بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘احمدی نژاد’

هوشنگ امیراحمدی: از احمدی نژاد خوشم می آید؛ می خواهم کمکش کنم

۹ شهریور ۱۳۸۹ 1 دیدگاه
قرار ملاقات با هوشنگ امیر احمدی ،موسس انجمن ارتباط آمریکاییان و ایرانیان، در لابی هتل استقلال ،محل اقامتش در تهران، گذاشته و نتیجه نیز گفت و گوی مفصلی می شود که در دو قسمت منتشر خواهد شد.

در قسمت اول با امیراحمدی به مسایلی از زادگاه او و خانواده پدری اش، چگونگی ارتباطش با فدائیان جنگل سیاهکل و دلیل خروجش از ایران و رفتن به آمریکا صحبت می شود و در بخشی از قسمت و بخش دوم گفت و گو ، او به اظهار نظر در مورد گروه های سیاسی کشور می پردازد و ادعا می کند پیش از سید محمدخاتمی رییس جمهور اصلاح طلب کشورمان بحث جامعه مدنی را مطرح کرده است و همچنین از عدم شجاعت خاتمی در تصمیم گیری هایش انتقاد می کند.

او می گوید در زمان اولین دوره انتخاباتی که خاتمی در آن شرکت کرده از نامزد رقیب او یعنی ناطق نوری حمایت کرده و هنوز هم بر صحت تصمیم خود ایمان دارد.
او که مدت زیادی از ایران دور بوده، می گوید می خواسته در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل شرکت کند، اما رد صلاحیت شده و به همین خاطر به جنتی(رییس شورای نگهبان قانون اساسی) نامه ای هم نوشته است و البته قصد دارد بازهم در این زمینه بخت آزمایی کند. به هر تقدیر گفت و گوی عصر ایران با او که بیش از دو ساعت به طول انجامید حاوی نکاتی است که خواندنش می تواند جالب باشد.
 
هوشنگ امیر احمدی - تهران؛ تابستان 87کی و کجا متولد شدید؟
من متولد چهارم فروردین سال 1326 هستم. در دهکده ای به نام «شیخ نشین» در بخشی به نام «شاندرمن» از شهرستان تالش از استان گیلان هستم که حاشیه ای است از بندر انزلی تا آستارا که فکر می کنم بعد از آمل بیشترین مرز دریایی را دارد. منطقه بسیار زیبایی است که در همینجا هم بگویم که فکر می کنم دولت جمهوری اسلامی کمترین کمک را به تالش کرده، یعنی اصلا کمکی نکرده است.
در مورد خانواده خودتان بگویید، چه کاره بودند؟
پدر بزرگ من خان بود، تمام املاک و زمین های آن منطقه برای او بود. مردی بود که چندین زن داشت و من بیست و یکی دوتا عمو و عمه داشتم. مدرسه آنجا، حمام آنجا، امامزاده و مسجد آنجا و… همگی را پدر بزرگ من ساخته بود. مدرسه ای که من در آن تا کلاس شش ابتدایی درس خواندم در روی زمین پدر بزرگم و با پول پدر بزرگم اداره می شد. خانواده ام در اروپا، آمریکا و ایران پخش هستند و الان هم شنیدم در آنجا نسل دیگری آمدند.
چند خواهر و برادر دارید؟
الان دو برادر و سه برادر دارم. بیشتر بودیم هفت خواهر و برادر بودیم که بقیه فوت کردند.
آنها چه کار می کنند؟
یکی از خواهران و یکی از برادرانم در چوکا(چوب و کاغذ ایران) کار می کنند که برادرم بازنشسته شده است. یکی دیگر از خواهرانم خانه دار است و همسرش در ارتش است و بعد هم وارد سپاه شد.
یعنی در خانواده شما،کسی جز شما فعالیت های سیاسی انجام نمی دهد؟
خانواده امیراحمدی خیلی کم نگاه سیاسی داشت. الان البته کمی اوضاع فرق کرده، همه شان دانشگاهی شدند و نگاه سیاسی هم دارند. اما اینها یک خانواده فئودالی بودند.
تا کی در شیخ نشین بودید؟
من تا کلاس شش ابتدایی در همان دهکده پدربزرگم درس خواندم، بعد از کلاس شش تا 9 ، به شهرستان دیگری به نام ماسال رفتم که حدود شش کیلومتری شهرستانمان بود. کلاس 10 به رشت آمدم، در دانشگاه رضاشاه کبیر، از ده تا 12 و دیپلمم را آنجا گرفتم و شاگرد اول استان شدم.
چه رشته ای می خواندید؟
آن زمان طبیعی بود و ریاضی بود و ادبیات. من طبیعی بودم.
در دانشگاه چه رشته ای خواندید؟
خیلی دوست داشتم که پزشک شوم، تصادفا هم نشدم. من موقع انتخاب دانشگاه همه جا پزشکی هم زده بودم. در دانشگاه تبریز هم پزشکی قبول شدم هم کشاورزی.
من پزشکی را انتخاب کردم، وارد دانشگاه که شدم هیچ وقت فراموش نمی کنم همان دو هفته اول ما را بردند سالن تشریح، همانجا حالم بهم خورد و در رفتم. دیگر همه چیز دیر شده بود. دیگر هیچ کاری نمی شد کرد، تنها چاره ای که داشتم انتخاب رشته کشاورزی بود.
علاقه ای هم نداشتم. اما پدرم خیلی علاقه داشت، فکر می کرد مهندس می شوم و باغ هایش را درست می کنم. اما یکبار هم که نهال برایش زدم ، خشک شد!
بعد از دانشگاه چه کردید؟
بعد به سپاه ترویج رفتم(دوره سربازی آن زمان) در کرج شش ماه در اموزش بودیم. من چون جزو بیست نفر اول آن دوره بودم اجازه داشتم که محل خدمتم را خودم انتخاب کنم. من لاهیجان را انتخاب کردم و به عنوان افسر ترویج آنجا رفتم
و سرپرست سپاه ترویج مناطق لاهیجان و سیاهکل شدم.
وقتی که سیاهکل بودم درست سالی بود که فدائیان در جنگل سیاهکل داشتند علیه شاه فعالیت می کردند. من سرپرست سیاهکل هم بودم. آن موقع یادم هست که تیمسار اویسی به لاهیجان آمد و به ما دستور داد که با لباس در شهر تردد نکنیم. برای اینکه فکر می کرد بچه ها(فدائیان) ما را می زنند. در حالی که ما خودمان با آنها کار می کردیم. ما یک گروه انقلابی بودیم و به بچه های سیاهکل از درون بدنه ژاندارمری کمک می کردیم.
یعنی با آنها همراهی می کردید، فعالیت تان به شکل سازمانی بود؟
نه هیچوقت فعالیت سازمانی به آن شکل با آنها نداشتم، به عنوان کسی بودم که علاقمندی داشتم. من بین 17 سالگی تا 24-25 سالگی تمایلات شدید چپی داشتم، من همیشه می گویم “کسی که از سن 18 سالگی تا سن 20 و چند سالگی چپ و انقلابی نباشد اصلا قلب ندارد، بعد از آن اگر همانطور بماند اصلا مغز ندارد. “ما در آن سن و سال ها آرمانگرا و انقلابی هستیم و معمولا با رگ گردنشان فکر می کنیم.
اینکه منطقی به نظر نمی رسد، شما در یک خانواده کاملا فئودال و زمین دار بدنیا آمدید!
من همیشه با آنها(پدر و پدربزرگم) دعوا داشتم. همیشه به آنها می گفتم شما با این رعیت ها بد می کنید. پدرم به من می گفت مفت خوری می کنی و دنبال عدالت هستی!
ولی این را هم صادقانه بگویم، خانواده ام به آن مفهوم فئودالی، خیلی بد نبودند. الان هم هنوز هم بچه های رعیت هایمان عاشق ما هستند. من همیشه اعتقاد داشتم و هنوز هم دارم که رعیت ها استثمار می شوند.
خب چه شد که خط فکریتان عوض شد؟هوشنگ امیر احمدی در گفت و گو با عصرایران - تهران؛هتل استقلال
من همیشه اعتقاد عجیبی به عدالت دارم. برای من هنوز هم بزرگترین مفهوم “عدالت” است. عدالت برای من یک مفهوم بسیار وسیع دارد، عدالت فقط عدالت اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی جغرافیایی هم در تعریف عدالت از نظر من می گنجد.
در آن زمان من فکر می کردم که سوسیالیسم واقعاً سیستم عدالت است. بعدها وقتی که انقلاب اسلامی شد و از انقلاب حمایت کردم بازهم به این دلیل بود که عدالت اسلام مرا جلب می کرد. بنابراین همیشه برای من نه سوسیالیسم نه اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مطرح نبوده. البته من مسلمانم و به مسلمان بودنم هم همیشه افتخار کردم، ولی به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی(این دو) جذبه شان برای من به خاطر عدالت بود. الان هم خودم را یک آدم “سوسیال دموکرات ملی” می دانم. کسی که به عدالت عمیقا اعتقاد دارد و ملی است.
در آن زمان( دوران دانشگاه وسربازی) فعالیت های دیگرتان چه بود؟

