حزب الله در ایران؛ ضد چپ ضد لیبرال

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

ابو شریف که عملا با پیروزی انقلاب درگیر سامان دادن به سپاه پاسداران بود تا اینکه همزمان با تشکیل حزب الله لبنان به همراه تنی چند از اعضای حزب الله، به لبنان رفت. ابوشریف پس از آن به افغانستان رفت ودر کنار مجاهدین افغان با حکومت کمونیستی نجیب ا… مبارزه کرد. او در کنار مجاهدین وارد کابل شد و در هنگام سقوط کابل به دست نیروهای طالبان با تنی چند از مجاهدین به صورت ناشناس به پاکستان رفت.

از اینجا به بعد چهره ای دیگر حزب الله را در ایران نمایندگی می کند؛ شهید«محمد منتظری»

حزب الله و حزب شیطان

در نوشته های باقی مانده از شهید بهشتی، سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی(ارگان رسمی حزب جمهوری اسلامی) و… بارها و بارها واژه حزب الله به چشم می خورد. واژه ای که مفهومی متضاد با حزب شیطان دارد و اشاره به امتی دارد که علیه طاغوت قیام کردند و خواهان اجرای فرامین و احکام الهی در عرصه سیاسی کشور هستند.

برخی از یاران ابوشریف پس از انقلاب به سمت فعالیت های فرهنگی و بسط اندیشه های حزب اللهی پرداختند. جواد منصوری از آن جمله است، تصویر مقابل آگهی سخنرانی وی را 25 آذر 1359 نشان می دهد.

برخی از یاران ابوشریف پس از انقلاب به سمت فعالیت های فرهنگی و بسط اندیشه های حزب اللهی پرداختند. جواد منصوری از آن جمله است، تصویر مقابل آگهی سخنرانی وی را 25 آذر 1359 نشان می دهد.

باید توجه داشت که این مفهوم با مفهوم حزب الله به معنای تشکیلاتی کاملا متفاوت است. حزب الله صفتی مثبت برای توصیف انقلابیون هوادار جمهوری اسلامی بوده که در کلام اکثر گروه های سیاسی آخر دهه 50 به بعد مشهود است.

در روزنامه جمهوری اسلامی ستونی ثابت با عنوان «حزب الله و حزب شیطان» از ابتدای شکل گیری تا پایان دهه 50 به وجود آمد. تنها در سال 59،  این ستون 19 قسمت داشت و به واکاوی جنبش های مردمی اسلامی در مقابل تشکل های غیر ایدئولوژیک و غیر مذهبی می پردازد.

گویی تلاشی وسیع برای انتقال مفهوم حزب الله آغاز شده، تالاشی وسیع که لزوما سازماندهی شده هم نبوده است. در واقع این واژه ای است با پشتوانه قرآنی و مکتبی که در بیان اکثر شخصیت ها به کار برده می شود. عده ای از روی حسن نیت و عده ای از روی سوء نیت آن را بکار می بنرد.

اما یک چیز مشخص است، حزب الله از ابتدا با کلید واژگانی چون انقلاب و مبارزه پیوند خورد، گویی بی چنین واژگانی کاربردی ندارد.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روزنامه جمهوری اسلامی در سری تحلیل هایی به شرح و تفصیل «حزب الله» در مقابل «حزب شیطان» می پردازد. بریده ای از روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 20 اردیبهشت 1359، صفحه 3

یکی از دغدغه های انقلابیون، معرفی حزب الله است. حزب الله در مقابل جنبش های ملی و جهان وطنی قرار گرفته است. برخی چهره های نهضت آزادی نسبت به حزب الله واکنش های منفی نشان دادند، در این تصویر، نویسنده ویژه نامه روزنامه جمهوری اسلامی نسبت به این واکنش های منفی ابراز عقیده کرده است.

روزنامه جمهوری اسلامی از جمله مطبوعاتی به شمار می رود که در ابتدای انقلاب با تحریریه ای متشکل از نیروهای مکتبی تشکیل یافته بود. این روزنامه رسالت خود را در تبیین مفاهیم اسلامی – انقلابی تعریف کرده بود. در این روزنامه چاپ مطالب خوانندگان حامی جمهوری اسلامی و حزب الله به وفور به چشم می خورد.

