بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘احمدی نژاد’

به بهانه برنامه زنده تلوزیونی دکتر احمدی نژاد:

۱۴ مهر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه
آیا میعانات گازی از دو روز قبل از مصاحبه احمدی نژاد جزو صادرات غیر نفتی محسوب می شود!؟  چگونه کاهش کمتر از یک درصدی واردات به بیش از 5 درصد رسید؟  در کدام سال از دولت نهم و دهم 32 میلیارد دلار صادرات انجام شده است؟ رشد 97 درصدی سال 65 و 102 درصدی سال 70 به حساب نمی اید؟  ایران بر اساس کدام شاخص یا فصل اقتصاد در رتبه 17 جهان ایستاده؟  واردات در دولت احمدی نژاد برابر 43 درصد کل واردات جمهوری اسلامی ایران! رشد حدود 100 درصدی واردات در 6 ساله دولت های نهم و دهم در مقایسه با دولت هشتم!

آیا میعانات گازی از دو روز قبل از مصاحبه احمدی نژاد جزو صادرات غیر نفتی محسوب می شود!؟ چگونه کاهش کمتر از یک درصدی واردات به بیش از 5 درصد رسید؟ در کدام سال از دولت نهم و دهم 32 میلیارد دلار صادرات انجام شده است؟ رشد 97 درصدی سال 65 و 102 درصدی سال 70 به حساب نمی اید؟ ایران بر اساس کدام شاخص یا فصل اقتصاد در رتبه 17 جهان ایستاده؟ واردات در دولت احمدی نژاد برابر 43 درصد کل واردات جمهوری اسلامی ایران! رشد حدود 100 درصدی واردات در 6 ساله دولت های نهم و دهم در مقایسه با دولت هشتم!

محمود احمدی‌نژاد بار دیگر در گفت‌وگوی خود در رسانه ملی آمارهایی ارایه کرد، به مناسبت همین مصاحبه درخصوص آماری که در زمینه تجارت خارجی اعلام شده است به نظر می‌رسد نکاتی حایز اهمیت باشد که در اینجا به آنها اشاره خواهیم کرد.
محمود احمدی‌نژاد در این برنامه تلویزیونی گفت تجارت خارجی در سال 83 رقم هفت میلیارد دلار بود که خیلی‌ها آرزو می‌کردند یک روز واردات و صادرات یکی شود، آن هفت میلیارد دلار در 60 سال اتفاق افتاد اما این رقم صادرات غیرنفتی در پنج، شش سال 6/32 میلیارد دلار شد.
وی ادامه داد: صادرکنندگان قول دادند رقم صادرات غیرنفتی تا پایان سال به 45 میلیارد دلار و تا سال بعد به 60 میلیارد دلار بر‌سد گرچه این کار آسانی نیست. در گذشته اگر یک میلیارد دلار صادرات غیرنفتی اضافه می‌شد جشن ملی می‌گرفتند اما رقم هفت میلیارد دلار طی 60 سال، ظرف پنج سال گذشته 25 میلیارد دلار اضافه شده است.رییس دولت دهم افزود: «صادرات شش ماهه40 درصد افزایش یافت که 20 میلیارد و 481 میلیون دلار بوده و پیش‌بینی می‌شود امسال صادرات غیرنفتی از 45 میلیارد دلار افزایش می‌یابد.»
رییس‌جمهور گفت: واردات نیز در شش ماهه از نظر وزنی 25 درصد و از نظر ارزشی 2/5 درصد کاهش یافته و تراز تجاری به سرعت به سمت تعادل می‌رود. قبلا صادرات یک‌سوم واردات بود، سال گذشته به نصف کاهش یافت و امسال صادرات غیرنفتی 75 درصد واردات و سال بعد به برابری می‌رسد. (تورم ناشی از هدفمندی یارانه‌ها 5/4 درصد است/ فارس/کدخبر: 13900712001469)
آقای دکتر بدون میعانات حساب می‌کنند!
اجازه دهید آمار به آمار جلو برویم. آقای احمدی‌نژاد گفته است «صادرات شش ماهه 40 درصد افزایش یافت که 20 میلیارد و 481 میلیون دلار بوده است» .براساس آخرین آمار که توسط معمارنژاد، معاون وزیر اقتصاد و رییس گمرک جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است، صادرات غیرنفتی « با احتساب میعانات گازی» در نیمه اول سال‌جاری با 5/39 درصد افزایش در ارزش به رقم 20 میلیارد و 481 میلیون دلار رسیده است.
به گزارش روابط عمومی گمرک ایران، عباس معمارنژاد با اعلام این خبر افزود: در نیمه اول سال‌جاری از سهم ارزشی کل صادرات کشور، چهار میلیارد و 877 میلیون دلار به میعانات گازی، هفت میلیارد و 471 میلیون دلار به محصولات پتروشیمی و هشت میلیارد و 133 میلیون دلار به سایر کالاها اختصاص داشته است. (صادرات غیرنفتی 40 درصد افزایش یافت، سایت گمرک، 10 مهرماه 1390)ظاهرا رویه محاسبات گمرک عوض شده است چراکه تا همین مردادماه (آمار مربوط به پنج ماهه نخست سال 1390) در آمار گمرک بخش مربوط به صادرات چنین ذکر می‌شد: «میزان قطعی صادرات غیرنفتی، بدون احتساب میعانات گازی» به هر تقدیر مسوولان گمرک تصمیم گرفتند درست دو روز مانده به گفت‌وگوی زنده احمدی‌نژاد، بر خلاف سال‌های سال «میعانات گازی» را هم داخل صادرات غیرنفتی بگنجانند، در سال‌های اخیر از این تصمیمات زیاد گرفته شده است!
اما یک نکته، براساس گفته‌های رییس گمرک ایران از سهم ارزشی کل صادرات کشور چهار میلیارد و 877 میلیون دلار به میعانات گازی اختصاص داشته است، این یعنی ارزش صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی برابر 15 میلیارد و 604 میلیون دلار است.
در شش ماهه نخست سال گذشته (1389) ارزش مجموع صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی 12 میلیارد و 231 میلیون و 430 هزار دلار بود (آمار مقدماتی تجارت خارجی جمهوری اسلامی ایران در شش ماهه 1389، معاونت طرح و برنامه دفتر آمار و فناوری اطلاعات و ارتباطات گمرک جمهوری اسلامی ایران، صفحه 3) بنابراین رشد صادرات در شش ماهه نخست امسال 5/27 درصد است، نه 40 درصد!اساسا نمی‌توان ارزش صادراتی که در شش ماهه نخست سال قبل «بدون احتساب میعانات گازی» محاسبه شده بوده را با شش ماهه نخست امسال که «با احتساب میعانات گازی» محاسبه شده است قیاس کرد!
چطور 15/0 به 2/5 درصد افزایش یافت!
در بخش دیگری از این سخنان در برنامه ویژه خبری سه‌شنبه شب، رییس دولت گفته است واردات نیز در شش ماهه از نظر وزنی 25 درصد و از نظر ارزشی 2/5 درصد کاهش یافته است.
حسب آمار گمرک در شش ماهه نخست سال 1389 برابر 23 میلیون و 821 هزار و 570 تن کالا به ارزش 29 میلیارد و 569 میلیون و 330 هزار دلار به کشور وارد شده است (همان صفحه 4) حال بنابر اعلام رییس گمرک ایران در شش ماهه نخست امسال 17 میلیون و 971 هزار تن کالا به ارزش 29 میلیارد و 524 میلیون دلار وارد کشور شده است که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل به لحاظ وزن 25 درصد و از حیث ارزش 20/5 درصد کاهش داشته است (صادرات غیرنفتی 40 درصد افزایش یافت، سایت گمرک، 10 مهرماه 1390).
در مورد وزن درصد کاهش اعلام شده از سوی رییس گمرک و رییس دولت صحیح به نظر می‌رسد، کاهش در واقع 55/24 درصد بوده که احتمالا رند شده و به 25 درصد رسیده است. اما در مورد ارزش؛ قاعدتا طبق قواعد طبیعی ریاضی، وقتی عدد« 29 میلیارد و 569 میلیون و 330هزار» به «29 میلیارد و 524 میلیون» برسد، این یعنی کاهش «15/0» درصدی، طبیعتا عدد مربوط به سال‌جاری از عدد مربوط به مدت مشابه سال قبل کسر می‌شود، حاصل در 100 ضرب شده و تقسیم بر عدد سال 1389 می‌شود. با این شیوه رایج محاسبه درصد رشد، عدد کاهش ارزش واردات باید 15/0(15 صدم درصد) باشد نه 2/5 درصد!نمی‌توان خوشبین بود که مرجع آمارها با هم اختلاف دارند چراکه درصد کاهش در مورد وزن صحیح است و در مورد ارزش اختلاف دارد!

