بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘احمدی نژاد’

یارانه ای كه 7 ماهه 60 هزار تومان كم شد!

۲۱ مهر ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

رایج است كه فقرا(احتمالا در انتهای لیست دهك ها) كه توانایی تهیه غذای خوب ندارند، نان و ماست، نان و سیب زمینی و در بدترین حالت نان خالی می‌خورند. هدفمندی یارانه ها كه در سال قبل(1384) قرار بود سراغ دهك های بالا برود، سراغ بوقلمون و خاویار و تخم بلدرچین و شیر سویا و.. نرفت و از بد حادثه پاپیچ همین «نان» شد(آن هم نه نان آلمانی، فرانسوی و …مورد استفاده اقشار مرفه، كه نان بربری و لواش و سنگك) و بعد چنان كه می بینید اتفاقا به «ماست» و از بد حادثه بعدها به سیب زمینی هم رسید

وعده پرداخ0ت نقدی یارانه ها در کلام محمود احمدی نژاد

وعده پرداخت نقدی یارانه ها در کلام محمود احمدی نژاد


نیمه مهرماه فرارسید، زمان تحقق وعده ای كه پنج سال از طرحش می گذرد. البته پنج سال قبل، كه مهدی كروبی، كاندیدای ریاست جمهوری پرداخت نقدی 50 هزار تومان به هر ایرانی را داده بود، با پنجاه هزار تومان خیلی كارها می شد كرد، حداقل قیمت نان بربری هنوز 50 تومان بود، امروز دیگر با بربری 200-400 تومانی(ساده و كنجد دار)، 50 هزار تومان عدد بزرگی به نظر نمی رسد، اما ای كاش همین 50 هزار تومان هم معلوم بود.

طی 4-5 سالی كه گذشته، مبلغ یارانه ها مدام تغییر كرده و اخیرا ظاهرا مسئولان تصمیم گرفته‌اند اصلا چیزی در مورد مبلغ نگویند. بعد از طرح موضوع پرداخت نقدی یارانه ها در نوروز سال 87، طی حدود یك سال، از مهرماه سال 87، تا آبان ماه سال 88، مبلغ یارانه ها به ترتیب 45،  70 هزار تومان  برای هر نفر در تابستان سال 87، 80 هزار تومان برای هر نفر در بهار و انتخابات سال 88، و 20 هزار تومان برای هر نفر پس از انتخابات و در پاییز سال 88  اعلام شده است. حالا قرار است به زودی هدفمندی اجرا شود و هنوز مبلغی كه به هر نفر می رسد مشخص نیست.

هدفمندی یارانه ها، از برنامه ها و آرزوهای دیرینه احمدی نژاد است كه البته هرگز هم كتمان نكرده و در همان ماه های نخست تكیه زدنش به صندلی ریاست جمهوری از آرزویش گفت.

به گزارش خبرنگار «آینده»، اولین بار كه دكتر محمود احمدی نژاد، از هدفمندی یارانه ها سخن به میان آورد، پاییز سال 1384 بود، هجدهم آبان ماه 1384 است، رییس جمهور جدید، جهت‌گیری و راهبردهای اساسی بودجه سال  ۱۳۸۵ كل كشور را در بخشنامه بودجه به دستگاه های اجرایی ابلاغ می كند، هدفمند كردن یارانه‌ها به نفع اقشار آسیب پذیر از طریق انتقال حداقل ۲۰  درصد یارانه مستقیم از دهك بالا به دهك پایین جامعه، از راهبردهای اساسی بودجه سال  ۱۳۸۵ محسوب می‌شود. البته در سال 1385 اتفاق ملموسی در انتقال این یارانه ها از دهك های بالا به پایین نیفتاد!

24 دی ماه 1384 است، احمدی نژاد رئیس جمهور تازه ایران است و در نشست های خبری داخلی شركت می كند، یكی از خبرنگاران با اشاره به شعار رییس جمهوری در زمینه مبارزه با مافیای نفتی از وی خواست كه برنامه‌هایش در این زمینه را توضیح دهد. احمدی نژاد نیز به این خبرنگار این گونه پاسخ داد: بگذارید وزیر نفت مستقر بشود، بند به بند برنامه‌ها اعلام خواهد شد. بعد از آن احمدی نژاد در خصوص هدفمند شدن یارانه‌ها گفت كه از سال آینده(یعنی سال 1385) این برنامه در مورد كالاها عملی می‌شود.(پنج سال گذشته، دو وزیر نفت در دولت نهم و یك وزیر نفت در دولت دهم آمدند و خبری از معرفی مافیای نفت نیست؛ در مورد یارانه ها هم در سال 85 اتفاق خاصی نیفتاد!)