*****

محمد منتظری

کسی نمی تواند نبوغ شهید «محمد منتظری» در جنگ های چریکی را کتمان کند. محمدمنتظری از آن دست شخصیت هاییست که انگار برای انقلاب کردن پا به این دنیا گذاشتند و تقدیرشان با مبارزه گره خورده است.

در مورد اینکه چه کسی ابتدا سپاه را پایه گذاری کرد اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، ظاهرا این اختلاف نظرها نیز از آنجا ناشی می شود که سپاه ابتدا به شکل امروزی منسجم و سراسری نبوده و منطقه به منطقه هسته هایی به نام سپاه تشکیل می شدند. در حالی که بسیاری ابوشریف و سپاهی که او در پادگان جمشیدیه تشکیل داده بود را بنیانگذار سپاه می دانند، اشخاصی نیز چون رفیق دوست، اعتقاد دارند اولین کسی که ایده تشکیل سپاه را در مدرسه رفاه مطرح کرد، کسی نبود جز شهید «مهمد منتظری»

اشخاصی نیز چون رفیق دوست، اعتقاد دارند اولین کسی که ایده تشکیل سپاه را در مدرسه رفاه مطرح کرد، کسی نبود جز شهید «مهمد منتظری»

اشخاصی نیز چون رفیق دوست، اعتقاد دارند اولین کسی که ایده تشکیل سپاه را در مدرسه رفاه مطرح کرد، کسی نبود جز شهید «مهمد منتظری»

رفیق دوست در مصاحبه ای در مورد شهید محمد منتظری می گوید او با فعالیت سپاه زیر نظر شورای انقلاب موافق نبود:  (شهید محمد منتظری)به راحتي (فعالیت سپاه زیر نظر سپاه را) نپذيرفت. اتفاقا او خيلي اذيت كرد. خودش كه نيامد. بعد من به اتفاق ابوشريف به ديدنش رفتيم. او من را دستگير كرد و نصف روز نگه داشت. بالاخره با هم كنار آمديم. (ناگفته های سپاه پاسداران در گفتگوي شهروند امروز با محسن رفيقدوست/ آبانماه 1387)

جنبش های رهایی بخش جهانی و حزب الله

در بهبهه پیروز انقلاب و در اواخر دهه 50 ، عده ای از انقلابیون تصمیم می گیرند انقلاب را صادر کنند و به کمک سایر انقلابیون جهان بشتابند. در این میان نیز با انگیزه قدرتمندی که داشتند، به برخی مناسبتات و سلسله مراتب توجه نمی کردند.

در همین زمان نیز گروه هایی تندرو و به ظاهر مذهبی در برخی نقاط کشور به موازات تشکیل سپاه در مرکز شکل گرفته بودند که بعضا جلوتر از انقلاب حرکت می کردند، یکی از این گروه ها را «مهدی هاشمی» رهبری می کرد.

مهدی هاشمی پیش از انقلاب گروهی را ـ به ظاهر ـ برای ترویج امربه معروف و نهی از منکر تشکیل داده بود که به گروه ضربت شهرت یافته بود، پس از انقلاب با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید محمدمنتظری به عنوان مسئول آموزش و تبلیغات برگزیده می  شود و مهدی نیز جانشین وی. به دلیل عدم حضور شهید منتظری در جلسات، بخاطر مشغله در «نهضت‌‌های آزادی‌بخش»، جانشین او یعنی مهدی هاشمی در شورای 12 نفره فرماندهی سپاه حاضر می شود.

این شخص کمال استفاده را از فرصت بدست آمده برد و اعضای باند خویش در اصفهان را با نام جدید «حزب الله» احیا و همچنین برخی از نزدیکان باندی خود را وارد سمت های مهم سپاه کرد

این شخص کمال استفاده را از فرصت بدست آمده برد و اعضای باند خویش در اصفهان را با نام جدید «حزب الله» احیا و همچنین برخی از نزدیکان باندی خود را وارد سمت های مهم سپاه کرد

این شخص کمال استفاده را از فرصت بدست آمده برد و اعضای باند خویش در اصفهان را با نام جدید «حزب الله» احیا و همچنین برخی از نزدیکان باندی خود را وارد سمت های مهم سپاه کرد.( مصاحبه پژوهشگران با حجت الاسلام سالک)

از جمله اقدامات باند مهدي هاشمي كه چهره انقلاب اسلامي را در اذهان مردم مورد خدشه قرار داد، به انحراف كشيدن خوي انقلابيگري افراد منطقه اصفهان و ديگر نقاط كشور نه در جهت اسلام انقلابي مورد نظر امام  بلكه در جهت افراطي و سلبي آن، تحت عنوان تشكل حزب الله در منطقه بود.

