گفت وگو با معصومه طاهری(همسر مهدی کلهر)

۹ شهریور ۱۳۸۹ 1 دیدگاه

معصومه طاهري موسوي همسر مهدي كلهر (مشاور محمود احمدي نژاد) و مادر نرگس كلهر است. وي داراي دكتراي جغرافياي سياسي و كارشناس ارشد آموزشي در صدا و سيما با 22 سال سابقه خدمت است و در اين سازمان به تدريس در دانشكده و شاغلين بخش خبر صدا و سيما مشغول است.

نرگس كلهر نيز پس از پناهندگي در گفت وگويي با حنا مخملباف گفته است وي در اين شرايط سكوت را جايز نمي دانسته و اميدوار است پدرش نيز فيلم او را ببيند و نظر خود را عوض كند. مادر نرگس نيز يادآور مي شود نرگس با ديدن رفتارهاي غيرعادي پدر با مادر خانواده، از پدر كه وي را سمبلي از حاكميت مي دانسته دلگير شده است و شايد يكي از انگيزه هاي پناهندگي نرگس كلهر نيز همين باشد. در پايان يادآور مي شود نرگس كلهر با فيلمي به نام «دارخيش» در جشنواره فيلم نورنبرگ شركت كرده بود. داستان اين فيلم اقتباسي از كتاب «گروه محكومين» كافكاست و به موضوع شكنجه مي پردازد.

معصومه طاهري موسوي همسر مهدي كلهر (مشاور محمود احمدي نژاد) و مادر نرگس كلهر است. وي داراي دكتراي جغرافياي سياسي و كارشناس ارشد آموزشي در صدا و سيما با 22 سال سابقه خدمت است و در اين سازمان به تدريس در دانشكده و شاغلين بخش خبر صدا و سيما مشغول است. وي پيش از اين به ارائه مقالاتي در روزنامه هاي اعتماد، همشهري، شرق، جمهوري، اطلاعات و حتي كيهان اقدام كرده است. خانم طاهري موسوي و آقاي كلهر داراي سه فرزند دختر به نام هاي «شفق»، «سحر» و «نرگس» هستند. نرگس كلهر كوچك ترين عضو خانواده است كه چند روز اخير خبر پناهنده شدن وي به آلمان در رسانه ها مطرح شده است. در اين گفت وگو، خانم طاهري به شرح شرايط خاص نرگس كلهر مي پردازد. ضمن آنكه وي هرگونه جدايي از مهدي كلهر را تكذيب مي كند و يادآور مي شود ترك خانه توسط آقاي كلهر در سال گذشته، به دلايل سياسي بوده است. خانم طاهري يادآور مي شود كه جدايي نرگس از پدر نه به خواست نرگس كلهر، بلكه به دليل عدم تمايل آقاي كلهر به ارتباط با خانواده بوده است.

-با توجه به روزنامه هايي كه شما در آنها فعاليت مي كرديد، به نظر مي رسد شما اصلاح طلب باشيد.
من گرايش خاصي ندارم. تحصيلات دانشگاهي دارم و مقالاتم هم علمي بوده است و بر اساس تحصيلاتم.

-به نظر شما چرا خانم نرگس كلهر به آلمان پناهنده شده اند؟
نرگس از سوم دبيرستان به دانشگاه علمي كاربردي رفت. در آن زمان تنها جايي بود كه مي شد ادامه بدهد. بعدش وارد كارداني به كارشناسي شد. بالاجبار در رشته گرافيك تصويري قبول مي شود. از دوم دبيرستان رياضي خوانده بود. سال آخر را هنرستان مي خواند و همان سال هم علمي كاربردي قبول شد.ابتدا به هنرپيشگي علاقه داشت. اما پدرش به او گفت اگر مي خواهي هنرپيشه شوي بايد مثل يك خمير در دست كارگردان باشي و نرگس هم به توصيه پدرش گوش داد و يك كار ساخت: توهمات يك گربه ايراني بود. جشنواره دانشجويي جزء 10 فيلم برتر شد. كارهاي ديگر كوتاهي هم داشت. سه دقيقه بيشتر نبود. فيلم هاي ديگري هم ساخته بود، مثل زلزله بم و… هفت، هشت فيلم كوتاه ساخته بود. فيلم اخير را هم ديده بوديم كه حدود دو سال پيش ساخته بود.

-يعني پدرشان خودشان علاقه مند بودند ايشان كارگردان شوند و در زمينه فيلمسازي فعاليت كنند؟ آيا آقاي كلهر مشوق ايشان بودند؟
حقيقتاً پدرشان تا چهار پنج سال پيش دغدغه داشت كه چرا دو دختر ديگرش رشته هنري نخوانده اند. البته دختر بزرگم استاد پيانو است اما دغدغه داشتند (مهدي كلهر) كه چرا آنها حرفه كارگرداني را انتخاب نكردند. زماني كه نرگس اعلام كرد مي خواهد كارگردان شود، پدرش سعي مي كرد مسائلي را به او تعليم و آموزش بدهد. او هم اتفاقاً بچه صبوري بود و هميشه گوش مي كرد. اگر جاهايي هم با پدرش اختلاف عقيده داشت سكوت مي كرد.

