بایگانی

بایگانی اسفند

آقای احمدی نژاد اینها رو تو چه ماشین حسابی حساب کنیم؟

۵ اسفند ۱۳۹۰ 5 دیدگاه

من معمولا اقتصادی می نویسم. حساب 2+2=4 میکنم، اما دیشبی رفته بودم با رفیقی بیرون… همین خیابون کار و تجارت ونک، دم یه اسباب بازی فروشی یه پسر بچه فالگیری نشسته بود.

رفیقم رفت فالی بگیره که دیدم معطل کرد، رفتم جلو دیدم سر پسرک پایینه و رفیقم با اصرار ازش میپرسه:”فقط گیتار دوس داری؟”

در جریان که قرار گرفتم دیدم پسره گفته برام اسباب بازی بگیر، دیده بود خب دست بقیه بچه ها که شب عیدی پدر مادرشون براشون اسباب بازی خریدن… اینم خواسته بود. گیتارم میخواست… خواستم محکش بزنم ببینم کاسبه یا نه… اصرار کردم بیاد باهم بریم تو مغازه وقتی دیدم خجالت میشه و شرم میکنه مطمئن شدم میخواد….

بگذریم از این ماجرا، تموم شد قصه، اما شرم اون بچه داغونم کرد. یعنی محک زدن من و دیدن شرمش برای مطمئن شدنم از نیازمند بودنش.

این روز و شبا برید تو خیابونای کثیف تهران ادمایی میبینید که لیف و کیسه می فروشن، بیسکوییت رنگارنگ، واکسی و… بچه تهران باشید و یه خرده تیز، امکان نداره بفهمید این ادما این کاره نیستن.

زنی که صورتشو پوشونده و یه بار بهش میگی نمیخوام… میزاره میره، این گدای حرفه ای نیست، این گدای اجباری…

و ما بی رحم نیستیم، بی رحم اجباری هستیم. ازشون خجالت میکشم  … ولله خجالت میکشم وقتی میان پشت شیشه ماشین و حساب میکنم میبینم از خونه تا روزنامه حداقل هزار تومن گاهی دو هزار تومن به قبلیا دادم….

گاهی هم که میخوام امتحان کنم، از خودم حالم بهم میخوره، که طرفو میخوام مجبور کنم خجالت بکشه تا مطمئن شم گداست.

ما تو شب عید سال 1390 به هم شک داریم

ما که میگم خودمو و شمایی که اینو میخونی با اون گدای تو خیابون جمع میبندم؛ درسته، ما بهم شک داریم.

ما به هم به صورت اجباری شک پیدا کردیم.

من به اون گدای اجباری شک اجباری میکنم.

توی همکار به من همکار شک اجباری میکنی، ادم ها رو تو خیابون نگاه کن، از هم میترسن…

چقدر سخته اولین روز و روزهایی که آدم میخواد عزتش را نادیده بگیرد چقدر سخته اولین روز و روزهایی که آدم میخواد عزتش را نادیده بگیرد

کنار خیابون تا زانو برف اومده، ماشینای لوکس گر و گر رد میشن و هیشکس برای یه پیاده که کنار یه اتوبان خلوت واستاده ترمز نمیزنه…. خیلیا میخوان بزارن رو ترمز… ولی شک دارن، میترسن طرف دزد باشه!

من و تو هنوز 7-8 سال قبلمونو یادمون نرفته.

آقای احمدی نژاد اصولگرای خاکی

آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی مکتب ایرانی

شما و امثال شما ریال ما رو بی ارزش نکردید، ای کاش ریالمون بی ارزش شده بود. ای کاش نفتو که نیاوردی تو سفره کسی، یارانه رو هم قطع کردی، نون 20 تومنی رو هم 200 تومن کردی… همینا بود… کاش فقط بنزین 70 تومنی شده بود 700 تومن…


تو و امثال تو ما رو بهمدیگه مشکوک کردی، تخم کینه و دشمنی و عداوت بین ماپاشیده شده.