مهدي هاشمي در اعترافاتش به اين موضوع اشاره مي كندكه «در قهدريجان جرياني تشكيل يافت كه دوستان ما از آن به «حزب الله» تعبير ميكردند، ولي خود من نام «گروه ضربت» را براي آن انتخاب كرده بودم. اين گروه تحت عنوان مبارزه با منكرات، افراد را بطور انفرادي دستگير كرده و پس از ضرب و شتم، به باغي در خارج شهر مي بردندو بدون آن كه مجوز شرعي و اجازه حاكم شرع در بين باشد، آنان را تعزير مي كردند.»( كالبد شكافي انحراف، نوار اعترافات مهدي هاشمي- شماره بازيابي 14244 مركز اسناد انقلاب اسلامی)

ماجرا تسخیر فرودگاه و حکم آیت الله مهدوی کنی

درست از زمانی که دولت موقت تشکیل شد، تا دوران تسخیر لانه جاسوسی، استراتژی صدور انقلاب از سوی برخی چهره های انقلابی مورد توجه قرار گرفت. یکی از این چهره ها محمد منتظری بود.

در مقابل محمدمنتظری و جنبش رهایی بخش، از سویی دولت موقت قرار داشت، از سوی دیگر چهره های هوادار رعایت سلسله مراتب، نظیر شهید بهشتی و آیت الله مهدوی کنی و.. ماجرا وقتی اوج پیدا کرد که یک بار وی و همراهانش قصد داشتند با هواپیمایی که از آشیانه هواپیمایی ملی آماده کرده بودند راهی طرابلس شوند، ماموران دولتی در فرودگاه مانع حرکت هواپیما شدند و در حالی که نزدیک بود ماجرا به فاجعه‌ای بینجامد، ماموران شهربانی به دستور مهندس بازرگان هواپیما را محاصره کردند.

محمد منتظری و همراهانش – در حدود هشتاد نفر که بدون پاسپورت و اوراق شناسایی قصد سفر داشتند – روی باند فرودگاه مهرآباد تحصن کردند و مانع از پروازهای دیگر شدند. در این زمان به دستور امام خمینی، دولت بازرگان اعلامیه‌ای صادر کرد و آیت‌الله منتظری نیز در نامه‌ای که از رادیو و تلویزیون پخش شد، فرزند بزرگ خود را دارای ناهنجاری‌های عصبی خواند که در اثر شکنجه‌های دوران زندان شاه در او پدید آمده است: “کنترل و مهار کردن و معالجه او همواره فکر مرا مشغول کرده و تا کنون چند مرتبه دست به اقداماتی زده‌ام و حتی اخیراً مدتی وی را برای معالجه اجباراً در قم نگه داشتم ولی متاسفانه اقدامات من سودی نبخشید و در این میان عده‌ای سوءاستفاده کرده، او را تحریک می‌کنند تا دست به کارهای جنجالی بزند و خوراکی برای تبلیغات دشمنان گردد.» (روزنامه کیهان، ۲۷ شهریور ۱۳۵۸)

محمد منتظری در جواب پدر اعلامیه‌ای صادر کرد و اعلام داشت که چون قصد دارد انقلاب ایران را به نهضت‌های اصیل انقلابی گره بزند و دست عاملان بیگانه را رو کند، به این شانتاژها اهمیت نمی‌دهد. با این همه وی موفق به انجام کار خود نشد. اما این پایان ماجرا نبود. محمد منتظری روز بعد به اتفاق عده‌ای از همراهان [که پاسپورت داشتند] کشور را به مقصد لیبی ترک کرد و چند روز بعد اعلام شد عبدالسلام جلود نخست وزیر لیبی همراه با محمد منتظری به ایران آمده و در قم قصد دیدار با امام‌خمینی را دارد.

