حزب الله در ایران؛ چریک های مسلمان به دنبال حکومت اسلامی

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

بی فایده است اگر بخواهیم حزب الله را بدون در نظر گرفتن حزب ملل اسلامی بشناسیم! اوایل سال 1344 مطبوعات وقت با تیترهای بزرگ و جنجالی خبر از دستگیری یک گروه مسلح به نام “حزب ملل اسلامی” دادند. حزب ملل اسلامی، 55 عضو تشکیلاتی داشت که همگی در سال 1344 توسط حکومت پهلوی دستگیر شدند. محمد کاظم موسوی بجنوردی، محمد جواد حجتی کرمانی، عباس آقازمانی(ابوشریف)، جواد منصوری، عباس دوزدوزانی، ابوالقاسم سرحدی زاده، مرتضی حاجی، محمد کاظم سیفیان، احمد احمد و میر محمد صادقی از جمله شناخته شده ترین اعضای حزب ملل هستند.

او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود.

او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود.

حزب ملل اسلامی برای براندازی رژیم سلطنتی، مشی مسلحانه را پیشه کرده بود و در صدد بود که بر مبنای کار تشکیلاتی و چریکی فعالیت کند, اما بارزترین اشتباه این گروه عدم شناخت از جامعه ایران بود. ایشان گرچه انسانهای صادق و پاکی بودند، اما از نظر تشکیلاتی و سیاسی خیلی ضعیف بودندو به خاطر همین قبل از هر گونه فعالیت عملی دستگیرو روانه زندان شدند و حبس های متفاوتی را متحمل شدند.(خاطرات عزت شاهی) از نجف تا قم جالب است بدانید، بنیانگذار حزبی که بستر بوجود آمدن حزب الله را فراهم ساخته بود، هنوز در قید حیات است. او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود. او در شهر نجف رشد کرد و به تحصیل علم پرداخت. وی هم‌زمان علوم قدیم و جدید را فرا می‌گرفت و به ویژه در حوزه نجف از محضر اساتید سود می‌برد و از همان ایام به علوم عقلی و فلسفی علاقه وافر نشان می‌داد. در ۱۶ سالگی با عضویت در حزب الدعوه الاسلامی در عراق وارد کارهای تشکیلاتی شد. در سال ۱۳۳۹ (یک سال قبل از تاسیس حزب ملل اسلامی)به ایران و قم آمد و در مدرسه سپهسالار تحصیلات حوزوی را پی گرفت. بعد از انقلاب، بنیانگذار حزب ملل اسلامی، مدتی استانداری اصفهان را بر عهده داشت. نماینده مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود. در سال ۱۳۶۲ به تأسیس مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی اقدام و اداره آن را بر عهده گرفت. پس از انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست‌جمهوری در ۱۳۷۶ جایگزین او در سمت رئیس کتابخانه ملی شد و تا ۱۳۸۴ این سمت را بر عهده داشت. در زمان ریاست جمهوری خاتمی مشاور وی در مسائل مختلف و به ویژه در مسأله فناوری اطلاعات بود. تاسیس حزب آقای سید محمد کاظم بجنوردی در سال 1340 تصمیم گرفت یک تشکیلات سیاسی را به وجود آورد. ابتدا موضوع را با یکی از دوستانش به نام حسن (حامد) عزیزی در میان گذاشت. پس از مطالعه و بررسی در اسفند 1340 اولین هسته‌ی حزب تشکیل شد. در اولین جلسه سید کاظم بجنوردی، هاشم آیت‌الله زاده، حسن عزیزی، محمد مولوی عربشاهی و محمد سید محمودی طباطبایی قمی در منزل آقا هاشم جمع شدند و آقای بجنوردی اهداف حزب را تبیین کرد و نام حزب‌ ملل اسلامی را برای این تشکیلات انتخاب کردند. اعضای اولیه‌  حزب به جز مولوی همه دیپلمه‌ و مجرد و جوانانی حدوداً بیست ساله بودند. به گزارش بنیان گذاران حزب، این حزب از اول مشی مسلحانه را انتخاب کرد؛ ولی موضوع خط مشی و عمل کرد حزب چندان جدی نبود. پس از قیام 15 خرداد «حزب ما از صورت یک گروه کوچک و محدود بیرون آمد؛ زیرا مردم از هر حرکت مذهبی علیه رژیم استقبال و حمایت می‌کردند. [به علاوه] به دنبال آن ما توانستیم با اطمینان مشی مبارزه‌ی مسلحانه را در دستور کار حزب قرار بدهیم.» شهید عراقی نیز به دلیل هم‌بند بودن با اعضای حزب‌ملل اسلامی نیز معتقد بود که فعالیت‌ حزب‌ملل اسلامی بعد از 15 خرداد شکل گرفت. وی در خاطراتش گفته است: «فکر این سازمان‌بندی از سال 1340 در مغز کاظم بجنوردی، عربشاهی، حسن عزیزی و سید محمودی که از بنیان‌گذاران این تشکیلات هستند، بوده ولی جنبه‌  فعلیت‌ نداشته و بالقوه بوده؛ ولی بعد از کشتار 