** توجه داشته باشید که در سیستم ها و ویندوز های مختلف ممکن است اعداد پیش و پس ممیزها وارونه شوند. برای مثال  2/5 درصد، برابر 5ممیز 2 است. در صورتی که این عدد را به صورت صحیح ملاحظه کنید، سایر اعداد ممیز دار نیز در سیستم شما صحیح نمایش داده می شود، در غیر این صورت تمام اعداد ممیز دار را وارونه می بینید!


محمود احمدی‌نژاد بار دیگر در گفت‌وگوی خود در رسانه ملی آمارهایی ارایه کرد، به مناسبت همین مصاحبه درخصوص آماری که در زمینه تجارت خارجی اعلام شده است به نظر می‌رسد نکاتی حایز اهمیت باشد که در اینجا به آنها اشاره خواهیم کرد.

محمود احمدی‌نژاد در این برنامه تلویزیونی گفت تجارت خارجی در سال 83 رقم هفت میلیارد دلار بود که خیلی‌ها آرزو می‌کردند یک روز واردات و صادرات یکی شود، آن هفت میلیارد دلار در 60 سال اتفاق افتاد اما این رقم صادرات غیرنفتی در پنج، شش سال 6/32 میلیارد دلار شد.

وی ادامه داد: صادرکنندگان قول دادند رقم صادرات غیرنفتی تا پایان سال به 45 میلیارد دلار و تا سال بعد به 60 میلیارد دلار بر‌سد گرچه این کار آسانی نیست. در گذشته اگر یک میلیارد دلار صادرات غیرنفتی اضافه می‌شد جشن ملی می‌گرفتند اما رقم هفت میلیارد دلار طی 60 سال، ظرف پنج سال گذشته 25 میلیارد دلار اضافه شده است.رییس دولت دهم افزود: «صادرات شش ماهه40 درصد افزایش یافت که 20 میلیارد و 481 میلیون دلار بوده و پیش‌بینی می‌شود امسال صادرات غیرنفتی از 45 میلیارد دلار افزایش می‌یابد.»

رییس‌جمهور گفت: واردات نیز در شش ماهه از نظر وزنی 25 درصد و از نظر ارزشی 2/5 درصد کاهش یافته و تراز تجاری به سرعت به سمت تعادل می‌رود. قبلا صادرات یک‌سوم واردات بود، سال گذشته به نصف کاهش یافت و امسال صادرات غیرنفتی 75 درصد واردات و سال بعد به برابری می‌رسد. (تورم ناشی از هدفمندی یارانه‌ها 5/4 درصد است/ فارس/کدخبر: 13900712001469)

رشد صادرات در سال‌های 1385، 1386، 1387، 1388 و 1389 به ترتیب عبارت است از: 08/24، 81/17، 72/19، 25/19و 33/21 درصد. این رشد‌ها چندان هم بی‌سابقه نیستند. در سال 1369، ارزش صادرات یک میلیارد و 312 میلیون و 170 هزار دلار بود که این میزان در سال 1370 به دو میلیارد و 648 میلیون و 700 هزار دلار رسید و بر این اساس در سال 1370 ما شاهد رشد 85/101 درصدی صادرات بودیم. در سال 1359 نیز شاهد رشد 55/49 درصدی صادرات بودیم همچنین در سال‌های 1362، 1364، 1366 به ترتیب شاهد رشد صادرات برابر 68/25، 74/28 و 79/26 درصد در سال‌های جنگ تحمیلی بودیم.

آقای دکتر بدون میعانات حساب می‌کنند!

اجازه دهید آمار به آمار جلو برویم. آقای احمدی‌نژاد گفته است «صادرات شش ماهه 40 درصد افزایش یافت که 20 میلیارد و 481 میلیون دلار بوده است» .براساس آخرین آمار که توسط معمارنژاد، معاون وزیر اقتصاد و رییس گمرک جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است، صادرات غیرنفتی « با احتساب میعانات گازی» در نیمه اول سال‌جاری با 5/39 درصد افزایش در ارزش به رقم 20 میلیارد و 481 میلیون دلار رسیده است.

