بَرکتِ مَرَض

۲۷ فروردین ۱۴۰۰ 2 دیدگاه

 

 

مردم وحشت زده و مستاصل هشتگ میزنند #واکسن_بخرید، پاسخ میشنوند ورود واکسن غربی ممنوع است. واکسن شرقی هم وارد نمیشود، اما چرا؟ شاید چون سود ساختن واکسن داخلی بیش از همه است! مثل ساخت کیت تشخیص کرونا. چه کسی میسازد؟  همان کسی که برای انحصار خود در ابتدای شیوع کرونا جلوی واردات تست کرونا به کشور را گرفت. در آن زمان ماجرا از این قرار بود که شرکتی ایرانی به نام «ایرگان مهر» قصد داشت کیت های تشخیص کرونا از مبدا کره جنوبی وارد کند، این شرکت پیشنهاداتی به وزارت بهداشت، بیمارستان مسیح دانشوری و…و همچنین «بنیاد برکت» داد، بنیاد برکت پیشنهاد این واسطه را رد میکند.موضوع اینجا تمام میشود، اما چند وقت بعد، شرکتی به نام «کی.بی.سی» وارد میشود و مستقیما با شرکت کره ای وارد مذاکره شده و کیت ها را به کشور وارد میکند. پروژه «آزمایشگاه سیار بسیج جامعه پزشکی» برای تست کرونا در مبادی شهرها هم کلید میخورد.  کی.بی.سی از کجا آمد؟ این شرکت از زیر مجموعه های سرمایه گذاری البرز از شرکت های تابعه بنیاد برکت است و بنیاد برکت هم وابسته به ستاد اجرائی.  

بگذریم…. سود چقدر است که به این همه بدنامی می ارزد؟ اجازه دهید ابتدا نگاهی کنیم به شبکه بنیاد مهربان برکت، در بازار دارو. چارت زیر مختصری از وضعیت را بدست میدهد.

برای مشاهده چارت در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید

برای مشاهده چارت در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید

این شرکت ها هر کدام در چندین شرکت دیگر حضور دارند و این چارت را فقط از لایه اول تهیه کردم. شرکت «برکته الصحه» و «برکت الصحت للمقاولات و التجارت العام» که در کشورهای عراق، سوریه و لبنان فعالیت میکنند و ارتباط اینها با سازمان مخوف شستا، خود قصه پر غصه ای دارد که شاید روزی بنویسم.

اما میدانید چرا واکسن نمیخرند؟ این درخواست هیات مدیره شرکت البرز برای افزایش سرمایه 200 درصدی، یا به عبارتی دو برابر کردن سرمایه شرکت به تاریخ 23 اسفند 1399 است:

برای دیدن در ابعاد بزرگتر روی تصویر کلیک کنید

برای دیدن در ابعاد بزرگتر روی تصویر کلیک کنید

 

در اینجا هم حسابرس با پیشنهاد موافقت کرده.

 

کلیک کنید

کلیک کنید

ممکن است گفته شود این افزایش سرمایه دوبرابری برای مدت زمان طولانی است، که باید متذکر شد: خیر، آخرین تجدید ارزیابی برای تاریخ 21 برج 8 سال 98 بوده است، یعنی دقیقا قبل از شیوع کرونا. و این افزایش سرمایه دوبرابری از 4 و 8 هزار میلیارد  به 8 و 4 هزار میلیارد ریالی، دستاورد همین کروناست.( و در نظر داشته باشید عدد سرمایه شرکت لزوما نشان دهنده کل دارایی های شرکت نیست، اما تغییرات آن معیار مناسبی برای ارزیابی کلی شرکت هاست. ) چطور؟ در صورتمالی مربوط به شش ماهه متهی به آخر شهریور 1399، در صفحه 58، ذیل یادداشت توضیحی 38-7 که به تایید حسابرس هم رسیده، ماجرا اینطور شرح داده شده است:

کلیک کنید

کلیک کنید

همانطور که ملاحظه میشود، توضیح داده شده است که تنها تاثیر منفی کرونا روی این مجموعه مربوط به 2 و 3 ماه اول بوده، اما بعد – لابد خوشبختانه – شرکت با حضور در بخش محصولات ضدعفونی و … و همچنین در اختیار گرفت عرضه داروهای موثر بر کرونا، توانسته آثار منفی را به مثبت تبدیل کند.

از بیست و یکم بهمن 1398، تا امروز، 27 فروردین 1400، در ایران دو میلیون و 168 هزار و 872 نفر به کرنا مبتلا و 65 هزار و 680 نفر جان باختند. + در این مدت با در نظر گرفتند بعد خانوار(تعداد متوسط افراد یک خانواده) حدودا 8 میلیون نفر ایرانی یعنی اندکی کمتر 10 درصد با این بیماری و مشکلات آن دست به گریبان شدند. آثار اقتصادی، روانی، آسیب های اجتماعی و … ناشی از این همه گیری هنوز به طور کامل مشخص نیست. اما حداقل از هر 10 نفر ایرانی یک نفر با کرونا به طور مستقیم سر و کار داشته است.