15 خرداد اینها تحت تاثیرش قرار می‌گیرند و به فکر ایجاد آن می‌افتند. یکی چند تا عضوگیری می‌کنند، ولی بعد از حادثه‌ی اول بهمن و کشتن منصور خیلی این مسئله اوج می گیرد و عضو گیریشان خیلی سریع می‌شود.» ساختار حزب عبارت بود از: کمیته‌ی مرکزی، شبکه‌ها، کادر، دسته، شاخه، واحد، مدرسه و کلاس که هر کلاس از چهار نفر و هر کلاس یک مدرسه و هر دو مدرسه یک واحد و هر دو واحد یک شاخه و هر دو شاخه یک دسته و هر دو دسته یک گروه و هر دو گروه یک کادر و هر چند کادر یک شبکه محسوب می‌شد. حزب در ابتدای فعالیت بیشترین تلاش خود را روی کادرسازی و تربیت نیروهای مومن و سیاسی نمود؛ به همین جهت کارهای تئوریک فراوانی انجام داد. انتشار جزوه‌ای به نام نشریه، ماه‌نامه‌ای به نام «خلق» که ارگان حزب بود و برنامه‌های آموزشی نشان از اولیت آموزش ایدئولوژیک دارد. مرامنامه حزب رهبران حزب‌ ملل اسلامی در راستای مباحث تئوریک مرام‌نامه و اساس‌نامه‌ حزب را نیز تهیه کردند. از مرام‌نامه‌ حزب استنباط می‌شود که رهبران حزب‌انگیزه‌ای جز حاکمیت اسلام نداشته‌اند. آنان در این مرام‌نامه‌، خود را «تابع قوانین اسلامی» و مبانی قوانین اسلامی را «قرآن، سنت، عقل و اجماع» اعلام کرده‌اند و تصریح کرده‌اند که حزب «می‌خواهد اجتماع نوینی براساس فلسفه‌ی اسلام بنا کند.» آنان گرچه در مرام‌نامه هدف خود را حکومت اسلامی اعلام نکرده‌اند؛ ولی دقت در مرام‌نامه نشان می‌دهد که حکومت اسلامی یک اصل مسلم برای حزب است و به همین جهت هشت بار از حکومت اسلامی و دولت اسلامی نام برده‌اند. در اصل 3 می نویسند: «زمین‌های مسلمان‌نشین جزء لایتنفک دولت اسلامی است.» در اصل 5 «کمیته‌ی مرکزی حزب ملل» را «مرجع اعلای دولت اسلامی» اعلام کرده‌اند، و در اصل 8 تصریح کرده‌اند: «پارلمان دولت اسلامی از دو مجلس تشکیل» می‌شود: «مجلس مردم» و «مجلس بزرگان» و کار نظارت بر «حکومت‌اسلامی» را بر عهده‌ی مجلسین قرار داده‌اند. مرام‌نامه در تبیین مجلس بزرگان، شرط عضویت را «اجتهاد و عدالت» گذاشته است و در اصل 10 زمانی قوانین را قابل اجرا می‌داند که به «تصویب مجلس بزرگان» برسد و این نشان می‌دهد که رهبران حزب چگونه پای بند به مقررات اسلامی بوده‌اند. چرا حزب ملل؟ علت انتخاب نام «حزب‌ ملل اسلامی» به این جهت بوده است که رهبران حزب هدف خود را تاسیس یک حکومت اسلامی در جهان اسلام قرار داده بودند. از اصل 14 تا 18 استنباط می‌شود که نوع حکومت جهانی اسلام، حکومتی فدراتیو بوده که به ولایت‌های مختلف با رئیس جمهور منتخب از طرف مردم تقسیم می‌شده که سیاست داخلی را خود تنظیم می‌کرده‌اند؛ ولی سیاست خارجی و داشتن نیروهای مسلح با مرکزیت بوده است. رهبران حزب در عین سادگی بسیار آرمان‌گرا بوده‌اند؛ آرمان‌گرایی و خلوصی که بسیار ستایش برانگیز است. حتی رهبر حزب برای خرید ماشین پلی‌کپی از نماز و روزه‌ی استیجاری استفاده کرده است. وی در خاطرات خود نقل می‌کند که چون «برای خریدن [دستگاه پلی‌ کپی] پول نداشتیم و هاشم آیت‌الله زاده، پسردایی مادرم، می‌خواست ده سال نماز و روزه مادرش را بخوانند من به او گفتم پولش را به من بده تا یک دستگاه پلی‌کپی بخریم، نماز و روزه‌اش پای من…» (از کتاب چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران) کشف و انحلال در مهر ۱۳۴۴ پس از دستگیری محمدباقر صنوبری که حامل مقادیر زیادی مدارک از حزب بود و در پی آن دستگیری ۵۵ تن از افراد حزب در عمل انحلال یافت. بجنوردی همراه با جمعی از افراد حزب، به کوه های شاه آباد پناه برد ولی پس از محاصره توسط ساواک، دستگیر شد. ابتدا به اعدام محکوم شد که پس از وساطت محسن حکیم، محکومیتش به حبس ابد تقلیل یافت. در زندان کتاب اقتصادنا اثر سید محمدباقر صدر را ترجمه کرد. کشف و انحلال حزب ملل اسلامی، نه تنها پایان ماجرا نبود، بلکه آغاز جریانی دیگر بود. جریانی که بعدها به «حزب الله» شهرت یافت. ————————- این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات:38و39 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ شبکه سازی برای مبارزه مسلحانه

