بررسی وضعیت رابطه تجاری رسمی دو کشور ایران آمریکا از سال 1380 تا دیماه 1388

۱۹ اسفند ۱۳۸۸ 1 دیدگاه

ترازي كه تراز نيست

 

مبادلات تجاري ايران و آمريكا طي 8 سال
مبادلات تجاري ايران و آمريكا طي 8 سال. پرچم آمريكا نماد واردات اين كشور به ايران و پرچم ايران نماد واردات ايران به آمريكا.

 

در آمار گمرک، فقط اعداد و ارقام هستند که می توانند تعیین کننده باشند. اتفاق جالبی است؛ رشد چشم گیر واردات و کاهش قابل توجه صادرات به دشمن شماره یک کشور یعنی ایالات متحده آمریکا طی چهار تا پنج سال اخیر. آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامي ايران حكايت از آن دارد كه در سال هاي 80 تا 85 صادرات کشور به امریکا، اگر بیشتر از واردات نبوده، کمتر هم نبوده است.  یعنی صادرات ما به آمریکا به میزان وارداتمان از آن کشور میچربیده.

روندی که در سال های 84 و 85 آرام آرام متوقف می شود و نهایتا در سال 87، به اوج خود می رسد. در این سال نسبت واردات و صادرات که در سال های 80 تا 84، به نفع ایران تنظیم شده بود، کاملا معکوس شده و فاصله صادرات و واردات دو کشور متخاصم به حدود 500 میلیون دلار رسید. در اینجا به مبادلات تجاری دو کشور متخاصم ایران و آمریکا پرداخته ایم.

 

 

سال 1380

در این سال، صادرات ما به آمریکا، بیش از وارداتمان بوده و فاصله این دو حدود 5/33 میلیون دلار بوده است. در اين سال ، عمده اقلام وارد شده به کشور از ایالات متحده آمریکا را، ابزار و ماشین آلات پزشکی پیشرفته، ماشین آلات صنعتی و دارو تشکیل می دهد، در همین سال، بخش عمده صادرات ایران به آمریکا را فرش، خاویار، محصولات کشاورزی نظیر خرما و خیار، فرآورده هایی نظیر کنسور ماهی تن، مبلمان و.. بوده است. حجم کل صادرات از ایران به آمریکا حدود 5/107 میلیون دلار، و حجم واردات ما از این کشور 8/73 میلیون دلار بوده است. در این سال آمریکا دررتبه 33 از بین 110 کشور وارد کننده کالا به ایران قرار دارد و دهمین کشور وارد کننده از ایران از بین 117 کشور به شمار می رود.

 

سال 1381

در سال 81، همچنان که واردات از کشور آمریکا به کشور کاهش میابد، صادرات به این کشور افزایش میابد. بر اساس اسناد، اختلاف بین صادرات و واردات در این سال برابر با 64 میلیون دلار است. در این سال، عمده صادرات ایران به آمریکا را، فرش و گلیم، خاویار و میگو و زعفران و تولیدات کشاورزی تشکیل می دهد و از طرف دیگر، در این سال نیز مثل سال قبل، اقلام وارداتی به ایران از آمریکا را انواع ماشین آلات و داروهای پزشکی تشکیل می دهد. در این سال، میزان صادرات به آمریکا حدود 7/24 میلیون دلارافزایش داشته و در مقابل، میزان واردات از این کشور 7/5 میلیون دلار کاهش نشان می دهد.

آمریکا دوازدهمین کشور مقصد صادرات کالا از ایران در سال 81 به ایران بوده است که  8/2 درصد از کل صادرات ایران را به خود اختصاص داده است. از طرفی، 3/0 درصد از کل واردات به ایران از طریق آمریکا انجام شده است، که آمریکا سی و سومین کشور وارد کننده کالا به ایران بوده است.

 

 

سال 1382

روند رشد صادرات به آمریکا و کاهش واردات از آن در سال 82 با شدت بیشتری ادامه میابد. اگر از ادبیات برخی از گروه های سیاسی استفاده کنیم، این سال سال عزت مبادلات تجاری بین ایران و آمریکاست. چراکه در این سال، میزان واردات ایران از آمریکا به کمترین سطح و میزان صادرات به آن به بالاترین سطح خود طی 8 سال گذشته می رسد.  در سال 82، میزان صادرات ایران به آمریکا با 7/5  میلیون دلار افزایش به رقم بی سابقه 138 میلیون دلار می رسد و در مقابل، میزان واردات ایران از آمریکا با 9/10 میلیون دلار کاهش به رقم 2/57  میلیون دلار می رسد که در 8 سال گذشته بی سابقه بوده است.  در این سال، اقلام عمده ای که از ایران به آمریکا صادر شده است عبارتند از: فرش و گلیم و سایر کفپوش ها، میگو و خاویار، زعفران، طلاجات و نقره جات و… و در مقابل نیز از آمریکا کالاهایی چون خمیر چوب و سایر فراورده های مشابه، ماشین الات و مواد شیمیایی به کشور وارد شده است.