با یک عده ای از بچه ها روزنامه باران را در می آوردیم.
شما کارهای ادبی هم انجام دادید؟
بله؛ من قصه نویس بودم و با مجله فردوسی کار می کردم. من تقریبا با تمام پیشکسوتان ادبی آن روزگار آشنایی داشتم. شاملو، محمود دولت آبادی، آتشی، سپانلو، دستغیب و خصوصا غلامحسین ساعدی. با یک آقایی به نام بهرام داوری که در هنر و ادبیات کیهان آن زمان بود، به اتفاق ایشان مجله ای به نام پست ایران در آوردیم، آن موقع اجازه نمی دادند اسم های معنی داری برای مجلات انتخاب کنیم، اسمش پست ایران بود ولی مجله خوبی بود.
دوران دانشگاهی ام، دوره خیلی خوبی بود. همراه با صمد بهرنگی بودیم، آنها مجله خیلی خوبی در می آوردند به نام “دانشجو” که من طراحشان بودم و نقاشی های پشت جلدشان را من می کشیدم.
از کارهای آن زمان تان کدام ها را به خاطر دارید؟
داستانی بود به نام کابوس، که برای بچه های سیاهکل نوشتم. کار دیگری بود با نام با خیل فرزانگان سرخ، که باز برای سیاهکل بود. قصه دیگری بود با نام بازارچه که قصه این دستفروش های بازار رشت بود، قصه یک گوجه فروشی بود. یک قصه ای نوشتم به نام پارگاه، داستان یک زن و مرد کوهستانی است که بره شان را گرگ می زند، در حالی که خانمش حامله است و درست موقعی که گرگ بره را می برد ،زن دارد زایمان می کند و این مرد بین دوراهی مانده که گوسفند و بره را نجات بدهد یا زن و فرزندش را و جالب است که زنش به او می گوید باید دنبال بره بروی، چون روزی ماست. این قصه خیلی بی نظیر است، من هر وقت می خوانم تحت تاثیر قرار می گیرم ، چون اگر یک مرد تالشی آن موقع در این وضعیت قرار می گرفت واقعا دنبال گوشفندش می رفت.
 
آنچه گفتید نشانه نزدیکی فکری شما با جریان های چپ آن زمان کشور است، یعنی نزدیکی با فدائیان جنگل سیاهکل و… این چه دوره ای از زندگی شما بود؟
این سن 18 سالگی تا حدود 24 سالگی است. وقتی که دیگر از سربازی برگشتم، چهار سال در بین اقوام لر زندگی کردم، در خرم آباد و بروجرد و دورود و… بودم. بعد هم سه سال در یاسوج و بویراحمد بود.
در لرستان چه کار می کردید، چه شد و کی به آمریکا رفتید؟
من در کارخانه قند یاسوج بودم. سال های خیلی خوبی بود من تقریبا تا وقتی که به آمریکا بروم معاون کارخانه بودم و رییس چغندر کاری. یادم هست که یک نفر به اسم سرهنگ سالاری ، رییس ساواک کهکیلویه و بویر احمد بود، اینها یک روز به کارخانه آمدند و گفتند تمام کسانی که در کارخانه مدیر ارشد هستند باید بروند و رستاخیزی بشوند.
من هم جزو بچه های سیاهکل بودم، یعنی از نظر فکری در آن جریان بودم و عضو نشدم. گفتند پس باید استعفا بدهی، من هم گفتم خب، استعفا می دهم. اول به اروپا رفتم، سه ماهی اروپا بودم، برگشتم و زندگی ام را فروختم و دیگر به طور دائمی به آمریکا رفتم. یعنی در آن زمان باید بین رستاخیزی شدن و از ایران خارج شدن یکی را انتخاب می کردیم، که من رفتن را انتخاب کردم.
دقیقا چه سالی از ایران خارج شدید؟
اوایل سال 54 بود، من از اینجا مستقیم به دالاس رفتم. در آمریکا شروع به انگلیسی یاد گرفتن کردم. در همان 5-6 ماه اول شاگرد اول شدم. دانشگاه مرا مجانی پذیرفت و یک فوق لیسانس در مدیرت صنعتی گرفتم. سال 76(میلادی) تمام کردم. بعد رفتم به دانشگاه کرنل، که جزو هشت دانشگاه برتر دنیا است. در آنجا وارد دوره دکتری شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم(در دوره دکتری) انقلاب تقریبا شروع شده بود. سال دوم دانشگاه بودم که انقلاب پیروز شد.
اولین بار بعد از تثبیت انقلاب، کی به ایران برگشتید؟
سال 86(میلادی) به ایران برگشتم. با دعوت آقای مهندس مهدی چمران، که الان رییس شورای شهر است. سه بار در سه کنفرانس بازسازی، در سه سال پشت سرهم به ایران آمدم. بعد از آن با دعوت کنفرانس های دفاع مقدس چندبار آمدم. بعد هم به دعوت وزارت امور خارجه چندباری به ایران آمدم.
از بین جریان های سیاسی فعلی کشور، شما به کدامیک بیشتر نزدیک هستد؟
این را اول بگویم که اصلا جناحی نیستم. من هرگز با هیچ جناحی نه در گذشته و نه در حال فعالیت کرده ام. من ویژگی های فکری ام جوری است که با جزء به جزء خیلی از جناح های سیاسی کشور نزدیک هستم.
مثلا من قبل از آقای خاتمی بحث جامعه مدنی را در کشور باز کردم، ولی در عین حال یادم است که در دوره اول انتخابات آقای خاتمی، من طرفدار آقای ناطق بودم. در حالی که بحث جامعه مدنی را من به کشور آوردم.
از احمدی نژاد خوشم می آید چون آدم خیلی شجاعی است، از کروبی هم به همین معنا. از آقای خاتمی هم خیلی خوشم می آید آدم خیلی وارسته و دموکراتی است، اما شجاعت لازم را خیلی وقت ها به خرج نداد.
من اعتقاد دارم که هر کدام از این افراد یک سری چیزها دارند. آدمها مثل پکیج می مانند، خیلی چزها در آنها هست. متاسفانه در کشور ما همه چیز را سیاه و سفید می کنند، اما واقعیت این است که آدمها خاکستری هستند. وقتی که آقای احمدی نژاد به طرف روستاها و مناطق رفت، من خیلی این را دوست دارم. به خودش هم گفتم که من خیلی دوست دارم به تو کمک کنم.