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

چند سال پس از دستگیری و انحلال حزب ملل اسلامی، «حزب الله» رسما متولد شد. حدودا سه سال پس از انحلال ملل اسلامی در سال 1347، تعدادی از آزادشدگان حزب با توجه به تجارب پیشین خود پایه گذار گروه دیگری به نام «حزب الله »شدند .رهبری این تشکیلات را عباس آقا زمانی (معروف به ابو شریف)به عهده داشت و از دیگر عوامل ذی نفوذ این تشکیلات جواد منصوری و احمد احمد بودند .

حزب الله، به شیوه حزب ملل اسلامی، از سال 1347 فعالیت خود را بر مبنای کار تئوریک و آموزش آغاز کرد و کلاس های درس عربی را برای اقشار مختلف جامعه بویزه جوانان دایر کردند.  تعدادی راهم از دانشگاه ها و مراکز علمی دیگر شناسایی و به صورت هیئتی، به این کلاس ها هدایت می کردند.

ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد.

ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد.

مدرس بیشتر این کلاس ها جواد منصوری و ابوشریف بودند. این کلاس ها، بر پایه متون مربوط به آیات و احادیث و فرازهایی از نهج البلاغه با تکیه بر مبارزات علیه ظلم و دعوت به اقدام مسلحانه، توزیع می شد .

اغلب اعضای «حزب الله» اعضای حزب ملل اسلامی بودند، که برای ادامه مبارزه با رژیم شاه با تکیه بر تجربیات گذشته و نیز خود سازی فردی و جمعی و کسب آمادگی لازم برای مقابله با هر گونه تهدید از سوی دستگاه حاکمه، سازمان و تشکیلات مخفی حزب الله را با الهام از آیات  قرآنی: «و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون»(56مائده) و«اولئک حزب الله الا ان  حزب الله هم المفلحون»(مجادله 22)رااه اندازی نموده وهدف از آن را مبارزه با رژیم شاهنشاهی و براندازی آن عنوان کردند.

بر خلاف حزب ملل اسلامی که از ابتدا اقدام به ساخت تشکیلات و… کردند، این گروه با ایدئولوژی اسلامی و جهان بینی توحیدی،  فاقد دفتر و تشکیلات تابلو داری بودند. آنان بنا داشتند قبل از ورود به عرصه عملی مبارزه به جذب افراد و کار عمیق ایدئولوزیک بپردازند و تشکیلات خود را کاملا در خفا سازماندهی کنند.