در این سال، واردات کالا از آمریکا با 1/0 درصد کاهش به 2/0 درصد از کل واردات سال 82 می رسد، آمریکا سی و نهمین وارد کننده به ایران است. در مقابل، با 5/0 درصد کاهش، رتبه آمریکا، با دو چله صعود در بین کشورهای مقصد صادرات ایران به دهمین کشور می رسد.

 

 

سال 1383

اگرچه در این سال همچنان صادرات ایران به آمریکا بیش از واردات ما از آن کشور است، اما در این سال فاصله این دو رو به کاهش گذاشت؛ همزمان با کاهش صادرات به آمریکا، واردات ما از این کشور رو به افزایش می گذارد.

با اینکه در سال 82 سطح مبادلات تجاری دو کشور مورد بحث به نحو چشمگیری ـ به نفع ایران ـ مطلوب بود، اما در سال 83 میزان صادرات به آمریکا با 4/37  کاهش به رقم 100 میلیون دلار رسید و در مقابل میزان واردات از کشور آمریکا به ایران با 8/20 میلیون دلار افزایش به میزان 1/78 میلیون دلار میلیون دلار می رسد. صادرات و واردات نسبت به سال 81 به ترتیب (7/31) و 9/9میلیون دلار تغییر داشتند. در این سال هم به سیاق سال ها گذشته، اقلام صادراتی به آمریکا عبارت اند از: فرش و گلیم، میگو، زعفران و پسته و کالاهای وارداتی را نیز اقلامی نظیر انواع دارو، موادغذایی و برخی وسایل مورد استفاده در محاسبات تشکیل می دهند. در سال 83، سهم آمریکا از صادرات ایران 4/1 درصد و سهم ایران از واردات آمریکا 2/0 درصد است.

 

رنگ قرمز صادرات به آمريكا و رنگ آبي واردات از آمريكا
رنگ قرمز صادرات به آمريكا و رنگ آبي واردات از آمريكا

1384

طی این سال، میزان واردات و صادرات دوباره به وضعیت سال 1380 بازگشته است. در سال 84 کشور ما از آمریکا 98 میلیون دلار کالا وارد کرده است که نسبت به سال گذشته 9/19 میلیون دلار افزایش و نسبت به سال 80 ـ یعنی نقطه آغاز این دوره 8 ساله ـ 24 میلیون دلار افزایش داشته است. در مقابل نیز، میزان صادرات ایران به آمریکا با 5 میلیون دلار افزایش نسبت به سال قبل و 5/2 نسبت به سال 80 برابر با 105 میلیون دلار بود.  در این سال، اقلامی چون زعفران و محصولات خوراکی دریایی رتبه خود را در لیست اقلام صادراتی به آمریکا به طرز محسوسی از دست دادند. به طوری که در این سال، زعفران یازدهمین کالای صادراتی به آمریکا بوده است. از آمریکا نیز دارو و ماشین آلات به کشور وارد شده است. در سال 84، 2/0 درصد کل کالاهای وارداتی به ایران از طریق آمریکا به کشور وارد شده و در مقابل، صادرات به آمریکا با 4/0 کاهش، به یک درصد از کل صادرات ایران می رسد.

 

1385

سال 85، در واقع سال پایان دوران طلایی مبادلات تجاری ایران و آمریکا در بازه زمانی 8 ساله است. در این سال، آمارها سیری را اغاز می کنند که تا به حال نسبتا ادامه دارد و به طرز قابل توجهی کفه، صادرات و واردات ایران و آمریکا به نفع آمریکا سنگینی می کند. در این سال، 5/111 میلیون دلار کالا از آمریکا به ایران وارد شده است، این یعنی 4/13 میلیون دلار افزایش نسبت به سال 84، البته در مقابل نیز میزان صادرات ایران به آمریکا 9/115 میلیون دلار بوده، که حدود 10 میلیون دلار نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، به بیانی دیگر، افزایش واردات نسبت به افزایش صادرات 4/3 میلیون دلار بیشتر بوده است.

در بین اقلام عمده صادراتی به آمریکا، دیگر از محصولات دریایی خبری نیست، زعفران بازهم افت رتبه داشته و به رتبه سیزدهم رفته و عمده کالاهای صادراتی به آمریکا را فرش و محصولاتی نظیر خشکبار تشکیل می دهند. در مقابل نیز اقلامی چون خمیرچوب، دارو و برخی ماشین الات به کشور وارد شده است، نکته قابل توجه واردات مستقیم حدود 13 میلیون دلار سیگار از آمریکا به کشور است که در سال های قبل سابقه نداشته است.