به گزارش روابط عمومی گمرک ایران، عباس معمارنژاد با اعلام این خبر افزود: در نیمه اول سال‌جاری از سهم ارزشی کل صادرات کشور، چهار میلیارد و 877 میلیون دلار به میعانات گازی، هفت میلیارد و 471 میلیون دلار به محصولات پتروشیمی و هشت میلیارد و 133 میلیون دلار به سایر کالاها اختصاص داشته است. (صادرات غیرنفتی 40 درصد افزایش یافت، سایت گمرک، 10 مهرماه 1390)ظاهرا رویه محاسبات گمرک عوض شده است چراکه تا همین مردادماه (آمار مربوط به پنج ماهه نخست سال 1390) در آمار گمرک بخش مربوط به صادرات چنین ذکر می‌شد: «میزان قطعی صادرات غیرنفتی، بدون احتساب میعانات گازی» به هر تقدیر مسوولان گمرک تصمیم گرفتند درست دو روز مانده به گفت‌وگوی زنده احمدی‌نژاد، بر خلاف سال‌های سال «میعانات گازی» را هم داخل صادرات غیرنفتی بگنجانند، در سال‌های اخیر از این تصمیمات زیاد گرفته شده است!

بنابراین رشد صادرات در شش ماهه نخست امسال 5/27 درصد است، نه 40 درصد!اساسا نمی‌توان ارزش صادراتی که در شش ماهه نخست سال قبل «بدون احتساب میعانات گازی» محاسبه شده بوده را با شش ماهه نخست امسال که «با احتساب میعانات گازی» محاسبه شده است قیاس کرد!

اما یک نکته، براساس گفته‌های رییس گمرک ایران از سهم ارزشی کل صادرات کشور چهار میلیارد و 877 میلیون دلار به میعانات گازی اختصاص داشته است، این یعنی ارزش صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی برابر 15 میلیارد و 604 میلیون دلار است.

در شش ماهه نخست سال گذشته (1389) ارزش مجموع صادرات غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی 12 میلیارد و 231 میلیون و 430 هزار دلار بود (آمار مقدماتی تجارت خارجی جمهوری اسلامی ایران در شش ماهه 1389، معاونت طرح و برنامه دفتر آمار و فناوری اطلاعات و ارتباطات گمرک جمهوری اسلامی ایران، صفحه 3) بنابراین رشد صادرات در شش ماهه نخست امسال 5/27 درصد است، نه 40 درصد!اساسا نمی‌توان ارزش صادراتی که در شش ماهه نخست سال قبل «بدون احتساب میعانات گازی» محاسبه شده بوده را با شش ماهه نخست امسال که «با احتساب میعانات گازی» محاسبه شده است قیاس کرد!

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

چطور 15/0 به 2/5 درصد افزایش یافت!

در بخش دیگری از این سخنان در برنامه ویژه خبری سه‌شنبه شب، رییس دولت گفته است واردات نیز در شش ماهه از نظر وزنی 25 درصد و از نظر ارزشی 2/5 درصد کاهش یافته است.

حسب آمار گمرک در شش ماهه نخست سال 1389 برابر 23 میلیون و 821 هزار و 570 تن کالا به ارزش 29 میلیارد و 569 میلیون و 330 هزار دلار به کشور وارد شده است (همان صفحه 4) حال بنابر اعلام رییس گمرک ایران در شش ماهه نخست امسال 17 میلیون و 971 هزار تن کالا به ارزش 29 میلیارد و 524 میلیون دلار وارد کشور شده است که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل به لحاظ وزن 25 درصد و از حیث ارزش 20/5 درصد کاهش داشته است (صادرات غیرنفتی 40 درصد افزایش یافت، سایت گمرک، 10 مهرماه 1390).

در مورد وزن درصد کاهش اعلام شده از سوی رییس گمرک و رییس دولت صحیح به نظر می‌رسد، کاهش در واقع 55/24 درصد بوده که احتمالا رند شده و به 25 درصد رسیده است. اما در مورد ارزش؛ قاعدتا طبق قواعد طبیعی ریاضی، وقتی عدد« 29 میلیارد و 569 میلیون و 330هزار» به «29 میلیارد و 524 میلیون» برسد، این یعنی کاهش «15/0» درصدی، طبیعتا عدد مربوط به سال‌جاری از عدد مربوط به مدت مشابه سال قبل کسر می‌شود، حاصل در 100 ضرب شده و تقسیم بر عدد سال 1389 می‌شود. با این شیوه رایج محاسبه درصد رشد، عدد کاهش ارزش واردات باید 15/0(15 صدم درصد) باشد نه 2/5 درصد!نمی‌توان خوشبین بود که مرجع آمارها با هم اختلاف دارند چراکه درصد کاهش در مورد وزن صحیح است و در مورد ارزش اختلاف دارد!

آقای احمدی‌نژاد مشخص نکرده که این «از نظر اقتصادی» دقیقا ناظر به کدام فصل اقتصاد است! چراکه آمارهای بین المللی در بخش‌هایی نظیر نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی، میزان تولید ناخالص داخلی، تورم و… حکایت از جایگاهی دیگر دارد. بانک جهانی می‌گوید کشور ما ایران در سال 2010 میلادی با GDP برابر 357200 میلیون دلار در جایگاه 29 از بین 190 کشور جهان قرار دارد. در همین سال براساس اعلام  بانک جهانی در بین 183 کشور جهان ما با رشد واقعی تولید ناخالص داخلی 029/1 درصد در رتبه 151 ایستادیم!

این 32 میلیارد اعداد از کجا آمد؟

دکتر احمدی‌نژاد در فصل دیگری از ارایه آمارهای خود گفته است: تجارت خارجی در سال 83 رقم هفت میلیارد دلار بود که خیلی‌ها آرزو می‌کردند یک روز واردات و صادرات یکی شود، آن هفت میلیارد دلار در 60 سال اتفاق افتاد اما این رقم صادرات غیرنفتی در پنج، شش سال 6/32 میلیارد دلار شد.

در اینکه ارزش صادرات در سال 1383 برابر شش میلیارد و 847 میلیون و 300 هزار دلار بوده است بحثی نیست اما دکتر احمدی‌نژاد مشخص نکردند که منظور از «در 60 سال اتفاق افتاد» چه بوده است. چراکه رقم صادرات تنها در سال 83 این بوده و در سال قبل صادراتی نزدیک به شش میلیارد دلار و در سال قبل صادراتی نزدیک به 5/4 میلیارد دلار در کشور اتفاق افتاده بوده!

احمدی‌نژاد سپس گفته است پس از پنج، شش سال این رقم صادرات به 6/32 میلیارد دلار رسیده است. در سال‌های 84 تا 89، ارزش صادرات سالانه به ترتیب عبارت است از: 4/10، 9/12، 3/15، 3/18، 8/21 و 5/26 میلیارد دلار. در هیچ سالی ما شاهد صادرات 6/32 میلیارد دلاری نبوده‌ایم! البته شاید منابع آماری که به آقای احمدی‌نژاد آمار ارایه دادند، میعانات گازی را نیز محاسبه کردند که در این حالت هم نمی‌توان آماری که با میعانات گازی محاسبه شده را با آماری که بدون میعانات گازی محاسبه شده است، قیاس کرد!