—————————————-

این مطلب در تاریخ 5 مردادماه 1387 در سایت عصر ایران منتشر شد.

بررسی تراز تجاری ایران و زیمبابوه در 8 سال اخیر

۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

واردات ابزار پزشکی؛ صادرات رب گوجه

اقلام وارداتی حیرت‌آور است. با توجه به اینکه این کشور، کشور توسعه‌یافته‌ای محسوب نمی‌شود، به نظر می‌رسد باید از آن اقلام کشاورزی یا معدنی به کشور وارد شود، اما در سال 1384، کالاهای صنعتی نیز به ایران از این کشور آفریقایی وارد شده است، اقلامی چون: دستگاه‌های برقی تشخیص بیماری، لامپ هاولوله‌های میكروویو، دستگاه‌های پخش صوت جیبی، ساعت، ماشین‌های محاسب و… در این سال، تراز تجاری ایران و زیمبابوه، 24 به 76‌درصد به نفع زیمبابوه سنگینی می‌کند.

تراز تجاری ایران و زیمباوه

تراز تجاری ایران و زیمباوه

این تراز تجاری ایران و زیمبابوه است.کشوری که محمود احمدی‌نژاد، به زودی قصد سفر به آن را دارد. ترازی که بررسی آن در سال‌های گذشته نوسان زیادی را نشان می‌دهد. کشوری در جنوب آفریقا با جمعیتی نزدیک به جمعیت استان تهران. واردات از این کشور 13 میلیون نفری به ایران، هرگز نتوانسته بیش از دو صدم درصد از کشورهای صادرکننده کالا به ایران را به خود اختصاص بدهد. از طرفی، جمهوری اسلامی هم هرگز بیش از دو دهم درصد (در بین همه کشورها) کالا به این کشور صادر نکرده است. این رابطه تجاری مثل بسیاری از مراودات تجاری نیست، به بیانی نمی‌توان گفت که کالای منحصر به‌فردی بین دو کشور رد و بدل شده است. زیمبابوه از توتون، پنبه کوهی، حیوان زنده و… تا ابزار پزشکی به ایران  صادر کرده و در مقابل نیز ایران از ماشین‌آلات کشاورزی، صنعتی و الکترونیکی تا گوجه‌فرنگی، صابون و شامپو به این کشور صادر کرده است. اما یک نکته درخور توجه است و آن تراز تجاری به نفع این کشور جهان سومی آفریقایی است. به بیان دیگر، ایران از این کشور جهان سومی نیز به سبک بسیاری از کشورهای دیگر جهان بیشتر وارد کننده است تا صادر کننده.

نمودار چگونگی رابطه تجاری دو کشور

نمودار چگونگی رابطه تجاری دو کشور

1380
سال ابتدایی مورد بررسی این نوشتار است. تراز تجاری بین دو کشور به شدت به نفع زیمبابوه تنظیم شده است. این کشور تنها دو قلم کالا به ایران صادر کرده است: پنبه کوهی و توتون و تنباکو (و مشتقات آن)، این دو قلم ارزشی بالغ بر 4/9 میلیون دلار داشته است. در مقابل ایران اقلامی چون: سودسوزآور، موتورسیكلت، موم پارافین، انگور خشك‌كرده، فرش، گلیم، لوازم آشپزخانه، شستنی‌های توالت یا آشپزخانه و.. به ارزش 354 هزار دلار به این کشور وارد کرده است. سهم صادرات به زیمبابوه 0/008 درصد و سهم واردات از این کشور 0/02 درصد از بین کشورهای جهان است که با ایران رابطه تجاری داشتند.

1381
وضعیت تراز تجاری دو کشور در این سال 7درصد به نفع ایران تغییر می‌کند. زیمبابوه همچنان پنبه کوهی به ایران وارد می‌کند، اما جای توتون را گرافیت گرفته است. این دو قلم کالا، مجموعا 1/3 میلیون دلار ارزش داشته است، زیمبابوه در این سال 0/006 درصد از کل واردات به کشورمان را از آن خود کرده است. در مقابل ایران که در این سال وضعیت بهتری دارد، 233 هزار دلار انواع کالا نظیر همانکه سال 1380 به زیمبابوه صادر کرده بود، به این کشور آفریقایی صادر کرده است. اگرچه تراز تجاری دو کشور به نفع ایران شده است، اما هم صادرات و هم واردات کاهش چشمگیری نسبت به سال گذشته داشته است. اختلاف بین صادرات و واردات بین ایران و زیمبابوه در این سال برابر با  1/1  میلیون دلار است.

1382
در این سال، واردات از زیمبابوه رشد چشمگیری دارد، اما صادرات به آن کشور تغییر چندانی نکرده است. پنبه کوهی و توتون و تنباکو اقلام اصلی وارد شده از زیمبابوه هستند، اما در ردیف سوم، 200 کیلو حیوانات زنده (ذیل تعرفه 010690) به ارزش  9/3 هزار دلار به ایران وارد شده است. ارزش کل واردات از زیمبابوه حدود چهارمیلیون دلار بوده است و این حجم، تقریبا 0/01  از کل واردات ایران از کشورهای جهان است. در مقابل نیز ایران 571هزار دلار کالا نظیر: مواد شیمیایی، موتور سیکلت‌ها، فرش و کف‌پوش‌ها، میوه‌جات مثل: گوجه‌فرنگی، خربزه و شیرینی‌ها را به این کشور صادر کرده است.

1383
سال 83 است، سال برتری تجاری ایران نسبت به زیمبابوه، در هیچ سالی در هشت سال مورد بررسی در این گزارش، تراز تجاری ایران و زیمبابوه، این چنین به نفع ایران تنظیم نشده است. صادرات ایران به زیمبابوه  97‌ درصد این رابطه دو طرفه را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر، ارزش صادرات نیز به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در این سال ایران 18  میلیون دلار کالا به این کشور جهان سومی صادر کرده، اقلامی چون: ماشین‌آلات کشاورزی و صنعتی، مواد شوینده و بهداشتی، فرش و وسایل الکترونیکی. سهم زیمبابوه از صادرات ایران نسبت به کل جهان در این سال 0/2 درصد است.  در مقابل واردات از زیمبابوه به طرز قابل توجهی کاهش یافته است. در این سال، این کشور مجموعا 499 هزار دلار توتون و تنباکو به ایران وارد کرده است. این یعنی  0/001 درصد از کل واردات ایران در آن سال.

1384
آنقدرها که صادرات به زیمبابوه کاهش یافته، واردات از آن افزایش نیافته است. در واقع، صادرات به این کشور نوسان حیرت‌آور خود را از دست داده است، اما در مقابل، واردات از آن رشد قابل قبولی نسبت به سال‌های مشابه داشته است.در این سال، مجموعا یک‌میلیون کالا از زیمبابوه به کشورمان وارد شده، اگرچه رشد واردات از زیمبابوه زیاد حیرت‌آور نیست، اما اقلام وارداتی حیرت‌آور است. با توجه به اینکه این کشور، کشور توسعه‌یافته‌ای محسوب نمی‌شود، به نظر می‌رسد باید از آن اقلام کشاورزی یا معدنی به کشور وارد شود، اما در سال 1384، کالاهای صنعتی نیز به ایران از این کشور آفریقایی وارد شده است، اقلامی چون: دستگاه‌های برقی تشخیص بیماری، لامپ هاولوله‌های میكروویو، دستگاه‌های پخش صوت جیبی، ساعت، ماشین‌های محاسب و… در این سال، تراز تجاری ایران و زیمبابوه، 24 به 76‌درصد به نفع زیمبابوه سنگینی می‌کند. ایران نیز در این سال اقلامی را چون گذشته، به ارزش 361هزار دلار به این کشور صادر کرده است. نکته قابل توجه آنکه، دیگر ماشین‌آلات صنعتی، صدرنشین اقلام صادراتی به زیمبابوه نیستند.