در این سال، صادرات ایران به آمریکا نسبت به کل صادرات، بازهم کاهش میابد و با  1/0 درصد کاهش به زیر یک درصد و 9/0 درصد می رسد. در مقابل واردات از آمریکا بدون تغییر 2/0 درصد از کل واردات را به خود اختصاص داده است.

 

1386

سال 86، سال آغاز افتراق صادرات و واردات بین دو کشور به نفع آمریکاست. در این سال، میزان واردات از آمریکا به رقم 170 میلیون دلار می رسد که تا زمان خودش بی سابقه بوده، البته چنان که در ادامه آمده است، این روند در سال بعد به شدت سیر صعودی خود را ادامه می دهد. به هر تقدیر، در این سال، واردات از آمریکا نسبت به سال گذشته 5/58 میلیون دلار و نسبت به ابتدای دوره مورد بحث در این گزارش یعنی سال 80 ،  96 میلیون دلار افزایش داشته است. در مقابل صادرات ایران به آمریکا با 28 میلیون دلار کاهش به 9/87 میلیون دلار رسیده است. در این سال، خمیر چوب، دارو و ادوات پزشکی عمده کالاهای وارداتی به کشور را تشکیل می دهند. نکته قابل توجه در این سال، واردات 9/11 میلیون دلار قطعات هواپیما و هلی کوپتر (ذیل تعرفه88033000) به کشور است، با توجه به تحریم ها و… واردات این دست کالاها مورد توجه قرار گرفته که در رتبه چهارم نیز قرار دارند.

در این سال، 269 هزار دلار طلاجات و نقره جات به آمریکا صادر شده، از طرفی دیگر، رتبه زعفران در لیست اقلام صادراتی به آمریکا بازهم سقوط کرده و در رتبه بیست و چهارم قرار گرفته است. در مقابل، پسته در رتبه سوم قرار دارد. اما روندی که در این سال آغاز شد، ادامه یافت و به طرز بی سابقه ای واردات از آمریکا به کشور افزایش و صادرات کاهش یافت.

در این سال، واردات از کشور آمریکا 1/0 درصد نسبت به کل واردات رشد دارد و در مقابل، صادرات ایران به این کشور با 3/0 درصد کاهش به 6/0 درصد نسبت به کل واردات می رسد.

 

1387

سال 87 را می توان بهترین سال برای آمریکایی ها و بدترین سال برای ایرانی ها دانست. در این سال، میزان واردات از آمریکا به رقم بی سابقه 1/563  میلیون دلار رسیده که نسبت به سال قبل 1/393 میلیون دلار افزایش داشته، نسبت به ابتدای دوره مورد بحث در این گزارش 2/489 میلیون دلار افزایش و 6/410 میلیون دلار بیشتر از میانگین واردات از آمریکا (برابر با 5/152 میلیون دلار) در این دوره است.

در مقابل نیز، صادرات به آمریکا با 23 میلیون دلار کاهش به رقم بی سابقه 8/64 میلیون دلار می رسد که نسبت به ابتدای دوره مورد بحث  6/42 میلیون دلار کاهش و نسبت به متوسط این دوره(برابر با 5/106میلیون دلار) 6/41 میلیون دلار کاهش داشته است.  در سال 87 سیر سقوط صادرات به آمریکا ادامه دارد، اینبار با 2/0 درصد کاهش، میزان صادرات ایران به آمریکا در بین تمامی کشورهای مقصد به 4/0 درصد می رسد. در مقابل نیز با 7/0 درصد رشد، واردات ایران از آمریکا برای اولین بار طی 8 سال گذشته به یک درصد از مجموع واردات می رسد.

این روند در سال 88 نیز ادامه یافته است، هرچند آمار قطعی واردات و صادرات امسال منتشر نشده است، اما آمار  گمرک تا دیماه نشان میدهد که هنوز روند واردات و صادرات به ابتدای دوره هشت ساله مورد بحث در این گزار نرسیده است. بر اساس این اطلاعات، میزان واردات ما از کشور آمریکا از ابتدای امسال تا دیماه 5/185میلیون دلار بوده و در مقابل 4/74 میلیون دلار از ایران به کشور آمریکا انواع کالاها صادر شده است.