در گذشته جشنی گرفته نشده!

دکتر احمدی‌نژاد در بخش دیگری از ارایه آمار به مردم در این برنامه تلویزیونی گفته است: «در گذشته اگر یک میلیارد دلار صادرات غیرنفتی اضافه می‌شد جشن ملی می‌گرفتند اما رقم هفت میلیارد دلار طی 60 سال ظرف پنج سال گذشته 25 میلیارد دلار اضافه شده است.»

در اینجا بد نیست نگاهی داشته باشیم به گذشته؛ بیشترین رشد صادرات در دوره آقای احمدی‌نژاد در سال 1384 با حدودا 53 درصد اتفاق افتاده است (که سال 84 نیز کامل بر عهده ایشان نبوده و تا مردادماه دولت در اختیار آقای خاتمی بوده و احتمالا به دلیل دوره‌های تجارت خارجی، بخشی از صادرات نیز مربوط به سیاست‌های دولت قبلی بوده است).

رشد صادرات در سال‌های 1385، 1386، 1387، 1388 و 1389 به ترتیب عبارت است از: 08/24، 81/17، 72/19، 25/19و 33/21 درصد. این رشد‌ها چندان هم بی‌سابقه نیستند. در سال 1369، ارزش صادرات یک میلیارد و 312 میلیون و 170 هزار دلار بود که این میزان در سال 1370 به دو میلیارد و 648 میلیون و 700 هزار دلار رسید و بر این اساس در سال 1370 ما شاهد رشد 85/101 درصدی صادرات بودیم. در سال 1359 نیز شاهد رشد 55/49 درصدی صادرات بودیم همچنین در سال‌های 1362، 1364، 1366 به ترتیب شاهد رشد صادرات برابر 68/25، 74/28 و 79/26 درصد در سال‌های جنگ تحمیلی بودیم. در سال‌های 69 و 72 نیز رشد صادرات حدودا 25 درصد و در سال 1373، رشد 27 درصدی صادرات را شاهد بودیم! درصد رشد صادرات را در سال‌های 1357 تا 1389 در نمودارهای صفحات 14 و 15 مشاهده می‌کنید.

بد نیست پس از آنکه سخن از مقایسه آمد، نگاهی هم به واردات داشته باشیم. جالب است که 42 درصد از کل واردات جمهوری اسلامی ایران تنها در شش سال دولت احمدی‌نژاد انجام شده است؛ دولتی که اتفاقا بیش از تمام دولت‌های قبلی در خصوص عدالت، توجه به تولید، جلوگیری از تجمل گرایی، مبارزه با تبدیل بازارهای ایران به محل فروش امپریالیسم و استکبار جهانی و… حساسیت نشان داده است.

این جالب است که در 30 سال پس از انقلاب اسلامی ایران در هیچ دولتی چون دولت‌های نهم و دهم رشد واردات مشاهده نمی‌شود! حتی در دوران هاشمی رفسنجانی که همیشه متهم به رواج مصرف‌گرایی و ورود کالاهای غربی می‌شد، رشد واردات طی هشت سال ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی 55 درصد بوده و این در حالی است که تنها در شش سال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، رشد واردات- آن هم در مقایسه با هشت سال قبلی- بیش از 98 درصد رشد داشته است.

دوران جنگ: کاهش واردات

اگر دولت‌های موقت و بنی‌صدر و رجایی را که هریک در دوران التهاب بودند و عمر کوتاهی داشتند را فاکتور بگیریم از سال 1360 تا کنون، تنها دولتی که در آن واردات کاهش داشته، دولت سال‌های 1360 تا 1368 بوده است.

در این دوران میانگین رشد سالانه واردات 47/4- درصد بوده است. در سال 1360 مجموعا 13515 میلیون دلار واردات داشته‌ایم که این میزان در سال 1361 با کاهش بیش از 12 درصدی به 11845 میلیون دلار می‌رسد.

در سال 1362 واردات کشور بیش از 52 درصد رشد داشته و به رقم 18103 میلیون دلار می‌رسد، این افزایش واردات به زودی جبران می‌شود! در سال 1363، با حدود 20 درصد کاهش، واردات به 14494 میلیون دلار می‌رسد و در سال بعد یعنی 1364، جمع واردات کشورمان 11408 میلیون دلار بوده که در مقایسه با سال قبل بیش از 21 درصد کاهش داشته است.

در سال 65 نیز واردات بازهم کاهش دارد و با حدود 18 درصد کاهش به 9355 میلیون دلار می‌رسد. در سال 1366 واردات رشد کمتر از یک درصد داشته و به 9369 میلیون دلار می‌رسد. در 1367، واردات بیش از 12 درصد کاهش داشته و به رقم 8177 میلیون دلار می‌رسد.

در این مدت بیشترین کاهش واردات در سال 1364 رخ داده و بیشترین رشد- و تقریبا تنها رشد- واردات در سال 1362 بوده است. جمع واردات در دوران 1360 تا 1368 چیزی حدود 96266 میلیون دلار بوده و این به آن معناست که میانگین واردات در این دوران سالانه حدود 12033 میلیون دلار بوده است.

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

دولت هاشمی: دولت اول صعود، دولت دوم سقوط

سال 1368 سال آغاز به کار دولت هاشمی است که به دولت سازندگی شهرت یافت. هشت سال جنگ تحمیلی به پایان رسیده و دیگر چشم مردم به آسمان و پرنده‌های جنگنده دشمن نگران نیست، نوبت سازندگی رسیده است.

اگرچه با نگاهی به دوران سخت و ناگوار اقتصادی جنگ تحمیلی بسیاری بر آنند که در دولت هاشمی تجمل‌گرایی و توجه به مصرف و واردات کالا از کشورهای امپریالیسم رو به فزونی گذاشته است اما توجه داشته باشید که در مقابل افزایش 5/98 درصدی شش سال کار احمدی‌نژاد در برابر هشت سال کار خاتمی، واردات در دوران هشت ساله هاشمی‌رفسنجانی در برابر دوران هشت ساله دولت سال‌های 1360 تا 1368 که تقریبا در آن وارداتی به کشور وجود نداشته تنها 55 درصد افزایش داشته است! از سوی دیگر میانگین درصد رشد واردات کشورمان در سال دولت سازندگی 13 درصد بوده است که رقم بالایی به نظر نمی‌رسد. سال 1370، شاهد بیشترین رشد واردات در دوران سازندگی هستیم و در سال‌های 1372 و 1373 شاهد کاهش واردات نیز هستیم.

