بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘واردات’

به ازای هر ایرانی 6 و نیم کیلو گوشت برزیلی به کشور وارد شده

۲۴ شهریور ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ایران بزرگترین وارد کننده گوشت از برزیل شد

ممکن است در کامپیوتر های مختلف عدد پیش و پس از ممیز جابجا شوند برای مثال 7/61 به معنای 61 ممیز7 است.

در یک نگاه کلی طی دهه 80 شمسی، ارزش مجموع مبادلات کشورمان و برزیل بالغ برهفت میلیارد و 486 میلیون دلار بوده است. از این میزان بیش از 7 میلیارد و 279 میلیون دلار به واردات از برزیل و 207 میلیون دلار به صادرات به برزیل اختصاص داشته؛ طبعا تراز تجاری منفیست، منفی 7 میلیارد و 72 میلیارد دلار.

یکی از اقلام شاخص و عمده ای که همیشه ما از برزیل وارد کردیم و تقریبا در تمام سال ها به جز سال 1381، گوشت بوده و هست. به طوری که طی یک دهه مجموعا 472055 تن گوشت از این کشور به ارزش 1574948480 یک میلیارد و 574 میلیون دلار به کشورمان وارد شده است؛ این میزان واردات یعنی طی این مدت به ازای هر ایرانی حدود 6 و نیم کیلو گوشت برزیلی به کشور وارد شده است! گفتنی آنکه میانگین قیمت هر کیلو گوشت وارداتی از برزیل نیز در این دهه برابر 3/3 دلار بوده است.

روز گذشته نیز سازمان صادر کنندگان گوشت برزیل اعلام کرد ایران با خرید 7/61(61 ممیز7) میلیون دلار گوشت از این کشور در ماه اوت به بزرگترین وارد کننده گوشت قرمز از این کشور تبدیل شده است.

به گزارش داو جونز  برزیل به دنبال پیدا کردن بازارهای جدیدی برای گوشت صادراتی خود است چرا که بحران مالی و اقتصادی اخیر موجب کاهش شدید تقاضای گوشت برزیل در بازارهای اروپایی شده است.

برزیل یکی از بزرگترین صادر کنندگان گوشت جهان به شمار می رود ولی تنش در روابط این کشور با آمریکا در عرصه سیاستهای خارجی تاثیر منفی زیادی بر صنعت گوشت این کشور داشته است . مذاکرات سال گذشته رییس جمهور قبلی برزیل با ایران در خصوص برنامه های هسته ای خشم و نگرانی آمریکا را در پی داشته است .

برزیل نیز مانند سایر قدرتهای اقتصادی نو ظهور جهان قصد دارد جایگاه بالاتری در عرصه اقتصاد و تجارت جهان داشته باشد . بر اساس این گزارش میزان صادرات گوشت برزیل به ایران طی ده سال گذشته 300 برابر شده است. برزیل همچنین مقادیر زیادی شکر و سویا به ایران صادر می کند .  روسیه در سال 2010 میلادی بزرگترین وارد کننده گوشت قرمز از برزیل بوده است. این کشور در اوت امسال 52.2 میلیون دلار گوشت از برزیل وارد کرده است.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

سال شمار مبادلات

برزیل در فهرست کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی تا حدودا دو سال قبل در رتبه دهم قرار گرفته بود که در سال 2010 رتبه آن کشور با ثبت   رقم 2 هزار و 88 میلیارد دلار به جایگاه هفتمین کشور جهان رسید. در همین لیست ایران  نفت خیز با GDP  331 میلیارد دلاری در رتبه 28 قرار گرفته، به بیانی فاصله ما و برزیل 21 کشور قدرتمند تر از خودمان است! ( بانک جهانی)

برزیل، کشوری که به سرعت در حال طی پله های توسعه یافتگی است در بین کشورهای آمریکای جنوبی از قدرتمند ترین اقتصاد برخوردار است. در پایان سال قبل(1389) سهم برزیل از واردات ایران از کل قاره افریقا به لحاظ وزن برابر بیش از 45 درصد و به لحاظ ارزش بیش از 57 درصد برآورد شده است. (آمار مقدماتی تجارت خارجی / گمرک جمهوری اسلامی ایران/ ص 19 )

برزیل با در اختیار داشتن بخش‌های گسترده و توسعه‌یافته کشاورزی، معدن، تولید، خدمات و نیز نیروی کار، در حال گسترش حضور خود در بازارهای جهانی است. مهم‌ترین صادرات برزیل را هواپیمای دارای بال ثابت، قهوه، وسایط نقلیه، سویا، سنگ معدن آهن، آب پرتقال، فولاد، منسوجات، کفش، گوشت و تجهیزات برقی تشکیل داده‌است.

جالب است بدانید عمده محصولاتی وارداتی ما از برزیل را محصولات دامی و کشاورزی تشکیل می دهد. بر اساس آمارهای رسمی واردات ما از این کشور آمریکایی را به ترتیب: مشتقات گوشت گاو، قند و شکر، مشتقات سویا، ذرت، توتون و تنباکو، قطعات برا ي توليدا توبوس وميني بوس، گوشت مرغ وخروس یخ زده، شاسي موتوردار براي اتوبوس و ژلاتين هاومشتقات آنها، سريشم ماهي و سايرچسب هاي حيواني  تشکیل می دهد.

بیشترین واردات ما از برزیل به ترتیب در سال های 80، 81 و 82 بوده است. کمترین واردان از برزیل نیز در سال های 86، 87 و 88 اتفاق افتاده است. برزیل در سال 87 بیشترین سهم از صادرات ایران و در سال 84 کمترین سهم از صادرات کشورمان به مجموع کشورهای جهان را به خود اختصاص داده است. همچنین در سال های 80 تا 83 بیشترین سهم واردات کشورمان از جهان از کشور برزیل بوده است. بیشترین تراز منفی ایران نیز در همین سال ها ثبت شده است.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

واردات گوشت

بیشترین واردات گوشت به لحاظ وزن و ارزش از برزیل به ترتیب در سال های 89، 88، 87 و 86 اتفاق افتاده است. اما در نمودارها مشاهده می شود که نوسان نمودار وزن بیش از ارزش است، بر این اساس می توان گفت میانگین قیمت گوشت وارداتی از برزیل در این مدت دستخوش تحولاتی بوده است.

در سال 80، مجموعا 12468849 کیلو گوشت به ارزش 29563574 دلار به کشورمان وارد شده است. در سال بعد یعنی 1381 در مورد واردات گوشت چیزی ثبت نشده، اما در سال 1382، محموله های گوشت به ارزش 24429107 دلار و با وزنی برابر 14340891 به کشورمان وارد شدند. در سال 1383 وزن کل گوشتی که از برزیل وارد کردیم برابر 15361763 کیلو گرم بوده است که ارزشی برابر 28109528 دلار را رقم زده است.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

در سال 1384 مجموعا 10328487 کیلو گوشت به ارزش 19143168 دلار از برزیل به کشورمان وارد شده است. در 1385 وزن گوشت های وارداتی برزیلی برابر 37478089 کیلو گرم بوده که ارزش آن برابر 98288471 دلار ثبت شده است. در 1386 که اغاز رشد واردات گوشت از برزیل است مجموعا 67590165 کیلوگرم گوشت به ارزش 156529166 دلار به کشورمان وارد شده. در 1387 باز هم شاهد رشد واردات گئوشت از برزیل هستیم، در این سال 66729250 کیلوگرم گوشت برزیلی به ارزش 217660253 دلار به کشورمان وارد شده است.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

ارزش 74055811 کیلوگرم گوشت برزیلی که در سال 1388 به کشورمان وارد شده برابر 289000972دلار بوده است. در 1389 که بیشترین میزان واردات گوشت از برزیل را داشتیم ارزش مجموع 131330303 کیلوگرم گوشت برزیلی که به کشور وارد شده بالغ بر 514094820 میلیون دلار بوده است.

در چهار ماهه نخست امسال نیز واردات گوشت از برزیل همچنان ادامه داشته است، بر این اساس طی این مدت 42371293 کیلوگرم گوشت برزیلی به ارزش 198129421 دلار به کشورمان ایران وارد شده است.

یک دهه مبادلات تجاری برزیلی

در سال 1380 مجموعا 4028569 دلار صادرات به برزیل داشتیم که در مقابل 896411608 دلار نیز از آن کشور واردات انجام شده است؛ تراز تجاری در این سال 892383039- دلار بوده است. در سال بعد یعنی 1381 ارزش کل واردات از برزیل به کشورمان برابر 843171401 دلار بوده که با تراز 840326851- – دلاری صادراتمان به این کشور برابر 2844550 دلار رقم خورده است. ترازی برابر 829780444-  دلار عمق زیان ده بودن مبادلات تجاری کشورمان با برزیل را در سال 1382 نشان می دهد. در این سال در برابر 833405349 دلار واردات از برزیل تنها 3624905 صادئرات به آن کشور داشتیم.

در 1383  صادرات ایران به برزیل برابر 3554197 دلار و وارداتمان از این کشور 728577132 دلار بوده است، طبیعتا تراز باز هم منفیست، تراز ایران در این سال 725022935- دلار ثبت شده است. در 1384 ارزش کل صادرات ایران به برزیل 3422290 دلار بوده که در مقابل 817966564 دلار نیز واردات داشتیم و تراز 814544274- دلاری را ثبت کردیم.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

در میانه دهه 80 یعنی سال 1385 مبادلاتمان افزایش یافته تراز تجاری مان به 760518382-  دلار رسیده بر این اساس ارزش کل وارداتمان از برزیل 786636171 دلار و ارزش کل صادراتمان از این کشور برابر 26117789 دلار بوده است.

در سال 1386 مجموعلا در مقابل 562539058 دلار واردات از برزیل 10203019 دلار هم صادرات داشتیم و با این نوع مبادله تراز تجاریمان به 552336039- دلار رسیده است. در سال بعد یعنی 1387 ارزش واردات از برزیل 565353959 دلار ثبت شده که با توجه به صادرات 54924416 دلاری تراز تجاریمان را به 510429543- دلار رسانده است.

در 1388، سال اول تشکیل دولت دهم، مجموعا 40071024 دلار به برزیل کالا وارد شده که در مقابل آن 611485511 دلار نیز واردات داشتیم تا به این ترتیب تراز 571414487- دلاری شکل بگیرد.

در سال 1389 مبادله ایران و برزیل را 58595985 دلار صادرات ایران به برزیل و 634000000 دلار واردات از برزیل تشکیل می دهد تا تراز تجاری برابر 575404015- دلار تشکیل شود.

بر اساس آمار پنج ماهه نخست سال جاری برزیل هفدهمین کشور اصلی مبدا واردات به کشورمان است. در این مدت مجموعا 2/68209 تن کالا به ارزش 236475714 دلار از برزیل کالا به کشورمان وارد شده است. این میزان از نظر وزن 3/61 درصد و از نظر ارزش حدود 11 درصد رشد نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل را نشان می دهد. لازم به یادآوریست اگرچه این کشور از نظر وزن حدودا 5/0 (نیم درصد) درصد و از نظر ارزش حدودا یک درصد کل واردات ایران را به خود اختصاص داده، اما نامش در بین 50 کشور اول مقصد صادرات ایران به چشم نمی خورد.

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

سهم برزیل از واردات و صادرات ایران

سهم برزیل از واردات کشورمان در سال 80 حدودا 5 درصد بوده که در همین سال سهم برزیل از بازار صادرات ایران نزدیک به 09/0 (0ممیز09) درصد بوده است. در سال 1381 سهم برزیل از بازار واردات ایران به 8/3 درصد کاهش میابد و متعاقب آن نیز سهم این کشور از صادرات ایران به 06/0 درصد می رسد. در سال 1382 واردات از برزیل نزدیک به 3 درصد از کل واردات کشورمان را تشکیل می دهد و در مقابل صادرات به این کشور همان سهم سال گذشته را حفظ می کند.