اما آیا همه از بابت کرونا متضرر شدند؟ نه؛ بودند کسانی که از این درد و مرض و طاعون سودهای هنگفتی هم کردند. هنوز هم میکنند، رسانه های ما نیز جز رپورتاژ آگهی برای این سوداگران طاعون هیچ عملی ندارند. جز اینکه هر از چندی صدقه دادن بنیاد برکت به چند ده هزار خانوار را تیتر میکنند. این مهربانی های تبلیغاتی بنیاد برکت به اندازه آشغال زیر ناخن هیولای برکت نیست که اگر لازم شد در براه آن هم خواهم نوشت.

چرا کاغذ مهم است؟

۱۶ تیر ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

بیانیه اخیر انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران، یادداشت آقای رحمانیان صاحب روزنامه شرق و اظهاراتی از این دست باعث شد که این چند خط را بنویسم. شاه بیت تمامی این داستان ها بهانه گرانی کاغذ، عدم حمایت دولت و وضع اقتصادی بد کشور است. این چند خط را بخوانید و اگر دوست داشتید بگوید از کدام بیزینس در این کشور چنین حمایت هایی میشود؟

روزنامه شرق از فروردین تا مهر 98 حدود 71 تُن و از مهر تا بهمن سال 98 حدود 82 تُن کاغذ دولتی دریافت کرده است. (گزارش عملکرد کمیته ساماندهی کاغذ – وزارت ارشاد، به ترتیب ردیف 975 و 246) مجموع کاغذ دریافتی پیش از گزارش دوم برای این روزنامه حدود 372 تُن بوده است.
حال چرا کاغذ مهم است؟ یک روزنامه 12 یا 16 صفحه ای مثل شرق حدودا 50 تا 70 گرم وزن دارد. برخی میگویند تیراژ شرق 8 هزار و خود شرق ادعای تیراژ 20 هزارتایی دارد. میانگین 15 هزار نسخه در روز را در نظر بگیرید، یعنی روزی حدود یک تن کاغذ نیاز است.
در سال 1398 روزنامه شرق 278 شماره منتشر کرده، که در بالاترین حالت 278 تن کاغذ هم نیاز داشته. که از این مقدار (اگر بپذیریم عدد تیراژ 8 هزارتایی هم دروغ است و روزنامه حداقل 15 هزار نسخه 16 صفحه ای منتشر کرده) یعنی بیش از نیمی از کاغذ مورد استفاده این روزنامه در سال قبل، از محل دولتی تامین شده است( بماند که دریافتی کاغذ از ابتدای سال تا برج یازده است و باید تعداد روزهای باقی مانده سال را هم کسر کرد)

1) چرا کاغذ مهم است؟
همان سال قبل که دعوای کاغذ بالاگرفته بود، ما سه مدل کاغذ داشتیم:
دولتی که کیلویی 5 هزار و 300 تومان بود / نیمایی که کیلویی 13 هزار و 200 تومان بود و آزاد شورآباد که کیلویی 17 هزار و 500 تومان بود. اصلا اتهام کاغذ فروشی را هم کنار میگذاریم.
یعنی قیمت کاغذ یک نسخه روزنامه شرق با کاغذ دولتی: 370 تومان ، با کاغذ نیمایی 920 تومان و با کاغذ آزاد 1250 تومان بوده.
قیمت روزنامه چقدر بوده؟ 4 هزار تومان
یعنی اختلاف قیمت فروش و قیمت کاغذ:

  • در حالت دولتی 3630

  • در حالت نیمایی 3080

  • در حالت آزاد 2750

2) یعنی این روزنامه سال قبل با ارفاق (تیراژ و یک ماه باقی مانده سال و…)   در حدود نصف سال که کاغذ دولتی داشته هر روز که یک تن کاغذ دولتی برای 15 هزار نسخه مصرف کرده است، 5 میلیون و 300 هزار تومان هزینه کرده و 60 میلیون تومان قیمت  داده است ( 15 هزار نسخه 4 هزار تومانی) اختلاف برای هر روز 55 میلیون تومان است. این عدد برای نصف سال ( نصف 278 نسخه ای که سال قبل منتشر شده است) چیزی حدود 7-8 میلیون تومان است.

3)  نصف دیگر سال را هم نصف کنید، طوری که سه ماه فرضا کاغذ آزاد و نصف دیگر کاغذ نیمایی باشد (که بدبینانه ترین حالت است و به نظر نمیرسد این روزنامه سه ماه از سال را کاغذ آزاد خریده باشد) بازهم در سه ماه کاغذ نیمایی 4 میلیارد و 200 هزار تومان ارزش روزنامه 4 هزار تومانی بوده که قیمت کاغذ نیمایی آن حدودا 920 میلیون تومان بوده، یعنی اختلاف حدودا 3 میلیارد و 800 میلیون تومان.