نزدیکان محمد منتظری، یکبار دیگر و جهت یاری مردم فلسطین فرودگاه مهراباد تهران را به اشغال درآوردند و با یک هواپیما به سمت سوریه حرکت کردند. گرچه این گروه نتوانست به صورت مستقیم وارد جنگ شود اما در دمشق اعضای ان در جمع نیروهای فتح حضور داشتند.

این واحد برون‌مرزی در جریان تصویب اساسنامه سپاه پاسداران و با اصرار وزارت امور خارجه، از تشکیلات سپاه حذف و زیر نظر قائم‌مقام رهبری ادامه فعالیت داد تا اینکه فعالیت متولیان «نهضت‌های آزادیبخش» در خارج کشور و در چنبره معادلات بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، به موانعی برخورد کرد. آن موانع به اضافه یک سری از معادلات داخلی کار را به توقف فعالیت مدیریت این تشکیلات کشاند.( بررسی تجربه صدور انقلاب اسلامی ایران‏ْ، تاریخچه ، آسیب ها و دلایل کند شدن روند آن/ بخش سوم/جنبش عدالت خواه دانشجویی/ 7 اسفند 1387، کد بازیابی 3014)

علي كوراني نیز در مصاحبه ای به مشکلات حضور حزب اللهی های ایران تحت عنوان سپاه در کشورهای عربی و طرف با اسرائیل اشاره و مشخصا به روایتی از حضور شهید محمد منتظری می پردازد، وی در باب چگونگی مواجهه رزمندگان لبنانی با شهید محمد منتظری می گوید:  «در بقاع نه تظاهراتي به استقبال سپاه راه افتاد و نه كسي به آنها خوش آمد گفت!

در بيروت و جنوب لبنان هم مردم نسبت به آمدن شهيد شيخ محمد منتظري و ياران او در نخستين سال پيروزي انقلاب اسلامي واكنش منفي نشان دادند. مرحوم شيخ محمد جواد مغنيه در برابر شهيد شيخ محمد منتظري ايستاد و به او گفت: آيا شما آمده ايد به اسرائيل بهانه دهيد تا خانه هاي مسكوني مردم جنوب لبنان را ويران كند؟»(ناگفته هايي از تاسيس« حزب الله »/ 12 مرداد 1389، خبرگزاري فارس، کد بازیابی 8904261362)

گفته می شود در مقابل اقدامات شهید محمد منتظری، ایت الله مهدوی کنی دستور بازداشت «محمد منتظری» را در تابستان ۱۳۵۸ یکسال پس از انقلاب صادر میکند. وی این دستور را بر علیه فعالیت های شهید «محمد منتظری» در همکاری با جنبش‌های رهایی‌بخش جهانی انجام می‌دهد.(روزنامه کیهان، 16 تیرماه 1358)

پس از رخدادهای مزبور، نهایتا امام خمینی(ره) شهید محمد منتظری را نصیحت های پدرانه می کنند و در نتیجه نصایح  امام، شهید محمد منتظری که پیشتر میانه خوبی با شهید بهشتی نداشت، به عضویت حزب جمهوری اسلامی در می آید.

محمد منتظری، نهایتا در هفتم تیرماه سال 1360 و در فاجعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، به فیض شهادت می رسد. پس از شهادت محمدمنتظری، مدعی دروغین نمایندگی حزب الله یعنی مهدی هاشمی نیز اعدام شد؛ برخی معتقدند مهدی هاشمی اطلاعاتی را در خصوص پرونده مک فارلین در اختیار هفته‌نامه الشراع  قرار داد تا با چاپ گزارشی مخلوط از واقعیت و کذب در تاریخ 12 آبان سال 1360 دراین هفته نامه به چاپ بسد تا بلکه حکم اعدام وی را تحت تاثیر قرار دهد. (مهدی قمصریان/ پرونده سفر رابرت مک‌فارلین به ایران/ روزنامه همشهری /11 آبان 1386) در این مقطع  تشکلی تحت عنوان  حزب الله در ایران عملا وارد فاز جدیدی شد؛ نسلی به میان آمدند که تاکنون نیز حضور دارند.