در 1383 ارزش واردات از برزیل 2 درصد مجموع واردات ایران است و ارزش صادرات به این کشور تنها 05/0 درصد از کل صادرات ایران است. در 1384 سهم برزیل از بازار واردات ثابت مانده اما سهم این کشور از صادرات ایران باز هم کاهش پیدا می کند و به 03/0 درصد می رسد.

در سال 1385 بازهم سهم برزیل از بازار واردات در حال کاهش است و به 8/1 درصد می رسد اما سهم این کشور از مقاصد صادرات ایران رشد یافته و به 2/0 درصد می رسد. این بهبود نسبی موقتیست، به طوری که در سال 1386 دوباره سهم برزیل از مجموع صادرات ایران به 06/0 درصد رسیده و در مقابل سهم این کشور از بازار واردات ایران به 1/1 درصد می رسد. در سال 1387 مجددا شاهد کاهش سهم برزیل از بازار واردات کشورمان هستیم در این سال برزیل تنها یک درصد از کل واردات به ایران را از آن خود کرده و در مقابل 3/0 درصد از بازار صادرات ایران را به خود اختصاص داده است.

در سال 1388 سهم برزیل از واردات به ایران رشد پیدا می کند و به 4/1 درصد می رسد، در مقابل سهم این کشور از صادرات ایران نزدیک به 2/0 درصد است. در 1389 سهم برزیل از واردات به ایران برابر 98/0 درصد و سهم این کشور از صادرات ایران برابر 2/0 درصد است. گفتنی است در برخی از سال ها به خصوص 1387 کل واردات به کشور کاهش یافته بود.

———-

این مطلب در روزنامه اعتماد مورخ24شهریور / صفحه 4 منتشر شد

کاهش درآمدهای نفتی و واردات چگونه اقتصاد پهلوی را نابود کرد(قسمت نخست)

