خانه > مطالب اصلی > گفت وگو با معصومه طاهری(همسر مهدی کلهر)

گفت وگو با معصومه طاهری(همسر مهدی کلهر)

معصومه طاهري موسوي همسر مهدي كلهر (مشاور محمود احمدي نژاد) و مادر نرگس كلهر است. وي داراي دكتراي جغرافياي سياسي و كارشناس ارشد آموزشي در صدا و سيما با 22 سال سابقه خدمت است و در اين سازمان به تدريس در دانشكده و شاغلين بخش خبر صدا و سيما مشغول است.

نرگس كلهر نيز پس از پناهندگي در گفت وگويي با حنا مخملباف گفته است وي در اين شرايط سكوت را جايز نمي دانسته و اميدوار است پدرش نيز فيلم او را ببيند و نظر خود را عوض كند. مادر نرگس نيز يادآور مي شود نرگس با ديدن رفتارهاي غيرعادي پدر با مادر خانواده، از پدر كه وي را سمبلي از حاكميت مي دانسته دلگير شده است و شايد يكي از انگيزه هاي پناهندگي نرگس كلهر نيز همين باشد. در پايان يادآور مي شود نرگس كلهر با فيلمي به نام «دارخيش» در جشنواره فيلم نورنبرگ شركت كرده بود. داستان اين فيلم اقتباسي از كتاب «گروه محكومين» كافكاست و به موضوع شكنجه مي پردازد.

معصومه طاهري موسوي همسر مهدي كلهر (مشاور محمود احمدي نژاد) و مادر نرگس كلهر است. وي داراي دكتراي جغرافياي سياسي و كارشناس ارشد آموزشي در صدا و سيما با 22 سال سابقه خدمت است و در اين سازمان به تدريس در دانشكده و شاغلين بخش خبر صدا و سيما مشغول است. وي پيش از اين به ارائه مقالاتي در روزنامه هاي اعتماد، همشهري، شرق، جمهوري، اطلاعات و حتي كيهان اقدام كرده است. خانم طاهري موسوي و آقاي كلهر داراي سه فرزند دختر به نام هاي «شفق»، «سحر» و «نرگس» هستند. نرگس كلهر كوچك ترين عضو خانواده است كه چند روز اخير خبر پناهنده شدن وي به آلمان در رسانه ها مطرح شده است. در اين گفت وگو، خانم طاهري به شرح شرايط خاص نرگس كلهر مي پردازد. ضمن آنكه وي هرگونه جدايي از مهدي كلهر را تكذيب مي كند و يادآور مي شود ترك خانه توسط آقاي كلهر در سال گذشته، به دلايل سياسي بوده است. خانم طاهري يادآور مي شود كه جدايي نرگس از پدر نه به خواست نرگس كلهر، بلكه به دليل عدم تمايل آقاي كلهر به ارتباط با خانواده بوده است.

-با توجه به روزنامه هايي كه شما در آنها فعاليت مي كرديد، به نظر مي رسد شما اصلاح طلب باشيد.
من گرايش خاصي ندارم. تحصيلات دانشگاهي دارم و مقالاتم هم علمي بوده است و بر اساس تحصيلاتم.

-به نظر شما چرا خانم نرگس كلهر به آلمان پناهنده شده اند؟
نرگس از سوم دبيرستان به دانشگاه علمي كاربردي رفت. در آن زمان تنها جايي بود كه مي شد ادامه بدهد. بعدش وارد كارداني به كارشناسي شد. بالاجبار در رشته گرافيك تصويري قبول مي شود. از دوم دبيرستان رياضي خوانده بود. سال آخر را هنرستان مي خواند و همان سال هم علمي كاربردي قبول شد.ابتدا به هنرپيشگي علاقه داشت. اما پدرش به او گفت اگر مي خواهي هنرپيشه شوي بايد مثل يك خمير در دست كارگردان باشي و نرگس هم به توصيه پدرش گوش داد و يك كار ساخت: توهمات يك گربه ايراني بود. جشنواره دانشجويي جزء 10 فيلم برتر شد. كارهاي ديگر كوتاهي هم داشت. سه دقيقه بيشتر نبود. فيلم هاي ديگري هم ساخته بود، مثل زلزله بم و… هفت، هشت فيلم كوتاه ساخته بود. فيلم اخير را هم ديده بوديم كه حدود دو سال پيش ساخته بود.