؟؟؟؟؟

مدرس بیشتر این کلاس ها جواد منصوری و ابوشریف بودند. این کلاس ها، بر پایه متون مربوط به آیات و احادیث و فرازهایی از نهج البلاغه با تکیه بر مبارزات علیه ظلم و دعوت به اقدام مسلحانه، توزیع می شد .

اکثر کلاس های عقیدتی این گروه در مسجد حضرت امیر المومنین (ع) برگزار می شد.  این کلاس ها به سبک جدیدی و بصورت رایگان برگزار می شد ودر حاشیه آن آقا زمانی(ابوشریف) می خواست که شاگردان آیات جهادی را حفظ کنند.

این کلاس ها دایر بود و سه هدف کلی را دنبال می کرد:

1. تبلیغ و سازندگی (کار فرهنگی) بود .

2. اداره و بهره برداری از توانایی ها و مبارزه با رژیم سلطنتی بود .

3. شناسایی و جذب افراد مومن به حزب الله بود .

این مرحله تقریبا جنبه علنی داشت و حتی رژیم هم از آن با خبر بود، چرا که ظاهر آن پیوسته فقط کلاس درس بود و در آن جلسات خیلی از افراد رفت و آمد داشتند که از جمله آنان آیت الله خامنه ای بودند.

عملیات حزب الله

فعالیت حزب ملل اسلامی به دلیل عدم تجربه کافی بدوا متوقف شد، اما حزب الله که متشکل از اعضای حزب ملل اسلامی بود، با تجربه ای تازه قدم به میدان گذاشته بود. اما هدف اصلی آن مبارزه مسلحانه بود.

خود ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد. »(مصاحبه با روزنامه ایران/ ویژه نامه بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران)

ترور سرتیپ طاهری

سازمان مجاهدین خلق بعد از ضربه سنگینی که در سال 50 از ساواک خورده بود ناچار به همکاری با تشکیلات مذهبی از جمله موتلفه و حزب الله شد.

پس از صحبت ها و مذاکرات متعدد قرار شد در یک اقدام ائتلافی مابین آنها و حزب الله دست به ترور سرتیپ طاهری که یکی از عوامل اصلی سرکوب خونین قیام 15 خرداد1342، که در مقابله و مهار بسیاری از تظاهرات و راهپیمایی های دیگر مردم علیه رژیم سلطنتی نظیر : سرکوب راهپیمایی مردم در تشییع جنازه آیت ا… فومنی در سال 1343، سرکوب تظاهرات ضد اسرائیلی در سال 1349 ، حمله به کارگران اعتصابی کارخانه جهان چیت سازی،  حمله به دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران  نقش موثری داشت، بزنند.

طاهری، معاون رئیس پلیس تهران، در یک کار مشترک و آزمایشی ترور شد. هر چند این اقدام موفقیت آمیز بود ولی منجر به دستگیری و متلاشی شدن گروه «حزب الله» در مرداد 1351 شد.

حزب الله از ابتدای دهه 50 تا پیروز انقلاب

عباس آقا زمانی( ابوشریف) پس از دستگیری گسترده شبکه “حزب الله” به فلسطین و لبنان رفت و بعد از یک سال به هنگام بازگشت در مرز بازرگان دستگیر و پس از فرار مجدد از زندان از ایران گریخت و به پاکستان رفت واز آنجا به اروپا و به انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا پیوست و در سال 1974 میلادی وارد دانشگاه دولتی فرانکفورت شد ولی به دلیل تردد زیاد بین خاورمیانه و اروپا نتوانست ادامه تحصیل دهد.

ابوشریف در سال 1357 به نوفل لوشاتو رفت و به جمع یاران اما پیوست. او هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و در مدرسه رفاه محل استقرار امام به سازمان دهی نیروهای نظامی و حزب الله و تامین امنیت و حراست آنجا پرداخت .

او یکی از عناصر تعیین کننده و موسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. «جواد منصوری» دیگر عضو ذی نفوذ حزب الله به عنوان اولین فرمانده سپاه انتخاب شد .

عباس آقازمانی (ابو شریف ) در 2 اردیبهشت 1358 از طرف شورای انقلاب به عنوان فرمانده عملیات سپاه و در خرداد 1359به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب شد.

