجموعه های قبلی، جریان تحصن اصلاح طلبان در مجلس ششم را آن طور به تمسخر كشیدند.

ماجرای مسعود شصت چی و موقعیت شعرا هم كه الحمدلله آنقدر دور نیست كه از حافظه تاریخی عزیزان تحلیلگر پاك شده باشد.

چهارم: آقای مهران مدیری و تیم تحت نظارت ایشان، چون بسیاری از هنرمندان دیگر، به ساخت آثار هنری می پردازند و از این راه هم ارتزاق می كنند، در این بین هم پول خوبی به جیب تهیه كنندگان محترم مجموعه می رود؛ چه عیب دارد؟

صنعت سینما مگر معنای دیگری جز دریافت سود از راه اكران آثار هنری دارد؟ منتها بحث آنجاست كه این مسیر با چه وسیله ای طی می شود و دیگر این كه چه تصوری درباره آنها در جامعه وجود دارد؟

پنجم: در ایران، هركس رگ خواب مردم را بدست بیاورد برد كرده، در این نمی توان حتی شك كرد. هر كس به اندازه خود سوار موج احساسات مردم می شود و مردم هم آمادگی هرگونه اسطوره سازی دارند.

در این بین هم نمی توان به آنها خرده ای گرفت. شاید هنر آنها در شناختن خلقیات ایرانی بسیار برتر از هنرشان در موضوع فعالیتشان باشد. به هر حال این سبك ایرانی است و آنها هم آن را شناختند و طبیعتا از آن استفاده می كنند.

اما تحلیل های عجیب و خارق العاده برخی تحلیل گران در جای خود دردناك است.

چرا تولیدكنندگان اخبار و تحلیل های خارق العاده مجموعه طنز قهوه تلخ، از پشت نقاب ها بیرون نمی آیند و رسما اعلام موضع نمی كنند؟

چه ربطی بین افتخاری و فلان كاراكتر این مجموعه می تواند باشد، در حالی كه فیلمبرداری (یا دست كم چهره پردازی و شخصیت سازی) كاراكتری كه امروز برخی آن را تشابه عمدی(!) بین افتخاری و فلان كاراكتر می دانند، شاید یك سال قبل از حاشیه های امروز افتخاری انجام شده است.

اگر آقای مدیری همچون كسانی چون شجریان با معترضان بود، آیا ممكن بود اثرش در سطح وسیع در جامعه ای توزیع شود، كه در همان جامعه، پخش ربنای شجریان، به طور كلی قطع شد؟

مساله آنجاست كه شخصی نه مثل ده نمكی، هزینه همراهی را بین مخاطب معترض می دهد و نه چون شجریان هزینه عدم همراهی را به حاكمیت.

این وسط، ملت اسطوره پرور هستند و رگ خواب و مهران مدیری!

البته بسیاری این را زرنگی و هوشمندی مهران مدیری می دانند كه در این مقطع پرحادثه می داند مجوزش را از كه بگیرد، و فیلمش را به كدام دیگر بفروشد.

عده ای هم معتقدند او عقلش می رسد مشكل جامعه ما، برخی معضلات فرهنگی است كه اتفاقا در هر دو طیف سیاسی مشترك است. لذا به هوشمندی او در كشف روابط و معادلات جامعه آفرین می گویند كه توانسته روی لبه خط قرمزها حركت كند و با ایجاد برخی روابط، نقدهای تیز و تند خود را با رد شدن از فیلتر دولت احمدی نژاد و یكی دو جلسه نشستن با آقای … به خورد مردم بدهد و نه تنها هزینه ندهد، بلكه كلی هم كاسبی كند!

ششم: گیریم آقای مدیری همراه با معترضان است و چونانكه نقل وبلاگ های حامیست، مخالف كلیت نظام نیست، تنها مخالف دولت است.  چطور ممكن است، چنین دولتی حتی جلوی صداوسیما دربیاید و به مخالف خود، مجوز توزیع محصولش را بدهد؟ نسخه آن را به ائمه جمعه بدهد؛

و از طرفی، دانلود غیرمجاز اثر او را با حداكثر امكانات تحت تعقیب قرار بدهد؟باور كنید دایی جان ناپلئونی به موضوع نگاه نمی كنم، شما هم یك ضرب و تقسیم ساده كنید.

یا این دولت، دولتی است كه به مخالف خود مجوز این حوزه وسیع فعالیت را می دهد، یا اگر چنین نیست، فاتحه سبز بودن مهران مدیری را بخوانید.

هفتم: سخنی هم با آقای مدیری و تیم هنرمندان همراه ایشان. تهیه كننده و سرمایه گذار اثر، سود و اصل سرمایه خود را بالاخره از این بازی خطرناك بیرون خواهد كشید.

اما اگر فردا روز، شما به دیدار فلان مسئول عالی رتبه مملكت(منظور همین رئیس دولت و وزیر و … در همین سطح است) دعوت شوید و بدانید حضور نیافتن در آن محفل به بهای عدم توزیع محصولتان منجر خواهد شد چه می كنید؟

شرایط جامعه با آن روزها كه كسی نمیدانست، در خیابان امام خمینی(ره) خانی رفته و خانی آمده، خیلی فرق كرده، این مردم قطبی را از  عرش امپراطور، به فرش خالی بند و كلاش رساندند، بازی خیلی پیچیده شده!

هشتم: غرض این چند سطر و البته نگارنده، خدای ناكرده توهین به شخصیت ارزشمند و هنرمند جناب آقای مهران مدیری، كارگردان خوب كشورمان نیست. چه آنكه نویسنده خوب این مجموعه، آقای امیرمهدی ژوله، از همكاران مطبوعاتی و مورد احترام نگارنده نیز هستند.

بحث سر همان است كه در ابتدای مطلب نیز به آن اشاره كردیم: اسطوره هایی كه ساخته می شوند، اما چون خودشان قامتشان را نساختند، ممكن است روزی برای كاری كه ناگزیر از انجام آن هستند و به نادرست آنها را بی نیاز از انجام آن كارها دانستند و معرفی كردند، فرو بریزند.

حتما دسترسی هایی به تحلیل گران خارق العاده، كه كاراكترها را شبیه به این مسئول و آن مسئول می كنند، وجود دارد، جلوی آنها را بگیرید و به مردم بگویید، یك هنرمند هستید، نه بیشتر. شما تنها نقش بلوتوس كبیر(كلاهبردار یونانی) را بازی می كنید، برایشان بگویید كه واقعا بلوتوس نیستید.

اگر به خطا نرویم، این نقدی دلسوزانه و دوستانه است، در قامت برادری كوچكتر.

———————

این مطلب در سایت آینده نیوز با کد 19947 منتشر شد.