-يعني پدرشان خودشان علاقه مند بودند ايشان كارگردان شوند و در زمينه فيلمسازي فعاليت كنند؟ آيا آقاي كلهر مشوق ايشان بودند؟
حقيقتاً پدرشان تا چهار پنج سال پيش دغدغه داشت كه چرا دو دختر ديگرش رشته هنري نخوانده اند. البته دختر بزرگم استاد پيانو است اما دغدغه داشتند (مهدي كلهر) كه چرا آنها حرفه كارگرداني را انتخاب نكردند. زماني كه نرگس اعلام كرد مي خواهد كارگردان شود، پدرش سعي مي كرد مسائلي را به او تعليم و آموزش بدهد. او هم اتفاقاً بچه صبوري بود و هميشه گوش مي كرد. اگر جاهايي هم با پدرش اختلاف عقيده داشت سكوت مي كرد.

-شما كي از هم جدا شديد؟
ما جدا نشديم،

-آقاي كلهر كه گفته اند شما جدا شديد.
من اين را طي يك جوابيه مستند و مفصل براي خبرگزاري هاي مهر و ايرنا كه منشاء انتشار اخبار ديروز بودند ارسال كرده ام. چند وقت پيش آقاي كلهر خانه را ترك كردند و از پيش ما رفتند. شايد اسمش را بتوان متاركه گذاشت، اما از لحاظ قانوني من همسر ايشان هستم. من هر چقدر فكر مي كنم، نام ايشان هنوز در شناسنامه من است. نمي دانم بر چه اساس ايشان از من جدا شدند.

-ايشان گفتند شما درخواست طلاق داديد و از ايشان جدا شديد.
من سال 1385 به دليل مشكلاتي كه براي همه خانواده ها پيش مي آيد مثل فشارهاي عصبي، متقاضي جدايي از ايشان شدم. اما حقيقتش چون در قوانين ما زماني كه زن تقاضاي طلاق مي كند بايد از همه چيز بگذرد، بعد منصرف شدم. وقتي كه منطقي تر فكر كردم و با بچه ها در ميان گذاشتم، قرار شد صرف نظر كنيم. برگه عدم سازشي كه من سال 85 امضا كردم بعد از سه ماه كه من و آقاي كلهر ديگر پيگير ماجرا نشديم قانوناً از درجه اعتبار ساقط شد. من هم پشيمان شدم.

-ايشان يعني الان با شما زندگي مي كنند؟
ما تا سال 87 با هم زندگي مي كرديم، يعني آن ماجراي سال 85 مسكوت ماند و تا همين سال گذشته ما با هم زندگي مي كرديم. مصالحه كرديم. در اين مدت دو دختر من ازدواج كردند. ايشان بيماري قلبي داشت، حدود سه ماه ايشان در منزل بستري بودند و خود من از ايشان پرستاري مي كردم. ايشان در اين فاصله حتي در اواخر سال 86 براي من پاسپورت گرفتند و… .

-ايشان عنوان كردند به خاطر همكاري شان با آقاي احمدي نژاد از ايشان جدا شديد؟
مشكل ما در سال 85 (و نه 84 و انتخابات) به خاطر مشكلات ديگري بود. به هيچ وجه مشكل ما سياسي نبود، فكر كنم اين يك بهانه است. من حتي دور اول خودم به آقاي احمدي نژاد در سال 84 راي دادم و هيچ مشكلي با ايشان نداشتم، چون اصولاً من نگاه كلي به آدم ها ندارم و خاكستري نگاه مي كنم. اصولاً ما در منزل در مورد مسائل سياسي زياد صحبت نمي كرديم. با مشي سياسي ايشان هم كار خاصي نداشتيم. اما بعد از عمل قلب ايشان و پس از آن سه ماهي كه در منزل بستري بودند، از خانه رفتند و حدود يك ماه از ايشان بي خبر بوديم.