1385
صادرات ایران به زیمبابوه تقریبا نسبت به سال قبل نصف شده است، در مقابل واردات از آن کشور حدودا سه‌میلیون دلار افزایش داشته و به رقم کم‌سابقه  3/8 میلیون دلار رسیده است. البته شایان ذکر است، در این سال، به‌طور کلی واردات از تمامی کشورها افزایش داشته، با این حال سهم زیمبابوه از ارزش واردات کشورهای جهان به ایران 0/009 درصد است.
توتون تنباکو، فر و خوراک‌پز، ماشین ریش‌تراش و… اقلام وارداتی از زیمبابوه هستند. در مقابل: موتورسیکلت،کولرآبی، مواد شیمیایی، سوهان چوب و… اقلام صادراتی ایران به زیمبابوه هستند که ارزشی حدود 174هزار دلار را به خود اختصاص داده است.

1386
در این سال، واردات و صادرات هر دو به‌طرز قابل‌توجهی کاهش یافتند. رتبه ایران در تراز تجاری دو کشور بهبود یافته، سهم ایران از این مبادلات 88‌درصد است. 88‌درصد صادرات اقلامی نظیر: پسته، پیاز و موسیر، فرش و مواد شیمیایی به ارزش 338 هزار دلار. در مقابل زیمبابوه ابزارآلات صنعتی نظیر جعبه دنده، بلبرینگ و یراق آلات، وسایل تزئینی مثل شمع‌های جرقه‌زن و… به ارزش 48 هزار دلار به ایران وارد کرده است.

1387
در سال 1387 سهم ایران از مبادلات تجاری  دو کشور 48‌درصد است. 48‌درصد صادرات با ارزشی برابر با 285هزار دلار انواع: رنگ، موتور سیکلت، میوه‌جات، رب و آب‌میوه، آدامس و… در مقابل نیز زیمبابوه 309هزار دلار کالاهایی نظیر پروفیل، رادیاتور، قطعات و ماشین‌آلات صنعتی و… به ایران وارد کرده است.

1388
در سال 88، دوباره فاصله صادرات و واردات ایران و زیمبابوه افزایش می‌یابد. تنها تفاوت این دو حدود یک‌میلیون دلار است. سهم ایران 41‌درصد و سهم زیمبابوه 59‌درصد است. زیمبابوه اقلامی چون: توتون و تنباکو، اقلام صنعتی، مصنوعات نساجی و…به ایران به ارزش  3/5 میلیون دلار به ایران وارد کرده است. در مقابل ایران سهم 41درصدی خود را از این مبادلات با کالاهایی نظیر تراکتور، گاوآهن، مواد شیمیایی و… به ارزش 2/4 میلیون دلار پر کرده است.

میزان صادرات و درصد(از کل صادرات) به زیمباوه از ایران

سال

درصد از کل صادرات

میزان صادرات به زیمباوه

میزان کل صادرات از سایر کشورها

1380

0/008

354932

4204429447

1381

0/005

233599

4579509957

1382

0/009

571114

5922014779

1383

0/2

18047586

6803397888

1384

0/003

361661

10439600728

1385

0/001

174538

12853470773

1386

0/002

338360

15290975310

1387

0/001

285429

17963584950

1388

0/001

2468530

16790103194

میزان واردات و درصد(از کل واردات) از زیمباوه

درصد از کل واردات

میزان واردات از زیمباوه

میزان کل واردات از سایر کشورها

1380

0/02

4919794

18039844257

1381

0/006

1.396.133

22076602470

1382

0/01

4191236

26453466997

1383

0/001

499194

35226272289

1384

0/002

1127313

39131603390

1385

0/009

3811210

41544147035

1386

48013

48385896420

1387

309560

55637689293

1388

0/008

3526876

41223146731

تفاوت صادرات و واردات بین ایران و زیمباوه

سال

تفاوت

صادرات

واردات

1380

4564862

354932

4919794

1381

1162534

233599

1396133

1382

3620122

571114

4191236

1383

17548392

18047586

499194

1384

765652

361661

1127313

1385

3636672

174538

3811210

1386

290347

338360

48013

1387

24131

285429

309560

1388

1058346

2468530

3526876

*ارقام به دلار

* ارقام بر اساس آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران

———–

این گزارش در روزنامه پول، مورخ دوم اردیبهشت 1389 به چاپ رسید.

محمود احمدی نژاد ده سال قبل: یک گروه امین بنشینند رای همه را دوباره بشمارند

۱۶ بهمن ۱۳۸۸ 13 دیدگاه

 

اینجا ایران است: انتخابات در سه قاب

 

 

 

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام

 

 

اینجا ایران است؛ امروز دیگر مثل 10 سال قبل تاجزاده تکیه زده بر صندلی رئیس ستاد انتخابات کشور نیست، او در زندان است، احمدی نژاد هم دیگر شاکی انتخابات نیست. مناسبات بین افرادی چون هاشمی، حدادعادل، مرتضی نبوی، ناطق نوری و… به کلی دگرگون شده است  و کسی هیچ نمی داند، ده سال دیگر افرادی که امروز تیتر یک هفته نامه ای عادی هستند، کجای دنیا و زیر کدام سقف و روی کدام صندلی هستند! 

 

 همه ما شاکی هستیم، یک گروه امین بنشینند، رای همه را دوباره بشمارند. / آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد. به صرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد(غیر از کاندیدای برنده) رای داده ایم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم؟ این که از عدالت خارج است. / شنبه شب چهار صندوق به فرمانداری می رسد ولی متاسفانه رئیس ستاد انتخابات کشور مانع از اعلام نتایج شمارش اینها می شود./ این چهل و هشت ساعت تاخیر هیچ توجیهی ندارد جز اینکه باید تفسیر کرد آقایان پس از تحلیل روند آرا تصمیم گرفتند در بعضی از صندوق ها اقداماتی انجام دهند./ خود بنده در چند صندوق شاهد بودم که لیست گروهی که مجریان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتی در اطراف صندوق ها توزیع می شد./ بنده از نقاط مختلف خبر دارم که افرادی غیر از اعضا صندوق را برای شمارش وارد کرده اند و یا مثلا در صندوقی که سه هزار رای داشته است تعدادی را شمارش کردندو…..

اشتباه نکنید، اینها جملات کسانی نیست که این روزها مورد عتاب قرار گرفتند، آنهایی که پس از اعتراض به نتایج انتخابات 22 خرداد از سوی فاتحان به برهم زدن قاعده بازی یا نداشتن روحیه پذیرش شکست متهم شدند. فاتحانی که پس از انتخابات و در واکنش به اعتراض کاندیداهاهی دیگر که به گفته آنان سندی نداشتند، رفتار معترضان را به «بدترین نوع دیکتاتوری» تشبیه کرده بودند.

این ها دقیقا جملاتی است که شخصی حدود 10 سال قبل در جریان شکست انتخاباتی خود و چهره مورد نظرش هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم و شکست ناطق نوری کاندیدای مورد علاقه اش در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد سال 76، به زبان آورده است. 10 سال گذشته و حالا گوینده سطرهای بالا که روزی در کنار مراجع و اشخاصی چون شورای نگهبان،  مرتضی نبوی، غلامعلی حداد عادل و….در مقام نقد و اتهام به دست اندرکاران برگزاری انتخابات برآمده بود ـ در کنار همان ها ـ تمام قد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم دفاع می کند.