12 مردادماه سال 1368، ‌هاشمی رفسنجانی رسما دولت را تحویل می‌گیرد. در این سال مجموعا 12807 میلیون دلار کالا به کشور وارد می‌شود که در مقایسه با سال قبل بیش از 56 درصد رشد نشان می‌دهد. در سال بعد، یعنی دومین سال دولت سازندگی با بیش از 46 درصد افزایش، ارزش کل واردات کشورمان به 18722 میلیون دلار می‌رسد.

سال 1370 بیشترین رشد واردات در دوران هاشمی به چشم می‌خورد حدود 5/85 درصد افزایش واردات به کشور، ارزش کل واردات را به 29677 میلیون دلار می‌رساند.

سال 1371، درصد رشد ناچیز و کمتر از یک درصد است و تقریبا رقم سال قبل تثبیت می‌شود در این سال ارزش واردات کشورمان برابر 29870 میلیون دلار بوده است.

در سال 1372 که هاشمی برای بار دوم رییس‌جمهور ایران می‌شود برای اولین‌بار در دوران وی کاهش حدود 33 درصدی واردات به چشم می‌خورد. در این سال ارزش کل وارداتمان 20037 میلیون دلار ثبت شده است. در سال بعدی یعنی 1373، بازهم روند کاهش واردات با شیب تندتری ادامه می‌یابد و با بیش از 42 درصد به 11570 میلیون دلار می‌رسد.

سال 1374، واردات رشد 5/4 درصدی دارد اما باز هم ارزش به دوران اول ریاست‌جمهوری هاشمی نمی‌رسد، کل وارداتمان در این سال برابر 12082 میلیون دلار بوده است.

سال 1375، دیگر اواخر عمر ریاست جمهوری هاشمی است که واردات باز هم رشد حدود 20 درصدی را تجربه می‌کند و به 14467 میلیون دلار می‌رسد، هنوز هم تا رسیدن به ارزش واردات در سال‌های دوران نخست ریاست‌جمهوری هاشمی راه درازی باقی مانده است.

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

خاتمی: دوران اعتدال وارداتی

اگر دور نخست ریاست‌جمهوری هاشمی دوران رشد واردات و دور دوم آن، دوران کاهش واردات باشد در دوران اصلاحات درست برعکس این موضوع مشاهده می‌شود. در دوران سیدمحمد خاتمی، واردات تغییر چندانی با دوران قبل نمی‌کند و این مجموع ماجراست. در واقع در فاصله سال‌های 1376 تا 1384 اگرچه واردات افت و خیز زیادی داشته اما مجموعا در این هشت سال تنها 82/2 درصد رشد واردات به چشم می‌خورد. متوسط رشد واردات سالانه در دوران خاتمی برابر 13 درصد است. در این دوران مجموعا 153445 میلیون دلار کالا به کشورمان وارد شده است.

بیشترین کاهش واردات در دوران خاتمی در سال 1378 به چشم می‌خورد و بیشترین رشد واردات در سال 1383 مشاهده می‌شود. در مردادماه 1376، خاتمی رسما دولت را تحویل می‌گیرد. در این اولین سال دولت واردات کشورمان با نزدیک به شش درصد کاهش به 13633 میلیون دلار می‌رسد. در سال 1377 رشد نیم درصدی مشاهده می‌شود و باید گفت رقم سال قبل در 13708 میلیون دلار تثبیت شده است. 1378 می‌رسد تا بیشترین کاهش واردات در دوران اصلاحات رقم بخورد، واردات کشورمان با نزدیک به 5/12 درصد کاهش به 11972 میلیون دلار می‌رسد.

سال 1379، آخرین سال اولین دولت اصلاحات است در این سال با بیش از 10 درصد افزایش واردات کشورمان به بیش از 13186 میلیون دلار می‌رسد. سال 1380، سیدمحمد خاتمی برای دومین بار رییس‌جمهور ایران می‌شود، در این سال واردات رشد 5/30 درصدی دارد و به 17198 میلیون دلار می‌رسد.در سال بعد، بازهم رشد واردات را شاهد هستیم با 5/26 درصد، عدد واردات به کشورمان به 21761 میلیون دلار می‌رسد. در سال 1382 واردات ایران بیش از 22 درصد رشد دارد و به 26597 میلیون دلار می‌رسد. در سال 83، یعنی آخرین سال کار دولت اصلاحات، واردات با 33 درصد افزایش، آخرین رشد خود در دوران اصلاحات را تجربه و به 35388 میلیون دلار می‌رسد.

1384: احمدی‌نژاد صاحب رتبه برتر

احمدی‌نژاد تنها در شش سال به این رتبه حیرت‌آور در مقابل دولت‌های 8 ساله دیگر دست یافته و اگر دو سال دیگر بگذرد، یقینا رتبه خارق‌العاده‌تری را به نام خود ثبت خواهد کرد.

به هر تقدیر احمدی‌نژاد طی تنها شش سال تکیه بر صندلی ریاست هیات دولت، توانسته واردات ایران را بیش از 8/98 درصد و نزدیک به صددرصد در مقایسه با دولت هشت ساله خاتمی افزایش دهد.

این رشد حتی در دولت ‌هاشمی رفسنجانی که معتقد به اقتصاد آزاد بوده و همواره از سوی هواداران دولت به افزایش تجملگرایی متهم می‌شود نیز مشاهده نشده، در واقع دولتی آنچنان معتقد به اقتصاد آزاد پس از دولتی به شدت چپ (از نظر اقتصادی) تنها 50 درصد رشد واردات داشته، این در حالی است که احمدی‌نژاد معتقد به جلوگیری از مصرف‌گرایی و مقابله با غرب امپریالیسم و… در شش سال ریاست دولت واردات را نزدیک به صددرصد افزایش داده است.

ارزش واردات کمتر از شش سال دولت احمدی‌نژاد برابر 46/105549 میلیون دلار است که تقریبا دو برابر تمام سال دولت خاتمی، 5/2 برابر دولت هاشمی و سه برابر دولت 1360 تا 1368 است.

واردات طی این شش سال به‌جز کاهش جزیی سال 1388، همواره رشد داشته است. در سال 1384، واردات به کشورمان با حدود 11 درصد افزایش به 39247 میلیون دلار می‌رسد.