——————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات: 44،45 و 46 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ حزب الله در دوره اصلاحات

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

پس از شکست در انتخابات خرداد 1376، انصار به تشكيلاتي كشوري بدل شد كه علاوه بر تهران؛شهرهاي:  تبریز، اصفهان، مشهد، كرمانشاه،ساری، رشت، ساری، بابل، خرم آباد و…  را  هم در بر گرفت. آنها تا سال 1381، حضور چشم گیر و منحصر بفردی در تجمعات، میتینگ ها و.. همچنین راهپیمایی ها و تظاهرات خاص خود را داشتند. اما از سال 1381به بعد، علی رغم گسترش ، به نظر می رسد انصار حزب الله تصمیم گرفت تا منویات خود را به جای تظاهر به آنها، از راه های دیگری پیگیری نماید.

انتخابات دوم شوراها

با نزدیك شدن به انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا ، « شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی » تصمیم گرفت تشكلی را با نام جدید درانتخابات شوراها شركت دهد . پس از رایزنی های بسیار، سرانجام نام «آبادگران ایران اسلامی » به تصویب رسید و قرارشد آقایان محمود احمدی نژاد  وحسین فدایی مسولیت  انتخاب كاندیدا ها و هدایت تبلیغات انتخاباتی را درتهران ، مراكز استان ها و شهرستان های مهم برعهده بگیرند.

در20 بهمن 1381 ودر بحبوحه تبلیغات گروه های شناخته شده سیاسی ، تعدادی ازاصولگرایان گمنام با نام « ائتلاف آباد گران ایران اسلامی » جهت حضور درشورای شهر تهران اعلام موجودیت كردند.

مهندس مهدی چمران برادر كوچكتر شهید مصطفی چمران ، استاد رشته معماری دانشكده فنی تهران ومسوول سابق بنیاد حفظ آثار وارزش های دفاع مقدس ، شاخص ترین فرد این گروه بود كه سخنگویی آنان را نیز برعهده داشت . او « انتخابی آگاهانه ، عملكردی مسوولانه و شهری آباد » را به عنوان شعار محوری گروه مطرح كرد .

در اولین جلسه مطبوعاتی این گروه ، علاوه بر چمران ،‌دكتر عباس شیبانی نماینده ادوار گذشته مجلس واستاد دانشكده علوم پزشكی تهران ، نادر شریعتمداری عضو هیات علمی دانشگاه علم وصنعت ، نسرین سلطان خواه عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء ، خسرو دانشجو عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و حسن بیادی كارشناس ارشد صنایع نیز حضور داشتند.

سخنگوی ائتلاف آبادگران درمیثاق پنجگانه ، التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه را « محكم ترین سند وفاق ملی » خواند وازتلاش برای ازبین بردن تبعیض وگسترش فرهنگ عدالتخواه ، ترجیح منافع ملی برمنافع شخصی وسیاسی ، صداقت درگفتار وسلامت در عمل وپایبندی به روال منطقی تصمیم گیری جمعیت واحترام به نظر اكثریت سخن گفت.

دردومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا 64 درصد كرسی های شوراها درسراسر كشور دراختیار نیروهای ائتلاف نوظهور آبادگران قرار گرفت . درتهران نیز تمامی 15 كرسی شورای شهر به تسخیر آباد گران درآمد  و قبراق ترین چهره سیاسی دوم خرداد یعنی مصطفی تاج زاده تنها موفق به كسب رای اعتماد 4/1 درصد افراد واجد شرایط گردید.

آبادگران که صاحب اکثریت کرسی های شورای شهر تهران شده بودند، محمود احمدی نژاد را به عنوان شهردار تهران معرفی کردند و به این ترتیب نام احمدی نژاد، استاندار سابق استان اردبیل بر سر زبان ها افتاد.

آبادگران در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) و انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرد.احمدی‌نژاد از سوی همین جریان به شهرداری تهران انتخاب شده بود.

———————————–

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحه 47 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ایجاد انصار حزب الله به عنوان یک سازمان منسجم

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

گفتیم که حزب اللهی های رزمنده در دوران دفاع مقدس پس از پایان جنگ به شهرهای خود بازگشتند و با فضایی جدید مواجه شدند. ابتدا این نوع پوشش و حجاب جوانان بود که واکنش آنها را بر انگیخت. به فاصله کمی آنها به سمت مسائل فرهنگی و مطبوعاتی رفتند و ریشه مظاهر آنچه که تهاجم فرهنگی می دانستند را در سیاست های فرهنگی یافتند.