جلوتر بیاییم تا نیمه دوم سال 85، خاطرتان هست كه احمدی نژاد زمستان سال قبل در مورد هدفمندی یارانه ها در مورد كالاها گفته بود؟ اولین حادثه در مورد نان اتفاق افتاد.  رایج است كه فقرا(احتمالا در انتهای لیست دهك ها) كه توانایی تهیه غذای خوب ندارند، نان و ماست، نان و سیب زمینی و در بدترین حالت نان خالی می‌خورند. هدفمندی یارانه ها كه در سال قبل(1384) قرار بود سراغ دهك های بالا برود، سراغ بوقلمون و خاویار و تخم بلدرچین و شیر سویا و.. نرفت و از بد حادثه پاپیچ همین «نان» شد(آن هم نه نان آلمانی، فرانسوی و …مورد استفاده اقشار مرفه، كه نان بربری و لواش و سنگك) و بعد چنان كه می بینید اتفاقا به «ماست» و از بد حادثه بعدها به سیب زمینی هم رسید، تا بار دیگر مهر تایید به پای ضرب المثل معروف«هرچه سنگه، پیش پای لنگه» بزند!

از اواسط آذرماه آرام آرام نان گران می شود، مردم نگران شدند، تیتر روزنامه ها در مورد قیمت نان است و وزارت بازرگانی زیر بار نمی رود! در این گیر و دار، احمدی نژاد بازدید سر زده ای دارد از شبكه خبر، در این بازدید مجری شبكه خبر به احمدی نژاد می گوید بعضی از بینندگان تماس گرفتند و گفتند نان گران شده و از احمدی نژاد در این باره سوال می كند و احمدی نژاد پاسخ می‌دهد: ببینید بحث نان یك مقدار بحث پیچیده ای است(….) وضعیت یارانه ای كه ما می دهیم، وضعیت توزیع، پخت و قیمت گذاری آن وضعیت به سامانی نیست؛ یعنی هم پرت زیاد داریم یعنی اتلاف داریم و هم نانواییهایی كه الان دارند كار می كنند به لحاظ اقتصادی نمی توانند خودشان را اداره بكنند. حتی آنجاهایی كه ما آرد دوازده ریالی یا آرد كیلویی هفت تومان و پنچ ریالی می دهیم، باز خرجشان با دخلشان نمی خواند. باید این وضعیت اصلاح بشود. اما اگر بناست اصلاح بشود باید طوری باشد كه به مردمی كه به قول شما قوت اصلی آنها نان است فشاری وارد نشود. (…) البته توجه دارید كه در قانون برنامه دولت موظف شده كه یارانه ها را هدفمند بكند.

معنایش این است كه ما یارانه ها را نمی توانیم به طور عمومی توزیع بكنیم. باید یارانه ها را به سمت اقشار خاصی بیاوریم. و هدایت كنیم كه این هم كاری پیچیده و مشكل اقتصادی است. همكاران من دارند طراحی می كنند.

نان از اولین كالاهایی بود كه تا حدودی به هدفمندی دچار شد، در همان سال ها مسئولان نگفتند چطور این هدفمندی به سمت اقشار آسیب پذیر نشانه رفته. اینكه این 4 سال نان گران تر چطور به نفع اقشار آسیب پذیر تمام شد، سوالی است كه پاسخ آن را حتما مسئولان دارند!

موضوع بعدی بنزین بود. دومین كالای مهمی كه سهمیه بندی و تا اندازه ای هدفمند شد،  تابستان سال 86 آخرین زمانی بود كه مردم طعم بنزین ارزان را چشیدند، بنزینی كه طی سی سال با قیمت پایین از آن بهره مند می شدند، یك دفعه سهمیه بندی شد. وقتی در سوم بهمن 1385 احمدی نژاد گفت پنج ساله قیمت بنزین را آزاد می كند، خیلی ها فكر كردند، شاید این هم وعده ای باشد مثل نفت سر سفره ها، یا اصلا مگر پنج سال دیگر باز هم احمدی نژاد هست كه بنزین را آزاد كند، اما حالا بعد از گذشت كمتر از پنج سال، شاهدیم كه دولت به وعده خود عمل كرده است.

سوم بهمن، احمدی نژاد بار دیگر به تلوزیون می آید تا مصاحبه كند. در این مصاحبه گزارشگر از وضعیت نان از او سوال می كند و احمدی نژاد پاسخ می‌دهد: ما سالی سه هزار میلیارد تومان داریم در بخش نان هزینه می كنیم. اما الان شرایط ما طوری است كه آرد را قیمت 5/7 ریال به نانوا می دهیم اما واقعاً برای نانوا نمی صرفد. سه یار چهار تا كارگر دارد، آب و برق و … همان پول كارگرش هم با این آرد در نمی آید. خب باید فكری بكنیم. ما آمدیم طراحی كردیم نان صنعتی و هدفمند كردن این یارانه . این را در بودجه آورده ایم. البته بعد از پنج سال نان صنعتی آنچنان عمومیت پیدا نكرده و تنها یادگاری از سال 85، بربری 200-400 تومانی است!