در سال 1385 واردات حدود شش درصد رشد دارد و به 41722 می‌رسد. در سال 1386، شاهد بیشترین رشد سالانه در دولت احمدی‌نژاد هستیم، با 16 درصد افزایش، ارزش واردات به کشورمان به 48438 میلیون دلار می‌رسد.

در سال 1387، با 5/15 درصد افزایش، ارزش وارداتمان به 56042 میلیون دلار می‌رسد . در سال 1388، نوبت به دومین دور ریاست احمدی‌نژاد می‌رسد، در این سال واردات کاهش جزیی دو درصدی دارد تا به 54792 میلیون دلار برسد اما از فروردین تا اسفندماه 1389، این کاهش به خوبی جبران می‌شود و در این ماه، حدود 5/16 درصد افزایش داشته تا به 64364 میلیون دلار برسد.

طی سه دهه گذشته، مجموعا 703 میلیارد و 550 میلیون و 671 هزار و یکصد دلار کالا به کشورمان وارد شده است. میانگین ارزش واردات سالانه در 5/7 دولت مورد بررسی در اینجا 23 میلیارد و 451 میلیون و 689 هزار دلار بوده است. از سویی، بررسی‌ها نشان می‌دهد، میانگین رشد سالانه واردات در ایران برابر 52/8 درصد بوده است.

نگاهی به ارزش واردات طی مدت مذکور نشان می‌دهد در دوران شش ساله احمدی‌نژاد ارزش واردات با بیش از 305 میلیارد و 187 میلیون دلار به تنهایی تقریبا با ارزش واردات تمام سه دولت هشت ساله دیگر برابری می‌کند.

به بیانی ارزش واردات در این شش سال برابر با 43 درصد ارزش کل واردات ایران از ابتدای دهه 60 تاکنون است. دولت خاتمی با 22 درصد، دولت هاشمی با 21 درصد و دولت 1360 تا 1368 با 14 درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

برای دیدن نمودارها در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

کجای اقتصاد رتبه 17 را داریم؟

در برنامه زنده تلویزیونی دکتر احمدی‌نژاد همچنین درباره برنامه‌های دولت برای تحقق سند چشم‌انداز و جهاد اقتصادی اظهار داشت: برنامه دولت بسیار گسترده است. در بخش اقتصاد به‌طور خاص باید گفت اقتصاد کشور باید به سمت یک اقتصاد ملی، منضبط، روزآمد و کارآمد برود که این مهم به دست اهالی اقتصاد ممکن است و خوشبختانه حرکت در این سمت سریع است ضمن اینکه از نظر اقتصادی باید به تراز شایسته ایران برسیم. در حال حاضر از نظر اقتصادی در جهان در رتبه 17 قرار داریم و هدف‌گذاری دولت رسیدن به رتبه زیر 12 است.

آقای احمدی‌نژاد مشخص نکرده که این «از نظر اقتصادی» دقیقا ناظر به کدام فصل اقتصاد است! چراکه آمارهای بین المللی در بخش‌هایی نظیر نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی، میزان تولید ناخالص داخلی، تورم و… حکایت از جایگاهی دیگر دارد. بانک جهانی می‌گوید کشور ما ایران در سال 2010 میلادی با GDP برابر 357200 میلیون دلار در جایگاه 29 از بین 190 کشور جهان قرار دارد. در همین سال براساس اعلام  بانک جهانی در بین 183 کشور جهان ما با رشد واقعی تولید ناخالص داخلی 029/1 درصد در رتبه 151 ایستادیم!

مجمع جهانی اقتصاد نیز صبح سه‌شنبه ایران را از نظر شاخص توانایی حفاظت از سرمایه‌گذاری در رده 131 در میان 142 کشور جهان قرار داد.این مجمع کشورها را از نظر تهدید فعالیت‌های اقتصادی از سوی تروریسم رتبه‌بندی کرده که اقتصاد ایران از نظر شاخص هزینه‌های اقتصادی تحمیلی ناشی از این مقوله در رده 109 قرار داده شده است.

همچنین سوم مهرماه نیز صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد ایران از نظر رشد اقتصادی بین 161 کشور در حال توسعه در سال‌جاری میلادی رتبه 110 را به‌دست بیاورد و از نظر تورم پس از بلاروس و ونزوئلا سوم شود (رتبه سوم ایران در تورم و 110 در رشد اقتصادی بین 161 کشور درحال توسعه جهان، فارس، شماره خبر: 13900630001108). با این اوصاف مشخص نیست منظور دکتر احمدی‌نژاد از جایگاه 17 دقیقا کدام بخش اقتصاد بوده است.

———————–

این مطلب در روزنامه جهان صنعت مورخ  14 مهرماه 1390 در صفحات: 1-14-15 منتشر شد.

از افزایش 350درصدی درامد نفت تا تورم 180درصدی خوراكی‌ها

۲۲ تیر ۱۳۹۰ 2 دیدگاه

بانك مركزی هم دیگر گزارش از قیمت خرده فروشی مواد غذایی نمی دهد. همان گزارشهایی كه با قیمت فروشگاه های زنجیره ای فرق داشت هم دیگر از 27 خرداد بروز نشده است. نفت كه سر سفره ها نیامد، اما بنزین 80 تومانی 700 تومان شد، برق 10 تومانی 130 تومان شد، گاز 8 تومانی 225 تومان شد، تخم مرغ 1000 تومانی هم 5000 تومان شد… منصف باشیم؛ اقتصاد واقعا متحول شد.

اگر چند روزی اظهارات خارق العاده و رویایی مطرح نشود، جریان انحرافی ساكت باشد و تحلیل خارق العاده تر سیاسی در مورد آنها منتشر نشود، تازه وقت خواهیم داشت در مورد قیمت چند قلم جنس صحبت كنیم. نه رقم ها و آمار پیچیده، اجازه بدهید قیمت برق و گاز و بنزین و… تا قیمت گوجه فرنگی و تخم مرغ را بر اساس آمار های رسمی به تماشا بنشینیم.

افزایش قیمت های بالای 1000 درصدی را در كنار رشد 345 درصدی درآمدهای نفتی دولت نهم و دهم به تماشا بنشینیم. این حال و روز ماست. جریان انحرافی و اظهارات خارق و العاده یك حسن دارند، فراموش می كنیم روزگاری را كه هر لیتر بنزین 80 تومان بود و تازه از گرانی گله هم می كردیم.