این 10 سال گذشته و متشاکی که روزگاری رئیس ستاد انتخابات کل کشور بود در اوین به سر می برد یا در دادگاه در جایگاه متهم می نشید  و شاکی که روزگاری کاندیدای مورد نظرش از انتخابات ریاست جمهوری، و خودش ناکام از انتخابات مجلس و شورای شهر بازگشته بود روی صندلی ریاست جمهوری در پاستور نشسته است.

شورای نگهبان هنوز هست، اما در انتخابات 22 خرداد سال 1388 چنانکه در اطلاعیه شماره شش در انتخابات مجلس ششم واکنش نشان داد، واکنش نشان نمی دهد. نبوی، حدادعادل، هاشمی رفنسجانی، ناطق نوری و…. همه هستند. اما روابط زیادی دگرگون شده و نظرات گاها 180 درجه تغییر کرده. جهرمی دیگر آن همکار شورای نگهبان نیست و حتی به عنوان وزیر از سوی معاون سابقش به مجلس معرفی نشد. در انتخابات سال 1388، مثل انتخابات سال 1378 شاکی این داستان مدعی رای کم خوانده شده هاشمی رفسنجانی نیست. و هاشمی هم امروز دلنگران رئیس ستاد انتخاباتی است که روزگاری کاندیدای ناکامی در دفاع از هاشمی به او هجوم برده بود.

ناطق نوری امروز سکوت کرده و بیش از 10 سال می گذرد از روی که عکسش به عنوان رقیب اصلی خاتمی روی دیوارهای شهر بود، و استاندار سابق اردبیل که از خوبی ها و پاکی او در دادگاه(دادگاهی که به مناسبت دفاع از خود در برابر اتهام استفاده کردن از امکانات دولتی به نفع ناطق نوری تشکیل شده بود) می گفت و دلش از حیثتی می ترسید که ممکن بود به خاطر رای دادن او و خانواده اش به ناطق خدشه دار شود. هم هاشمی، هم ناطق که روزی استاندار سابق اردبیل، استاد دانشگاه و…. در مصاحبه ها و  خطابه های دادگاه از آنها دفاع می کرد و هر دو ناکام ماندند، امروز نقد آنها را آیین خود کرده است. او امروز منتقد آن دو است و البته پیروز  میدان انتخابات.

 

آقای انتخابات

از نگاه بسیاری پرونده انتخابات ریاست جمهوری دهم بسته شده است. در این  مقاله نیز قصد، ورود به انتخابات ریاست جمهوری دهم نیست! صفحات آرشیو اواخر دهه 70 نشریات، از مردی می گویند که ظاهرا هر بار مطرح شدن نامش، دیروز و امروز با کلید واژگانی چون «انتخابات»، «تخلف»، «رای» و… (درست یا نادرست) همراه شده است، «محمود احمدی نژاد».

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام2

احمدی نژاد در دادگاه روزنامه سلام2

شاید کمتر کسی از ثبات قدم این مرد برای انتخاب شدن برای آنچه از آن با عنوان «توفیق خدمت» یاد می کند گفته باشد. ممارستی درخور تامل. او هرگز به عنوان نماینده مجلس یا عضو شورای شهر انتخاب نشد، در عوض به یکباره رئیس جمهور شد. یکبار شکست در انتخابات شورای شهر، یکبار شکست در انتخابات مجلس…. اما احمدی نژاد سرانجام در سوم تیرماه سال 84 مقابل کسی که پیشتر به حمایت از او احتمال تخلف در انتخابات را مطرح کرده بود(هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم) توانست پیروز شود. از این تاریخ به بعد دیگر اظهار نظری از احمدی نژاد مبنی بر احتمال تخلف در انتخاباتی وجود ندارد.

 

ماجرای مجلس ششم

احمدی نژاد در سال ۱۳۷۸، در ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی زیر عنوان «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» و لیست برگزیده جمعیت وابسته به موتلفه(این لیست در صفحه 4 هفته نامه شما، شماره 152 مورخ 27 بهمن سال 1378 تحت عنوان «کاندیداهای برگزیده جمعیت» منتشر شده است، سه صفحه بعد هم نظرات احمدی نژاد در صفحه 7 در خصوص لزوم تغییر مدیران فرهنگی و… در کنار سایر کاندیداهای برگزیده منتشر شده است.) در کنار هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، حسن روحانی، یحی آل اسحاق، علی عباسپور تهرانی، محمدرضا باهنر، محمدجهرمی، علی لاریجانی، غلامعلی حدادعادل و…..با کد انتخاباتی«041» شرکت، اما شکست می خورد.

اما گزارشی که احمدی نژاد را آنقدر ناراحت کرده بود چه بود؟ گزارشی بود که در صفحه9(سیاسی) مورخ 19 مرداد 1376 از طرف نمایندگی روزنامه در استان اردبیل تحت عنوان «تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل»  منتشر شده بود. در گزارش مزبور نگارنده تخلفات استانداری( که احمدی نژاد در راس آن استاندار بوده است) را بر می شمرد. ذکر این نکته هم ضروری به نظر می رسد که احمدی نژاد به خاطر انتشار این گزارش علیه مدیر مسئول روزنامه سلام شکایت می کند و دادگاه هم در حکمی که به تاریخ13/5/87 ابلاغ شد مدیر مسئول را مقصر تشخیص داده است و بدیهی است که درج این قسمت از مطلب به معنای تاید آن از سوی روزنامه نیست. تنها برای تنویر افکار عمومی در خصوص آنچه احمدی نژاد در دفاعیاتش گفته بود این بخش از گزارش عینا اینجا درج می شود.

انتخابات تمام می شود و نتایج اعلام، حدودا دو هفته از انتخابات گذشته، اما احمدی نژاد به شدت نسبت به اعلام نتایج شکایت می کند. نشریه شما، شماره 154 مورخ 12 اسفند سال 1378 ورق می خورد.

تیتیر یک: «احتمال تقلب در شمارش آراء» سه تیتر فرعی: «مرتضی نبوی: دکتر حداد عادل در مسجد هدایت با خانواده اش رای داده است اما تعداد آراء را صفر اعلام کرده اند»، «موحدی ساوجی: با افرادی که به حوزه های رای گیری می آمدند و مردم را به نوشتن لیست خاصی تشویق می کردند هیچ برخوردی نمی شد!» و تیتر سوم از قول کسی است که امروز بر صندلی ریاست جمهوری در پاستور تکیه زده«دکتر احمدی نژاد: 48 ساعت در اعلام نتایج تاخیر کردند که در بعضی صندوق ها اقداماتی انجام دهند!» پایین صفحه اعلامیه شماره 6 شورای نگهبان توجه را جلب می کند با این تیتر: «در صندوقی که خود داوطلب و بستگانش رای داده اند، رای آنها صفر خوانده شده است!»