در ادامه احمدی نژاد در مورد سهمیه بندی و هدفمندی یارانه بنزین می گوید: خب همین امسال بیش از 15 میلیارد دلار فقط ما بنزین مصرف كرده ایم كه اگر این 15 میلیارد دلار را را بگیریم، اصلاً دیگر در اقتصاد ما كسری و تورمی وجود ندارد. ما می توانیم مسكن و همه مسائل را حل كنیم، اما امكان اینكه ما قیمت بنزین را یك دفعه به قیمت آزاد ببریم وجود ندارد، برای اینكه همه اقتصاد ما بند به این است، یك شوك در زندگی مردم است، دیدگاههایی هم هست كه می گویند یك دفعه آزاد كنید، 40 ، 50 درصد بالا می رود و بعد…. دولت قبول ندارد. ما می گوییم اول باید جایگزینش را برای مردم فراهم كنیم بعد كه نیاز نبود بگوییم بنزین آزاد. اصلاً صادر كنیم. ما سه چهار تا كار را شروع كرده ایم، و بعد از این – كه پیش بینی مان پنج سال است – بعد از پنج سال ما قیمت بنزین را دیگر رها می كنیم. چون مردم هم باید اتوبوس داشته باشند، هم مترو و قطار داشته باشند.

در مورد هدفمندی همین طور در سخنرانی ها و مصاحبه ها صحبت می شود، در مورد مواهب آن و تاثیرش در توسعه عدالت. منتها چیزی در مورد چگونگی رخ دادنش گفته نمی شد، در واقع اصلا حرفی از پرداخت نقدی نبود كه مبلغ آن مشخص باشد.

تا نوروز سال 1387، وضع به همین روال پیش می رفت، تا اینكه احمدی نژاد در پیام نوروزی عید سال 87، خبر از تحول بزرگ اقتصادی داد كه ویژه خواری و رانت خواری و.. همه چیزهای بد را یك سره نابود و همه چیزهای خوب را جایگزین آنها می كند. تعطیلات نوروز مردم به تردید گذشت كه این بار قرار است چه تحولی ایجاد شود، تا اینكه خبر رسید، قرار است یارانه های نقدی به مردم داده شود.
مردم كه در این سه سال نفت را سر سفره ها دیده بودند و تجربه بنزین و نان خوب به یادشان مانده بود، مدام از هم سوال می كردند چه خواهد شد.

تا اینكه چهارم تیرماه  1387،  محمود احمدی‌نژاد كه سخنانش به طور مستقیم از شبكه یك سیما پخش شد، با تبریك میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: برای هر خانوار ایرانی تا شش نفر پیش‌بینی پرداخت یارانه نقدی شده است كه برای سه ماه به حساب مشخص هرفرد ریخته می‌شود و این حساب تا سه ماه قابل برداشت نیست و در زمان معین و با اعلام قبلی مردم می‌توانند از آن استفاده كنند. منتها در مورد مبلغ هنوز چیزی گفته نشد.
اما اولین بار كه در مورد مبلغ صحبت شد، به نیمه سال 87 برمیگردد.

یارانه ای كه 7 ماهه 60 هزار تومان كم شد!

16 مهر 1387 ، تهران: هر نفر 60  هزار تومان/ احمدی نژاد بعد از ماجرای فرم های اطلاعات خانوار در برنامه گفتگوی ویژه خبری حاضر می شود و بعد از توضیحاتی در خصوص هدفمندی یارانه ها مبلغ آن را این طور برآورد می كند: به هر نفر چیزی حدود 50 ـ 70 هزار تومان(پرداخت می شود)؛ یعنی آن طبقات محروم روستایی نزدیك 70 هزار تومان و كسی كه در شهر است و در آن سه دهك دوم است، مثلاً 45 ، 50 هزار تومان(دریافت می كنند)، میانگین اظهارات آقای احمدی نژاد چیزی حدود 60 هزار تومان به هر نفر است! البته بعدا خوشه بندی و… كلا لغو شد!

17 مهر 1387، بجنورد: برای هر نفر سالانه یك میلیون یارانه می دهیم/ فردای گفتگوی ویژه خبری، احمدی نژاد به بجنورد سفر می كند، در آن سفر احمدی نژاد می گوید: . الان دولت در سال به ازای هر نفر حدود یك میلیون تومان یارانه می پردازد. دولت آب، برق، گاز، راه، بنزین و گازوئیل را به طور یارانه ای توزیع می كند. این یعنی 70 هزار میلیارد تومان یارانه.

19 فروردین 1388، اصفهان: هر نفر 80 هزار تومان/ بهار سال 88 است، همه جا را تب انتخابات گرفته. در این گیر و دار احمدی نژاد نوزدهم فروردین ماه به اصفهان سفر می كند و  در جمع مردم اصفهان بار دیگر مبلغ جدیدی اعلام می كند، او با اشاره به یارانه نان اعلام می كند: اكنون 4 هزار میلیارد تومان از حقوق مردم بابت یارانه نان پرداخت می‌شود كه اگر فرض كنیم دولت باید از جمع 70 میلیون جمعیت كل كشور به 50 میلیون نفر یارانه دهد و 4 هزار میلیارد تومان را بین آنها تقسیم كند، به هر نفر 80 هزار تومان می‌رسد.