یاد روزهایی كه گازوئیل 16 تومان بود بخیر، چه خبر از برق 10 تومانی، امروز كه هر كیلووات ساعت برق(متوسط) 130 تومان شده. دیگر كسی یادش نمی آید، روزهایی كه گاز را به قیمت هر متر مكعب 8 تومان مصرف می كرد، گاز را باید(به طور میانگین) امروز 225 تومان با شیوه محاسبه پلكانی از دولت تحویل گرفت. یك روز در همین تهران می شد یك شانه تخم مرغ را هزار تومان خرید، امروز اگر به قیمت 5 هزار تومان همان جنس گیر بیاید باید خوشحال بود. البته خوشحالیم كه یارانه در جیبمان است و بخشی از این تفاوت قیمت را جبران می‌كند. اما آن بخش دیگر چه؟

روزی روزگاری، خیلی قبل از امروز كه حتی مسئولان نیز قیمت مرغ را اعلام نكنند، هر كیلو مرغ را می شد حدودا 1500 تومان خرید، امروز مرغ 3 هزار تومانی باید بخریم. از گوشت 5 هزار تومانی اگر در سال 90 حرف بزنیم، احتمالا در مورد یك رویای شیرین است، چون گوشت گاو را هم امروز نمی توان كمتر از 12 هزار تومان خرید.

بانك مركزی هم دیگر گزارش از قیمت خرده فروشی مواد غذایی نمی دهد. همان گزارشهایی كه با قیمت فروشگاه های زنجیره ای فرق داشت هم دیگر از 27 خرداد بروز نشده است. نفت كه سر سفره ها نیامد، اما بنزین 80 تومانی 700 تومان شد، برق 10 تومانی 130 تومان شد، گاز 8 تومانی 225 تومان شد، تخم مرغ 1000 تومانی هم 5000 تومان شد… منصف باشیم؛ اقتصاد واقعا متحول شد.

گاز: افزایش 2712 درصدی

وقتی آقای احمدی نژاد دولت را تحویل گرفت، قیمت هر متر مكعب گاز خانگی 80 ریال بود(ابلاغ شماره 260-1/28 مورخ 5/2/83  وزیر نفت) امروز میانگین قیمت گاز در 12 پله برابر 2250 ریال است.(پشت قبض گاز توزیع شده در خردادماه امسال قیمت تعرفه نوشته شده است) این یعنی افزایش قیمت 2170 ریالی و 2712.5 درصدی.

برق: افزایش 1162 درصدی

آقای احمدی نژاد روزی كه دولت را تحویل گرفت، قیمت هر كیلووات ساعت برق خانگی ۱۰۳ ریال بود(صنعت برق ایران در سال /توانیر1385). امروز تعرفه قیمت هر كیلووات ساعت برق خانگی به صورت میانگین 1300 ریال است. (در وب سایت وزارت نیرو جدول تعرفه ها درج شده است) این یعنی افزایش  ۱۱۶۲ درصدی قیمت برق خانگی.

افزایش قیمت:  برق، گاز، بنزین، گازوئیل و مواد خوراكی در تابستان 90، نسبت به تابستان 84(برای دیدن جداول در اندازه واقعی روی آنها كلیك كنید-قیمت ها به تومان)

j1

بنزین: افزایش 587 درصدی

دكتر احمدی نژاد بنزین را به بهای هر لیتر 80 تومان از دولت خاتمی تحویل گرفت. امروز در خوشبینانه ترین حالت، میانگین قیمت بنزین نیمه یارانه ای و بی یارانه 550 تومان است. این یعنی افزایش 587 درصدی قیمت بنزین در دولت آقای احمدی نژاد. البته اگر از آن یارانه محدود بنزین 400 تومانی چشم پوشی كنیم و همان بنزین 700 تومانی را در نظر بگیریم، افزایش قیمتی برابر 775 درصد خواهیم داشت.

گازوئیل: افزایش 837 درصدی

آقای احمدی نژاد در سال 84، گازوئیل لیتری 16 تومانی را تحویل گرفت و امروز هر لیتر گازوئیل حمل و نقل و كشاورزی 150 تومان است. البته آقای رویانیان اسفند سال گذشته اعلام كرد نرخ پیش‌بینی‌ شده برای گازوئیل در زمان اجرای مرحله نخست هدفمند سازی یارانه‌ها 350 تومان بوده است كه با توجه به مشكلاتی كه برخی معادن به آن دچار شدند، نرخ تعدیلی برای گازوئیل مصرفی آن‌ها در نظر گرفته شد! از اینها كه بگذریم، یعنی در گازوئیل نیز با رشدی برابر 837 درصد مواجه هستیم.

یك نكته مهم: یارانه هم داریم

البته این نكته را باید اشاره كرد كه یارانه انرژی در جیبمان است و تكافوی بخشی از این افزایش قیمت را به نسبت قبل از هدفمندی می كند. اما بخشی از این كالاها مثل مرغ و تخم مرغ و خوراكی ها یارانه ای نیستند. به علاوه هدفمند بودن یارانه ها گام مهمی در شفاف سازی اقتصاد كشور است و جلوی قاچاق سوخت به ویزه گازوئیل را می گیرد.

درآمد دولت از فروش نفت: افزایش 345 درصدی

بر اساس اعلام بانك مركزی، درآمد دولت از محل فروش نفت در سال 1389، چیزی نزدیك به 670هزار میلیارد  ریال بوده است(درآمد ایران از محل فروش نفت در سال 89، مهر، 10خرداد 1390) در سال 1383، مجموع درآمد نفتی دولت تنها 150 و نیم هزار میلیارد ریال بوده است.

این یعنی رشد 345 درصدی درآمدهای نفتی دولت در سال 1389، نسبت به سال 1383، یعنی آخرین سال فعالیت دولت اصلاحات.

گرانی خوراكی ها: 180 درصد

بانك مركزی در 27 خردادماه امسال كلا آمار دادن و گزارش دادن از وضعیت قیمت مواد خوراكی در تهران را كنار گذاشت. پیش از آن با مراجعه به سایت این بانك، میشد قیمت خرده فروشی مواد غذایی در تهران را دید. هر چند، همان قیمت ها هم با قیمت مواد غذایی در فروشگاه هایی مثل رفاه و شهروند، كه اولی دولتی و دومی برای شهرداری بود تفاوت داشت.

در آرشیو بانك مركزی، جدول خرده فروشی مواد غذایی تا قبل از خرداد 1386 موجود نیست، اما هنوز هم در آرشیو مطبوعات قیمت دوران سال 1384 ، به نقل از گزارش های بانك مركزی موجود است.

در این بخش مقایسه ای انجام شده بین قیمت مواد غذایی اعلامی از سوی بانك مركزی به نقل از خبرگزاری فارس در هفته اول مردادماه 1384، با هفته آخر خردادماه 1390.

میانگین افزایش قیمت ها در هفته آخر خردادماه امسال، در مقایسه با هفته اول مردادماه سال 84(ابتدای ریاست جمهوری دكتر احمدی نژاد) حدود 180 درصد است.