صفحه اول هفته نامه شما، شماره 154مورخ پنج شنبه 12 اسفند 1378

صفحه اول هفته نامه شما، شماره 154مورخ پنج شنبه 12 اسفند 1378

در پایین صفحه هم یادداشتی بدون نام در حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی نوشته شده است. در این یادداشت آمده: «آنها تهاجم به هاشمی را پس از اتمام شمارش آراء و اعلام آن از طرف وزارت کشوری که دست خودشان است و مجری انتخابات است هم دست برنداشتند» مخاطب این برگه های کاهی با اتفاقاتی که در جریان و پس از انتخابات افتاده از دیدن این سطرها که در وصف هاشمی آمده متعجب می شود: «چه کسانی اینطور از حضور یک سردار رشید اسلام به وحشت افتادند؟ / چرا آنها حرمت شکنی بزرگی از بزرگان انقلاب اسلامی را اینگونه بی پروا شروع کرده و ادامه می دهند/ هاشمی و هاشمی ها 40 سال است جان بر کف و آبرو بدست، آماده هرگونه تهاجم و تخریب و تهمت ضد انقلاب و استکبار و مزدور استعمار و عناصر التقاطی و منحرفین و منافقین و… بوده و هستند و هیچگاه صحنه را ترک نخواهند کرد»

 

رای ها را دوباره بشمارند

به صفحه 11 برویم، جایی که گزارش تیتر یک آن با گفتگوی آقای دکتر محمود احمدی نژاد آغاز می شود. متن کامل این گفتگو ازقرار زیر است:

در اين دوره انتخابات از آنجايي كه مجموعه مجريان انتخابات در وزارت كشور داراي گرايشات شديد سياسي به يك حزب و جناح خاصي بودند و در رفتارشان هم اين تمايل را بروز مي‌دادند. فضا به گونه‌يي شكل گرفت كه اين جور مسائل و اين حرف‌ها و شايعات به طور طبيعي مطرح مي‌شود. وقتي وزير كشور و يا رئيس ستاد انتخابات كشور حرفي مي‌زند كه بوي مخالفت با قانون مي‌دهد، طبيعي است كه وقتي به پايين‌تري‌ها مي‌رسد، آنها هر كاري كه دلشان بخواهد انجام مي‌دهند.

احمدی نژاد سپس در وصف ناطق نوری(که در مناظره انتخاباتی با موسوی او را متهم کرد) می گوید: شخص آقای ناطق نوری در دیدار با استانداران که قبل از انتخابات برگزار شد به صراحت اعلام کردند احدی حق ندارد از بیت المال و امکانات و حیثیتی به نفع من استفاده کند. اگر این کار را کردید من در آن دنیا شاکی شما هستم.

گفتگوی احمدی نژاد در صدر گفتگوی معترضان به نتیجه انتخابات در صفحه 11، هفته نامه شما، شماره 154مورخ پنج شنبه 12 اسفند 1378

گفتگوی احمدی نژاد در صدر گفتگوی معترضان به نتیجه انتخابات در صفحه 11، هفته نامه شما، شماره 154مورخ پنج شنبه 12 اسفند 1378

خود بنده در چند صندوق شاهد بودم كه ليست گروهي كه مجريان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتي در اطراف صندوق‌ها توزيع مي‌شد و راي‌دهندگان تشويق مي‌شدند تا به آن  ليست راي بدهند و در شمارش هم بنده از نقاط مختلف خبر دارم كه افرادي غير از اعضاي صندوق را براي شمارش وارد كرده‌اند و يا مثلاً در صندوقي كه سه هزار راي داشته است تعدادي از برگه‌هاي راي را شمارش كرده‌اند و بعد نتيجه را به كل تعميم داده‌اند كه اين امر خلاف قانون است.

اين عملكرد نشان مي‌دهد كه صد درصد نمي‌شود روند را تاييد كرد. شنبه‌شب چهارصد صندوق به فرمانداري مي‌رسد ولي متاسفانه رئيس ستاد انتخابات كشور مانع از اعلام نتايج شمارش اينها مي‌شود و اولين اطلاعي كه به مردم مي‌دهد روز دو شنبه غروب است و اين 48 ساعت تاخير هيچ توجيهي ندارد جو اينكه بايد تفسير كرد به اينكه آقايان پس از تحليل روند آراي تصميم گرفتند در بعضي از صندوق‌ها اقداماتي انجام دهند.

در چهارصد صندوق اول آقاي هاشمي‌رفسنجاني حدوداً نفر هفتم بوده است، در تهران معمولاً از 300 هزار راي به بالا، روند ثابت مي‌ماند اما در اين مسير آنقدر اعلام نكردند، كه ما نمي‌دانيم چه اتفاقي افتاد كه رتبه آقاي هاشمي به 26 و 27 و حالا هم سي‌ام رسيده است و تازه رفته‌اند يك كسي را آورده‌اند كه شاكي مي‌گويد هستم. خوب همه ما شاكي هستيم كه بنابر بازشماري است يك گروه امين بنشينند، راي همه را دوباره بشمارند و اين نشان مي‌دهد كه روند غيرعادي است و متاسفانه سازمان نظارت همه ما سازمان منسجمي نيست. مثلاً در بعضي از حوزه‌ها از نزديكان برخي از كانديداها، مدتي به عنوان ناظر انتخاب شده‌اند و در آن صندوق‌ها اين افراد آرا بالاي آوردند كه نشان مي‌دهد اين عادي نيست.

در پایان استاندار سابق اردبیل در محضر دادگاه می گوید: بنده به طور صریح می گویم که به یک کاندیدا غیر از ریاست محترم جمهوری فعلی(آقای خاتمی) رای دادم و از رای خودم هم پشیمان نیستم. آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد. به صرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد رای دادیم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم این که از عدالت خارج است. من از محضر دادگاه تقاضای احقاق حق دارم.

و يا شنيده شده است در برخي از مناطق تهران برگه‌هاي آرا در بيرون از محل صندوق‌ها در دست افراد بوده است. وزارت كشور بايد در اين زمينه به روشني توضيح دهد. ادعا نمي‌كنم كه اگر آرا بازشماري شود، نتيجه كلي تغيير مي‌كند ولي مي‌توان گفت جايگاه خيلي افراد تغيير پيدا خواهد كرد.

نقل قول  جالب دیگری هم از مرتضی نبوی در همین صفحه به چشم می خورد، در ابتدای آن از قول نبوی آمده است: اگر آراء بازشماری شود، نتایج تغییر خواهد کرد. استدلال های نبوی جالب توجه است(نظیر چنین استدلال هایی اخیرا از سوی شورای نگهبان و چهره هایی مثل حداد عادل، نبوی و… تخطئه شدند) در مناطقی که ائتلاف خط امام و رهبری رای بالایی داشتند آرای دکتر غفوری، باهنر و لاریجانی را صفر اعلام کردند. در ادامه، این حامی احمدی نژاد در عصر حاضر ـ شاید از قول حداد عادل ـ استدلال می کند: «در شهرک فرهنگیان با توجه به اینکه دکتر حدادعادل یک چهره فرهنگی است و در بین فرهنگیان مقبولیت دارد آراء وی در آنجا هم صفر اعلام شده است..» چنین استدلالی در جریان انتخابات اخیر نیز مطرح شد. برخی کاندیداها گفته بودند که چرا در شهرهای محل زادگاهشان رای پایین تری آوردند با توجه به اینکه نوعا روابط قومیتی در برخی از مناطق می توانسته موجب شود که کاندیدای مزبور در منطقه خاصی رای بالاتری داشته باشد.

در انتخابات اخیر روزنامه کیهان در خبری به نقل از خبرگزاری ایرنا که از روی این سایت حذف شده بود، اندکی پس از اعلام نتایج انتخابات تحت عنوان «احمدی نژاد در شهر زادگاه نامزدها هم پیروز شد»  مدعی شده بود احمدی نژاد در زادگاه محسن رضایی رای بیشتری از رضایی داشته است. امری که با واکنش شدید سایت منتسب به رضایی مواجه شد. پس از آن برخی سایت ها و نشریات به دفاع از خبر مذکور پرداخته و گفته بودند اینکه نامزدی در شهر خودش رای نیاورد امری غیر ممکن نیست!