3 اردیبهشت 1388، اسلامشهر: هر نفر 60 هزار تومان/ ظاهرا در راه اصفهان تا تهران، مبلغ یارانه ها حدودا 20 هزار تومان كم می شود! سوم اردیبهشت ماه است، احمدی نژاد به جمع مردم اسلامشهر رفته است: ما پیش بینی كرده بودیم بین 50 تا 70 هزار تومان به ازای هر نفر یارانه بدهیم و در اختیار یك خانواده قرار دهیم. فرض كنیم متوسط 60 هزار تومان برای یك خانواده 5 نفری، 300 هزار تومان در ماه یارانه می‌گیرد.

11 آذر 1388، تهران: هر نفر 66 هزار تومان/ یازدهم آذرماه، احمدی نژاد در صفحه تلویزیون برای ارایه گزارش به مردم حاضر می شود. در این گفتگو وی مدعی می شود كه اگر فردا شورای نگهبان تایید كند، آماده اجرای هدفمندی یارانه هاست و در ادامه مبلغ نقدی یارانه ها را این طور محاسبه می كند: ما در حال حاضر 4600 میلیارد تومان برای نان یارانه می‌دهیم. یعنی به ازای هر ایرانی 67 تا 68 هزار تومان، یعنی به یك خانواده چهار نفره در سال تقریبا 270 تا280 هزار تومان داریم یارانه می‌دهیم.

10 آبان 1388، تهران، مركز آمار: هر نفر 20 هزار تومان/ بعد از پایان گرفتن انتخابات و آن ماجراها و… رئیس مركز آمار ایران بعد از تصویب هفتمین بند لایحه در مجلس در مصاحبه‌ای مطبوعاتی، هفت ماه بعد از وعده احمدی نژاد در اصفهان اعلام كرد: بر اساس برآورد ما احتمالاً به یك خانوار 4 نفره لااقل 80 هزار تومان یارانه تعلق می‌گیرد. این یعنی به هر نفر 20 هزار تومان می رسد.

حالا زمان پرداخت رسیده ، ولی گمانه زنی ها در مورد مبلغ و چگونگی پرداخت این یارانه نقدی همچنان ادامه دارد. نگرانی كارشناسان از تورم ناشی از پرداخت این حجم از نقدینگی به جامعه، نگرانی از تورم فوق العاده و… همه در یك سو قرار دارد و عزم دولت برای اجرای این جراحی بزرگ در سوی دیگر باید بر اینها فائق آید.
این جراحی در سال 86 و 87 و با نفت 100 دلاری و آرامش سیاسی اتفاق نمی افتد، در سال 89 هستیم! بهتر است امیدوار باشیم این طرح به سر انجام ایجاد عدالت در هدفمندی یارانه نان نینجامد.

———————

این مطلب در سایت آینده نیوز، مورخ 1389/7/20 با کد 18965 منتشر شد.

آقای کلهر به یاد بیاورید: باستان ستایی با هدف رهایی جامعه بلاتكلیف و درمانده و متنفر!

۱۰ مهر ۱۳۸۹ 2 دیدگاه

قبل از شروع نوشته، خدمت شما عارضم که سایت آینده نیوز با همان ترکیب قبلی و با مدریت آقا فواد صادقی دوباره رفع فیلتر شده و شروع به کار کرده، حتما شما هم خوشحال شدید و بهش سر میزنید.

***

این جملات كه اینگونه تاریخ باستان(پیش از اسلام) ایران حمله كرده و انواع آن را لاجرم با هدفی سیاسی – اجتماعی معرفی كرده است و نگاهی پلیسی را القا می كند، از چه قلم یا ذهنی تراوش كرده؟ شاید اینگونه به نظر برسد كه اینها جملاتی از شاگردان آیت الله مصباح، حسین شریعتمداری یا تولید افرادی نظیر رحیم پور ازغدی و… است،اما شما اشتباه می كنید!

پایان تابستان امسال، همراه با جنجال خبری تازه ای بود. ورود منشور كورش به كشورمان ایران. ستایش كوروش از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و نماینده ویژه آقای احمدی نژاد، سخنرانی احمدی نژاد در وصف كوروش و نمایش انداختن چفیه بر گردن هنرپیشه ای در نقش كوروش، شاهنشاه آریایی دوران هخامنشی! چه دردسر هایی كه این رفتارها و اظهار نظر ها برای نشستگان بر صندلی های دولت دهم ایجاد نكرد…حالا این عبارت ها را نگاه كنید:

«باستان ستایی یا بیان عاطفی و احساسی گذشته های دور كه متكی بر منظوری خاص و با رعایت گرایش ها و ضد گرایش ها تنظیم شده است، با این هدف كه نظام ارزشی متفاوتی با آنچه در جامعه مورد سوال و تردید قرار گرفته را القا نماید