۲۲ مرداد ۱۳۹۰ 1 دیدگاه
36 سال به عقب بازگرديم، نيمه مرداد هر سال، سالگرد يك رخداد تاريخي اقتصادي است. مجموعه اتفاقات معاصري كه از نگاه بسياري دور مانده است. انقلاب اسلامي ايران، بي‌شك ماحصل بيداري و موج بازگشت مردم به باور‌هاي ديني و استقلال?خواهي بود، اما در سوي ديگر و در تقابل با مردم، درباري قرار داشت كه فساد اقتصادي در آن روز به روز رشد مي‌كرد؛ يكي از دلايل هم همين فساد و سوءمديريت اقتصادي دربار بود. از يك سو، مردم فوج فوج به جنبش مي‌پيوستند و از ديگر سو، رژيم ديكتاتور وابسته به غرب هر روز در مداواي اقتصاد طاعون زده بيشتر ناچار مي‌ماند. طاعون علايم خود را در تابستان 1354 نشان داد. بحران مسكن، جدال بر سر كرايه تاكسي‌ها، افزايش قيمت اقلام مصرفي و فاصله طبقاتي بيشتر شد و قشر نوكيسه‌يي شكل گرفتند؛ در يك جمله، جنس وارداتي پرزرق و برق زياد بود، اما در سوي ديگر اين ماجرا نارضايتي عمومي بود. درآمدهاي نفتي طي مدت 4 سال، به ناگاه افزايش قابل توجهي داشت، درباريان كه صاحبان اصلي نفت مردم ايران بودند، هر كدام به قدر خود از اين گنج جدا مي‌كردند. درآمدهاي نفتي كه افزايش يافت، دلار رسيد و واردات اوج گرفت، سال به سال واردات بيشتر شد. درباريان و وابستگان رژيم بهانه‌يي براي پر كردن جيب خود مي‌خواستند. طبقه‌يي نوكيسه شكل گرفت، كه حتي به بقاي رژيم محل اتكاي خود نيز فكر نمي‌كرد. در اين بين اتفاقي افتاد كه همه برنامه‌ريزي‌ها را برهم زد. همه‌چيز دست به دست هم مي‌دهد، حتي اقتصاد! ناگهان در سال 1354، درآمد‌هاي نفتي كه در سال گذشته (1353) به 288 درصد رشد سالانه نزديك شده بود، به نزديك 3درصد رسيد! كشور نيز وابسته به واردات شده بود، افيون واردات در كشور جهان سومي كه تنها ادعاي صنعتي شدن داشت، سرانجام كار خود را كرد. اقتصاد وارداتي معتاد به نفت، نقش بر زمين شد. باز هم واردات را با همان رشد متوسط 77 درصدي در سال 1354 (با وجود كاهش قابل توجه رشد درآمدهاي نفتي) ادامه داد اما ذخيره‌ها در حال كم شدن بودند. بازدداشت‌ها آغاز شد، مبارزه با گرانفروشان و دادگاهي كردن وابستگان به دربار، حتي توزيع ميوه در بازار و راه‌اندازي بازارهاي روز… هيچ كدام دواي درد نبود. «واردات» افيون اقتصاد خوش خيال رژيم پهلوي ديگر كار خود را كرده بود و… سه سال بعد، رژيمي كه ادعاي با ثبات‌ترين رژيم خاورميانه را داشت، با تمام غرور خود سرنگون شد. اين نگاهي است گذرا، به تراژدي اقتصادي محمدرضا پهلوي در نيمه مرداد سال 1354، تراژدي كه مطبوعات جيره خوار، چون نويسندگان رستاخيز هم نتوانستند پايان آن را تغيير دهند.
امروز و در سال 1390، ما مي‌توانيم با مراجعه به آمارهاي بانك مركزي ارزش دقيق درآمدهاي نفتي را در آن سال‌ها دريابيم. اجازه دهيد از سال 1350 سال به سال جلو بياييم. در سال 1350، درآمد نفت ايران 3/155 ميليارد ريال بود، اين ميزان در سال 1351، با 74/14 درصد افزايش به 2/178 ميليارد ريال رسيد. سال بعد رشد درآمدهاي نفتي به 69/74 درصد رسيد، يعني در سال 1352 مجموع درآمدهاي نفتي ايران به 3/311ميليارد ريال رسيد. سال بعد اما رشدي تاريخي را شاهد هستيم. درآمدهاي نفتي ايران از حدود 311 ميليارد ريال ناگهان به 2/1205ميليارد ريال مي‌رسد. اين يعني رشد 15/287درصدي. اما سال بعد اين رشد درآمدهاي نفتي رويايي متوقف مي‌شد، در اين سال رشد درآمدهاي نفتي تنها 45/3درصد است. در سال بعد يعني سال 1355 هم خبري از آن رشد درآمدهاي نفتي افسانه‌يي نيست و درآمدهاي نفتي رژيم وقت تنها 14 درصد رشد دارد. (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، وضع مالي دولت، درآمدهاي نفتي) به بيان ديگر ما شاهد كاهش ناگهاني 98 درصدي رشد درآمدهاي نفتي در سال 1354 هستيم اما در سوي ديگر اين صحنه، نمايشي ديگر برپاست.
شوق خريد اسلحه و اجناس لوكس و كيسه خالي
در هفته اول مرداد 1354، شاه در كنفرانس خبري هنگام ترك مكزيك ضمن اشاره به اينكه هيچ تصميمي مبني بر كاهش قيمت نفت ايران وجود ندارد، در پاسخ به يك خبرنگار مكزيكي كه از گزارش‌هاي مطبوعات غربي داير بر اينكه كشورهاي نفت?خيز درآمد خود را صرف خريد كالاهاي غيرضروري و اسلحه مي‌كنند سخن به ميان آورده و مي‌گويد: «ما هرگز غافلگير نمي‌شويم (…) ما ترجيح مي?دهيم كه كشورخود را منهدم كنيم ولي به ديگران نسپاريم ولي پيش از آنكه ما خود را منهدم كنيم خواهيم جنگيد و براي جنگيدن نياز به اسلحه داريم و اين سياست ما است.»گزارش مطبوعات غربي صادقانه‌تر بود. هفته‌نامه تايم در شماره مربوط به هفته اول آگوست 1975 در گزارشي توريست‌ها را به تهران دعوت كرده است.
اين هفته‌نامه در گزارش خود از خودروهاي فوق لوكس در تهران نوشته و پايتخت ايران را بهشت سواري با اين دست خودروهاي اشرافي توصيف كرده است. در مطبوعات كالاهاي لوكس (در آن زمان) مدام تبليغ مي‌شود، تبليغ آخرين مدل ماشين‌هاي توليد غرب، تلويزيون‌هاي رنگي جديد كه بيشتر در اختيار طبقه مرفه و متوسط مرفه قرار داشت و حتي تبليغ قايق‌هاي لوكس تفريحي، كه قاعدتا در آن زمان تنها مي‌توانست در اختيار عده‌يي خاص باشد، از آن دست هستند. مراكز تفريحي بشدت فعالند، طوري كه حتي رستاخيز، ارگان رسمي حزب فرمايشي رستاخيز نيز به آن اعتراض كرده و در مطلبي تحت عنوان «بيماري مسري كاباره رفتن» در هفته سوم مرداد 54 مي‌نويسد: «در گيرودار قلع و قمع گرانفروش‌ها معلوم نيست چطور تابه‌حال اين كاباره‌ها و رستوران‌هاي جاده پهلوي دم به تله ندادند» نويسنده سپس در نفي اين بيماري، ادامه مي‌دهد: «داداش اين همه صفحه و نوار صبح تا شام كه راديو به ميمنت و مباركي بزن و بكوب دارد، اين ديگر چه مرضي است كه با پرداخت كلان صورتحساب هي حساب بانكي چندتا كاباره‌دار را زياد كني.»يرواند آبراهاميان در كتاب مشهور «ايران بين دو انقلاب» نگاهي كلان به موضوع افزايش درآمدهاي نفتي و تحريك شديد اقتصادي در ايران دارد، وي مي‌نويسد: «تحرك شديد اقتصادي در نتيجه تزريق دلارهاي نفتي از طريق برنامه‌هاي بلند‌‌پروازانه توسعه به جامعه در سال 1353، دولت سرمايه‌گذاري‌هاي توسعه را سه برابر كرد و حجم پول درگردش را بيش از 60 درصد افزايش داد- هنگامي كه اقتصاددانان نسبت به پيامدهاي خطرناك اين گونه اقدامات هشدار دادند، شاه گفت سياستمداران هرگز نبايد به حرف اقتصاددانان گوش كنند.» (ايران بين دو انقلاب، يرواند آبراهاميان، گل محمدي- فتاحي، ني، تهران 1388، ص614) به يك نمونه از اين طرح‌هاي بلند پروازانه توجه كنيد. رستاخيز در تيرماه 54 مي‌نويسد: «تا ارديبهشت ماه سال آينده 32 پل هوايي فلزي براي عبور وسايل نقليه و عابران در نقاط مختلف تهران نصب مي‌شود و اعتبار هزينه ايجاد اين پل?ها به مبلغ 650 ميليون ريال تامين شده است. قطعات اين پل‌ها در كشور بلژيك ساخته مي‌شود و سپس به تهران حمل و در تقاطع‌ها مورد نصب خواهد بود.»
واردات نسيه و كاهش ارزش ريال در برابر ارز
همزمان با رشد درآمدهاي نفتي، تقريبا واردات نيز با يك شيب همراه با درآمدهاي نفتي در جريان است، الا در يك نقطه. در 1350، مجموع ارزش واردات ايران برابر با 7/2060 ميليون دلار است، در سال 1351، ارزش واردات بيش از 24 درصد رشد داشته و به 6/2570 ميليون دلار مي?رسد. در سال 1352، رشد سالانه واردات افزون بر 45 درصد است و ارزش واردات به 3737 ميليون دلار مي‌رسد. در 1353، شاهد رشد حدودا 77 درصدي واردات هستيم، در اين سال كه همزمان با رشد 287 درصدي درآمدهاي نفتي رخ داده است، ارزش مجموع واردات ايران به 6614 ميليون دلار مي‌رسد.
اما در سال 1354، ديگر خبري از آن رشد افسانه‌يي درآمدهاي نفتي نيست، اما در اين سو، واردات همچنان به رشد «ناگزير» خود ادامه مي‌دهد. در اين سال واردات با رشد حدود 8/76 درصدي به 11696 ميليون دلار مي?رسد. اگر چه در سال بعد، يعني 1355، افزايش واردات نزديك به نيم درصد است، اما كاهشي در آن به چشم نمي‌خورد. (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، بخش خارجي، بازرگاني خارجي، واردات، مقدار)
كاهش درآمدهاي نفتي و ادامه روند صعودي واردات به كشور در حالي است كه ارزش ريال در برابر دلار روز به روز كاهش مي?يابد.
پيغام امروز در مرداد 1354، در مطلبي تحت عنوان «دفاع از ريال در مقابل دلار» مي‌نويسد: «هفته گذشته {اشاره به هفته آخر تيرماه منتهي به 3 آگوست 1975} در داد و ستد پولي بانك‌هاي ايران، دلار 25 دينار گران شد. اين گراني اختصاص به دلار نداشت و پول‌هاي اروپايي نيز از ليره و فرانك و مارك، ترقي كرد. با توجه به سياست مبارزه با گراني، انتظار چنين تغييري نمي‌رفت و طبيعي است كه اين تغيير و نوسان چندان با تاييد همراه نباشد.»نويسنده مقاله در ادامه متذكر مي‌شود: «آنچه به عنوان پايه اين تغيير مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، بازي‌هاي پولي و اعتباري است كه محافظه‌كاران بين‌المللي براي زير فشار قراردادن اقتصاد كشور‌هاي صاحب نفت به آن دست زدند.»همزمان با نياز شديد كشور به واردات از يك سو و عدم رشد متناسب درآمدهاي نفتي، صادرات غير نفتي ايران نيز وضع مناسبي ندارد. اقلام اصلي صادرات غير نفتي كه در دوران فراواني نفت فراموش شده بودند، حالا بايد به داد برسند. روزنامه اطلاعات در مطلبي تحت عنوان «علل كسادي بازار فرش ايران در خارج» مي‌نويسد: «تاكنون سوءاستفاده‌هايي كه در اين زمينه رخ داده ازجمله سوءاستفاده برخي كشورهاي توليد‌كننده فرش مانند هند، پاكستان، افغانستان، شوروي، روماني، بلغارستان از طرح‌ها و رنگ‌هاي فرش‌هاي بافت ايران در بافت فرش‌هاي محصولات كشورشان مطالب بسيار شنيده يا خوانده‌ايد… مدتي?است عده‌يي از سرمايه?داران ايراني به چند كشور همسايه و ممالك آسيايي كه مزد كارگر در آنجا ارزان‌تر است روي آورده و در حال حاضر بعضي از آنها صاحب ده‌ها كارگاه قاليبافي با صدها كارگر مشغول به كار هستند و تنها فرش‌هايي را توليد مي‌كنند كه مشابه فرش‌هاي ايراني باشند.»
كاهش رشد درآمدهاي نفتي و رشد درآمد مالياتي
كسري دولت در سال 1354، به نزديك 194 ميليارد ريال مي‌رسد (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، وضع مالي دولت، كسري يا مازاد) موضوع ديگري هم هست. درآمدهاي دولت در سال 1353 برابر 4/1394 ميليارد ريال است، اين درآمد‌ها در سال 1354 با 13 درصد رشد به 1/1582 ميليارد ريال مي‌رسد (همان، وضع مالي دولت، درآمدها). از ديگر سو پرداخت‌هاي دولت نيز در سال 1353 برابر 3/1511 ميليارد ريال است كه با 17 درصد رشد در سال 1354 به 9/1775 ميليارد ريال مي‌رسد (همان، وضع مالي دولت، پرداخت‌ها). اينجا يك نكته وجود دارد، درآمد سالانه دولت از محل نفت، كه اصلي‌ترين محل تغذيه دولت نيز به شمار مي‌رود در سال 1354 تنها حدود 3 درصد است، از سوي ديگر پرداخت‌هاي دولت نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش نيز يافته است. در بررسي سه منبع اصلي درآمد دولت وقت نتيجه جالبي حاصل مي‌شود. درآمد‌هاي مالياتي دولت در سال 1353، برابر 2/131 ميليارد ريال است، همچنين درآمد دولت از ساير منابع در سال 1353 برابر 3/22 ميليارد ريال ثبت شده است. در سال 1354، درآمد مالياتي دولت با بيش از 20 درصد افزايش به 8/157 ميليارد ريال و درآمد دولت از محل ساير منابع، با بيش از 40 درصد افزايش به 4/31 ميليارد ريال مي‌رسد. (همان، وضع مالي دولت، درآمدها، ماليات، ساير) اگرچه ارزش درآمدهاي دولت از محل ماليات در مقابل درآمد دولت از محل فروش نفت موضوع زياد مهمي به نظر نمي‌رسد، اما همين افزايش درآمدهاي مالياتي كه در نتيجه فشار بر اصناف حاصل شده بود، بعدها مشكلاتي براي دولت وقت ايجاد كرد.
از مسافركشي كارمندان دولت تا شناسايي كارتل سرقفلي و آپارتمان
فشار اقتصادي به مردم با وجود رشد نقدينگي افزايش يافته است، مطبوعات به طنز و كنايه، از تلاش كارمندان دولت براي تامين معاش خبر مي‌دهند. روزنامه آيندگان در مردادماه در مطلبي تحت عنوان «كارمندان دولت هم مسافركش شده?اند» مي‌نويسد: «از آنجا كه هيلمن‌ها تاكنون تنها به كارمندان دولت فروخته شده است كارشناسان مشغول تهيه طرحي هستند تا به نحوي موجبات سرگرمي بيشتر صاحبان هيلمن را در ادارات فراهم كنند و مانع شوند كه كارمندان هيلمن‌دار دولت اتاق‌هاي خنك و خلوت وزارتخانه‌ها را رها كنند و در خيابان‌هاي تهران و در هواي داغ به مسافركشي بيفتند».بحران مسكن دولت را زمين?گير كرده، در گيرو‌دار تورم فوق‌العاده در كشور، مسكن به طرز قابل توجهي افزايش يافته است. دولت وام‌هاي مسكن را به وفور بين متقاضيان توزيع مي‌كند، اما باز هم علاج درد نيست. مجله خواندني‌ها در شماره 91 سال 35 خود مي‌نويسد: «جزييات طرح ضربتي دولت درباره مسكن اعلام شد. در اين طرح از 200 هزار واحد مسكوني كه قرار است ساخته شود 100 هزار واحد به‌صورت پيش ساخته است كه از كشورهاي خارج وارد مي‌شود.» از ديگر سو، دولت قصد دارد تا با نظارت بحران مسكن را برطرف سازد. كيهان در اين باره مي‌نويسد: «دولت در قيمت فروش خانه و آپارتمان براي تعديل بهاي مسكن دخالت مي‌كند. با بررسي‌هايي كه در وزارت مسكن و شهر‌سازي و ساير مراجع ذي?صلاح در زمينه تعيين ارزش واقعي خانه و آپارتمان شروع شد، تصميماتي در زمينه فروش مسكن به نرخ عادلانه با سودي كه از نظر مصرف‌كننده قابل پرداخت باشد گرفته خواهد شد.»همزمان با اقدامات نظارتي دولت بر بهاي مسكن، روزنامه آيندگان در گزارشي در تاييد عملكرد دولت وقت مي‌نويسد: «شيوه برخورد مالكان شهري با مستاجران چنان تغيير كرده كه بعضي از مالكان، مستاجران خانه‌هاي خود را فرزند يا برادر خود مي?خوانند. در گذشته (مراد قبل از آغاز برنامه مبارزه با گرانفروشي) مالكان واحدهاي مسكوني تهران بودند كه با جمع‌آوري دلايل عليه مستاجران تقاضاي تخليه ملك خود را مي‌كردند.»نشريه بورس نيز مقصر گراني مسكن را نوعي از مافيا مي‌خواند و در مطلبي تحت عنوان«كارتل سرقفلي و آپارتمان باعث افزايش قيمت‌ها شده» مي‌نويسد: «به قرار اطلاعي كه به كميته ملي حمايت از مصرف‌كننده رسيده عده‌يي انگشت شمار از افراد سودجو كارتل‌هايي براي سرقفلي مغازه‌ها و اجاره آپارتمان‌ها در تهران و نقاط پر جمعيت ديگر ترتيب دادند… اين امر يكي از مهم‌ترين عوامل بالا رفتن ميزان سرقفلي و اجاره‌بها شده است.»در اواخر مرداد 54، خواندني‌ها با اشاره به لزوم اجراي اصل چهاردهم انقلاب ايران (كه به آن در همين گزارش اشاره شده است) مي‌نويسد: «وزارت مسكن و شهرسازي آمارگيري از خانه‌هاي خالي را در تهران آغاز كرد و آمارگران اين وزارتخانه، علاوه بر آنكه از خانه‌هاي خالي آمار‌برداري مي‌كنند نام و مشخصات مالك را هم يادداشت مي‌كنند… خالي نگه‌داشتن خانه نوعي احتكار محسوب مي‌شود و با مالكان مانند محتكران رفتار خواهد شد.»همزمان با بحران مسكن، بحران مصالح نيز به‌راه افتاده است، دولت سعي دارد تا با انتشار اخبار مثبت، جو رواني جامعه را
تلطيف سازد.
روزنامه خراسان مي‌نويسد: «در پي شايعه كمبود سيمان در كشور و افزايش بهاي آن توسط گروهي از فروشندگان سودجو، وزارت بازرگاني اعلام كرد فروش سيمان به تمام متقاضيان هيچگونه محدوديتي ندارد و براي تامين سيمان توسط شركت معاملات خارجي به پروانه ساختمان نياز نيست». روزنامه خراسان در ادامه مي‌نويسد: «به گفته مقامات وزارت بازرگاني توزيع سيمان در سطح وسيعي آغاز شده است و موجودي انبار‌هاي شركت معاملات خارجي به قدري است كه تكافوي مصرف ماه‌هاي آينده را نيز مي‌كند.»از سوي ديگر بحران گراني ميوه نيز موضوع ديگري است كه مرداد ماه سال 54 دولت با آن دست به گريبان است. در اواخر مردادماه بر اساس خبري كه خواندني‌ها آن را منتشر كرد «به موجب بخشنامه‌يي از سوي نخست‌وزير به فرمانداران و مسوولان ادارات بازرگاني و معاون امور روستاها صادر شده، تاكيد شده است كه آن ادارات از هم‌اكنون با در نظر گرفتن زمين مناسب با همكاري يكديگر كار ايجاد ميدان?هاي ميوه و تربار را در شهر‌ها آغاز كنند.»

ا

دامه دارد…

واردات شاهنشاهی؛ افیون اقتصاد کشور

*توجه: در کامپیوتر های مختلف ممکن است اعداد پس و پیش ممیز به صورت عکس نمایش داده شوند. برای مثال در عبارت: “درآمدهاي نفتي ايران از حدود 311 ميليارد ريال ناگهان به 2/1205ميليارد ريال مي‌رسد.” مراد از  2/1205 در واقع 1205 ممیز 2 میلیارد است.