 

بازخوانی انتخابات به نفع احمدی نژاد و یاران

رئیس ستاد انتخابات کشور که محمود احمدی نژاد از او یاد می کند، کسی نبود جز «مصطفی تاجزاده» که در حال حاضر در زندان به سر می برد. او در سخنرانی که مهرماه سال گذشته داشت با ایراد اتهام علیه کسانی که آن انتخابات را مخدوش دانسته بودند تمام اتهامات خود را رد کرد. ماجرای آن انتخابات پر حاشیه سرانجام با دخالت شورای نگهبان تمام شد. پس از آنکه شورای نگهبان ۷۰۰ هزار رأی اعلام شده توسط وزارت کشور وقت را باطل کرد، حداد عادل به مجلس شورای اسلامی راه یافت. هاشمی رفسنجانی در رتبه آخر از فهرست سی نفره کاندیداهایی که یک چهارم آراء لازم برای کسب کرسی مجلس در شهر تهران رابدست آورده بودند، قرار گرفت. شورای نگهبان با اعلام اینکه در انتخابات تقلب شده‌است به بازشماری آراء پرداخت. آرای کاندیداهای دیگر را کاهش و رتبه رفسنجانی را تا رتبه ۲۰ ارتقاء یافت ولی هاشمی رفسنجانی خود از نمایندگی انصراف داد. احمدی نژاد هم هرگز به مجلس راه نیافت. تاج زاده(همتای کامران دانشجو در انتخابات ریاست جمهوری دهم دانشجو رئیس ستاد انتخابات کشور در انتخابات اخیر بود و وزیر  علوم فعلی) یک سال و دو روز بعد(در تاریخ 14 اسفند 1379) از مصاحبه احمدی نژاد با نشریه شما به جرائمی نظیر: مداخله‌غير‌قانوني در انتخابات، ممانعت از اقدامات سازمان بازرسي كل كشور، در رسيدگي و شناسايي عاملين جرم در صندوق‌هاي مبطول؛ سوء‌استفاده از موقعيت شغلي و …. محکوم می شود.

 

در نظام اسلامی نباید در قبال رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد؟ 

تصویری از گزارش « تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل » روزنامه سلام شماره 1790 مورخ یکشنبه 19 مرداد 1376

تصویری از گزارش « تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل » روزنامه سلام شماره 1790 مورخ یکشنبه 19 مرداد 1376

سوم مرداد 1378، دادگاه ویژه روحانیت. آن روز محمود احمدی نژاد با پیراهن سفید در دادگاه سلام حاضر شده بود.  این عکس در برخی از سایت های اینترنتی وجود دارد. عده ای تصور می کنند احمدی نژاد در کنار سایر شاکیان(ترقی و… نمایندگان مجلس آن دوران به خاطر درج  یک نامه خاص) در آنجا حاضر شده است. روزنامه سلام به خاطر درج آن نامه تعطیل شده و غائله 18 تیر براه افتاده است. ماجرایی که شاید در  زمان خودش در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده. احمدی نژاد در این دادگاه حضور پیدا می کند و نقش فعالی دارد. کلا روزنامه دو شکایت دارد. یکی شکایت نمایندگان مجلس و دیگری شکایت محمود احمدی نژاد. اما نه به خاطر چیزی شبیه آنکه سایر شاکیان در دادگاه حاضر شدند. شکایت او به گزارش این روزنامه در مورد سوء مدیرت ها و استفاده از امکانات دولتی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد سال 76 در استانداری اردبیل (که  با رای دادگاه مشخص شد حقیقت نداشته است)بازمیگردد. 

روزنامه سلام به مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها که اظهار نظرش در مورد احمدی نژاد ناظر بر اینکه تابحال اسمی از او نشنیده بوده با واکنش احمدی نژاد مواجه می شود.

ماجرا از این قرار بود که این روزنامه در شمار 1790  مطلبی تحت عنوان «تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل»  (از سری گزارش های تحلیلی از وضعیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کل کشور) که توسط نمایندگی این روزنامه در اردبیل تهیه شده بوده منتشر می کند. مطلب مذکور اشاراتی مبنی بر تخلفات استانداری در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد سال 76  به نفع کاندیدای رقیب (ناطق نوری) دارد. موسوی خوئینی ها تعجب کرده که بین این همه احتمالا موارد نا درستی که در روزنامه به چاپ رسیده، چرا باید پاسخگوی این یک مورد خاص باشد. شکایت از سوی کسی که در گزارش نامی از او برده نشده است و تنها به عنوان حقوقی او اشاره شده است. خوئینی ها خدا را شاهد می گیرد که تاکنون احمدی نژاد را اصولا ندیده بوده و اولین بار در دادگاه او را می بیند. مدیر مسئول روزنامه سلام می گوید: آقای احمدی نژاد که از سوی مدیران استان وکالت ندارد که شاکیت نماید! خوئینی ها خطاب به  به احمدی نژاد می گوید آیا این انصاف است که اگر کاندیدای مورد علاقه آقای احمدی نژاد رای نیاورده، مشکل خود را با طرح شکایت علیه خبرنگار سلام و سپس مدیر مسئول آن بخواهند حل کند؟

احمدی نژاد هم از خود دفاع میکند. او می گوید از خبرنگار شکایتی نکرده است و زمانی که از نام استاندار در گزارش استفاده شده است منظور شخص او بوده است. در ادامه احمدی نژاد خودر ا اینگونه تعریف می کند: من یک معلم دانشگاه هستم و دکترای راه و ساختمان دارم و مدت 18 سال است که در خدمت مردم بوده و همیشه تابع تکلیف بوده ام و مقررات شرعی را هم می دانم. جهت اطلاع شما می گویم در استان اردبیل که خدمت می کردم هزینه برق، تلفن و گاز منزلم را می پرداختم و با اینکه طبق قانون، استانداغران معاف هستند اما احتیاط می کردم.

خوئینی ها به احمدی نژاد گفته است که همه می دانند او طرفدار متعصب یک کاندیدای خاص بوده است و استاندار اسبق اردبیل در جواب می گوید: بنده اعلام می کنم که متعصب نیستم و به خاطر هیچ کس حاضر نیستم قیامتم را به دنیای کس دیگری بفروشم. احمدی نژاد سپس در وصف ناطق نوری(که در مناظره انتخاباتی با موسوی او را متهم کرد) می گوید: شخص آقای ناطق نوری در دیدار با استانداران که قبل از انتخابات برگزار شد به صراحت اعلام کردند احدی حق ندارد از بیت المال و امکانات و حیثیتی به نفع من استفاده کند. اگر این کار را کردید من در آن دنیا شاکی شما هستم.

در پایان استاندار سابق اردبیل در محضر دادگاه می گوید: بنده به طور صریح می گویم که به یک کاندیدا غیر از ریاست محترم جمهوری فعلی(آقای خاتمی) رای دادم و از رای خودم هم پشیمان نیستم. آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رای افراد، حیثیت آنها مصون باشد. به صرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد رای دادیم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم این که از عدالت خارج است. من از محضر دادگاه تقاضای احقاق حق دارم.

این پرونده به نفع احمدی نژاد تمام می شود و دادگاه رای به مجرمیت مدیر مسئول روزنامه سلام به جرم نشر اکاذیب  به قصد اضرار به غیر موضوع ماده 698 قانون مجازات عمومی می دهد.  دادگاه خوئینی ها را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم می کند که این مجازات با عنایت به ماده 22 قانون مجازات اسلامی به لحاظ خدمات متهم در قبل و بعد از انقلاب و وضع خاص وی، به پرداخت 5 میلیون ریال جزای نقدی تبدیل می شود. 