به ترتیب گروه های: تخم مرغ با 307 درصد، گوشت قرمز با 201.6 درصد، سبزیجات با 199.3 درصد، برنج با 191 درصد، روغن با 153.5، قند و شكر با 146.5 درصد، لبنیات با 112.9 درصد، گوشت مرغ با 110.5 درصد و چای با 71.4 درصد، در آخرین هفته خرداد ماه امسال، در مقایسه با اولین هفته از اولین ماه آغاز به كار دكتر احمدی نژاد افزایش قیمت داشتند.

انگور، سیب گلاب و خربزه به ترتیب با: 459.1 درصد، 384.8 درصد و 359.5 درصد در بین اقلام مورد بررسی در اینجا صاحب بیشترین افزایش قیمت ها و  پنیر پاستوریزه، پرتقال درجه یك و شیر، به ترتیب با: 33.2 درصد، 48.7 درصد و 66.6 درصد كمترین رشد قیمت ها را داشتند. ریز قیمت ها و تغییرات را می توانید در نمایه ها و جداول مشاهده كنید.

جدول متوسط قیمت برخی اقلام خوراكی در تهران در مرداد 84 و خرداد 90

j5

توضیح: واحد تمامی اقلام به جز: پنیر پاستوریزه، تخم مرغ، چای، روغن نباتی جامد و مایع كه به ترتیب: بسته 450 گرمی، شانه دو كیلویی، بسته 500 گرمی، حلب 5 كیلویی و لیتر هستند، كیلو است.

———-

این مطلب در سایت آینده، مورخ 21 تیرماه 1390، با کد 32401 منتشر شد.

رویای هزار متری

۱۵ تیر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

طبیعتا قرار نیست این زمین‌های جدید در ظرفیت زمین‌های مسکونی شهرهای فعلی کشور به مردم اختصاص داده شود، چون اکثر این زمین‌ها طبیعتا صاحب دارند. اگر در حومه شهرها این زمین‌های جدید به مردم اختصاص داده شود با گسترش شهرها روبه‌رو خواهیم بود که خود نیاز به زیرساخت‌های جدید نظیر ساخت بزرگراه‌ها، شهرسازی جدید، ساخت فضاهای سبز و… خواهد داشت. تنها گسترش شبکه آب، برق و گاز در این مساحت فوق‌العاده جدید، خود کار بزرگی است.بیابان‌ها که جای مناسبی برای زندگی (آن هم در ویلا) نیستند، هرگونه تجاوز به محدوده اراضی زراعی، موجب گسترش این اراضی خواهد شد که به نوبه خود تبعات زیست‌محیطی خواهد داشت.

آقای احمدی‌نژاد روز گذشته پیشنهاد داد تا به هر خانواده ایرانی یک زمین 1000 متری داده شود تا ایشان با خیال راحت هم خانه داشته باشند و هم باغ. بی‌شک هیچ ایرانی با این پیشنهاد مخالف نیست اما این یعنی افزایش 614 درصدی سرانه مسکن ایرانیان که به نظر کار مشکلی است.

سال گذشته رییس مرکز آمار کشور از ثبت 5/18 (18ممیز5) میلیون خانوار ایرانی خبر داد. داشتن یک‌هزار متر مربع زمین ویلا‌یی چیزی نیست که کسی بتواند از آن گذر کند. اگر به هر خانوار یک‌هزار متر مربع زمین اختصاص داده شود این یعنی یک میلیارد و 850 میلیون متر مربع زمین لا‌زم است.

به عبارتی زمینی برابر یک میلیون و 850 هزار هکتار یا  18 هزار و 500 کیلومتر مربع، زمین برای اختیار کردن ویلا‌های اهدایی رییس‌جمهور نیاز است.

قاعدتا خانه‌های ویلا‌یی قرار نیست در آن 5/32 (32ممیز5) هکتار بیابان‌های ایران یا در قله‌های کوه‌ها ساخته شوند. بزرگی مساحت لا‌زم برای اهدای این میزان زمین ویلا‌یی به خانوار‌های ایرانی بیش از 153 هزار هکتار بیشتر از مساحت کل جنگل‌های انبوه کشور است.

از دیگر سو، سرانه مسکن در شهرهای ایران براساس آخرین آمار‌ها بین 20 تا 50 متر مربع است که میانگین آن برابر 35 متر مربع خواهد بود.

با توجه به نسبت خانوار به کل جمعیت در آخرین سرشماری‌ها، هر خانوار حدودا از چهار نفر تشکیل شده است. به بیانی، در حال حاضر زمینی حدود 140 متر مربع به هر خانوار ایرانی اختصاص دارد. حال براساس پیشنهاد دکتر احمدی‌نژاد، قرار است این مساحت به یک‌هزار متر مربع افزایش یابد که حاکی از افزایش 614 درصدی وسعت زمین مسکونی در تملک هر خانوار شهری است. به نظر می‌رسد این کار با نگاهی به تجربه ساخت بزرگراه تهران- شمال و مسکن مهر و… کار زیاد ساده‌ای نباشد.

از دیگر سو، طبیعتا قرار نیست این زمین‌های جدید در ظرفیت زمین‌های مسکونی شهرهای فعلی کشور به مردم اختصاص داده شود، چون اکثر این زمین‌ها طبیعتا صاحب دارند. اگر در حومه شهرها این زمین‌های جدید به مردم اختصاص داده شود با گسترش شهرها روبه‌رو خواهیم بود که خود نیاز به زیرساخت‌های جدید نظیر ساخت بزرگراه‌ها، شهرسازی جدید، ساخت فضاهای سبز و… خواهد داشت. تنها گسترش شبکه آب، برق و گاز در این مساحت فوق‌العاده جدید، خود کار بزرگی است.بیابان‌ها که جای مناسبی برای زندگی (آن هم در ویلا) نیستند، هرگونه تجاوز به محدوده اراضی زراعی، موجب گسترش این اراضی خواهد شد که به نوبه خود تبعات زیست‌محیطی خواهد داشت.

این پیشنهاد در حالی ارایه می‌شود که شهر جدید پردیس در شمال شرق تهران هنوز یک آزادراه مناسب برای ارتباط با تهران ندارد و کارگران پس از دو سال از افتتاح آن هنوز چراغ‌های تونل‌های آن را به‌طور کامل نصب نکرده‌اند.

———-

این مطلب در سرمقاله روزنامه جهان صنعت، مورخ 13 تیرماه 1390 منتشر شد.

صفحه اول  |  تاریخ: دوشنبه 13 تير 1390 | شماره: 1999