 

 

 

رتبه آمریکا در صادرات

 

رتبه آمریکا

وضعیت

درصد از کل صادرات

میزان صادرات به آمریکا

میزان کل صادرات به سایر کشورها

1380

10

5/2 درصد

107519611

4204429447

1381

12

3/0

8/2 درصد

132228883

4579509957

1382

10

5/0-

3/2 درصد

137922092

5922014779

1383

21

9/0-

4/1 درصد

100487459

6803397888

1384

25

4/0-

1 درصد

105090532

10439600728

1385

24

1/0-

9/0 درصد

115950294

12853470773

1386

29

3/0-

6/0 درصد

87921132

15290975310

1387

39

2/0-

4/0 درصد

64879224

17963584950

تا دیماه 1388

31

1/0

5/0 درصد

74451419

16790103194

 

رتبه آمریکا در واردات

 

رتبه آمریکا

وضعیت

درصد از کل واردات

میزان واردات از آمریکا

میزان کل واردات از سایر کشورها

1380

33

4/0 درصد

73887529

18039844257

1381

33

1/0-

3/0 درصد

68181654

22076602470

1382

39

1/0-

2/0 درصد

57278744

26453466997

1383

40

2/0 درصد

78104258

35226272289

1384

38

2/0 درصد

98075318

39131603390

1385

38

2/0 درصد

111521833

41544147035

1386

32

1/0

3/0 درصد

170032426

48385896420

1387

19

7/0

1 درصد

563150133

55637689293

تا دیماه 1388

31

6/0-

4/0 درصد

185450483

41223146731

  • ارقام به دلار
  • كليه محاسبات بر اساس آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي گمرك جمهوري اسلامي ايران(در سايت اتاق بازرگاني تهران) اخذ شده است.  
  • اين گزارش در روزنامه پول مورخ 19 اسقند 1388، صفحه 15 به چاپ رسيده است.

 

گزارش تصویری حجت سپهوند از توقیف روزنامه اعتمــــاد

۱۴ اسفند ۱۳۸۸ 1 دیدگاه
تحریریه اعتماد

میز سیاسی و اقتصادی

میز اقتصادی و سیاسی

میز اقتصادی و سیاسی

میز سیاسی

میز سیاسی

 

دکتر بهزادی سردبیر، با همین ذره بین مطالب را می خواند!!

دکتر بهزادی سردبیر، با همین ذره بین مطالب را می خواند!!میز ادب هنر و صفحه آخر

بچه های اندیشه و ضمیمه

بچه های اندیشه و ضمیمه

ایستاده از رفقای بین الملل، نشسته هم خودمم!!

ایستاده از رفقای بین الملل، نشسته هم خودمم!!

راهروی اعتماد بعد از شنیدن خبر توقیف

راهروی اعتماد بعد از شنیدن خبر توقیف

میز سیاسی

میز سیاسی

دوستان باقی روزنامه ها برای دیدن بچه های سیاسی آمدند

دوستان باقی روزنامه ها برای دیدن بچه های سیاسی آمدند

نیلوفر منصوریان دبیر سیاسی روزنامه(روسری سبز) در حال تماشای روزنامه توقیف شده.

نیلوفر منصوریان دبیر سیاسی روزنامه(روسری سبز) در حال تماشای روزنامه توقیف شده.

کی حوصله چای خوردن داره؟

کی حوصله چای خوردن داره؟

نسل آینده روزنامه نگار، در حال کشیدن مصیبت روزنامه نگاری

نسل آینده روزنامه نگار، در حال کشیدن مصیبت روزنامه نگاری

میز حوادث و همسران حادثه :دی

میز حوادث و همسران حادثه :دی

بچه های صفحه آرایی، گیریم که روزنامه نگاران خطایی کردند، اینها به چه گناهی بیکار شدند؟

بچه های صفحه آرایی، گیریم که روزنامه نگاران خطایی کردند، اینها به چه گناهی بیکار شدند؟

نگهبان دم در، مثل همیشه روزنامه در دست، شب عید است و بیکاری!!

نگهبان دم در، مثل همیشه روزنامه در دست، شب عید است و بیکاری!!

——————————————————————————————

اعتماد هم توقیف شد. مثل شرق، هم میهن، سرمایه، حیات نو، آرمان، کلمه، شهروندامروز، ایراندخت و….. شاید اشتباه بعضی ها باشد. روزنامه فقط آن برگه های کاغذی نیست، روزنامه یعنی قلم بچه هایی که می نویسند و خوشبختانه از این قلم ها زیاد هست. روز به روز هم قلم های تازه ای در میان.

انشالله جای جدید، اسم جدید، دنیای جدید….

[+] زحمت عکس ها رو حجت سپهوند کشیده.