توی خبرنگار رجا، توی خبرنگار تابناک، توی خبرنگار پارسینه، توی خبرنگار فارس، توی خبرنگار ایرنا، توی خبرنگار بولتن …. که میدونی و میدونم داری اینو میخونی

خدایی بگو، 7 سال قبل انقدر دشمنی بود؟ تو حوزه خبری هیشکس یادش نیست؟ خبرنگار فارس کنار ایلنا میشست… به هم فحشی نمیدادن…

این به اون نمیگفت “سبز لجنی” اون به این نمیگفت “ساندیس خور” اختلاف سلیقه بود …منافعم بود… بود در حد معقولش بود…. ولی در این حد نبود که کسی ارزو کنه سر به تن اون دیگری نباشه…

احمدی نژاد، شاید اینم مث اون پستی که واسه شهدا نوشتم پرینت اسکرین کنید بدید دست قاضی و بگید خلاف مصالح نوشته…. عب نداره، بکنید… ولی آقای قاضی اگر به دست تو هم رسید خدایی بگو… انقد دشمن بودن همه؟ انقد همه بهم شک داشتن؟

با اسم اصولگرایی اومدن و همه چیزمونو از اصول بهم پاشیدن….

تو این کشتی آقای با بصیرت، برادر سبز، جنبشی، بسیجی… هر چی هستی… همه مون با همیم….

داشتم یه مطلب مینوشتم در مورد برآورد خسارتی که سو مدیریت ها به اقتصاد کشور زده، فکر میکردم شاید بهم گیر بدن.

بعد با خودم گفتم، یعنی مثلن فلان خبرنگار که به ما میگه سبز لجنی یا بی بصیرت یا هر چیز دیگه ای… خودش فک نمیکنه این پول که از این کیسه رفته از کیسه اونم هست؟ به این فک نمیکنه که این ماجراجویی ها اگر منتج بشه به خدای نکرده جنگی یا چیزی شبیه اون، به اونم اسیب میزنه؟

آقای دکتر احمدی نژاد

آقای مهندس اسفندیار مشایی  حامیان اصولگرایی ناب و….

شماها فقط پول و رفاه و آسایش این خلقو نگرفتید، احساس برادریشونو گرفتید

احساس مشترک هم وطن شون رو گرفتید

ای کاش پول بود و تراز بود و حساب …. میشستم دو به دو میکردم و در میاوردم چقد گند زدید …ولی این چیزا تو ماشین حسابا جا نمیشه….

من از اعتمادی حرف میزنم که یه جوونمرد قدیما تو این خیابونا به نیامزندی یه پیرزن میکرد… دستشو میکرد تو جیبش هر چی داشت میداد… شک نمیکرد… من از احساس هم وطنی میگم که یه روزی  نقطه عطف اصولگرا و اصلاح طلب و نهضتی و اپوزوسیون و… بود…

دارم نیگا میکنم، آتیش میگیرم… وقتی میبینم اسرائیل تهرانو تهدید میکنه اون وقت یه سبزی داره با خوشحالی این تهدیدو بلد میکنه…

میدوتنی چرا خوشحاله؟ این همونی که سال 87 وقتی حرف حمله به تهران شده بود همه وبلاگرا پشت هم واستادن گفتن مشکل هست ولی با دخالت نظامی مخالفیم… الان داره خوشحالی میکنه چون اون روز تو خیابون تو نگاه تو ندید که به یه هموطن داری مزنی…

حرف زیاده و دارم میزنم به جفنگ گفتن

این حرفا مونده بود تو دلم گفتم نگم عقده میشه… اینم دلنوشته س ازش گاف املایی و تایپی نگیرید

شک تو دل ما انداختید…. ما رو با هم دشمن کردید…

ولی هنوز امید داریم

یه روز خوب میاد….