 بازدداشت‌ها آغاز شد، مبارزه با گرانفروشان و دادگاهي كردن وابستگان به دربار، حتي توزيع ميوه در بازار و راه‌اندازي بازارهاي روز... هيچ كدام دواي درد نبود. «واردات» افيون اقتصاد ديگر كار خود را كرده بود و... سه سال بعد، رژيمي كه ادعاي با ثبات‌ترين رژيم خاورميانه را داشت، با تمام غرور خود سرنگون شد. // توضیح عکس: ورود کالاهای لوکس به بازار کشور که در بسیاری از موارد از عهده خرید حتی طبقه متوسط مرفه نیز خارج بود. از دوربین های عکسبرداری و فیلم برداری گرفته تا قایق های موتوری تفریحی و کاغذدیواری کانادایی

بازدداشت‌ها آغاز شد، مبارزه با گرانفروشان و دادگاهي كردن وابستگان به دربار، حتي توزيع ميوه در بازار و راه‌اندازي بازارهاي روز... هيچ كدام دواي درد نبود. «واردات» افيون اقتصاد ديگر كار خود را كرده بود و... سه سال بعد، رژيمي كه ادعاي با ثبات‌ترين رژيم خاورميانه را داشت، با تمام غرور خود سرنگون شد. // توضیح عکس: ورود کالاهای لوکس به بازار کشور که در بسیاری از موارد از عهده خرید حتی طبقه متوسط مرفه نیز خارج بود. از دوربین های عکسبرداری و فیلم برداری گرفته تا قایق های موتوری تفریحی و کاغذدیواری کانادایی(برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید)

36 سال به عقب بازگرديم، نيمه مرداد هر سال، سالگرد يك رخداد تاريخي اقتصادي است. مجموعه اتفاقات معاصري كه از نگاه بسياري دور مانده است. انقلاب اسلامي ايران، بي‌شك ماحصل بيداري و موج بازگشت مردم به باور‌هاي ديني و استقلال خواهي بود، اما در سوي ديگر و در تقابل با مردم، درباري قرار داشت كه فساد اقتصادي در آن روز به روز رشد مي‌كرد؛ يكي از دلايل هم همين فساد و سوءمديريت اقتصادي دربار بود. از يك سو، مردم فوج فوج به جنبش مي‌پيوستند و از ديگر سو، رژيم ديكتاتور وابسته به غرب هر روز در مداواي اقتصاد طاعون زده بيشتر ناچار مي‌ماند. طاعون علايم خود را در تابستان 1354 نشان داد. بحران مسكن، جدال بر سر كرايه تاكسي‌ها، افزايش قيمت اقلام مصرفي و فاصله طبقاتي بيشتر شد و قشر نوكيسه‌يي شكل گرفتند؛ در يك جمله، جنس وارداتي پرزرق و برق زياد بود، اما در سوي ديگر اين ماجرا نارضايتي عمومي بود.

درآمدهاي نفتي طي مدت 4 سال، به ناگاه افزايش قابل توجهي داشت، درباريان كه صاحبان اصلي نفت مردم ايران بودند، هر كدام به قدر خود از اين گنج جدا مي‌كردند. درآمدهاي نفتي كه افزايش يافت، دلار رسيد و واردات اوج گرفت، سال به سال واردات بيشتر شد. درباريان و وابستگان رژيم بهانه‌يي براي پر كردن جيب خود مي‌خواستند. طبقه‌يي نوكيسه شكل گرفت، كه حتي به بقاي رژيم محل اتكاي خود نيز فكر نمي‌كرد. در اين بين اتفاقي افتاد كه همه برنامه‌ريزي‌ها را برهم زد. همه‌چيز دست به دست هم مي‌دهد، حتي اقتصاد! ناگهان در سال 1354، درآمد‌هاي نفتي كه در سال گذشته (1353) به 288 درصد رشد سالانه نزديك شده بود، به نزديك 3درصد رسيد!

كشور نيز وابسته به واردات شده بود، افيون واردات در كشور جهان سومي كه تنها ادعاي صنعتي شدن داشت، سرانجام كار خود را كرد. اقتصاد وارداتي معتاد به نفت، نقش بر زمين شد. باز هم واردات را با همان رشد متوسط 77 درصدي در سال 1354 (با وجود كاهش قابل توجه رشد درآمدهاي نفتي) ادامه داد اما ذخيره‌ها در حال كم شدن بودند. بازدداشت‌ها آغاز شد، مبارزه با گرانفروشان و دادگاهي كردن وابستگان به دربار، حتي توزيع ميوه در بازار و راه‌اندازي بازارهاي روز… هيچ كدام دواي درد نبود. «واردات» افيون اقتصاد خوش خيال رژيم پهلوي ديگر كار خود را كرده بود و… سه سال بعد، رژيمي كه ادعاي با ثبات‌ترين رژيم خاورميانه را داشت، با تمام غرور خود سرنگون شد. اين نگاهي است گذرا، به تراژدي اقتصادي محمدرضا پهلوي در نيمه مرداد سال 1354، تراژدي كه مطبوعات جيره خوار، چون نويسندگان رستاخيز هم نتوانستند پايان آن را تغيير دهند.

درآمدهای نفتی در فاصله 5 سال

امروز و در سال 1390، ما مي‌توانيم با مراجعه به آمارهاي بانك مركزي ارزش دقيق درآمدهاي نفتي را در آن سال‌ها دريابيم. اجازه دهيد از سال 1350 سال به سال جلو بياييم. در سال 1350، درآمد نفت ايران 3/155 ميليارد ريال بود، اين ميزان در سال 1351، با 74/14 درصد افزايش به 2/178 ميليارد ريال رسيد. سال بعد رشد درآمدهاي نفتي به 69/74 درصد رسيد، يعني در سال 1352 مجموع درآمدهاي نفتي ايران به 3/311ميليارد ريال رسيد. سال بعد اما رشدي تاريخي را شاهد هستيم.

درآمدهاي نفتي ايران از حدود 311 ميليارد ريال ناگهان به 2/1205ميليارد ريال مي‌رسد. اين يعني رشد 15/287درصدي. اما سال بعد اين رشد درآمدهاي نفتي رويايي متوقف مي‌شد، در اين سال رشد درآمدهاي نفتي تنها 45/3درصد است. در سال بعد يعني سال 1355 هم خبري از آن رشد درآمدهاي نفتي افسانه‌يي نيست و درآمدهاي نفتي رژيم وقت تنها 14 درصد رشد دارد. (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، وضع مالي دولت، درآمدهاي نفتي) به بيان ديگر ما شاهد كاهش ناگهاني 98 درصدي رشد درآمدهاي نفتي در سال 1354 هستيم اما در سوي ديگر اين صحنه، نمايشي ديگر برپاست.

شوق خريد اسلحه و اجناس لوكس و كيسه خالي


در هفته اول مرداد 1354، شاه در كنفرانس خبري هنگام ترك مكزيك ضمن اشاره به اينكه هيچ تصميمي مبني بر كاهش قيمت نفت ايران وجود ندارد، در پاسخ به يك خبرنگار مكزيكي كه از گزارش‌هاي مطبوعات غربي داير بر اينكه كشورهاي نفت خيز درآمد خود را صرف خريد كالاهاي غيرضروري و اسلحه مي‌كنند سخن به ميان آورده و مي‌گويد:

«ما هرگز غافلگير نمي‌شويم (…) ما ترجيح مي دهيم كه كشورخود را منهدم كنيم ولي به ديگران نسپاريم ولي پيش از آنكه ما خود را منهدم كنيم خواهيم جنگيد و براي جنگيدن نياز به اسلحه داريم و اين سياست ما است.»

گزارش مطبوعات غربي صادقانه‌تر بود. هفته‌نامه تايم در شماره مربوط به هفته اول آگوست 1975 در گزارشي توريست‌ها را به تهران دعوت كرده است.

به يك نمونه از اين طرح‌هاي بلند پروازانه توجه كنيد. رستاخيز در تيرماه 54 مي‌نويسد: «تا ارديبهشت ماه سال آينده 32 پل هوايي فلزي براي عبور وسايل نقليه و عابران در نقاط مختلف تهران نصب مي‌شود و اعتبار هزينه ايجاد اين پل ها به مبلغ 650 ميليون ريال تامين شده است. قطعات اين پل‌ها در كشور بلژيك ساخته مي‌شود و سپس به تهران حمل و در تقاطع‌ها مورد نصب خواهد بود.»

اين هفته‌نامه در گزارش خود از خودروهاي فوق لوكس در تهران نوشته و پايتخت ايران را بهشت سواري با اين دست خودروهاي اشرافي توصيف كرده است. در مطبوعات كالاهاي لوكس (در آن زمان) مدام تبليغ مي‌شود، تبليغ آخرين مدل ماشين‌هاي توليد غرب، تلويزيون‌هاي رنگي جديد كه بيشتر در اختيار طبقه مرفه و متوسط مرفه قرار داشت و حتي تبليغ قايق‌هاي لوكس تفريحي، كه قاعدتا در آن زمان تنها مي‌توانست در اختيار عده‌يي خاص باشد، از آن دست هستند.

مراكز تفريحي بشدت فعالند، طوري كه حتي رستاخيز، ارگان رسمي حزب فرمايشي رستاخيز نيز به آن اعتراض كرده و در مطلبي تحت عنوان «بيماري مسري كاباره رفتن» در هفته سوم مرداد 54 مي‌نويسد:

«در گيرودار قلع و قمع گرانفروش‌ها معلوم نيست چطور تابه‌حال اين كاباره‌ها و رستوران‌هاي جاده پهلوي دم به تله ندادند» نويسنده سپس در نفي اين بيماري، ادامه مي‌دهد: «داداش اين همه صفحه و نوار صبح تا شام كه راديو به ميمنت و مباركي بزن و بكوب دارد، اين ديگر چه مرضي است كه با پرداخت كلان صورتحساب هي حساب بانكي چندتا كاباره‌دار را زياد كني.»

يرواند آبراهاميان در كتاب مشهور «ايران بين دو انقلاب» نگاهي كلان به موضوع افزايش درآمدهاي نفتي و تحريك شديد اقتصادي در ايران دارد، وي مي‌نويسد: «تحرك شديد اقتصادي در نتيجه تزريق دلارهاي نفتي از طريق برنامه‌هاي بلند‌‌پروازانه توسعه به جامعه در سال 1353، دولت سرمايه‌گذاري‌هاي توسعه را سه برابر كرد و حجم پول درگردش را بيش از 60 درصد افزايش داد- هنگامي كه اقتصاددانان نسبت به پيامدهاي خطرناك اين گونه اقدامات هشدار دادند، شاه گفت سياستمداران هرگز نبايد به حرف اقتصاددانان گوش كنند.» (ايران بين دو انقلاب، يرواند آبراهاميان، گل محمدي- فتاحي، ني، تهران 1388، ص614)

به يك نمونه از اين طرح‌هاي بلند پروازانه توجه كنيد. رستاخيز در تيرماه 54 مي‌نويسد: «تا ارديبهشت ماه سال آينده 32 پل هوايي فلزي براي عبور وسايل نقليه و عابران در نقاط مختلف تهران نصب مي‌شود و اعتبار هزينه ايجاد اين پل ها به مبلغ 650 ميليون ريال تامين شده است. قطعات اين پل‌ها در كشور بلژيك ساخته مي‌شود و سپس به تهران حمل و در تقاطع‌ها مورد نصب خواهد بود.»