نگاهی به نقش بازار در تحولات سیاسی پیش از انقلاب اسلامی

۶ اسفند ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

حجره کاسب، حجره طلبه و بازار سیاست

رونق اقتصادی دهه 40 به سود روحیانیون یعنی یکی از اصلی ترین اقشار مخالف سلطنت بودند هم شد. پیش از آن این قشر عملا حدود 5600 مسجد شهری، شمار زیادی موقوفه، چند حسینیه و شش حوزه علمیه بزرگ ـ در قم، مشهد، تبریز، اصفهان، شیراز و یزد ـ را به صورت غیر متمرکز در اختیار داشتند.  افزایش مساجد، حسینیه ها، موقوفات و… همگی به سبب رونق اقتصادی بود که بازار از آن برخوردار شده بود. به طوری که در اواسط دهه 50 این موسسه های دینی آن اندازه قدرت داشتند که شاید برای اولین بار در تاریخ ایران واعظانی را به طور منظم به محلات فقیر نشین شهری و روستاهای دورافتاده بفرستند. به این ترتیب افزایش قدرت بازار، موجب قدرت یافتن نهادهای مذهبی هم شد.

این کوچه های تو در توی فرسوده، با آن هیاهوی همیشگی هرگز چون سایر عمارت ها و ساختمان های قجری و پهلوی سوت کور نشدند، از آن بناهایی که در بهترین حالت به موزه های سوت و کوری بدل شدند که امروز حتی کسی برای دیدنشان هم نمی رود! سلسله های سلطلنت آمدند و رفتند، دارالفنون متروکه شده و نزدیک است که آجرهای سستش هم از هم بپاشد، اما «بازار» هنوز همان بازار است.

به مردانی که پشت آن میزهای آهنی نشستند نگاه کنید. فرزندان کسانی هستند که در هر بزنگاهی به میدان آمدند و با پایین کشیدن کرکره حجره هایشان مقطع جدیدی ایجاد کردند. بازاری پول دارد و مرد سیاست تاثیر گذاری. پس هر جا لازم باشد، این دو به هم کمک می کنند تا حداکثر منافع را کسب کنند. از طرفی دیگر، در دو سده قبلی دو نهاد بازار و حوزه، نقش عمده ای را در تحولات سیاسی بازی کردند و بیهوده نیست که هم به محل کسب بازاریان و هم به محل تحصیل طلبه ها «حجره» میگویند. دو نهاد که با هم رابطه ای متقابل دارند. اولین انقلاب ایران، یعنی انقلاب مشروطه، از داخالت دولت در قیمت گذاری و از چوب زدن هفده نفر بازاری شروع شد. انقلابی که در آن بازار و حوزه با یکدیگر همصدا شدند تا اساس مجلس را در ایران پایه گذاری کنند. پس از  آنکه مجلس در ایران بنیانگذاری شد، بازاریان در جبهه ملی نقش بازی کردند و همراه با روحانیون در جریان ملی شدن صنعت نفت نقش بازی کردند(اگرچه در ادامه در میان دو دسته  عمده تشکیل دهنده جبهه ملی اتخلاف پیدا شد) رد پای بازار، چه در جبهه ملی و چه در فدائیان اسلام و موئتلفه و… به چشم می خورد. نهایتا هم، بازار و حوزه بار دیگر با یکدیگر متحد شدند تا در کنار اشقشار دیگر، انقلاب اسلامی را در تاریخ ایران رقم بزنند. این نوشتار به نقش بازار، در تحولات سیاسی پیش از انقلاب اسلامی پرداخته است.

انقلاب مشروطه

شروع جنبش مشروطه را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر می‌کنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. آنها در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری از مشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله و عزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران و حتی عسگر گاریچی به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد. عده‌ای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدین شاه وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد علما از جمله سیدین سندین آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدید کردند که کشور را ترک می‌کنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. عدهای هم در سفارت انگلیس متحصن شدند.( محمود طلوعی. «زمینه انقلاب». داستان انقلاب. چاپ ششم، تهران: نشر علم، 1384، صص‏39 تا 105) حسین بنکدار تهرانی (برادر زاده محمدتقی بکدار تهرانی که به دست 19 تن  از دمكرات‌ها از جمله حيدرعمو اوغلي ترور شد)در این مورد می گوید: «مشروطه که شد همه غذاي اين متحصنين (در سفارت انگلیس) را عموي من(محمدتقی بنکدار)تدارك ديد. متحصنين بدون اين كمك‌هاي مالي كه نمي‌توانستند يك روز هم دوام بياورند. فعاليت سياسي هزينه دارد. او به پدرم  (علی بنکدار) دستور ميداد كه خرید كند و به سفارتخانه انگليس بفرستد.» ( روزنامه دنیای اقتصاد گفت‌وگو با حسين بنكدار تهراني، يكشنبه 9 دي 1386) برادر محمدتقی بنکدار تهرانی، مبلغ 14 هزار تومان برنج، روغن، شكر، نان، پنير، سيب زميني و پياز برای متحصنین در سفارت انگلیس می خرد و برای آنها می فرستد. در این خرید ها حاج محمد تقی شاهرودی با 2‌هزار تومان، حاج علی حبیب پدر سرلشکر زاهدی همدانی با2هزار تومان، ارباب کیخسرو با 2 هزار تومان و احمد وفادار پهلوان، حاج علی سر پولکی و حاج علی شالفروش مقداری مشارکت کردند. البته محمدتقی بنکدار تهرانی که یک عمر را بین بازار و سیاست گذراند در اواخر عمرش به بادر زاده اش محمود بنکدار می گوید: «محمود! سیاست کار شما نیست. به دنبال کسب و کار خودتان برويد. من تمام زندگي‌ام را پاي سياست گذاشتم. رفتم و پولم را دادم، آبروي خودم هم رفت. در تاریخ هم بدنام شدم. سياست کار شماها نیست. از کسب و کار خودتان عقب می‌افتید. در این مملکت سیاست كار بيهوده ايست. سياست اهل سياست مي‌خواهد. اينجا لندن، پاريس و ينگه دنيا نيست. سياست برنامه و مطالعه و نقشه مي‌خواهد. ما نه مدرسه سياسي داريم و نه جامعه اي داريم كه بتواند سياست را درك كند. گفت: حرف من را جدي بگيريد. من موهايم را در همين راه سفيد كردم. من تجربه ام این است. سیاست به درد شما نمی‌خورد، بروید دنبال کسب و کارتان. اگر كسب و كارتان رونقي پيدا كند ميدان سياست هم به سياست‌مداران واقعي سپرده مي‌شود.»