هزينه 6 و نیم هزار میلیاردی بانك مركزي براي بازيگري در بازار سكه

۴ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

اين 5/6 (66ممیز5) تريليارد تومان كه بيش از دو برابر بزرگ‌ترين اختلاس تاريخ ايران است بايد از كيسه ملت هزينه جبران حراج ذخاير بانك مركزي شود.  بانك مركزي قاعدتا با نرخ دولتي اقدام به واردات جبراني اين 60 تن طلا خواهد كرد. نرخ دلار آزاد هم اكنون 1900 تومان و نرخ دلار دولتي 1226 تومان است. اختلاف اين دو 674 تومان است.  يعني در آن حجم از واردات (60 تن به ارزش 4/3 ميليارد دلار) بانك مركزي رانتي به بزرگي دو هزار و 280 ميليارد تومان (رقم دقيق: دو تريليارد و 279 ميليارد و 463 ميليون و 665 هزار و 506 تومان) به كساني مي‌دهد كه خواهان خريد سكه هستند.  اين هزينه 2/2 تريليارد توماني از كيسه ملت است و در واقع مي‌توان آن را هزينه سوءمديريت بانكي دانست كه طبق قانون عملا هيچ نهادي نمي‌تواند به فعاليت‌هاي آن نظارت داشته باشد.

اين 5/6 (6ممیز5) تريليارد تومان كه بيش از دو برابر بزرگ‌ترين اختلاس تاريخ ايران است بايد از كيسه ملت هزينه جبران حراج ذخاير بانك مركزي شود. بانك مركزي قاعدتا با نرخ دولتي اقدام به واردات جبراني اين 60 تن طلا خواهد كرد. نرخ دلار آزاد هم اكنون 1900 تومان و نرخ دلار دولتي 1226 تومان است. اختلاف اين دو 674 تومان است. يعني در آن حجم از واردات (60 تن به ارزش 4/3 ميليارد دلار) بانك مركزي رانتي به بزرگي دو هزار و 280 ميليارد تومان (رقم دقيق: دو تريليارد و 279 ميليارد و 463 ميليون و 665 هزار و 506 تومان) به كساني مي‌دهد كه خواهان خريد سكه هستند. اين هزينه 2/2 تريليارد توماني از كيسه ملت است و در واقع مي‌توان آن را هزينه سوءمديريت بانكي دانست كه طبق قانون عملا هيچ نهادي نمي‌تواند به فعاليت‌هاي آن نظارت داشته باشد.

روز سه‌شنبه دوم اسفند، كمره‌اي يكي از مديران كل بانك مركزي در گفت‌وگويي با ايسنا از واردات جبراني 60 تن طلايي خبر داده كه در مراحل پيش‌فروش سكه از ذخاير بانك مركزي حراج شدند. ماجراي ذخاير بانك مركزي و فروش سكه و نقش بازي كردن بانك مركزي در بازار متلاطم سكه از آنجا آغاز شد كه آل‌اسحاق رييس اتاق بازرگاني ذخاير طلاي كشور را 900 تن اعلام كرد، بعد از حدود دو هفته بهمني (رييس بانك مركزي) روز سه‌شنبه هفته گذشته اين ذخاير را 500 تن اعلام كرد و گفت 60 تن طلايي كه از اين 500 تن صرف ضرب سكه شده است در مقايسه با 500 تن زياد نيست!

حالا در سه‌شنبه اين هفته (دوم اسفند) يك هفته بعد از بهمني، كمره‌اي مديركل ريالي و نشر بانك مركزي گفته براي بازگرداندن آن 60 تن كه صرف ضرب نزديك به 5/8 (8ممیز5)قطعه سكه شده است اين بانك قرار است 60 تن واردات طلاي جبراني داشته باشد.


واردات 5/6 (6ممیز5) هزار ميليارد توماني

60 تن طلا برابر 60 هزار كيلو و برابر 60 ميليون گرم است. هر اونس برابر 1/31 (31 ممیز1) گرم* است. به بياني 60 تن طلايي كه بايد جبران شود حدودا دو ميليون اونس (رقم دقيق: يك ميليون و 929 هزار و 260 اونس) است.