چنانکه از نظر گذشت، حزب الله ای که در سال 47 کار خود را آغاز کرده بود، نهایتا در سال 58، با عضویت بنیانگذاران آن در نهادها و ارگان های انقلابی عملا به کار خود به عنوان تشکلی مسلح برای مقابله با نظام پهلوی پایان داد. این مقطع نیز به نوبه خود، آغاز گری مقطعی دیگر بود؛ «موج اول حزب الله در جمهوری اسلامی ایران» آغاز می شود.

——————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات: 40و41 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ تولد «حزب اللهی»ها

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ 1 دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

حزب اللهی ها و امر به معروف و نهی از منکر

در شهریور 1359، حدود دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عراق به ایران حمله کرد و دفاع مقدس آغاز شد. پر واضح است که در چنین شرایطی نیروهای انقلابی و مذهبی که به طور عام به آنها «حزب اللهی» گفته می شد از شهرها به سمت مناطق جنگی کشیده شوند و در قامت نیروهای داوطلب ظاهر شوند. رزمندگان حزب اللهی از شهریور 59 تا مرداد 67  در جبهه ها مشغول جنگ بودند.

اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

البته در این سال ها نیز از وضعیت شهرهای پر جمعیت غافل نبودند، اگرچه جاذبه مناطق جنگی برای آنها بیشتر بود. 5-6 سال پس از آغاز جنگ، حزب اللهی ها به شدت درگیر جنگ بودند، اما از اواسط دهه شصت فرصتی پیدا شد که سری هم به شهرها بزنند؛ در این سر زدن ها بود که اهمیت مسائل فرهنگی و اعتقادی برای آنها رنگ تازه ای پیدا کرد.

اواسط دهه شصت همزمان با جنگ، از سوی دیگر در کشور آنچه از آن تحت عنوان «تهاجم فرهنگی» یاد می شود نیز جریان داشت. مساله بی حجابی برای حزب اللهی ها مساله به واقع مهمی بود و در سوی دیگر ماجرا، گرایش جوانان به تیپ های غربی و نوع لباس و مدل مو و… مطرح شدند.

در این زمان اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

حسین الله کرم این دو گروه حزب اللهی را چنین معرفی می کند:

(گروه اول)گروه معتقد به استفاده از زور چهره‌هایی مثل هادی غفاری، اکبر گنجی، مخملباف که پیرو موسوی بودند در اوایل انقلاب هستند. اکبر گنجی معروف به اکبر پونز بود که روسری‌ها را جلو می‌کشید و پونز می‌زد و اقداماتی از جمله رنگ کردن دست‌ها و کارهایی از این دست توسط این گروه انجام می‌شد.

گروه دوم که در دوره انقلاب من اداره آن را بر عهده داشتم شاید در حال حاضر بتوانیم حرکت‌های اجتماعی را در چارچوب ادامه دهیم. در دهه دوم انقلاب یعنی اوایل سال 70 ما از جبهه‌ها برگشتیم که معتقد به دستیابی به خواسته‌ها از طریق اعتراضات مدنی بودیم و در حال حاضر اعتقاد دارم اگر دولت فضای لازم برای حضور مردم در انجام امر به معروف و نهی از منکر را مهیا نکند شاهد خواهیم بود که این دو جریان حزب‌اللهی به اقداماتی شبیه دوره انقلاب دست خواهند زد.( مناظره‌اي با عنوان«نگرش صحيح به مساله آمريكا»/ خبرگزاری ایسنا/ 9 آبانماه 1389/ کد خبر: 8908-06199)  حدودا بعد از سال 67 تا پایان دولت دوم خاتمی، گروه های حزب الله هسته های متعدیی را در شهرها و استان های کشور تشکیل دادند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

دولت سازندگی و بسترهای تولد انصار حزب الله

پس از رحلت امام خمینی(ره) آیت الله هاشمی به عنوان رئیس جمهور دولت سازندگی را بنا می کند. هاشمی رفسنجانی سیاست های اقتصادی غیر دولتی و تا حد امکان آزاد را دنبال کرد، این نوع از سیاست های اقتصادی در جمهوری اسلامی تقریبا بی سابقه بود، چراکه در دولت مستعجل بازرگان، دولت بنی صدر، دولت رجایی و دولت موسوی، هر یک به دلایلی نظیر شرایط انقلابی، شرایط جنگی و… هرگز به سمت اقتصاد آزاد نرفته بودند.