واردات نسيه و كاهش ارزش ريال در برابر ارز

همزمان با رشد درآمدهاي نفتي، تقريبا واردات نيز با يك شيب همراه با درآمدهاي نفتي در جريان است، الا در يك نقطه. در 1350، مجموع ارزش واردات ايران برابر با 7/2060 ميليون دلار است، در سال 1351، ارزش واردات بيش از 24 درصد رشد داشته و به 6/2570 ميليون دلار مي رسد. در سال 1352، رشد سالانه واردات افزون بر 45 درصد است و ارزش واردات به 3737 ميليون دلار مي‌رسد. در 1353، شاهد رشد حدودا 77 درصدي واردات هستيم، در اين سال كه همزمان با رشد 287 درصدي درآمدهاي نفتي رخ داده است، ارزش مجموع واردات ايران به 6614 ميليون دلار مي‌رسد.

كاهش درآمدهاي نفتي و ادامه روند صعودي واردات به كشور در حالي است كه ارزش ريال در برابر دلار روز به روز كاهش مي يابد. پيغام امروز در مرداد 1354، در مطلبي تحت عنوان «دفاع از ريال در مقابل دلار» مي‌نويسد: «هفته گذشته {اشاره به هفته آخر تيرماه منتهي به 3 آگوست 1975} در داد و ستد پولي بانك‌هاي ايران، دلار 25 دينار گران شد.

اين گراني اختصاص به دلار نداشت و پول‌هاي اروپايي نيز از ليره و فرانك و مارك، ترقي كرد. با توجه به سياست مبارزه با گراني، انتظار چنين تغييري نمي‌رفت و طبيعي است كه اين تغيير و نوسان چندان با تاييد همراه نباشد.»نويسنده مقاله در ادامه متذكر مي‌شود: «آنچه به عنوان پايه اين تغيير مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، بازي‌هاي پولي و اعتباري است كه محافظه‌كاران بين‌المللي براي زير فشار قراردادن اقتصاد كشور‌هاي صاحب نفت به آن دست زدند.»

اما در سال 1354، ديگر خبري از آن رشد افسانه‌يي درآمدهاي نفتي نيست، اما در اين سو، واردات همچنان به رشد «ناگزير» خود ادامه مي‌دهد. در اين سال واردات با رشد حدود 8/76 درصدي به 11696 ميليون دلار مي رسد. اگر چه در سال بعد، يعني 1355، افزايش واردات نزديك به نيم درصد است، اما كاهشي در آن به چشم نمي‌خورد. (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، بخش خارجي، بازرگاني خارجي، واردات، مقدار)

كاهش درآمدهاي نفتي و ادامه روند صعودي واردات به كشور در حالي است كه ارزش ريال در برابر دلار روز به روز كاهش مي يابد. پيغام امروز در مرداد 1354، در مطلبي تحت عنوان «دفاع از ريال در مقابل دلار» مي‌نويسد: «هفته گذشته {اشاره به هفته آخر تيرماه منتهي به 3 آگوست 1975} در داد و ستد پولي بانك‌هاي ايران، دلار 25 دينار گران شد.

اين گراني اختصاص به دلار نداشت و پول‌هاي اروپايي نيز از ليره و فرانك و مارك، ترقي كرد. با توجه به سياست مبارزه با گراني، انتظار چنين تغييري نمي‌رفت و طبيعي است كه اين تغيير و نوسان چندان با تاييد همراه نباشد.»نويسنده مقاله در ادامه متذكر مي‌شود: «آنچه به عنوان پايه اين تغيير مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، بازي‌هاي پولي و اعتباري است كه محافظه‌كاران بين‌المللي براي زير فشار قراردادن اقتصاد كشور‌هاي صاحب نفت به آن دست زدند.»

همزمان با نياز شديد كشور به واردات از يك سو و عدم رشد متناسب درآمدهاي نفتي، صادرات غير نفتي ايران نيز وضع مناسبي ندارد. اقلام اصلي صادرات غير نفتي كه در دوران فراواني نفت فراموش شده بودند، حالا بايد به داد برسند. روزنامه اطلاعات در مطلبي تحت عنوان «علل كسادي بازار فرش ايران در خارج» مي‌نويسد:

«تاكنون سوءاستفاده‌هايي كه در اين زمينه رخ داده ازجمله سوءاستفاده برخي كشورهاي توليد‌كننده فرش مانند هند، پاكستان، افغانستان، شوروي، روماني، بلغارستان از طرح‌ها و رنگ‌هاي فرش‌هاي بافت ايران در بافت فرش‌هاي محصولات كشورشان مطالب بسيار شنيده يا خوانده‌ايد… مدتي است عده‌يي از سرمايه داران ايراني به چند كشور همسايه و ممالك آسيايي كه مزد كارگر در آنجا ارزان‌تر است روي آورده و در حال حاضر بعضي از آنها صاحب ده‌ها كارگاه قاليبافي با صدها كارگر مشغول به كار هستند و تنها فرش‌هايي را توليد مي‌كنند كه مشابه فرش‌هاي ايراني باشند.»

كاهش رشد درآمدهاي نفتي و رشد درآمد مالياتي

در بررسي سه منبع اصلي درآمد دولت وقت نتيجه جالبي حاصل مي‌شود. درآمد‌هاي مالياتي دولت در سال 1353، برابر 2/131 ميليارد ريال است، همچنين درآمد دولت از ساير منابع در سال 1353 برابر 3/22 ميليارد ريال ثبت شده است. در سال 1354، درآمد مالياتي دولت با بيش از 20 درصد افزايش به 8/157 ميليارد ريال و درآمد دولت از محل ساير منابع، با بيش از 40 درصد افزايش به 4/31 ميليارد ريال مي‌رسد. (همان، وضع مالي دولت، درآمدها، ماليات، ساير)


كسري دولت در سال 1354، به نزديك 194 ميليارد ريال مي‌رسد (بانك اطلاعات سري‌هاي زماني بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، وضع مالي دولت، كسري يا مازاد) موضوع ديگري هم هست. درآمدهاي دولت در سال 1353 برابر 4/1394 ميليارد ريال است، اين درآمد‌ها در سال 1354 با 13 درصد رشد به 1/1582 ميليارد ريال مي‌رسد (همان، وضع مالي دولت، درآمدها).

از ديگر سو پرداخت‌هاي دولت نيز در سال 1353 برابر 3/1511 ميليارد ريال است كه با 17 درصد رشد در سال 1354 به 9/1775 ميليارد ريال مي‌رسد (همان، وضع مالي دولت، پرداخت‌ها). اينجا يك نكته وجود دارد، درآمد سالانه دولت از محل نفت، كه اصلي‌ترين محل تغذيه دولت نيز به شمار مي‌رود در سال 1354 تنها حدود 3 درصد است، از سوي ديگر پرداخت‌هاي دولت نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش نيز يافته است.

در بررسي سه منبع اصلي درآمد دولت وقت نتيجه جالبي حاصل مي‌شود. درآمد‌هاي مالياتي دولت در سال 1353، برابر 2/131 ميليارد ريال است، همچنين درآمد دولت از ساير منابع در سال 1353 برابر 3/22 ميليارد ريال ثبت شده است. در سال 1354، درآمد مالياتي دولت با بيش از 20 درصد افزايش به 8/157 ميليارد ريال و درآمد دولت از محل ساير منابع، با بيش از 40 درصد افزايش به 4/31 ميليارد ريال مي‌رسد. (همان، وضع مالي دولت، درآمدها، ماليات، ساير)

اگرچه ارزش درآمدهاي دولت از محل ماليات در مقابل درآمد دولت از محل فروش نفت موضوع زياد مهمي به نظر نمي‌رسد، اما همين افزايش درآمدهاي مالياتي كه در نتيجه فشار بر اصناف حاصل شده بود، بعدها مشكلاتي براي دولت وقت ايجاد كرد.

رقابت برند های خودروی وارداتی در بازار ایران که از دهه 40 آغاز شد. این روند تا اواسط دهه 50 ادامه داشت. در سال 1354 وضعیت طوری شد که مجله تایم ایران را بهشت خودروهای فوق لوکس خارجی برای توریست ها خواند!/ برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.

رقابت برند های خودروی وارداتی در بازار ایران که از دهه 40 آغاز شد. این روند تا اواسط دهه 50 ادامه داشت. در سال 1354 وضعیت طوری شد که مجله تایم ایران را بهشت خودروهای فوق لوکس خارجی برای توریست ها خواند!/ برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید.

از مسافركشي كارمندان دولت تا شناسايي كارتل سرقفلي و آپارتمان


فشار اقتصادي به مردم با وجود رشد نقدينگي افزايش يافته است، مطبوعات به طنز و كنايه، از تلاش كارمندان دولت براي تامين معاش خبر مي‌دهند. روزنامه آيندگان در مردادماه در مطلبي تحت عنوان «كارمندان دولت هم مسافركش شده اند» مي‌نويسد:

«از آنجا كه هيلمن‌ها تاكنون تنها به كارمندان دولت فروخته شده است كارشناسان مشغول تهيه طرحي هستند تا به نحوي موجبات سرگرمي بيشتر صاحبان هيلمن را در ادارات فراهم كنند و مانع شوند كه كارمندان هيلمن‌دار دولت اتاق‌هاي خنك و خلوت وزارتخانه‌ها را رها كنند و در خيابان‌هاي تهران و در هواي داغ به مسافركشي بيفتند».

نشريه بورس نيز مقصر گراني مسكن را نوعي از مافيا مي‌خواند و در مطلبي تحت عنوان«كارتل سرقفلي و آپارتمان باعث افزايش قيمت‌ها شده» مي‌نويسد: «به قرار اطلاعي كه به كميته ملي حمايت از مصرف‌كننده رسيده عده‌يي انگشت شمار از افراد سودجو كارتل‌هايي براي سرقفلي مغازه‌ها و اجاره آپارتمان‌ها در تهران و نقاط پر جمعيت ديگر ترتيب دادند… اين امر يكي از مهم‌ترين عوامل بالا رفتن ميزان سرقفلي و اجاره‌بها شده است.»

بحران مسكن دولت را زمين گير كرده، در گيرو‌دار تورم فوق‌العاده در كشور، مسكن به طرز قابل توجهي افزايش يافته است. دولت وام‌هاي مسكن را به وفور بين متقاضيان توزيع مي‌كند، اما باز هم علاج درد نيست.

مجله خواندني‌ها در شماره 91 سال 35 خود مي‌نويسد: «جزييات طرح ضربتي دولت درباره مسكن اعلام شد. در اين طرح از 200 هزار واحد مسكوني كه قرار است ساخته شود 100 هزار واحد به‌صورت پيش ساخته است كه از كشورهاي خارج وارد مي‌شود.»

از ديگر سو، دولت قصد دارد تا با نظارت بحران مسكن را برطرف سازد. كيهان در اين باره مي‌نويسد: «دولت در قيمت فروش خانه و آپارتمان براي تعديل بهاي مسكن دخالت مي‌كند. با بررسي‌هايي كه در وزارت مسكن و شهر‌سازي و ساير مراجع ذي صلاح در زمينه تعيين ارزش واقعي خانه و آپارتمان شروع شد، تصميماتي در زمينه فروش مسكن به نرخ عادلانه با سودي كه از نظر مصرف‌كننده قابل پرداخت باشد گرفته خواهد شد.»

همزمان با اقدامات نظارتي دولت بر بهاي مسكن، روزنامه آيندگان در گزارشي در تاييد عملكرد دولت وقت مي‌نويسد: «شيوه برخورد مالكان شهري با مستاجران چنان تغيير كرده كه بعضي از مالكان، مستاجران خانه‌هاي خود را فرزند يا برادر خود مي خوانند. در گذشته (مراد قبل از آغاز برنامه مبارزه با گرانفروشي) مالكان واحدهاي مسكوني تهران بودند كه با جمع‌آوري دلايل عليه مستاجران تقاضاي تخليه ملك خود را مي‌كردند.»