هر اونس طلا در حال حاضر (روز چهارشنبه) در بازارهاي جهاني 1753 دلار معامله مي‌شد. به بياني خريد اين ميزان طلا به اعتباري بالغ بر 4/3 (3ممیز4) ميليارد دلار (رقم دقيق: سه‌ميليارد و 381 ميليون و 993 هزار و 569 دلار) نياز دارد. قيمت دلار در بازار تهران هنوز واقعي نشده، اما با همين قيمت متوسط 1900 توماني، اين يعني وارداتي به ارزش شش هزار و 425 ميليارد و 787 ميليون و 781 هزار و 100 تومان.

هر اونس طلا در حال حاضر (روز چهارشنبه) در بازارهاي جهاني 1753 دلار معامله مي‌شد. به بياني خريد اين ميزان طلا به اعتباري بالغ بر 4/3 (3ممیز4) ميليارد دلار (رقم دقيق: سه‌ميليارد و 381 ميليون و 993 هزار و 569 دلار) نياز دارد. قيمت دلار در بازار تهران هنوز واقعي نشده، اما با همين قيمت متوسط 1900 توماني، اين يعني وارداتي به ارزش شش هزار و 425 ميليارد و 787 ميليون و 781 هزار و 100 تومان.


جبران از چه محلي؟


كمره‌اي نگفت اين جبران بايد از چه محلي صورت گيرد! ذخاير خارجي بانك مركزي در سه ماهه سوم سال 1389 نزديك به 8/60 (60ممیز8) ميليارد دلار بوده، بعد از آن تاريخ، نماگر اقتصادي منتشر نشده، البته همان وقت هم ذخاير بانك مركزي نسبت به اسفند سال 88 چيزي نزديك به 6/2 (2ممیز6)درصد كاهش يافته بود (منبع: شماره 62 نماگر اقتصادي، صفحه 18، ستون اول، سطر دهم)

17 ميليارد دلاري كه بهمني – روز سه‌شنبه – گفته از اين ذخاير به داخل منتقل كرده، را هم كنار بگذاريم، خوشبينانه نگاه كنيم كه اين سير كاهش ذخاير ادامه نيافته و همانجا متوقف شده، بر اين اساس در حال حاضر نيز ذخاير خارجي بانك مركزي كه معمولا به دلار هستند چيزي نزديك به 8/60 (60ممیز8) ميليارد دلار است.

بانك مركزي كه درآمدي مستقل ندارد و آنچه در اختيار دارد امانت ملت تحت عنوان ذخاير است. يعني براي اين جبران بايد حدود 5/5 درصد از ذخاير خود را خرج كند. حال سوال اينجاست كه اين جيب به جيب ذخاير (حراج ذخاير طلا در مرحله اول و واردات جبراني طلا در مرحله دوم) اصولا چرا بايد انجام شود؟ چرا بايد بانك مركزي در چنين بازارهايي دخالت كند و چنين هزينه‌هاي كلاني را به كشور تحميل كند؟


رانت 2/2 هزار ميلياردي براي سكه خران


اين 5/6 (66ممیز5) تريليارد تومان كه بيش از دو برابر بزرگ‌ترين اختلاس تاريخ ايران است بايد از كيسه ملت هزينه جبران حراج ذخاير بانك مركزي شود.

بانك مركزي قاعدتا با نرخ دولتي اقدام به واردات جبراني اين 60 تن طلا خواهد كرد. نرخ دلار آزاد هم اكنون 1900 تومان و نرخ دلار دولتي 1226 تومان است. اختلاف اين دو 674 تومان است.

يعني در آن حجم از واردات (60 تن به ارزش 4/3 ميليارد دلار) بانك مركزي رانتي به بزرگي دو هزار و 280 ميليارد تومان (رقم دقيق: دو تريليارد و 279 ميليارد و 463 ميليون و 665 هزار و 506 تومان) به كساني مي‌دهد كه خواهان خريد سكه هستند.