4) در نهایت آن سه ماه بدبینانه ای که با کاغذ آزاد روزنامه چاپ شده باشد، قیمت کاغذ آزادش حدود یک میلیارد و 230 میلیون تومان بوده است، که باز هم با قیمت هر نسخه حدودا 3 میلیارد تومان اختلاف قیمت داشته است.

5) ممکن است گفته شود همه روزنامه ها که فروش نمیروند، شما فرض کنید روزنامه برگشت بخورد(که البته مدیر هیچ روزنامه ای زیر بار این موضوع نمیرود، همچنین روزنامه هایی مثل شرق بیشتر تیراژ خود را در اشتراک ها صرف میکنند) هر کیلو روزنامه باطله هم در زمان قیمت های بالا 8 هزار تومان ارزش داشته یعنی ارزش هر نسخه روزنامه برگشتی برای روزنامه هم (که 70 گرم است) نزدیک 530 تومان بوده، حال اینکه ارزش کاغذ اول هر نسخه روزنامه با ارز دولتی 371 تومن، با ارز نیمایی 924 تومن و با ارز آزاد 1225 تومان میشد. یعنی در نصف سال که کاغذ دولتی دریافت شده است، حتی از محل برگشتی و مرجوعی هم در بخش کاغذ سود کسب شده است.

باز هم درباره حمایت های دولتی از این دست خواهم نوشتم.

100 میلیارد تومان کجا رفت؟ پول بیمه کسر شده؟

۸ تیر ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

18 فروردین ماه امسال، دستیار محمد شریعتمداری، وزیر کار در توئیتر نوشت:

با موافقت #محمد_شریعتمداری از منابع تسهیلات تخصیصی برای نجات کسب و کارها در بحران #کرونا ۱۰۰میلیارد تومان به مطبوعات برای گذر از این شرایط سخت اختصاص یافت.از آنجا که این تسهیلات شامل #رسانه هایی می‌گردد که تعدیل نیرو نداشته باشند امیدوارم برای حفظ اشتغال #روزنامه‌نگاران موثر باشد. (اینجا)

بزرگی عدد 100 میلیارد تومان زمانی مشخص میشود که آن را با یارانه سال 1398 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مقایسه کنیم. چهار روزنامه شرق، اعتماد، دنیای اقتصاد و خبر جنوب که بیشترین یارانه را سال قبل از این وزارت دریافت کردند، روی هم کمتر از 2 و نیم میلیارد تومان دریافتی داشتند.

100 میلیارد تومان 40 برابر این رقم است. پس از گذشت حدود سه ماه از این اعلان، هیچ گزارشی از چگونگی اختصاص آن منتشر نشده است. بد نیست پیام برازجانی، در راستای شفافیت عملکرد وزارت خانه متبوع خود، شرح و گزارشی از درخواست های دریافت این بودجه برای اعضای صنف روزنامه نگاران منتشر کند.

همچنین چه خوب بود اگر انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران، به جای برگزاری جلسات ریش سفیدی و… از این وزارت خانه درخواست میکرد فهرستی از عملکرد این بودجه منتشر کند.

برازجانی همچنین نوشته است این یارانه به نشریاتی اختصاص خواهد یافت که در ماه های اخیر (کدام ماه ها؟ عملا تاثیر کرونا پس از فروردین امسال در نشریات دیده شد و پس از این نیز احتمالا ادامه خواهد یافت) اخراج و تعدیل نداشتند؛ در توضیح راه اثبات اخراج و تعدیل نیز نوشته است لیست بیمه ملاک وزارت خانه متبوع وی است.

این در حالیست که بدنه صنف میدانند عملا در اکثر روزنامه ها (به جز معدودی) اصولا خبرنگاران بیمه نیستند که در صورت تعدیل یا اخراج، این فرایند خود را در لیست بیمه نشان دهد. از سوی دیگر بسیاری از اخراجی ها، تحت عناوینی مثل: حق التحریر یا حق التحریر ثابت استخدام بودند.

به هر روی، این میتواند پیشنهادی برای انجمن صنفی روزنامه نگاران باشد، که اگر تا بحال به موضوع توجهی نکرده است، از همین حالا پیگیر ماجرای 100 میلیارد تومان باشد.

مگر ما چند روزنامه کثیر الانتشار داریم؟ طبق رتبه بندی های رایج ارشاد، سر جمع ما کمتر از 30 روزنامه قابل توجه داریم و جمعا کمتر از 10-15 روزنامه شناخته شده داریم که تحریریه متوسطی دارد. 100 میلیارد اگر بین از 15 روزنامه توزیع شده باشد، به هر روزنامه حدود 10 میلیارد تومان خواهد رسید.

از طرفی، همین منبع در ا دامه نوشته است هزینه بیمه سه ماه بهمن، اسفند و فروردین، برای رسانه ها استمهال شده است، آیا مدیران رسانه ها نیز در حقوق خبرنگاران خود، حق بیمه را استمهال کردند یا کسر کردند؟

این ها سوالاتی هست که انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران، میتواند از صاحبان امتیاز – به جای شرح قصه پدر و فرزندی کارفرما- بپرسد!