به هر ترتیب، جنبشی که عامل آن دخالت دولت در قیمت گذاری بود، گسترش میابد و در نهایت، عین الدوله با گسترش ناآرامیها استعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم شد. در اواخردهه 1250،  ایران آبستن مشروطه خواهی است. مظفرالدین شاه با تاسیس مجلس ملی موافقت کرده و مجلس موسسان به سرعت در تهران تشکیل می شود. بیشتر نمایندگان این مجلس موسس از نمایندگان تجار، روحانیون و بزرگان اصناف بازار انتخاب شدند، تا مجلس ملی تشکیل شود.محاصل این اتفاقات مجلسی است با ترکیب جالبی از طبقه های مختلف که نقش بازاریان و اصناف در آن به وضوع پیداست. انتخابات تهران در یک مرحله انجام شد: قاجار و شاهزادگان چهار نماینده؛ زمین داران ده نماینده؛ علما و طلاب چهار نماینده؛ تجار ده نماینده و اصناف 32 نماینده انتخاب کردند. تا ده ماه پس از تشکیل مجلس شورا، شمار روزنامه ها و مجلات از شش به صد عنوان رسیده بود و قصد داشتند تا جامعه ایرانی که سالها گرفتار سلطنت بود را روشن کنند! در گیر و دار این فعالیت های گسترده و شورانگیز بود که مجلس شورای ملی در مهرماه گشایش یافت. همانگونه که پیشبینی میشد، نقش مهم طبقه متوسط سنتی در ترکیب آن اجتماعی مجلس بازتاب یافته بود: از کل نمایندگان ، 26 درصد از بزرگان اصناف بازار، 20 درصد روحانی و 15 درصد از تجار بودند.( شجیعی، نمایندگان مجلس شورای ملی در بیست و یک دوره قانونگذاری، ص 176)