«به گفته مقامات وزارت بازرگاني توزيع سيمان در سطح وسيعي آغاز شده است و موجودي انبار‌هاي شركت معاملات خارجي به قدري است كه تكافوي مصرف ماه‌هاي آينده را نيز مي‌كند.»از سوي ديگر بحران گراني ميوه نيز موضوع ديگري است كه مرداد ماه سال 54 دولت با آن دست به گريبان است. در اواخر مردادماه بر اساس خبري كه خواندني‌ها آن را منتشر كرد «به موجب بخشنامه‌يي از سوي نخست‌وزير به فرمانداران و مسوولان ادارات بازرگاني و معاون امور روستاها صادر شده، تاكيد شده است كه آن ادارات از هم‌اكنون با در نظر گرفتن زمين مناسب با همكاري يكديگر كار ايجاد ميدان هاي ميوه و تربار را در شهر‌ها آغاز كنند.»

نشريه بورس نيز مقصر گراني مسكن را نوعي از مافيا مي‌خواند و در مطلبي تحت عنوان«كارتل سرقفلي و آپارتمان باعث افزايش قيمت‌ها شده» مي‌نويسد: «به قرار اطلاعي كه به كميته ملي حمايت از مصرف‌كننده رسيده عده‌يي انگشت شمار از افراد سودجو كارتل‌هايي براي سرقفلي مغازه‌ها و اجاره آپارتمان‌ها در تهران و نقاط پر جمعيت ديگر ترتيب دادند… اين امر يكي از مهم‌ترين عوامل بالا رفتن ميزان سرقفلي و اجاره‌بها شده است.»

در اواخر مرداد 54، خواندني‌ها با اشاره به لزوم اجراي اصل چهاردهم انقلاب ايران (كه به آن در همين گزارش اشاره شده است) مي‌نويسد: «وزارت مسكن و شهرسازي آمارگيري از خانه‌هاي خالي را در تهران آغاز كرد و آمارگران اين وزارتخانه، علاوه بر آنكه از خانه‌هاي خالي آمار‌برداري مي‌كنند نام و مشخصات مالك را هم يادداشت مي‌كنند… خالي نگه‌داشتن خانه نوعي احتكار محسوب مي‌شود و با مالكان مانند محتكران رفتار خواهد شد.»همزمان با بحران مسكن، بحران مصالح نيز به‌راه افتاده است، دولت سعي دارد تا با انتشار اخبار مثبت، جو رواني جامعه را تلطيف سازد.

روزنامه خراسان مي‌نويسد: «در پي شايعه كمبود سيمان در كشور و افزايش بهاي آن توسط گروهي از فروشندگان سودجو، وزارت بازرگاني اعلام كرد فروش سيمان به تمام متقاضيان هيچگونه محدوديتي ندارد و براي تامين سيمان توسط شركت معاملات خارجي به پروانه ساختمان نياز نيست». روزنامه خراسان در ادامه مي‌نويسد:

«به گفته مقامات وزارت بازرگاني توزيع سيمان در سطح وسيعي آغاز شده است و موجودي انبار‌هاي شركت معاملات خارجي به قدري است كه تكافوي مصرف ماه‌هاي آينده را نيز مي‌كند.»از سوي ديگر بحران گراني ميوه نيز موضوع ديگري است كه مرداد ماه سال 54 دولت با آن دست به گريبان است. در اواخر مردادماه بر اساس خبري كه خواندني‌ها آن را منتشر كرد «به موجب بخشنامه‌يي از سوي نخست‌وزير به فرمانداران و مسوولان ادارات بازرگاني و معاون امور روستاها صادر شده، تاكيد شده است كه آن ادارات از هم‌اكنون با در نظر گرفتن زمين مناسب با همكاري يكديگر كار ايجاد ميدان هاي ميوه و تربار را در شهر‌ها آغاز كنند.»

* پایان قسمت اول که در روزنامه اعتماد / صفحه پنج مورخ 22 مرداد 1390 منتشر شد.

برای دیدن قسمت دوم اینجا کلیک کنید.


روزشمار نابودی صنعت شکر؛ دو قدم مانده به پایان شکر

۱۶ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
در دنيا دو منطقه وجود دارد كه به لحاظ موقعيت جغرافيايي امكان كشت چغندر قند و نيشكر در آنها وجود دارد؛ يكي امريكا و ديگري ايران است. اولي صادر‌كننده قدرتمند شكر در جهان است و با اينكه جزو كشورهاي با سامانه اقتصاد آزاد به شمار مي‌رود، تعرفه واردات شكر در آن 125 درصد است.
دومي ـ كه ايران است ـ اما ادعاي دوري از سياست‌هاي اقتصاد آزاد و غربي را دارد، ولي در آن توليد شكر داخلي، سال به سال كاهش مي‌يابد و جالب است كه بدانيد، وزارت بازرگاني آن تعرفه واردات شكر را به 4 درصد رسانده است. 4 درصد يعني جهنم توليد داخل و بهشت وارد‌كنندگان.
آمارهاي داخلي و خارجي از مصرف سرانه شكر در ايران متفاوت است. در حالي كه آمارهاي بين‌المللي مي‌گويند مصرف سرانه شكر در ايران حدود 30 كيلوگرم است، وزارت بازرگاني سرانه مصرف شكر در ايران را بيش از 33 كيلوگرم اعلام مي‌كند. بهمن‌آرمان، كارشناس اقتصادي در اين باره مي‌گويد: «وزارت بازرگاني با مستمسك قرار دادن اين آمارها، اولا مصرف شكر در ايران را بالاتر از 30 كيلو مي‌داند و بعد جمعيت كشور را هم حدود 75 ميليون نفر اعلام مي‌كند.» او درباره دلايل اين نحوه محاسبه مي‌گويد: «اين كار را وزارت بازرگاني صرفا براي توجيه واردات انجام مي‌دهد. اين توجيه را وزارت بازرگاني نه تنها براي شكر، بلكه براي برنج، روغن‌نباتي و… دارد. آنها از يك سو جمعيت ايران را بالاتر از حد معمول اعلام مي‌كنند، ديگر آنكه ميزان مصرف سرانه را هم بالاتر مي‌گيرند.»
به عبارتي با استدلال‌هاي وزارت بازرگاني، در ايران، سالانه چيزي حدود 2 ميليون و 475 هزار تن شكر مصرف مي‌شود. اين در حالي است كه آرمان معتقد است، ميزان مصرف واقعي ما حداكثر بين يك ميليون و 500 تا يك ميليون و 600 هزار تن است.
توليد شكر در ايران
بزرگ‌ترين توليد‌كننده شكر در جهان برزيل است، اين كشور سالانه 35 ميليون تن شكر توليد مي‌كند. كشوري صنعتي مثل آلمان با توجه به كمبود زمين‌هاي كشاورزي نيز توانسته با استفاده از ماشين‌آلات صنعتي، توليدش را به سالانه 3 ميليون و 800 هزار تن برساند.
اما در ايران، با وجود زمين كشاورزي و امكان كشت نيشكر (به عنوان ماده اوليه توليد شكر در جهان) و چغندر قند، حداكثر ميزان توليد پس از راه‌اندازي شش كارخانه طرح توسعه نيشكر به 1/2 ميليون تن رسيد.
در سال‌هاي 1313 تا 1319 شش كارخانه قند در ايران ساخته شده است، اين در حالي است كه به دليل سهل الوصول بودن واردات، در طول 33 سال پس از انقلاب اسلامي تنها يك كارخانه قند چغندرقند در نقده آن هم به دنبال سفر مقام معظم رهبري به آن منطقه و به دنبال تقاضاي مردم براي كاهش نرخ بيكاري و با نظر رهبر معظم انقلاب ساخته شد.
همچنين در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نيز كارخانه قند دزفول به بهره‌برداري مي‌رسد ولي در حال حاضر، اين كارخانه خريداري شده و به جاي توليد و فعاليت، بر اساس برخي اطلاعات حتي ماشين آلات آن نيز به فروش گذاشته شده است كه عملا اين فرآيند به نفع وارد‌كنندگان شكر است!
علاوه بر كارخانه قند دزفول، دو كارخانه نيشكر هفت‌تپه و كارون نيز پيش از انقلاب افتتاح شدند. ظرفيت توليد هفت‌تپه 100 هزار تن و ظرفيت توليد كارون نيز 240 هزار تن ذكر شده است.
كارون هرگز به ظرفيت اسمي خودش نرسيد. بخش كاغذ، كشت و صنعت كارون نيز تعطيل شد. هفت‌تپه نيز در اختيار بانك كشاورزي گذاشته شد، توليد آن به زير 40 هزار تن رسيد. كارخانه كاغذ هفت تپه نيز به حالت تعليق درآمد.
با سياست‌هاي دولت نهم در حوزه شكر، بويژه تعرفه‌ها كه در ادامه به آن مي‌پردازيم، توليد شكر از يك ميليون و 258 هزار تن در سال 85 به 450 هزار تن در سال 88 كاهش يافت.
سال‌ها و تعرفه‌ها
در آغاز دهه 80 تعرفه واردات شكر خام 100 درصد و تعرفه واردات شكر سفيد 150 درصد تعيين شده بود كه اين سياست حمايتي انگيزه كاشت چغندرقند و توليد شكر در داخل كشور را افزايش داد و به تبع آن بالاترين ميزان توليد شكر در كشور طي 38 سال گذشته رقم خورد، ميزان توليد شكر در سال 85 به يك ميليون و 258 هزار تن رسيد و اين در حالي بود كه در سال 79، حدود 700 هزار تن شكر در داخل توليد شده بود.
حمايت‌هاي دولت هشتم جواب داد و بر اساس آن توليد شكر در كشور روندي صعودي به خود گرفت و طي پنج سال توانست ركورد توليد را بشكند. اما همزمان با شكسته شدن ركورد توليد، ركوردي ديگر در حال ثبت شدن بود، ركوردي به نام واردات دو ميليون تني شكر به كشور.
ركوردشكني واردات شكر به كشور كه همزمان با افزايش توليد رقم خورد در حالي بود كه از آغاز دهه 80 تا سال 84، واردات شكر به كشور حدود 200 تا 220 هزار تن بود، اما آبان ماه سال 84 و تنها چند ماه پس از روي كار آمدن دولت نهم، تعرفه واردات شكر سفيد دستخوش تغيير شد و از 150 درصد به 50 درصد كاهش يافت.
اين آخرين كاهش تعرفه واردات نبود بلكه تعرفه وارداتي شكر از اول بهمن تا فروردين ماه 1385بار ديگر كاهش را تجربه كرده و به 20 درصد رسيد. كاهش تعرفه، آغازگر رشد واردات شكر سفيد به كشور و به فرش افتادن صنعت 114 ساله قند و شكر شد. در اين ميان براي سومين بار پس از روي كار آمدن دولت نهم، تعرفه واردات شكر سفيد كاهش يافته و اين‌بار به كف رسيد. ارديبهشت ماه سال 85، اين تعرفه 10 درصد تعيين شد و تا آذرماه سال 86 ثابت ماند.
در همين دوران ركورد واردات شكر به كشور شكسته شده و تنها در سال 85، دو ميليون و 481 هزار تن شكر وارد كشور شد كه يك ميليون و 42 هزار تن آن توسط دولتي‌ها به كشور وارد شد.
توليد ميليوني شكر يك سال پس از ركوردشكني واردات نيز ادامه يافت و بر اساس آن در سال 86 نيز يك ميليون و 50 هزار تن شكر توليد شد، اين توليد در حالي بود كه چغندركاران انگيزه كاشت چغندر را از دست نداده بودند و بدهي توليدكنندگان شكر به كشاورزان اين بخش را با چالش جدي مواجه نكرده بود، اما در سال 87 توليد شكر نصف شد، شكر وارداتي كه قيمت‌هاي كمتري نسبت به توليدات داخلي با خود داشت، شكر داخلي را روي دست توليدكنندگان گذاشت، امكان انبار كردن اين محصولات وجود نداشت، توليدكنندگان شكر به چغندركاران بدهكار شدند و اين بدهي كه مشكلات بسياري را براي كشاورزان چغندركار به همراه آورده بود، انگيزه‌هاي كاشت چغندر را در جمع كشاورزان از بين برد. سطح زير كشت چغندرقند در سه سال اخير كاهش چشمگيري پيدا كرد و توليد شكر نيز به تبع آن نصف شد و به 552 هزار تن رسيد.
كاهش سطح زير كشت چغندرقند، همزماني نسبي پيدا كرد با روند رو به رشد بهاي شكر در بازارهاي جهاني، بهاي شكرخام و شكر سفيد در بازارهاي جهاني از اواسط سال 87 تاكنون سير صعودي در پيش گرفته است. اين سير صعودي همچنان ادامه دارد تا جايي كه در پايان معاملات روز جمعه بورس كالاي نيويورك بهاي هر تن شكر خام به 431 دلار و 44 سنت رسيد كه نسبت به نخستين روز مردادماه 29 دلار افزايش را تجربه مي‌كند. در عين حال بهاي هر تن شكر سفيد در بازار لندن نيز به 585 دلار و هفت سنت رسيد كه نسبت به نخستين روزهاي مردادماه 26 دلار افزايش قيمت يافته است.
اين سير صعودي قيمت‌هاي جهاني در حالي شكل گرفت كه فروردين ماه سال 88 و پشتوانه اعتراضات گسترده‌يي كه نسبت به واردات بي‌رويه شكر شد، تعرفه واردات شكرسفيد به كشور 35 درصد و شكر خام 20 درصد تعيين شد. اكنون نه واردات شكر جوابگوي نياز بازار با قيمت‌هاي مناسب است و نه توليد جوابگوي بخش عمده‌يي از نياز است، چرا كه نياز كشور به شكر حدود دو ميليون تن برآورد مي‌شود و اين در حالي است كه سال گذشته تنها 450 هزار تن شكر در واحدهاي توليدي داخلي توليد شد و مابقي بازار را واردات تامين كرد. البته اين تامين بازار به واسطه واردات نيز با افزايش تعرفه به 35 درصد كاهش يافته و از يك ميليون و 101 هزار تني سال 87 به 877 هزار تن در پايان سال 88 رسيد و اين در حالي بود كه دولتي‌ها در سال‌هاي 87 و 88 شكر وارد نكردند و تنها بخش خصوصي در اين عرصه فعاليت كرد. با كاهش توليد در كنار افزايش قيمت‌هاي جهاني شكر، هم توليد از دست رفته است و هم بازار. (روايتي از چهار سال روند رو به قعر صنعت قند و شكر، مريم نعيمي، خبرآنلاين، 9مرداد 1389)
اين سير در حالي رخ مي‌دهد كه حتي دراغلب كشورهاي صنعتي جهان نيز تعرفه واردات شكر بسيار بالا در نظر گرفته مي‌شود. در جدول مي‌توانيد تعرفه واردات برخي كشورهاي صنعتي جهان درباره واردات شكر را ملاحظه كنيد.
سوبسيد به شكر در كشورهاي غربي و تعرفه 4درصدي در ايران
به نظر مي‌رسد ايران با توجه به سابقه صنعت شكر، همچنين موقعيت خاص جغرافيايي به لحاظ برخورداري از زمين‌هاي كشاورزي و آب و هوا و اقليم مناسب براي كشت نيشكر و چغندر قند، اصولا نيازي به واردات شكر نداشته باشد. برخي برآنند كه «شكر» اصولا كالايي استراتژيك به شمار مي‌رود. بهمن‌آرمان، كارشناس مسائل اقتصادي درباره اهميت شكر به عنوان كالايي استراتژيك و ساز و كار كشورهاي غربي براي استفاده از آن به عنوان يك ابزار مي‌گويد: «طبق محاسبات انجام گرفته، قيمت تمام‌شده هر تن شكر در اتحاديه اروپا حدود 850 دلار بوده ولي در زماني كه قيمت تمام‌شده اين كالا چنين رقمي بوده، كشورهاي مصرفي براي جلوگيري از توليد اين كالاي استراتژيك در ساير كشورها و استفاده از آن به عنوان ابزاري براي فشار، شكر را به قيمت 130 دلار در بازار جهاني عرضه كردند، يعني حدودا يك‌سوم به شكر سوبسيد مي‌دادند، هنوز هم اين‌طور سوبسيد مي‌دهند.»
او همچنين درباره قيمت ظاهرا به صرفه شكر وارداتي نسبت به توليد داخل، معتقد است نرخ ارز در ايران واقعي نيست و همين امر موجب شده تا چنين به نظر برسد، آرمان در اين باره مي‌گويد: «واردات ما با نرخ دلار غيرواقعي انجام مي‌شود. يعني دلار هزار تومان نيست. اگر روي شاخص سي.پي.‌اي بانك مركزي محاسبه كنيم، در پايان سال 86، بايد دلار بيش از 3 هزار تومان مي‌شد. بنابراين اگر بر اين اساس تبديل كنيم، طبيعتا شكر ايراني بسيار به صرفه‌تر است.»
در ايران پس از روي كار آمدن دولت نهم، بحث شكر و واردات شكر همواره مورد توجه بوده است. اين بحث نه تنها در حوزه اقتصاد، بلكه به بحث‌هاي سياسي و قضايي نيز تسري پيدا كرد. موضوع سلطان شكر، دستاويزي سياسي براي برخي جريان‌هاي سياسي داخلي قرار گرفت، با اين حال، حتي پس از پايان يافتن پرونده سلطان شكر نيز تا امروز شاهد واردات گسترده شكر سفيد به كشور هستيم. وارداتي كه با توجيه مصرف بالا انجام مي‌شود و با نرخ دلار غيرواقعي، واردات آن به‌صرفه‌تر معرفي مي‌شود. اينها در حالي است كه سلطان شكر به لطف خدا دستگير و محاكمه نيز شد. دست‌هاي پشت پرده هم كنار زده شدند، اما همين يك ماه قبل و در 21 تيرماه، با توافق وزارت بازرگاني و جهاد كشاورزي تعرفه واردات شكر خام تا اول مهر ماه4درصد تعيين شد. واردات گسترده شكر به كشور در حالي با حمايت‌هاي بي‌دريغ وزارت بازرگاني انجام مي‌شود كه بي‌شك اين واردات گسترده، اولا به كشاورزان و ثانيا به كارخانه‌هاي شكر كشور لطمات جبران‌ناپذيري وارد مي‌سازد. از بين رفتن اشتغال در شهرستان‌ها و… نخستين نتايج تعرفه پايين واردات شكر هستند
neyshekar