اما گزارشی که احمدی نژاد را آنقدر ناراحت کرده بود چه بود؟ گزارشی بود که در صفحه9(سیاسی) مورخ 19 مرداد 1376 از طرف نمایندگی روزنامه در استان اردبیل تحت عنوان «تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل»  منتشر شده بود. در گزارش مزبور نگارنده تخلفات استانداری( که احمدی نژاد در راس آن استاندار بوده است) را بر می شمرد. ذکر این نکته هم ضروری به نظر می رسد که احمدی نژاد به خاطر انتشار این گزارش علیه مدیر مسئول روزنامه سلام شکایت می کند و دادگاه هم در حکمی که به تاریخ13/5/87 ابلاغ شد مدیر مسئول را مقصر تشخیص داده است و بدیهی است که درج این قسمت از مطلب به معنای تاید آن از سوی روزنامه نیست. تنها برای تنویر افکار عمومی در خصوص آنچه احمدی نژاد در دفاعیاتش گفته بود این بخش از گزارش عینا اینجا درج می شود. گفتنی است در دادگاه زمانی که موسوی خوئینی ها مدعی می شود که در هیچ کجای گزارش به احمدی نژاد توهینی یا نسبت ناروایی داده نشده است، احمدی نژاد از هیئت منصفه دادگاه می خواهد که خودشان گزارش را یکبار دیگر بخوانند. 6 بند مورد بحث گزارش، که نگارنده استاندار و استانداری را به آن ها متهم کرده بود از قرار زیر است:

 

1-  تخريب چهره كانديداي رقيب(آقای خاتمی) در مساجد و محافل مختلف.

2-  تحت فشار قرار دادن كارمندان ادارات اردبيل براي تهيه طومارهايي در حمايت از يك كانديدا كه در بعضي از ارادت مانند اداره كل مسكن و شهرسازي و اداره كل صنايع پس از اعلام نتايج  انتخابات كاركناني كه تحت فشار به امضاي طومار اقدام كرده بودند، با اعتراض خود از ورود مديران كل بر ادارات به مدت چند روز جلوگيري كردند. در اغلب ادارات استان مديران كه تا يك هفته پس از اعلام نتايج انتخابات از ترس اعتراض كاركنان در سر كار خود حاضر نمي‌شوند.

3- دادن وعده و وعيدهاي رنگي و بي‌پايه به مردم به شرطي كه كانديداي مورد نظر در شهر آنها حائز بيشترين آرا شود. در اين راستا استانداري اردبيل با دست بردن به آمار جمعیتی بخش‌هاي نيرو و جلب رضايت وزير كشور هم خطي خود مبني بر تبديل بخش‌هاي فوق به شهرستان به مردم مناطق فوق عده داد كه در صورت پيروزي اين جناح، از مزاياي بيشتري هم به ظاهر برخوردار خواهند شد.

4-  انجام وظايف خود در قبال مردم، مشروط به حمايت مالي مردم از دفاتر تبليغاتي يك كانديداي خاص كه به عنوان نمونه مي‌توان به درخواست از امناي يك شهرك تازه تاسيس مبني بر اينكه در صورت انجام حمايت مالي از دفاتر تبليغاتي كانديداي مورد نظر نسبت به حل مشكل ايشان اقدام خواهد شد.

5- دعوت از چهره‌هاي شناخته شده يك جناح خاص و لشگركشي اداري به جلسات سخنراني چهره فوق.

6- استفاده وسيع از مراسم و جلسات عزاداري مردم كه روحانيون طرفدار يك جناح در آن نسبت به ترغيب مردم به راي دادن به كانديداي مشخص تشويق مي‌شوند… حضور فعال برخي از نيروهاي نظامي در حمايت از چهره مورد علاقه استاندار و كادر  اجرايي استان هم چشمگير و قابل توجه بود و به خصوص شدت آن زماني بود كه امام جمعه تبريز در سفري به اردبيل در جمع پاسداران انقلاب اسلامي راي دادن به كانديد خاص را تكليف شرعي و ديني اعلام كرد…

 

احمدی نژاد معاون وزیر احمدی نژاد

فراز و نشیب روزگار گویا تمامی ندارد. روزگاری محمود احمدی نژاد معاون وزیر کار آینده اش جهرمی (در دولت نهم)بوده. وزیری که حتی در لیست کابینه دوم احمدی نژاد جا نگرفت!

همین سال گذشته تاجزاده که حالا در زندان روزگار می گذراند در نشستی که از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (مهرماه 1387)برگزار شده بود در بازخوانی پرونده انتخابات دوم خرداد 76 گفته بود: «کسانی که سعی کردند انتخابات سال 76 و 78 را در تهران و شهرستان ها خدشه دار کنند، امروز بر مسند قدرت نشسته اند… در آن دوره ای که گفتم آقای جهرمی که اکنون(سال 87) وزیر کار است معاون آقای جنتی بود و این تیم را اداره می‌کرد. یکی از معاونینش هم آقای احمدی نژاد بود…» در ادامه تاجزاده افراد ذکر شده و کسان دیگری چون کردان را به مخدوش کردن انتخابات مجلس ششم متهم کرده بود. جهرمی دیگر وزیر کار  نیست و کردان هم با همه حاشیه ها دیگر در قید حیات نیست. محمدعلی بشارتی جهرمی(وزیر کشور دولت دوم هاشمی رفسنجانی) که در گزارش روزنامه سلام به وی اشاره شده بود، بی سر و صدا و هیاهوی مطبوعاتی مشاور امنیتی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

در سال 88 هستیم، آقای احمدی نژاد به خواست قلبی اش که لا اقل ده سال است در دل  داشته رسیده است، از روزهایی که احمدی نژاد خود را نامزد نمایندگی مجلس یا عضویت در شورای شهر کرده بود خیلی سال گذشته است. در سال 88 او بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زده. یعنی بالاترین مقام اجرایی در جمهوری اسلامی ایران. او به خواست قلبی اش که از آن با عنوان «توفیق خدمت» یا «نوکری ملت» یاد می کند به هر ترتیب دست یافته است.

اینجا ایران است؛ امروز دیگر مثل 10 سال قبل تاجزاده تکیه زده بر صندلی رئیس ستاد انتخابات کشور نیست، او در زندان است، احمدی نژاد هم دیگر شاکی انتخابات نیست. مناسبات بین افرادی چون هاشمی، حدادعادل، مرتضی نبوی، ناطق نوری و… به کلی دگرگون شده است  و کسی هیچ نمی داند، ده سال دیگر افرادی که امروز تیتر یک هفته نامه ای عادی هستند، کجای دنیا و زیر کدام سقف و روی کدام صندلی هستند! 

 ————–

منابع و ماخذ:

  1. 1.      عذرا فراهانی/ اسناد و پرونده های مطبوعاتی ایران/ جلد دوم/ تهران/ باهمکاری مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه/ 1384./  رسیدگی به پرونده مدیر مسئول سلام/ ص: 851، 852، 853، 854، 869 
  2. 2.      بابك داد/ رأي مردم/ تهران/طرح نو/ 1380/ ص: 33، 37
  3. 3.      تحلیلی بر انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل/ روزنامه سلام/ شماره 1790/ یکشنبه 19 مرداد 1376/ صفحه 9(سیاسی)
  4. 4.      احتمال تقلب  در شمارش آراء/ هفته نامه شما (ارگان حزب موتلفه)/ شماره 154/ پنج شنبه 12 اسفند 1378 /صفحه 11(ادب و هنر)
  5. 5.      چرا به آیت الله هاشمی این همه تهاجم می کنند؟/ هفته نامه شما (ارگان حزب موتلفه)/ شماره 154/ پنج شنبه 12 اسفند 1378/ صفحه اول
  6. 6.      اطلاعیه شماره شش شورای نگهبان/ هفته نامه شما (ارگان حزب موتلفه)/ شماره 154/ پنج شنبه 12 اسفند 1378/ صفحه اول 

 ———————-

این گزارش در سایت پارلمان نیوز، مورخ 16 بهمن ماه 1388 منتشر شد.