«هدف باستان ستایی ترغیب و تشویق عامه مردم است به رها كردن  آنچه امروز مورد بی مهری یا نفرت قرار گرفته و جایگزینی نمونه هایی دور به جای آن.»
«توده های مردم با امواج باستان ستائی روبرو می شوند، بدون آنكه آن زمان طلایی كه آنها را شیفته خود كرده، در چه زمانی بود؟ آن نیك بختان چه كسانی بودند؟ و چرا از میان آنهمه اوراق تاریخی، فقط این چند برگ زرین ـ توسط نخبگان كه هدف خاصی از باستان ستایی دارند ـ انتخاب شده است؟ عامه مردم كه مورد هدف باستان ستایی قرار می گیرند از پاسخ به این سوالات بی خبرند، یا بهتر است بگوییم از خود سوالات نیز خبر ندارند. چه آنان در جریان تب آلود انقلاب ها و قیام ها نه دانش لازمه را دارند و نه مجال كافی برای پژوهش و اصلا مگر عامه مردم پژوهشگرند؟»
«باستان شناختی (به صورت غیر عوام گرایانه) توسط اندیشمندانی صورت می گیرد كه در صدد موجه جلوه دادن راه آینده خویش هستند و آنگاه كه سر نخ هایی از گذشته های دور را مطابق با نقشه آینده خویش یافتند، آن را پر و بال داده و به جامعه بلاتكلیف و درمانده عرضه میدارند و آنگاه روند باستانگرائی آغاز می شود. »
«این گروه(كه به دنبال باستانگرایی و رواج آن در جامعه هستند) بیشتر به دنبال چیزهایی(در ورق های پوسیده تاریخ) می گردند كه توجیه نظرات آنها باشد؛ نه اینكه كشف حقیقتی ناشناخته صورت پذیرد. »
«.. شاید باستانگرایی، وسیله ای باشد جهت همسو كردن افكار و احساسات عمومی جهت پیمودن راهی نا آشنا. مگر نه این است كه عمده مردم از پیمودن راه های جدید و پیموده نشده می هرساند و خود را برابر تاریكی و سیاهی محض حس می كنند. »
«..شاید اكنون كه راهی در پیش نیست باید، پس باید به واپس نگریسـت. حال كه به پیش رو نمی توان رفت باید به واپس گریخت؛ و در این بازگشت شتاب آلود زمانه و گذشته نزدیك را باید در نوردید و به گذشته های دور متوسل شد؛ شاید در آنجا راه نجات و سعادتی یافت شود. »
به نظر شما این جملات كه این گونه به باستان ستایی و باستان شناختی و در مفهومی جامع تر گرایش به تاریخ باستان (پیش از اسلام) ایران حمله كرده و انواع آن را لاجرم با هدفی سیاسی اجتماعی معرفی كرده است و نگاهی پلیسی را القا می كند، از چه قلم یا ذهنی تراوش كرده است.
شاید اینگونه به نظر برسد كه اینها جملاتی از شاگردان آیت الله مصباح یزدی یا تولید افرادی مثل استاد رحیم پور ازغدی و… باشد.

بعد از اتفاقاتی كه افتاد، اظهار نظرهایی كه احمدی نژاد و نزدیكان او در مورد دوران باستان ایران داشتند، بسیاری اینگونه رفتارها را ساخته و پرداخته نظرات اسفندیار رحیم مشایی می دانستند كه پیشتر در جایگاه رئیس سازمان میراث فرهنگی بود و حالا معاون اول معزول و رئیس دفتر محمود احمدی نژاد است.

كلهر هم یار دیگر احمدی نژاد بود(شاید هم هنوز باشد) مهدی كلهر كه اظهارات بحث برانگیز او در خصوص حجاب، گشت های ارشاد و عملكرد نیروی انتظامی در آن دوران كه نه انتخاباتی بود و نه جنبش سبزی و… میان دولت و نیروی انتظامی آتش اختلافات را شعله ورد كرد.
در مناظره های تلوزیونی هم كلهر با موهای از پشت بسته شده حضور داشت، حضور او در مناظره با میرحسین موسوی، وقتی پشت احمدی نژاد سنگر گرفته بود، در عكس ها ثبت شده است.
مهدی كلهری كه پناهندگی دخترش به آلمان، حاشیه های زیادی را برایش به همراه داشت و عاقبت خانه نشین شد و بعد از مدت طولانی خانه نشینی، دوباره به صحنه آمد. اما این بار با یكی دو مصاحبه (از همان جنس مصاحبه های معروف مهدی كلهر) این بار در نه در دفاع تمام قد از احمدی نژاد، كه در نقد كلی دولت. او گله می كد كه به جای مشایی فحش خورده است.
با این مقدمه بایید ببینیم جملات بالا از كیست، این جملات بخشی از پرونده مفصل و چند قسمتی است در مجله «یاد» وابسته به : بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، به مدیر مسئولی عبدالمجید معادیخواه(قاضی شرع دادگاه انقلاب و بعدها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول میرحسین موسوی) و به قلم «مهدی كلهر»، مسئول بخشی فرهنگی این مجله در دوران نیمه دوم دهه شصت.
مهدی كلهر تابستان سال 1366، در شماره هفتم این مجله، در پرونده ای تحت عنوان «باستان گرایی در تاریخ معاصر» كه در چندین شماره تا یك سال بعد نیز ادامه پیدا كرده است، به تشریح علل و عوامل رواج علاقه به دوران باستان پرداخته است.
اگر این جملات را كنار رفتارهای دو، سه ماه اخیر بگذاریم، شاید رفتار یكی از نزدیكان احمدی نژاد كه تاثیر شگفتی روی او دارد، با نظرات و منویات و آرای یار دیگر او كه البته این روزها كمتر خبری از او شنیده می شود، قابل درك و تحلیل باشد.
آینده نیوز در آینده نزدیك، به تحلیل این سری مقالات در شماره های بعدی نیز خواهد پرداخت.
——————————–
این مطلب در سایت اینده نیوز در تاریخ دهم مهرماه 1389، منتشر شد.