اين هزينه 2/2 تريليارد توماني از كيسه ملت است و در واقع مي‌توان آن را هزينه سوءمديريت بانكي دانست كه طبق قانون عملا هيچ نهادي نمي‌تواند به فعاليت‌هاي آن نظارت داشته باشد.

وقتي طي سه روز تعداد سكه‌هاي حراج شده از هشت ميليون قطعه به 9/8 (8ممیز9) ميليون قطعه مي‌رسد (روز سه‌شنبه هفته قبل بهمني ميزان سكه‌ها را هشت ميليون اعلام كرده بود، روز جمعه كمره‌اي تعداد سكه‌هاي حراج شده را 9/8 ميليون اعلام كرده بود) و 900هزار قطعه سكه اصولا در آمارها به حساب نمي‌آيد،

زماني كه بانك مركزي دليل حراج ذخاير طلاي خود را كنترل نقدينگي اعلام مي‌كند كه كل ذخاير طلاي اين بانك (همان 500 تن را هم بپذيريم) يك دهم اين نقدينگي هم نمي‌شود، بايد واردات جبراني به بزرگي دو برابر بزرگ‌ترين اختلاس تاريخ كشور فقط در يك فقره انجام شود.

————————-

* برای اندازه‌گیری وزن فلزات گرانبها یعنی؛ طلا، نقره، پلاتین و پالادیم از اونس بین‌المللی تروا (International troy ounce) استفاده می شود که معادل ۳۱٫۱۰۳۴۷۶۸ گرم است. انواع دیگر اونس شامل اونس ماریا ترزا معادل ۲۸٫۰۶۶۸ گرم، اونس اسپانیایی معادل ۲۸٫۷۵ گرم، اونس متریک چینی معادل ۵۰ گرم و اونس متریک هلندی معادل ۱۰۰ گرم، می‌شوند.

این مطلب در روزنامه شرق مورخ 4 اسفند 1390 صفحه 4 منتشر شد.

اعتبار کاغذ پاره ها را دریابید

۳ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

در حال حاضر نقدینگی کشور 5/5 برابر ذخایر خارجی کشور است. این نسبت در سال های 1384، 1385، 1386، 1387 و 1388 و 1389(آخرین آمار سه ماهه سوم)به ترتیب: 5/3(3ممیز5)، 4/3(3ممیز4)، 7/3(3ممیز7)، 3/3، 6/3(3ممیز6)و 2/4(4ممیز2)  بوده است.

نقل قول جالبی از دکتر احمدی نژاد اینجا کاربرد دارد«اسکناس کاغذ پاره ای بیش نیست» بله؛ کاملا درست است. اسکناس کاغذ پاره است و این اعتبار بانک مرکزی یک کشور است که به این کاغذ پاره بها می دهد.

کاسبی را در بازار تصور کنید، این کاسب در معاملات روزانه خود از چک استفاده میکند. لزوما تمام چک هایی که دست مردم میدهد برابر با نقدینگی وی در بانک نیست. ممکن است این کاسب بازاری در حالی که 500 میلیون تومان چک کشیده اما در حساب خود تنها 250 میلیون تومان پول نقد داشته باشد، اما این اتفاق برای سالها ممکن است تکرار شود و هیچ اتفاقی هم نیافتد.

به بیانی گردش حساب این کاسب موجب میشود تا چکی با چک دیگر پاس شود و این گردونه ادامه میابد. ممکن است این وسط تاریخ چکی هم فرا برسد و دارنده چک به کاسب مهلتی چند هفته ای هم بابت نقد شدن چک بدهد. اما امان از روزی که زمزمه سلب اعتماد این کاسب در بازار به گوش برسد، همه مشتریان به بانک برای تسفیه چک هجوم میبرند و اینجاست که بحران برای کاسب ما فرا میرسد. چک هم یک تکه کاغذ پاره است، اعتبار این کاغذ پاره را صاحب دسته چک تعیین میکند.