اتخاذ سیاست های اقتصادی مبتنی بر اقتصاد آزاد برای مردم ایران ناآشنا جلوه می کرد، حال اینکه اجرای این سیاست ها موجب بروز تورم نیز شد. در چنین شرایطی جوی از نارضایتی در بین مردم پدید آمد. از سوی دیگر، اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز پس از انقلاب تا دولت هاشمی رفسنجانی بی سابقه بود. به بیانی می توان شرایط متفاوت این دوران را چنین ترسیم کرد:

در دوران هاشمی گروه ها، احزاب سیاسی و جریان های فکری مجال بروز و ظهور یافتند، امری که با فاجعه هفتم تیر و عزل بنی صدر و پس از آن دوران جنگ تحمیلی، عملا به دست فراموشی سپرده شده بود.

  • در دوران سازندگی، بحث تهاجم فرهنگی مطرح و ماجرای استعفای سیدمحمدخاتمی از وزارت ارشاد رخ داد که به نوبه خود موجب ایجاد مسائلی در حوزه فرهنگ و مطبوعات شد.
  • مسائل اقتصادی در دوران هاشمی شکلی تازه به خود گرفت. اقتصاد دولتی کنار گذاشته شد و بهخ اقتصاد خصوصی مجال حضور داده شد؛ موضوعی که برخی آن را زمینه ساز افزایش اختلاف طبقاتی می دانند، واژگانی چون«مرفه بی درد»، «قشر آسیب پذیر» در این دوران رواج یافتند که نشان از بروز طرز فکری خاص می دادند.
  • به خاطر فضای خاصی که در دولت اول هاشمی وجود داشت، مجال بروز و ظهور اقدامات گروه های حزب اللهی به شکل تشکیلاتی و سازماندهی شده چندان وجود نداشت.

رزمندگانی که از جنگ بازگشته بودند با دنیای متفاوت از دنیای دهه شصت مواجه شده بودند. از سویی با سه رخداد مهم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مواجه شده بودند و از سوی دیگر با نسل جدیدی از سیاستمداران مواجه می شدند که با سیاستمداران دهه نخست انقلاب به کلی متفاوت بودند، آنها عملگرا بودند و با معیارهای ارزشی دهه نخست انقلاب متفاوت به نظر می رسیدند. «رانت خوار»، «آقا زاده» و.. عناوینی بود که در این دوران رایج شد، دولت هاشمی دو جریان مخالف بالقوه را در نیمه اول دهه 70 در مقابل خود داشت، یکی گروه های حزب اللهی، دیگری گروه های چپ مذهبی. در ادامه خواهید دید که اولی به ساخت تشکیلات انصار حزب الله منجر خواهد شد.

دخمه ها، محل دردل های یاران قدیمی

این دهه دوم انقلاب بود، که خیلی از مظاهر آن مورد انتقاد این رزمندگان قرار گرفته بود.  اما آنها ترجیح دادند نارضایتی های خود را در محفل هایی مطرح کنند. این محفل ها گاه هیات ها بود و گاه دخمه؛ دخمه اگرچه در اصطلاح عامیانه معنایی خاص دارد، اما باید توجه داشت که منظور از دخمه برای حزب اللهی ها، خانه ای بود که گفته می شود برخی از رزمندگان وقتی به تهران می آمدند، به آن خانه در حوالی شهر ری می رفتند، مدتی در آنجا ـ در کنار هم ـ استراحت می کردند و دوباره راهی جبهه می شدند. در دخمه به خودسازی  معنوی می پرداختند. پس از جنگ، این دخمه به محلی برای جمع های خودمانی همان رزمندگان تبدیل شد.همین جمع ها تا نیمه دوم دهه هفتاد، زمینه تشکیل انصار حزب الله را فراهم کرد.

در نيمه دوم دهه هفتاد، تحول در جناح بندي ها به تأسيس گروه هاي سياسي جديدي منجر شد. رويكرد استقلال از دو جناح مشهور مهم ترين عامل شكل گيري گروه هاي تازه تأسيس بود. انصار حزب الله، جمعيت دفاع از ارزش هاي انقلاب اسلامي و حزب كارگزاران سازندگي مهم ترين اين گروه ها به شمار مي روند. که در بخش بعدی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

——————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات: 42و43 منتشر شد.