تنها سه وزیر در کابینه جراحی بزرگ اقتصادی، اقتصاد خواندند

۳ مهر ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

اینکه چقدر رشته تحصیلی متصدیان امور در سطوح درجه یک به زمینه فعالیتشان ارتباط دارد در کشوری مثل ایران کمی پیچیده است. در واقع پیچیدگی که قرار است این تناقض را برطرف کند که وزیر آموزش‌وپرورش الهیات خوانده و وزیر ارشاد فقه و حقوق، وزیر کار عمران خوانده و وزیر امور خارجه علوم اجتماعی، وزیر نفت سابقه وزارت بازرگانی را دارد و تحصیلا‌تش مدیریت دولتی است و… در این شرایط باید این پیچیدگی را این‌طور حل کرد:  لزوما نیاز نیست شخص وزیر تحصیلا‌تی در حوزه فعالیتی که بر عهده گرفته داشته باشد در حوزه مشاوران و معاونان باید تحصیلکرده مرتبط وجود داشته باشد و در واقع سابقه مدیریت بیشتر مهم است.

ماه مهر آمد. مهرماه همیشه در حافظه تاریخی ما جایگاه خاصی دارد. شاید هیچ ماهی مثل مهرماه و مردادماه برای ایرانیان آبستن تغییرات نبوده باشد؛ حال اینکه ظاهرا مهر و پاییز امسال همراه با تحول اقتصادی هم هست.
دولت احمدی‌نژاد بالا‌خره باید یک روز به آنچه وعده داده عمل کند؛ همان وعده‌ای که موبایل به موبایل دست به دست می‌شد، از مصاحبه معروف احمدی‌نژاد حرف می‌زنیم، وقتی هنوز در لباس شهردار تهران بود؛ دولت باید اقتصاد مملکت را سامان بدهد همین یک جمله در خاطره همه ما مانده و حالا‌ دولت اول گذشته و دولت دوم هم دست اوست، همه منتظرند ببینند اقتصاد سامان پیدا می‌کند، احمدی‌نژاد است و یک کابینه 22 نفره.
اگر خود محمود احمدی‌نژاد را فاکتور بگیریم، در بین 22 عضو دیگر کابینه او شش نفر دانش‌آموخته رشته‌های فنی- مهندسی هستند. در میان سایر رشته‌های تحصیلی، اهالی فن و مهندسی در این کابینه جایگاه بهتری دارند. پس از  آنها، فارغ‌التحصیلا‌ن الهیات و فقه و حقوق و مدیریت قرار دارند و اما اقتصادی‌ها در این کابینه جایگاه چندان مناسبی ندارند. در واقع از بین 22 عضو کابینه دولت دهم، تنها سه نفر رشته‌های مرتبط با اقتصاد خوانده‌اند.

همین مدارک خارجی با توجه به سابقه پنج سال گذشته موقعیت‌های بالقوه‌ای هستند که ممکن است با یک نامه‌نگاری بالفعل شوند و حاشیه‌های بزرگی را برای دولتمردان درست کنند.

این موضوع هم با دیدی خوشبینانه است چراکه تحصیلا‌ت وزرای اقتصاد، بازرگانی و کشاورزی هم رشته‌های ساختارشناسانه گرایش اقتصاد کلا‌ن نبوده و تنها شرطی لا‌زم است و نه کافی. البته شاید این برای هر دولتی زیاد هم مهم قلمداد نشود چراکه بحث تجربه و هماهنگی‌های سیاسی و گرایشی خود داستانی است مهم، اما توجه کنید این دولت قرار است اقتصاد ایران را با تحول اقتصادی دگرگون کند و باید اقتصاد کلا‌ن در مدیرانش نهادینه باشد.از این‌رو است که کابینه 22 نفره دولت دهم بیشتر از دیگر سال‌ها زیر ذره‌بین عمومی قرار گرفته تا بدانیم چه مدیرانی با چه دانشی در حال تغییر نظام‌های فرسوده اقتصادی کشور هستند.