خود زنی بانک مرکزی

از ابتدای امسال تا کنون سخنان و وعده های رئیس کل بانک مرکزی را مرور کنید، هر بار که وی از آرام شدن وضعیت بازاری با اطمینان خبر داده نزدیک به یک هفته بعد و شاید کمتر بازار واکنش عکس نشان داده است. چنین اظهار نظری یکبار، دوبار، سه بار و… مهم نیست، اما وقتی به پروسه ای ثابت تبدیل شود، مردم نسبت به وعده ها بی اعتماد خواهند شد.

بانک مرکزی میتوانست آرام به بازار پر تلاطم سکه و ارز وارد شود و به ایفای نقش بپردازد، اما سر و صدای پیش فروش سکه و تزریق ارز به بازار، این بازار را بر عکس متلاطم تر کرد، جز این بود از مراحل اول و دوم پیش فروش تا این حد استقبال نمیشد. در حالی که سه شنبه هفته گذشته بهمنی میزان سکه پیش فروش شده توسط این بانک را تا همان تاریخ(سه شنبه) 8 میلیون قطعه اعلام کرده بود، جمعه کمرئی، یکی دیگر از مدیران بانک مرکزی میزان عرضه سکه بانک مرکزی را 9/8(8ممیز9) میلیون قطعه و تقریبا 9 میلیون قطعه عنوان کرد. افزایش تقاضای 900 هزار قطعه ای سکه در دو روز به نظر نمیرسد حاکی از فرونشستن عطش بازار باشد.

حال مطبوعات وابسته و سایت های خبری سفید نما هرچه هم از فرونشستن عطش بازار بگویند، واقعیت امر دیگریست و دست بر قضا مردم و طرف حساب های بانک مرکزی هم با همین واقعیت پیش می روند.

در چنین شرایطی بانک مرکزی به یکباره زمان تحویل سکه را از 6 ماهه به 8 ماهه بدل میکند، خود این امر هم میتواند در بی اعتمادی مشتریان اثر گذار باشد.

در اینجا مردم را میتوان مشتری و بانک مرکزی را کاسب جایگزاری کرد. چه نیازی است که کاسب مشتری را ترغیب کند تا زودتر چک را نقد کند؟ اصولا در شرایط فعلی ذخایر(مثل حساب کاسب) و نقدینگی(مثل چک دست مشتری) که در ادامه به آن خواهیم پرداخت بانک مرکزی اینقدر خود را در صدر اخبار قرار دهد و وعده هایی دهد که عملی نمیشوند؟ سود تلاطم بازار ارز و سکه کم نیست، اما بانک مرکزی چه چیزی را به حراج گذاشته؟ ذخایر و اعتبارش را؟ وقتی بانک مرکزی از تک نرخی شدن قیمت ارز با قطعیت سخن میگوید و به دوروز نمیشکد که باز بازار بی توجه به اظهارات رئیس کل بانک مرکزی راه خود را می رود، ایا می توان باز از مشتری انتظار اعتماد داشت؟ وقتی موعد سررسید سکه 6 ماهه به یکباره 8 ماهه می شود مشتری چه حالی خواهد داشت؟

برای دیدن در ابعاد واقعی روی تصویر کلیک کنید

برای دیدن در ابعاد واقعی روی تصویر کلیک کنید

نقدینگی 5/5 برابر ذخایر

طبق آمارهای رسمی نقدینگی فعلی کشور نزدیک به 350 تریلیارد تومان برابر (3.500.000.000.000.000 ریال) است. ذخایر خارجی بانک مرکزی از سه ماهه سوم سال قبل به این سو دیگر منتشر نشده است. آخرین باری که نمایگر اقتصادی منتشر شد همان سه ماهه سوم سال 1389 بود، در آن تاریخ (سه ماهه سوم) دارایی های خارجی  بانک مرکزی نزدیک به 2.6 درصد نسبت به اسفند سال 88 کاهش داشت و پس از آن هم آمار جدیدی منتشر نشد. این ذخایر یکبار هم در سه ماهه نخست سال 89 کاهش 8/0(0ممیز8) درصدی را ثبت کرده بودند. طبق اظهارات رسمی نیز نزدیک به 17 میلیارد دلار از این ذخایر اخیرا به داخل کشور انتقال داده شدند، این را هم کنار میگذاریم، 60-70 تن طلایی هم که طبق اظهارات رسمی به سکه بدل و حراج شدند را هم داخلی(!) در نظر میگیریم. اگر این ذخایر هیچ تغییری نداشته باشند و یک دلار از آنها هم بلوکه نشده باشد، یعنی در حال حاضر ذخایر خارجی بانک مرکزی برابر 638.432.200.000.000 ریال یا 8/63(63ممیز8) تریلیارد تومان است. (بانک مرکزی، نماگر اقتصادی، شماره 62(سه ماهه سوم سال 1389) متغيرهاي پولي و اعتباري، ص 18)