در آغاز دهه 80 تعرفه واردات شكر خام 100 درصد و تعرفه واردات شكر سفيد 150 درصد تعيين شده بود، جالب است که در حال حاضر، تعرفه واردات شکر با همت وزارت بازرگانی به 4 درصد یا تقریبا به صفر رسیده است!

در دنيا دو منطقه وجود دارد كه به لحاظ موقعيت جغرافيايي امكان كشت چغندر قند و نيشكر در آنها وجود دارد؛ يكي امريكا و ديگري ايران است. اولي صادر‌كننده قدرتمند شكر در جهان است و با اينكه جزو كشورهاي با سامانه اقتصاد آزاد به شمار مي‌رود، تعرفه واردات شكر در آن 125 درصد است.

دومي ـ كه ايران است ـ اما ادعاي دوري از سياست‌هاي اقتصاد آزاد و غربي را دارد، ولي در آن توليد شكر داخلي، سال به سال كاهش مي‌يابد و جالب است كه بدانيد، وزارت بازرگاني آن تعرفه واردات شكر را به 4 درصد رسانده است. 4 درصد يعني جهنم توليد داخل و بهشت وارد‌كنندگان.

آمارهاي داخلي و خارجي از مصرف سرانه شكر در ايران متفاوت است. در حالي كه آمارهاي بين‌المللي مي‌گويند مصرف سرانه شكر در ايران حدود 30 كيلوگرم است، وزارت بازرگاني سرانه مصرف شكر در ايران را بيش از 33 كيلوگرم اعلام مي‌كند. بهمن‌آرمان، كارشناس اقتصادي در اين باره مي‌گويد: «وزارت بازرگاني با مستمسك قرار دادن اين آمارها، اولا مصرف شكر در ايران را بالاتر از 30 كيلو مي‌داند و بعد جمعيت كشور را هم حدود 75 ميليون نفر اعلام مي‌كند.» او درباره دلايل اين نحوه محاسبه مي‌گويد: «اين كار را وزارت بازرگاني صرفا براي توجيه واردات انجام مي‌دهد. اين توجيه را وزارت بازرگاني نه تنها براي شكر، بلكه براي برنج، روغن‌نباتي و… دارد. آنها از يك سو جمعيت ايران را بالاتر از حد معمول اعلام مي‌كنند، ديگر آنكه ميزان مصرف سرانه را هم بالاتر مي‌گيرند.»

به عبارتي با استدلال‌هاي وزارت بازرگاني، در ايران، سالانه چيزي حدود 2 ميليون و 475 هزار تن شكر مصرف مي‌شود. اين در حالي است كه آرمان معتقد است، ميزان مصرف واقعي ما حداكثر بين يك ميليون و 500 تا يك ميليون و 600 هزار تن است.

توليد شكر در ايران

بزرگ‌ترين توليد‌كننده شكر در جهان برزيل است، اين كشور سالانه 35 ميليون تن شكر توليد مي‌كند. كشوري صنعتي مثل آلمان با توجه به كمبود زمين‌هاي كشاورزي نيز توانسته با استفاده از ماشين‌آلات صنعتي، توليدش را به سالانه 3 ميليون و 800 هزار تن برساند.

اما در ايران، با وجود زمين كشاورزي و امكان كشت نيشكر (به عنوان ماده اوليه توليد شكر در جهان) و چغندر قند، حداكثر ميزان توليد پس از راه‌اندازي شش كارخانه طرح توسعه نيشكر به 1/2 ميليون تن رسيد.

در سال‌هاي 1313 تا 1319 شش كارخانه قند در ايران ساخته شده است، اين در حالي است كه به دليل سهل الوصول بودن واردات، در طول 33 سال پس از انقلاب اسلامي تنها يك كارخانه قند چغندرقند در نقده آن هم به دنبال سفر مقام رهبري به آن منطقه و به دنبال تقاضاي مردم براي كاهش نرخ بيكاري و با نظر رهبر انقلاب ساخته شد.

همچنين در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نيز كارخانه قند دزفول به بهره‌برداري مي‌رسد ولي در حال حاضر، اين كارخانه خريداري شده و به جاي توليد و فعاليت، بر اساس برخي اطلاعات حتي ماشين آلات آن نيز به فروش گذاشته شده است كه عملا اين فرآيند به نفع وارد‌كنندگان شكر است!

علاوه بر كارخانه قند دزفول، دو كارخانه نيشكر هفت‌تپه و كارون نيز پيش از انقلاب افتتاح شدند. ظرفيت توليد هفت‌تپه 100 هزار تن و ظرفيت توليد كارون نيز 240 هزار تن ذكر شده است.

كارون هرگز به ظرفيت اسمي خودش نرسيد. بخش كاغذ، كشت و صنعت كارون نيز تعطيل شد. هفت‌تپه نيز در اختيار بانك كشاورزي گذاشته شد، توليد آن به زير 40 هزار تن رسيد. كارخانه كاغذ هفت تپه نيز به حالت تعليق درآمد.