البته در دوران دفاع مقدس گروه‌هایی نیز تحت عنوان حزب الله در تهران اقدام به مقابله با بدحجابی می‌کردند که به دلیل اهمیت جنگ با مخالفت امام راحل روبه‌رو شدند. الله کرم از رهبران اصلی انصار حزب الله در باره حزب الله پس از خاتمه جنگ می گوید: با پایان دوران دفاع مقدس جامعه با دیدگاهی از سوی دولت روبه‌رو شد که منطبق بر توسعه اقتصادی شتابان بود که طی آن نگاه معنوی و آسمانی دوران دفاع مقدس به دیدگاه زمینی و دنیاگرا تبدیل شد.

گرچه ما مخالف دیدگاه تک بعدی آخرت گرایی محض و یا دنیا گرایی محض هستیم و معتقدیم دوران دفاع مقدس معنویت محور بود و در کنار آن به حل مسائل اقتصادی اجتماعی مردم نگاه ویژه داشت. به هر حال در این دوران ما با استحاله ارزش‌ها روبه‌رو هستیم به طوری که ارزش‌های دوران انقلاب و دفاع مقدس به صورتی بازتعریف شد که ماهیت ارزش‌ها تغییر کرد.

به عنوان مثال عدالت گرایی در استراتژی توسعه شتابان به هیچ وجه دیده نمی‌شد. از سوی دیگر ترویج اباحی گری در فرهنگ نیز سرعت گرفت. البته همه می‌دانند جامعه سرمایه محور به دنبال فرهنگ اباحی گری خواهد رفت. به این ترتیب انصار حزب الله در سال‌های 1371 و 72 تشکیل شد تا با حضور در صحنه مخالفت خود را با فرهنگ اباحه و فاصله طبقاتی ناشی از توسعه اقتصادی شتابان اعلام نموده و از عدالت خواهی دفاع کند. ( موسس انصارحزب‌الله از لباس شخصی‌ها،نفوذی‌ها در انصار حزب‌الله، نیروهای خودسر و حمله به ابطحی می‌گوید/ خبرآنلاین/  8 خرداد 1389 /کد بازیابی: 64853)

خلاصه آنکه حزب اللهی های رزمنده با بازگشت به شهرهای خود، برای خود کارویژه جدیدی تعریف کردند و آن مسائل فرهنگی و امر به معروف و نهی از منکر بود. شاید واکنش ها و اعتراض های همین قشر بود که نهایتا به استعفای سیدمحمدخاتمی(وزیر ارشاد وقت) کمک کرد و لاریجانی را سر کار آورد! احتمالا ریشه اختلاف نظرهای حزب اللهی های امروز و خاتمی و جریان منتسب به او هم از همین دوران آغاز شد.

هيئتي كه به نام رزمندگان اسلام از سال 63 آغاز به كار كرده بود، در سال 67 قوام يافت و پنج سال بعد به گروهي تمام عيار به نام انصار حزب الله بدل شد. مؤسسان اين گروه 18 نفر بودند. مدتي بعد چهار تن به رهبري حسين الله كرم از انصار جدا شدند و با تأسيس گروه‌هايي چون حزب الله و اتحاديه دانشجويان حزب‌الله كوشيدند  گفتمان غالب را در ميان حزب اللهی های دهه شصت به دست گيرند. آنان حتي به انتشار نشريه‌ي شلمچه در برابر يا لثارت الحسين (ارگان رسمي انصار حزب الله) اقدام كردند.

در اوایل دهه 70، موضوع جدیدی به دغدغه های حزب الله اضافه شد، یکی از حامیان جریان حزب الله در این باره می گوید: « تأسيس انصارحزب الله به برانگيختگي بازگشتگان از جبهه هاي دفاع مقدس نسبت به جلوه هاي شبيخون فرهنگي غرب مربوط مي شد. ابتدا اين برانگيختگي همانند دوران دفاع مقدس، موضوعاتي مثل بدحجابي برخي از زنان را هدف قرار مي داد.