به عبارتی در حال حاضر نقدینگی کشور 5/5 برابر ذخایر خارجی کشور است. این نسبت در سال های 1384، 1385، 1386، 1387 و 1388 و 1389(آخرین آمار سه ماهه سوم)به ترتیب: 5/3(3ممیز5)، 4/3(3ممیز4)، 7/3(3ممیز7)، 3/3، 6/3(3ممیز6)و 2/4(4ممیز2)  بوده است.

عمده منبع تامین ارز کشور در سال های گذشته فروش نفت بوده است، طبق اعلام خود بهمنی امسال چیزی 90 میلیارد دلار کشور درآمد نفتی خواهد داشت، این درآمد به طور متوسط با نرخ ریال رسمی در سال جاری چیزی نزدیک به 103 تریلیارد و 500 میلیارد تومان است، یعنی تفاوت نقدینگی و ذخایر خارجی بانک مرکزی در حال حاضر که چیزی نزدیک به 286 تریلیارد و 156 میلیارد تومان بر آورد میشود نزدیک به سه برابر کل درآمد نفتی در سال جاریست.

بر فرض تداوم بدون مشکل درآمدهای نفتی با توجه به مشکلاتی که دولت های متخاصم غربی در قبال ایران به وجود آوردند و با فرض ذخایر خارجی بانک مرکزی چنانکه در بالا ذکر شد، اگر هر سال نصف درآمدهای نفتی هم به ذخایر خارجی بانک مرکزی الحاق شوند لااقل شش سال زمان باقیست که ما حدودا به سال 1384 بازگردیم و همان نسبت را داشته باشیم.

این در حالیست که بانک مرکزی اصرار ویژه ای دارد که ذخایر خود (از قبیل طلا و دلار) را همچنان به انحا مختلف حراج و با ریال معاوضه کند، کاری که در شرایط فعلی معقول به نظر نمیرسد.

350 تریلیارد تومان نقدینگی یعنی 350 تریلیارد تومان چک، با این تفاوت که این چک باید با طلا یا دلار معاوضه شود نه با ریال! برخی مدعی هستند که این بانک ذخایر داخلی از جمله سهام و اوراق بهادار و زمین و.. نیز در اختیار دارد، اگر روزی زمزمه حراج این ذخایر و معاوضه آنها با دلار و طلا به گوش برسد، وضعیت از این هم بغرنج تر خواهد شد.

تجربه مراحل پیش فروش سکه و تزریق دلار تک نرخی به بازار نشان داده است که بازار و نقدینگی چون هیولایی هر چقدر هم که بانک مرکزی به بازار تزریق کند، بازهم اشتهای بلعیدن ذخایر را دارد، حال موعد تحویل سکه ها 4 ماهه باشد، 6 ماهه باشد یا 8 ماهه…

————–

منبع اطلاعات ارشیوی مندرج در این گزارش نماگر اقتصادی شماره های : 35 و 62 قسمت متغیر های پولی و اعتباری است که تا سه ماهه سوم سال قبل به صورت دوره ای منتشر میشد، اما متاسفانه از آن تاریخ به این سو انتشار این نشریه مهم اقتصادی متوقف شده است.

این مطلب در روزنامه آرمان مورخ سوم اسفند 1390 در صفحه 10  منتشر شد.