جبهه ملی

اهل بازار در تشکیل جبهه ملی(که خود با چندین حزب مرتبط بود) که از جایگاه مهمی در تحولات سیاسی ایران در سال های 1328 به بعد داشتند،  برخوردار بود، هم نقش داشتند. در مهرماه سال 1328 شاه در پی کمکهای آمریکا، برای سفر به آن کشور آماده می شد. یک روز پیش از سفر شاه، جمعیتی از سیاستمداران، دانشجویان و تجار بازار به رهبری مصدق وارد محوطه کاخ شدند تا به نبود انتخابات آزاد اعتراض کنند. (وزیر کشور وقت، قصد داشت تا همزمان با سفر شاه به آمریکا مجلس شانزدهم را متشکل از دست نشانده های درباری براه بیاندازد، نهایتا با این اعتراض، نقشه ها، نقش بر آب شدند و مجلس شانزدهم از قدرتمندترین مجالس پیش از انقلاب تشکیل شد و اساس تاسیس جبهه ملی که به ملی شدن صنعت نفت انجامید بنا نهاده شد) هنگامی که تظاهر کنندگان به حیاط دربار رسیدند کمیته ای دوازده نفره به سرپرستی مصدق، انتخاب کردند تا با هژیر وزیر دربار گفتگو کند. این کمیته که هسته اولیه جبهه ملی محسوب می شد از سه گروه تشکیل می شد. در گروه مرتبط با بازار اشخاصی چون :  سید ابولحسن حائری زاده( متحد نزدیک کاشانی از زمان مبارزات ضد جمهوری خواهی در سال 1303)، مظفر بقایی( حقوقدان تحصیلکرده اروپا، که هواداران زیادی در بین محافظه کاران بازار کرمان داشت) و حسین مکی(کارمند جوانی ازیک خانواده بازاری یزدی و نویسنده کتاب معروف تاریه 20 ساله ایران)حضور داشتند. مکی و بقایی و حائری زاده به منزله طرفداران قوام، به مجلس پانزدهم راه یافته بودند اما از حزب دموکرات کناره گیری کرده بودند تا اعتراضات بازاریان علیه دولت را سازمان دهند. (اریان بین دو انقلاب/ برواند آبراهامیان؛ ترجمه احمد گل محمدی؛محمدابراهیم فتاحی ولیلایی- تهران: نشر نی، 1377 صص 310 و 311)  مکی و بقایی که با بازار ارتباط خوبی داشتند بعدها حزب زحمتکشان را تاسیس کردند. دیدگاه های حزب را روزنامه شاهد و پس از آن نشریه اعطار منتشر می کرد. 5 هزار نفر اعضای حزب از سه طریق : «دانشگاه تهران، کرمان(زادگاه باقایی) و مغازه داران کرمانی و عطاران بازار تهران» جذب شده بودند. (همان، ص 313)

حزب زحمتکشان که با جبهه ملی رابطه داشت، از پشتیبانی شعبان بی مخ برخوردار بود. شعبان بی مخ که ورزشکاری ازیک محله بدنام تهران بود، به عنوان یک قهرمان مذهبی پیرو سنت حقیقی لوطی گری محبوبیت زیادی در بین طرفدارانش داشت، ولی مخالفان، او را چاقو کشی قلدر قلمداد می کردند.(ص314) این حزب ترکیب عجیبی از بازاریانم خرده پای بازار قدیمی تهران و روشنفکران سوسیالیست دانشگاه تهران بود. این دوگانگی، در سالهای بعدی موجب بروزشکاف در حزب شد.

حزب ملت ایران توسط داریوش فروهر(که تا انقلاب اسلامی در جبهه ملی فعالیت میکرد)، از موسسین قبلی حزب پا ایرانیست ایران(به همراه محسن پزشک پور) که عقایدی به شدت ناسیونالیستی، ضد دربار، ضد کمونیست، ضد سرمایه داری، ضد یهود و حتی ضد روحانیون بود، تشکیل شد. الین حزب دیگر تشکیلات سیاسی بود که با جبهه ملی ارتباط داشت، اما عقایدی ضد سرمایه داری در آن حاکم بود.

در همین اثنا جامعه مجاهدین اسلام(که اوایل با جبهه ملی ارتباط مثبتی داشت) را آیت الله کاشانی، خانواده و سه تاجر ثروتمند بازار رهبری می کردند. این جامعه را بیشتر بازاریان، به ویژه روسای اصناف، طلاب و مغازه داران جزء حمایت می کردند. هدف اصلی جامعه مجاهدین اسلام تقویت موضع سیاسی کاشانی بود و اعلامیه های عمومی زیادی به نام بازار منتشر می کرد. این تشکل خواستار اجرای شریعت، لغو قانون غیر دینی رضاشاه، رعایت حجاب، حفظ صنایع ملی و اتحاد مسلمانان در برابر غرب بود. (همان، صص 317 و 318)

سازمان دیگری که از نزدیک با کاشانی همکاری داشت ولی رسما به جبهه ملی وابسته نبود سازمان کوچک فدائیان اسلامی بود. این سازمان را در سال 1324، طلبه 22 ساله به نام نواب صفوی در تهران تاسیس کرد. فدائیان اسلام که برای مبارزه با تمام اشکال بی دینی ایجاد شده بود، در نخستین اقدام، کسروی نویسنده مشهور غیر مذهبی و مورخ سنت شکن را کشت. قاتلان در یک دادگاه نظامی تبرئه شدند، زیرا هم رهبران مذهبی از آنان پشتیبانی می کردند و هم مقامات حکومتی امید داشتند تا در برابر حزب توده از آنان استفاده کنند.

اما فدائیان اسلام به جای همکاری با حکومت به آیت الله کاشانی(که از حمایت بازار برخوردار بود) روی آوردند و او را در در سازمالندهی اعتصابات بازاریان علیه قوام، گردهمایی های عمومی در حمایت از اعراب فلسطین و تظاهرات خشونت آمیز علیه هژیر (نخست وزیر) یاری کردند. گروه فدائیان اسلام، اغلب از جوانان دارای مشاغل رده پایین بازار تهران انتخاب شده بودند.