اما به تدريج بازتاب تهاجم فرهنگي در عرصه مطبوعات، كتاب ، سينما و تلويزيون، اذهان نيروهاي حزب اللهي را به چاره جويي براي رفع معضلات كلان فرهنگي وامي داشت. چند سال پس از اجراي سياست هاي اقتصادي دوران سازندگي نگراني از فراموشي عنصر عدالت در برنامه ريزي ها نيز به دغدغه هاي فرهنگي اين قشر اضافه شده بود. »( انصارحزب الله و جمعيت دفاع از ارزش ها/ مرتضى صفار هرندى/نشریه صبح صادق)

این مسائل دغدغه های اصلی گروهی بود که امروز ما آنان را تحت عنوان کلی «حزب الله» و عنوان سازمانی «انصار حزب الله» می شناسیم. بدوا، یعنی حدودا از سال 68-69 تا سال 73، این گروه به طور غیر منسجم و پراکنده در برخی نقاط پایتخت دست به تجمعات اعتراضی می زد، تا اینکه انصار حزب الله رسما آغاز به کار کرد.

انصار حزب الله می آیند

این دغدغه ها وجود داشت، اما بروز و ظهور آن سازمان یافته نبود. به بیانی، آنها تجمعات پراکنده ای داشتند، اما این تجمعات با سازماندهی خاصی صورت نمی گرفت.  احساس نياز به هماهنگي ، ايجاد تشكلي به نام «انصار حزب الله» را از سوي گروهي از جوانان متدين و داراي سابقه بسيجي و جبهه اي در پي داشت. نهایتا موسسه فرهنگي انصار حزب الله در 29 آذر 1373 از وزارت ارشاد وقت مجوز فعاليت گرفت.

گفته می شود 18 تن انصار حزب الله را پایه گذاری کردند؛ شناخته شده ترين اعضاي انصار حزب الله در بدو تأسيس افرادي مثل حسين الله كرم، عبدالحميد محتشم(مدیر مسئول یالثارات الحسین)، مسعود ده نمكي، كاظم زاده، محمود ژولیده، حسین سازور، مسعود سلطان پور، حاجی بخشی،  و … بودند. نظرگاه هاي اين گروه از مدت ها قبل در نشريه يا لثارات الحسين- كه ابتدا در نماز جمعه تهران توزيع مي شد- انتشار مي يافت.

ارتباط با بدنه اجتماعی

ارتباط مستقيم اين گروه با بدنه اجتماعي خود از طريق محافل ذكر اهل بيت و برخي از مداحان مثل حاج منصور ارضي صورت مي گرفت. در کنار مداحان، استاید اخلاق و روحانیونی نظیر سيدعلي نجفي و حجت الاسلام پروازی نیز برای هوادارن سخنرانی می کردند. سیدعلی نجفی خیلی زود از دنیا رفت و پس از درگذشت مرحوم نجفي برادر وي براي اين افراد سخنراني مي كرد.

به موازات مداحان و روحانیون در تهران، در قم نیز مرحوم حجت الاسلام سعیدی برای هوادارن نقش رابط انصار حزب الله با بدنه اجتماعی را ایفا می نمود.

پس از چندی و با شکست جریان راست سنتی و به قدرت رسیدن گروه مقابل انصار حزب الله د انتخابات سال 76 و دوم خرداد و در خلال دوران پرالتهاب پس از دوم خرداد 1376 پروازی سخنرانی های جنجالی بر علیه فعالیت های الله کرم و برخی دیگر از پیشگامان جریان موسوم به انصار حزب الله داشت.

پس از این سخنرانی ها، پروازی با تنی چند از هوادارنش به طور کلی سیاست را رها کرده و منزوی شدند. بنا بر برخی اطلاعات، ایشان در حال حاضر در مزرعه ای کار کشاورزی می کنند و کلا سیاست را رها کردند. امروز حامیان انصار حزب الله، جدایی پروازی از انصار و آن سخنرانی ها را ناشی از تمایلات و منویات گذشته او نسبت به جریان چپ مذهبی می دانند.

جریان قم

در این بین بد نیست که گریزی نیز به قم بزنیم. در همین اثناست که جریان قم نیز بروز و ظهور میابد. در شهر مذهبی قم به موازات تشکیل و قدرت یافتن انصار حزب الله در پایتخت، گروهی تحت عنوان حزب الله با پیشوایی مرحوم حجت السلام ایرانی ظهور می کنند.