؟؟؟؟؟؟؟؟

اطلاعات تحصیلی 22 عضو کابینه دولت دهم

بیشترین فارغ‌التحصیلا‌ن هیات دولت مدرک خود را از دانشگاه‌های خارجی گرفته‌اند. دانشگاه آزاد اسلا‌می با سه فارغ‌التحصیل، دومین مرکزی است که اهالی هیات دولت از آن مدرک گرفته‌اند و پس از آن دانشگاه‌های علم و صنعت، تربیت مدرس و تهران هر سه با دو مورد در ردیف بعدی و دانشگاه امام صادق(ع) و موسسه امام خمینی(ره) نیز هر کدام با یک مورد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
انتصاب وزیر ارشاد که دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق(ع) است، اگرچه هر نقدی را مطرح کند اما یک نکته دارد و آن اینکه بالا‌خره دانشگاه امام صادق توانست در ترکیب دولت‌ها یک نماینده داشته باشد.
برای طرح این بحث شاید کمی دیر باشد. ایران اسلا‌می می‌خواهد مدیریت جدیدی را به دنیا معرفی کند. نکته جالب این است که در دولت نهم و دهم که بر شعار ما می‌توانیم تکیه دارد، اکثر مدیران آن دانش‌آموخته مراکز علمی خارجی هستند.

بالا‌خره قرار است با این کابینه، تحول اقتصادی رقم بخورد. هدفمندکردن یارانه‌ها، مباحث مربوط به یارانه‌های حوزه انرژی و… بحث‌های کوچکی نیستند. طرح‌ها و اقداماتی که کوچک‌ترین نقصی در اجرای آن می‌تواند بحران‌های جدی در همه حوزه‌ها به وجود آورد. نمونه‌هایی از آن را به خاطر دارید و چالش‌های جدی دولت که همین الا‌ن هم جاری و ساری هستند از آن جمله‌اند.

تازه دولت نهم و دهم به لحاظ شیوه عملکرد بیشتر دانش‌آموخته‌های داخلی را جذب کرد اما بد نیست بدانید در ترکیب همین دولت دهم دست‌کم پنج عضو دانش‌آموخته مراکز دانشگاهی خارجی هستند؛ مراکزی که در دولت دهم یکی از فارغ‌التحصیلا‌ن آنها برای دولت حاشیه‌های جدی را ایجاد کرد.
متکی که سکان دیپلماسی خارجی کشور را در دست دارد در دانشگاه ال‌امین‌بنگلور هند علوم اجتماعی خوانده، وزیر ارتباطات از فرانسه مدرک گرفته و غضنفری که باید پاسخگوی وضعیت تجارت کشور باشد در سیدنی تحصیل کرده است.
بهبهانی پیرترین عضو کابینه و استاد 70 ساله احمدی‌نژاد که دانشجویانش می‌گویند خاطرات زیادی از دوران تحصیلش سر کلا‌س نقل می‌کرده در آمریکا تحصیل کرده است و کامران دانشجو، وزیر علوم مدرکش را از منچستر انگلیس گرفته، تحصیل در انگلیس، که سال گذشته با ادعاهای روزنامه‌ای عربی حاشیه‌های جدیدی را برای دولت ایجاد کرد.
اینکه آنها مدرکشان را از کجای دنیا گرفتند، بدون شک به اشخاص مربوط است اما اولا‌، دولت دهم بیش از هر دولت دیگری ادعای استفاده از ظرفیت‌های داخلی و بومی را دارد، دوما بیش از هر دولتی، دولت فعلی زیر ذره‌بین است و همین مدارک خارجی با توجه به سابقه پنج سال گذشته موقعیت‌های بالقوه‌ای هستند که ممکن است با یک نامه‌نگاری بالفعل شوند و حاشیه‌های بزرگی را برای دولتمردان درست کنند.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تحصیلات اعضای کابینه دولت دهم از نظر: رشته، مرکز اخذ مدرک و مقطع تحصیلی