-بر اين اساس صرف نظر از سياسي و غير سياسي بودن موضوع، يعني شما اصولاً از آقاي كلهر جدا نشديد؟
خير، بنده از ايشان طلاق نگرفتم و هيچ درخواستي هم نداده ام. آن هم با شرايطي كه ايشان مي گويند كه بدون هيچ ادعايي بروم.

-ايشان گفتند شما از ايشان جدا شديد و ايشان نفقه دختر شما را هم مي دادند.
در قوانين ما نفقه دختر بايد پرداخت شود اما به من نفقه يي ندادند. ايشان به نسبت حقوقي كه دارند، اگر من بگويم ماهي چقدر به نرگس مي دادند، شما خنده تان مي گيرد. ايشان ماهي 100 هزار تومان به نرگس مي دادند. كه من 300 هزار تومان خودم به نرگس مي دادم كه با توجه به روحياتش نرگس كمبودي نداشته باشد. آقاي كلهر نفقه خود من را با توجه به اينكه من همسر قانوني ايشان هستم، يك سال تمام است كه قطع كرده اند. كه من بابت همين ندادن نفقه از ايشان شكايت كردم كه الان هم اين شكايت در مرحله اجرا است. ماهانه دادگاه براي من حدود 400 هزار تومان نفقه تشخيص داده است. و حكم صادر كرده اند.

-شما با اين اتفاق موافق بوديد، يعني پناهندگي دخترتان؟
به هر حال پدر و مادر مالك بچه نيستند. نرگس بسيار اكتيو بود. من هم مثل شما خبر پناهنده شدنش را از تلويزيون شنيدم. نرگس دو سال قبل چون در گوته فعاليت مي كرد براي مدت كوتاهي به آلمان رفت براي دوره زبان. يك ماه رفت و برگشت. من خيلي متاسف شدم از اين مساله. نرگس هميشه معتقد بود آلمان از نظر تكنولوژي سينمايي بسيار پيشرفته است. بعد از اينكه پدرش به او كمك نكرد تا در سازمان (صدا و سيما) فعاليت كند، نرگس رفت و در كلاس آلماني ثبت نام كرد و حالاهم كه متاسفانه پناهنده شده است… .

-ايشان گفتند نرگس همراه شما زندگي مي كرده و…
آقاي كلهر خيلي غير منصفانه اين مصاحبه ها را انجام داده اند. تمام مداركي كه من دارم، زوجيت من را ثابت مي كند و اميدوارم خبرگزاري هاي مهر و ايرنا اين مدارك من را چاپ كنند. من فكر مي كنم خواستند يك مقداري كوتاهي هايي كه شده در مورد نرگس را توجيه كنند.

-اين قطع رابطه از طرف آقاي كلهر بود يا شما و دخترتان؟
خير، از طرف خود آقاي كلهر بود. حتي زماني كه نرگس زنگ مي زد به آقاي كلهر، جواب نمي دادند. حتي وقتي مي خواست اين بار آخر به آلمان برود براي شركت در اين جشنواره، سه روز قبلش من خودم زنگ زدم به آقاي كلهر كه ايشان با نرگس صحبت كنند. كه حتي ايشان جواب تلفن ما را ندادند.

———————–

این مطلب در روزنامه اعتماد > شماره 2077 23/7/88 > صفحه 1 (صفحه اول) منتشر شد.

  1. نام
    20 خرداد 1391 در 03:06 | #1

    درود
    آخرش چند درصد جدا شدین؟!
    بدرود.

  1. بدون بازتاب