در کنار حجت االاسلام ایرانی، چهره شاخص دیگری نیز حضور داشت؛ باقر خرازی. باقر خرازی که از بهترین شاگردان آیت الله مصباح یزدی به شمار می رود برادر صادق خرازی، مشاور ارشد سیدمحمدخاتمی، سفیر وقت ایران در سازمان ملل متحد، سفیر وقت ایران در فرانسه و…  باقر خرازی از سوی دیگر فرزند آیت الله خرازی به شمار می رود که از چهره های سرشناس قم و اصفهان است  و روابط بسیار خوبی با چهره های سیاسی داشته است.

این جریان بیشتر در حوزه مسائل فرهنگی ورود می کند. نفوذ جریان مزبور در روزنامه حزب الله هم به واسطه باقر خرازی رخ داد. جریان قم را بیشتر باید  ملهم از  آیت الله هاشمی رفسنجانی دانست.

ورود رهبران فکری

به انصار حزب الله تهران بازگردیم. در تهران انصار حزب الله با گذر از دوران تاسیس، به دنبال تغذیه فکری اعضای خود بود. ورود انصار حزب الله در موضوعات فرهنگي و سياسي جديد و ارتباط ديرينه آنان با مقوله دفاع مقدس آنها را به دیدگاه های شهيد آويني و گروه روایت فتح و.. متمايل ساخته بود. به همين ترتيب بخشي از اين افراد، ارتباطاتي را با ديگر روشنفكران مذهبي منتقد مدرنيسم مثل يوسفعلي ميرشكاك، مهدي نصيري، سيد محمد قائم مقامي و حسن رحيم پورازغدي برقرار کردند.

انشعاب در انصار

به تدريج اختلاف سليقه در اعضاي گروه انصار حزب الله ، آنها را به دو بخش تقسيم كرد. بدين ترتيب كه عبدالحميد محتشم محوريت موسسه فرهنگي انصار حزب الله را همراه با افراد ديگري مثل مجتبي كشاني و …. به دست گرفت و حسين الله كرم همراهان خود را در قالب هاي جديدي مثل اتحاديه دانشجويان حزب الله و هيئت سياسي معنوي حزب الله و با شعار احياي معنوي سامان داد.

مسعود ده نمكي نيز به كار مطبوعاتي و انتشار نشريه شلمچه و سپس جبهه روي آورد. او مدتي بعد نشريه صبح را كه پيش از آن مهدي نصيري آن را منتشر مي كرد، براي تبليغ ايده هاي عدالت خواهانه به كار گرفت. ( انصارحزب الله و جمعيت دفاع از ارزش ها/ مرتضى صفار هرندى/نشریه صبح صادق)

اوج فعالیت های انصار حزب الله

انصار حزب الله اگر چه تشکلی فرهنگی باشد، اما قاعدتا باید برای رسیدن به خواست های خود در عرصه سیاسی نقش بازی می کرد. اوج فعالیت های سیاسی انصار حزب الله در جریان انتخابات مجلس پنجم(اسفند ماه 1374) و انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 بود.

مشهور است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1386، انصار حزب الله با نظر الله کرم، هفته قبل از دوم خرداد، نشریه ای چند برگی را در تیراژی وسیع  منتشر می کنند. نشریه حاوی تکه های ـ به زعم منتشر کنندگان ـ غیر اخلاقی و مبتذل کتاب ها و نشریاتی بود که در دوران خاتمی مجوز نشر گرفته بودند.

این تکه ها بعد از انتشار وسیع در نماز جمعه، به سرعت کپی شده و بار دیگر در هفته آخر انتخابات دوم خرداد توزیع شدند. اما سر انجام دوم خرداد برگزار شد و خاتمی رئیس جمهور ایران شد. این ضربه سنگینی برای جریان موسوم به انصار حزب الله بود.

هشت سال دولت خاتمی ادامه پیدا کرد، در این هشت سال انصارحزب الله که نتوانسته بودند کاندیدای مورد علاقه خود را در قامت ریاست جمهوری ایران ببینند بیکار ننشستند و به همان روالی که در دوران هاشمی به سایت های اقتصادی و فرهنگی انتقاد می کردند، انتقاداتی داشتند.

———————–

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 با تیتر: حزب الله به عنوان یک سازمان منسجم شهری در صفحات 48 و 49 منتشر شد.