بنا براین جبهه ملی دارای دو طیف اصلی بود، طبقه سنتی بازار متشکل از تاجران خرده پا، روحانیون  و بزرگان اصناف؛ و طبقه متوسط جدید ـ طبقه روشنفکر ـ اعضای جناح نخست که زیر نفوذ مدرسان  مکتبها و وعاظ مساجد بودند، اسلام را یک شیوه زندگی ، شریعت را منبع قوانین درست و علما را نگهبانان حقیقی جامعه شیعی می دانستند. اعضای گروه نخست که بعد از انقلاب اسلامی به طرز مشهودی مقابل گروه دوم ایستادند، با تجار بازار پیوند داشتند، در امور تجاری فعالیت می کردند، از اقتصاد آزاد پشتیبانی می کردند و با دخالت دولت در اقتصاد بازار مخالف بودند. اما اعضای گروه دوم به درآمدهای دولتی وابسته بود ، احتکار تجاری را قبیح می دانستند، و دولت را به عنوان نهادی پیشگام نوسازی پرشتاب تحسین می کردند.

این دو گروه حتی در لباس پوشیدن و سلیقه غذا هم با هم متفاوت بودند. در حالی که گروه اول، پیراهن های بلند می پوشیدند و بیشتر در قهوه خانه ها و کبابی ها حضور داشتند، گروه دوم کراوات میزدند و محل تجمعشان در رستوران های جدید به سبک غربی بود. اما سه علاقه و تعهد مشترک، انها را در جبهه ملی جمع کرده بود. مبارزه مشترک علیه ائتلاف دربار و ارتش؛ مبارزهخ با شرکت انگلیسی نفت؛ و عقاید سیاسی و شخصیت فره مند مصدق. نهایتا، این دو گروه عمده، در جریان کودتای 28 مرداد، صف کشی جدیدی را با هم شکل دادند. ( همان، صص 319، 320، 321،322)

رونق اقتصادی و تاثیر آن بر روحانیت

نمی توان نقش بازار را در انقلاب اسلامی سال 57 در ایران نادیده گرفت. علاوه بر حمایت های گسترده بازارایان از گروه های انقلابی در دو دهه 40 و 50، بازاریان با ساز و کار خاصی به پیروزی انقلاب اسلامی کمک کردند. در واقع این بازار بود که از رونق اقتصادی ایران در دهه 40 که به دلیلی افزایش قیمت نفت و رونق صادرات آن بود، به طور غیر مستقیم به انقلاب کمک کرد. در آن سال ها، در حالی که همه مشاغل  دیگر تقریبا اتحادیه ها و انجمن های حرفه ای خود را از دست داده بودند ، اصناف تولیدی تجاری بازار همچنان پابرجا و مستقل بود. . این بزرگان صنفی که تشکیلات خود را در برابر اتحادیه های رادیکال دهه 1320 حفظ کرده بودند، می توانستند زمان را به دهه 1300 برگردانند و دوباره بر هزاران شاگرد مغازه، استادکار، کارگر کارگاه و دستفروش جزء شاغل در بازارهای شهری اعمال قدرت کنند.

در جریان تاسیس حزب رستاخیر نیز بازار برای مصون ماندن از سیاست های مصنوعی رژیم، موازی با دانشگاه و نویسندگان که هر یک انجمن و موسسه ای تاسیس می کردند، انجمن «تجار، بازرگانان و پیشه وران» را تاسیس کردند تا دست حزب رستاخیز را از فعالیت در حوزه بازار کوتاه کنند.(همان، ص 621)

رونق اقتصادی دهه 40 به سود روحیانیون یعنی یکی از اصلی ترین اقشار مخالف سلطنت بودند هم شد. پیش از آن این قشر عملا حدود 5600 مسجد شهری، شمار زیادی موقوفه، چند حسینیه و شش حوزه علمیه بزرگ ـ در قم، مشهد، تبریز، اصفهان، شیراز و یزد ـ را به صورت غیر متمرکز در اختیار داشتند.  افزایش مساجد، حسینیه ها، موقوفات و… همگی به سبب رونق اقتصادی بود که بازار از آن برخوردار شده بود. به طوری که در اواسط دهه 50 این موسسه های دینی آن اندازه قدرت داشتند که شاید برای اولین بار در تاریخ ایران واعظانی را به طور منظم به محلات فقیر نشین شهری و روستاهای دورافتاده بفرستند. به این ترتیب افزایش قدرت بازار، موجب قدرت یافتن نهادهای مذهبی هم شد. (همان، ص 530،531،532،533)

—————

این مطلب، روز سه شنبه، مورخ  88/11/4 در روزنامه پول صفحه 5 به چاپ رسید.