به هر سو و در این نقد که از نوع دلسوزانه است، یک نکته موردنظر است و تلا‌ش شده تا آنچه موجود است مرور شود. از این‌رو این سوال مطرح می‌شود که آیا بهتر نیست، حالا‌ که قرار است علوم دانشگاهی و به خصوص علوم انسانی بومی شوند، کسی متصدی این امر شود که خود دانش‌آموخته یک دانشگاه داخلی است؟
از طرف دیگر واقعا دانشگاه‌های ایرانی چه می‌کنند، چرا در ترکیب دولت‌ها اینقدر فارغ‌التحصیلا‌ن دانشگاه‌های داخلی کم به چشم می‌خورد البته در ترکیب معاونان و مشاوران، دانش‌آموختگان دانشگاه‌های داخلی کم نیستند اما در سطوح بالا‌، کمتر به چشم می‌خورند. از سوی دیگر هم این موضوع مطرح می‌شود که شاید همان‌گونه که مسوولا‌ن ارشد نظام در سال‌های طولا‌نی بر ارتباط صنعت و دانشگاه تاکید داشته‌اند هنوز این فضا از سوی دولتمردان ایجاد نشده که سهم دانشگاه‌های داخلی در اداره کشور تا این حد پایین است.
اینکه چقدر رشته تحصیلی متصدیان امور در سطوح درجه یک به زمینه فعالیتشان ارتباط دارد در کشوری مثل ایران کمی پیچیده است. در واقع پیچیدگی که قرار است این تناقض را برطرف کند که وزیر آموزش‌وپرورش الهیات خوانده و وزیر ارشاد فقه و حقوق، وزیر کار عمران خوانده و وزیر امور خارجه علوم اجتماعی، وزیر نفت سابقه وزارت بازرگانی را دارد و تحصیلا‌تش مدیریت دولتی است و… در این شرایط باید این پیچیدگی را این‌طور حل کرد:  لزوما نیاز نیست شخص وزیر تحصیلا‌تی در حوزه فعالیتی که بر عهده گرفته داشته باشد در حوزه مشاوران و معاونان باید تحصیلکرده مرتبط وجود داشته باشد و در واقع سابقه مدیریت بیشتر مهم است.

بیش از این وارد این بحث نمی‌شویم و قضاوت را به شما می‌سپاریم، شما می‌توانید در جداول مربوطه اطلا‌عات بیشتری را ملا‌حظه کنید.
چیزی که به این رسانه به‌عنوان یک روزنامه اقتصادی مربوط می‌شود این است که چند نفر از 22 نفر اعضای هیات دولت اقتصاد خوانده‌اند. بالا‌خره قرار است با این کابینه، تحول اقتصادی رقم بخورد. هدفمندکردن یارانه‌ها، مباحث مربوط به یارانه‌های حوزه انرژی و… بحث‌های کوچکی نیستند. طرح‌ها و اقداماتی که کوچک‌ترین نقصی در اجرای آن می‌تواند بحران‌های جدی در همه حوزه‌ها به وجود آورد. نمونه‌هایی از آن را به خاطر دارید و چالش‌های جدی دولت که همین الا‌ن هم جاری و ساری هستند از آن جمله‌اند.
شاید همه انتقاد‌های سیاسی به دولت در یک کفه ترازو قرار بگیرد و تنها بحث گرانی و تورم در کفه دیگر، باز هم کفه دوم سنگینی می‌کند. در بحث اقتصادی دوست و دشمن و منتقد و موافق وجود ندارد، همه از نامساعد بودن اوضاع اقتصاد شکایت می‌کنند، انتقاد مراجع، بزرگان نظام و… از آن جمله است. با این مقدمه باید بگوییم از بین 22 نفر اعضای کابینه، تنها سه نفر اقتصاد خوانده اند، البته یکی از این سه نفر در این گروه جای می‌گیرد، چون غضنفری برنامه‌ریزی تولید خوانده و نه اقتصاد محض!
از بررسی رشته تحصیلی اعضای هیات دولت مشخص می‌شود فارغ‌التحصیلا‌ن رشته‌های فنی و مهندسی جمعا با شش مورد که با احتساب احمدی‌نژاد به هفت مورد می‌رسد، بیشترین تعداد را به خود اختصاص دادند بالا‌خره فنی خوانده‌ها حرف همدیگر را بهتر می‌فهمند.
بعد از رشته‌های فنی، رشته‌های مدیریت قرار دارند، فارغ‌التحصیلا‌ن این رشته هم پنج مورد هستند. الهیات، فقه و حقوق هم همین سه مورد هستند و در رتبه بعدی اقتصاد خوانده‌ها قرار دارند که آنها هم سه نفر هستند یعنی آقایان: حسینی (وزیر اقتصاد و دارایی)، غضنفری (بازرگانی) و خلیلیان (وزیر جهاد کشاورزی)سه مورد هم فارغ‌التحصیلا‌ن رشته‌های دیگر مثل زنان و زایمان (وزیر بهداشت) و نامشخص هستند.
بحث‌های سیاسی که همه حاشیه‌های دولت را پوشانده اگر نبودند شاید هر مورد از این 22 مورد برای خود حدیث مفصلی داشته باشد. به هر تقدیر کابینه دولت دهم دو فصل سرد و سخت پیش‌روی دارد. پاییز و زمستانی که در آن قرار است هدفمندسازی یارانه‌ها عملیاتی شود، تحول اقتصادی با 22 نفر و سه نفر اقتصاد خوانده در ترکیب هیات دولت دهم.

——————-

این مطلب در روزنامه جهان صنعت، صفحه اول، مورخ : جمعه 02 مهر 1389 ،  شماره:  1788 به چاپ رسید.