با سياست‌هاي دولت نهم در حوزه شكر، بويژه تعرفه‌ها كه در ادامه به آن مي‌پردازيم، توليد شكر از يك ميليون و 258 هزار تن در سال 85 به 450 هزار تن در سال 88 كاهش يافت.

سال‌ها و تعرفه‌ها

در آغاز دهه 80 تعرفه واردات شكر خام 100 درصد و تعرفه واردات شكر سفيد 150 درصد تعيين شده بود كه اين سياست حمايتي انگيزه كاشت چغندرقند و توليد شكر در داخل كشور را افزايش داد و به تبع آن بالاترين ميزان توليد شكر در كشور طي 38 سال گذشته رقم خورد، ميزان توليد شكر در سال 85 به يك ميليون و 258 هزار تن رسيد و اين در حالي بود كه در سال 79، حدود 700 هزار تن شكر در داخل توليد شده بود.

حمايت‌هاي دولت هشتم جواب داد و بر اساس آن توليد شكر در كشور روندي صعودي به خود گرفت و طي پنج سال توانست ركورد توليد را بشكند. اما همزمان با شكسته شدن ركورد توليد، ركوردي ديگر در حال ثبت شدن بود، ركوردي به نام واردات دو ميليون تني شكر به كشور.

ركوردشكني واردات شكر به كشور كه همزمان با افزايش توليد رقم خورد در حالي بود كه از آغاز دهه 80 تا سال 84، واردات شكر به كشور حدود 200 تا 220 هزار تن بود، اما آبان ماه سال 84 و تنها چند ماه پس از روي كار آمدن دولت نهم، تعرفه واردات شكر سفيد دستخوش تغيير شد و از 150 درصد به 50 درصد كاهش يافت.

اين آخرين كاهش تعرفه واردات نبود بلكه تعرفه وارداتي شكر از اول بهمن تا فروردين ماه 1385بار ديگر كاهش را تجربه كرده و به 20 درصد رسيد. كاهش تعرفه، آغازگر رشد واردات شكر سفيد به كشور و به فرش افتادن صنعت 114 ساله قند و شكر شد. در اين ميان براي سومين بار پس از روي كار آمدن دولت نهم، تعرفه واردات شكر سفيد كاهش يافته و اين‌بار به كف رسيد. ارديبهشت ماه سال 85، اين تعرفه 10 درصد تعيين شد و تا آذرماه سال 86 ثابت ماند.

در همين دوران ركورد واردات شكر به كشور شكسته شده و تنها در سال 85، دو ميليون و 481 هزار تن شكر وارد كشور شد كه يك ميليون و 42 هزار تن آن توسط دولتي‌ها به كشور وارد شد.

توليد ميليوني شكر يك سال پس از ركوردشكني واردات نيز ادامه يافت و بر اساس آن در سال 86 نيز يك ميليون و 50 هزار تن شكر توليد شد، اين توليد در حالي بود كه چغندركاران انگيزه كاشت چغندر را از دست نداده بودند و بدهي توليدكنندگان شكر به كشاورزان اين بخش را با چالش جدي مواجه نكرده بود، اما در سال 87 توليد شكر نصف شد، شكر وارداتي كه قيمت‌هاي كمتري نسبت به توليدات داخلي با خود داشت، شكر داخلي را روي دست توليدكنندگان گذاشت، امكان انبار كردن اين محصولات وجود نداشت، توليدكنندگان شكر به چغندركاران بدهكار شدند و اين بدهي كه مشكلات بسياري را براي كشاورزان چغندركار به همراه آورده بود، انگيزه‌هاي كاشت چغندر را در جمع كشاورزان از بين برد. سطح زير كشت چغندرقند در سه سال اخير كاهش چشمگيري پيدا كرد و توليد شكر نيز به تبع آن نصف شد و به 552 هزار تن رسيد.

در ايران پس از روي كار آمدن دولت نهم، بحث شكر و واردات شكر همواره مورد توجه بوده است. اين بحث نه تنها در حوزه اقتصاد، بلكه به بحث‌هاي سياسي و قضايي نيز تسري پيدا كرد. موضوع سلطان شكر، دستاويزي سياسي براي برخي جريان‌هاي سياسي داخلي قرار گرفت، با اين حال، حتي پس از پايان يافتن پرونده سلطان شكر نيز تا امروز شاهد واردات گسترده شكر سفيد به كشور هستيم. وارداتي كه با توجيه مصرف بالا انجام مي‌شود و با نرخ دلار غيرواقعي، واردات آن به‌صرفه‌تر معرفي مي‌شود. اينها در حالي است كه سلطان شكر به لطف خدا دستگير و محاكمه نيز شد. دست‌هاي پشت پرده هم كنار زده شدند، اما همين يك ماه قبل و در 21 تيرماه، با توافق وزارت بازرگاني و جهاد كشاورزي تعرفه واردات شكر خام تا اول مهر ماه4درصد تعيين شد.واردات گسترده شكر به كشور در حالي با حمايت‌هاي بي‌دريغ وزارت بازرگاني انجام مي‌شود كه بي‌شك اين واردات گسترده، اولا به كشاورزان و ثانيا به كارخانه‌هاي شكر كشور لطمات جبران‌ناپذيري وارد مي‌سازد. از بين رفتن اشتغال در شهرستان‌ها و… نخستين نتايج تعرفه پايين واردات شكر هستند

كاهش سطح زير كشت چغندرقند، همزماني نسبي پيدا كرد با روند رو به رشد بهاي شكر در بازارهاي جهاني، بهاي شكرخام و شكر سفيد در بازارهاي جهاني از اواسط سال 87 تاكنون سير صعودي در پيش گرفته است. اين سير صعودي همچنان ادامه دارد تا جايي كه در پايان معاملات روز جمعه بورس كالاي نيويورك بهاي هر تن شكر خام به 431 دلار و 44 سنت رسيد كه نسبت به نخستين روز مردادماه 29 دلار افزايش را تجربه مي‌كند. در عين حال بهاي هر تن شكر سفيد در بازار لندن نيز به 585 دلار و هفت سنت رسيد كه نسبت به نخستين روزهاي مردادماه 26 دلار افزايش قيمت يافته است.

اين سير صعودي قيمت‌هاي جهاني در حالي شكل گرفت كه فروردين ماه سال 88 و پشتوانه اعتراضات گسترده‌يي كه نسبت به واردات بي‌رويه شكر شد، تعرفه واردات شكرسفيد به كشور 35 درصد و شكر خام 20 درصد تعيين شد. اكنون نه واردات شكر جوابگوي نياز بازار با قيمت‌هاي مناسب است و نه توليد جوابگوي بخش عمده‌يي از نياز است، چرا كه نياز كشور به شكر حدود دو ميليون تن برآورد مي‌شود و اين در حالي است كه سال گذشته تنها 450 هزار تن شكر در واحدهاي توليدي داخلي توليد شد و مابقي بازار را واردات تامين كرد. البته اين تامين بازار به واسطه واردات نيز با افزايش تعرفه به 35 درصد كاهش يافته و از يك ميليون و 101 هزار تني سال 87 به 877 هزار تن در پايان سال 88 رسيد و اين در حالي بود كه دولتي‌ها در سال‌هاي 87 و 88 شكر وارد نكردند و تنها بخش خصوصي در اين عرصه فعاليت كرد. با كاهش توليد در كنار افزايش قيمت‌هاي جهاني شكر، هم توليد از دست رفته است و هم بازار. (روايتي از چهار سال روند رو به قعر صنعت قند و شكر، مريم نعيمي، خبرآنلاين، 9مرداد 1389)

اين سير در حالي رخ مي‌دهد كه حتي دراغلب كشورهاي صنعتي جهان نيز تعرفه واردات شكر بسيار بالا در نظر گرفته مي‌شود. در جدول مي‌توانيد تعرفه واردات برخي كشورهاي صنعتي جهان درباره واردات شكر را ملاحظه كنيد.

سوبسيد به شكر در كشورهاي غربي و تعرفه 4درصدي در ايران

به نظر مي‌رسد ايران با توجه به سابقه صنعت شكر، همچنين موقعيت خاص جغرافيايي به لحاظ برخورداري از زمين‌هاي كشاورزي و آب و هوا و اقليم مناسب براي كشت نيشكر و چغندر قند، اصولا نيازي به واردات شكر نداشته باشد. برخي برآنند كه «شكر» اصولا كالايي استراتژيك به شمار مي‌رود. بهمن‌آرمان، كارشناس مسائل اقتصادي درباره اهميت شكر به عنوان كالايي استراتژيك و ساز و كار كشورهاي غربي براي استفاده از آن به عنوان يك ابزار مي‌گويد: «طبق محاسبات انجام گرفته، قيمت تمام‌شده هر تن شكر در اتحاديه اروپا حدود 850 دلار بوده ولي در زماني كه قيمت تمام‌شده اين كالا چنين رقمي بوده، كشورهاي مصرفي براي جلوگيري از توليد اين كالاي استراتژيك در ساير كشورها و استفاده از آن به عنوان ابزاري براي فشار، شكر را به قيمت 130 دلار در بازار جهاني عرضه كردند، يعني حدودا يك‌سوم به شكر سوبسيد مي‌دادند، هنوز هم اين‌طور سوبسيد مي‌دهند.»

او همچنين درباره قيمت ظاهرا به صرفه شكر وارداتي نسبت به توليد داخل، معتقد است نرخ ارز در ايران واقعي نيست و همين امر موجب شده تا چنين به نظر برسد، آرمان در اين باره مي‌گويد: «واردات ما با نرخ دلار غيرواقعي انجام مي‌شود. يعني دلار هزار تومان نيست. اگر روي شاخص سي.پي.‌اي بانك مركزي محاسبه كنيم، در پايان سال 86، بايد دلار بيش از 3 هزار تومان مي‌شد. بنابراين اگر بر اين اساس تبديل كنيم، طبيعتا شكر ايراني بسيار به صرفه‌تر است.»

در ايران پس از روي كار آمدن دولت نهم، بحث شكر و واردات شكر همواره مورد توجه بوده است. اين بحث نه تنها در حوزه اقتصاد، بلكه به بحث‌هاي سياسي و قضايي نيز تسري پيدا كرد. موضوع سلطان شكر، دستاويزي سياسي براي برخي جريان‌هاي سياسي داخلي قرار گرفت، با اين حال، حتي پس از پايان يافتن پرونده سلطان شكر نيز تا امروز شاهد واردات گسترده شكر سفيد به كشور هستيم. وارداتي كه با توجيه مصرف بالا انجام مي‌شود و با نرخ دلار غيرواقعي، واردات آن به‌صرفه‌تر معرفي مي‌شود. اينها در حالي است كه سلطان شكر به لطف خدا دستگير و محاكمه نيز شد. دست‌هاي پشت پرده هم كنار زده شدند، اما همين يك ماه قبل و در 21 تيرماه، با توافق وزارت بازرگاني و جهاد كشاورزي تعرفه واردات شكر خام تا اول مهر ماه4درصد تعيين شد. واردات گسترده شكر به كشور در حالي با حمايت‌هاي بي‌دريغ وزارت بازرگاني انجام مي‌شود كه بي‌شك اين واردات گسترده، اولا به كشاورزان و ثانيا به كارخانه‌هاي شكر كشور لطمات جبران‌ناپذيري وارد مي‌سازد. از بين رفتن اشتغال در شهرستان‌ها و… نخستين نتايج تعرفه پايين واردات شكر هستند

————————

این مطلب در روزنامه اعتماد، مورخ 16 مردادماه 1390، در صفحه 4 منتشر شد