-شما كي از هم جدا شديد؟
ما جدا نشديم،

-آقاي كلهر كه گفته اند شما جدا شديد.
من اين را طي يك جوابيه مستند و مفصل براي خبرگزاري هاي مهر و ايرنا كه منشاء انتشار اخبار ديروز بودند ارسال كرده ام. چند وقت پيش آقاي كلهر خانه را ترك كردند و از پيش ما رفتند. شايد اسمش را بتوان متاركه گذاشت، اما از لحاظ قانوني من همسر ايشان هستم. من هر چقدر فكر مي كنم، نام ايشان هنوز در شناسنامه من است. نمي دانم بر چه اساس ايشان از من جدا شدند.

-ايشان گفتند شما درخواست طلاق داديد و از ايشان جدا شديد.
من سال 1385 به دليل مشكلاتي كه براي همه خانواده ها پيش مي آيد مثل فشارهاي عصبي، متقاضي جدايي از ايشان شدم. اما حقيقتش چون در قوانين ما زماني كه زن تقاضاي طلاق مي كند بايد از همه چيز بگذرد، بعد منصرف شدم. وقتي كه منطقي تر فكر كردم و با بچه ها در ميان گذاشتم، قرار شد صرف نظر كنيم. برگه عدم سازشي كه من سال 85 امضا كردم بعد از سه ماه كه من و آقاي كلهر ديگر پيگير ماجرا نشديم قانوناً از درجه اعتبار ساقط شد. من هم پشيمان شدم.

-ايشان يعني الان با شما زندگي مي كنند؟
ما تا سال 87 با هم زندگي مي كرديم، يعني آن ماجراي سال 85 مسكوت ماند و تا همين سال گذشته ما با هم زندگي مي كرديم. مصالحه كرديم. در اين مدت دو دختر من ازدواج كردند. ايشان بيماري قلبي داشت، حدود سه ماه ايشان در منزل بستري بودند و خود من از ايشان پرستاري مي كردم. ايشان در اين فاصله حتي در اواخر سال 86 براي من پاسپورت گرفتند و… .

-ايشان عنوان كردند به خاطر همكاري شان با آقاي احمدي نژاد از ايشان جدا شديد؟
مشكل ما در سال 85 (و نه 84 و انتخابات) به خاطر مشكلات ديگري بود. به هيچ وجه مشكل ما سياسي نبود، فكر كنم اين يك بهانه است. من حتي دور اول خودم به آقاي احمدي نژاد در سال 84 راي دادم و هيچ مشكلي با ايشان نداشتم، چون اصولاً من نگاه كلي به آدم ها ندارم و خاكستري نگاه مي كنم. اصولاً ما در منزل در مورد مسائل سياسي زياد صحبت نمي كرديم. با مشي سياسي ايشان هم كار خاصي نداشتيم. اما بعد از عمل قلب ايشان و پس از آن سه ماهي كه در منزل بستري بودند، از خانه رفتند و حدود يك ماه از ايشان بي خبر بوديم.

-بر اين اساس صرف نظر از سياسي و غير سياسي بودن موضوع، يعني شما اصولاً از آقاي كلهر جدا نشديد؟
خير، بنده از ايشان طلاق نگرفتم و هيچ درخواستي هم نداده ام. آن هم با شرايطي كه ايشان مي گويند كه بدون هيچ ادعايي بروم.

-ايشان گفتند شما از ايشان جدا شديد و ايشان نفقه دختر شما را هم مي دادند.
در قوانين ما نفقه دختر بايد پرداخت شود اما به من نفقه يي ندادند. ايشان به نسبت حقوقي كه دارند، اگر من بگويم ماهي چقدر به نرگس مي دادند، شما خنده تان مي گيرد. ايشان ماهي 100 هزار تومان به نرگس مي دادند. كه من 300 هزار تومان خودم به نرگس مي دادم كه با توجه به روحياتش نرگس كمبودي نداشته باشد. آقاي كلهر نفقه خود من را با توجه به اينكه من همسر قانوني ايشان هستم، يك سال تمام است كه قطع كرده اند. كه من بابت همين ندادن نفقه از ايشان شكايت كردم كه الان هم اين شكايت در مرحله اجرا است. ماهانه دادگاه براي من حدود 400 هزار تومان نفقه تشخيص داده است. و حكم صادر كرده اند.

-شما با اين اتفاق موافق بوديد، يعني پناهندگي دخترتان؟
به هر حال پدر و مادر مالك بچه نيستند. نرگس بسيار اكتيو بود. من هم مثل شما خبر پناهنده شدنش را از تلويزيون شنيدم. نرگس دو سال قبل چون در گوته فعاليت مي كرد براي مدت كوتاهي به آلمان رفت براي دوره زبان. يك ماه رفت و برگشت. من خيلي متاسف شدم از اين مساله. نرگس هميشه معتقد بود آلمان از نظر تكنولوژي سينمايي بسيار پيشرفته است. بعد از اينكه پدرش به او كمك نكرد تا در سازمان (صدا و سيما) فعاليت كند، نرگس رفت و در كلاس آلماني ثبت نام كرد و حالاهم كه متاسفانه پناهنده شده است… .

-ايشان گفتند نرگس همراه شما زندگي مي كرده و…
آقاي كلهر خيلي غير منصفانه اين مصاحبه ها را انجام داده اند. تمام مداركي كه من دارم، زوجيت من را ثابت مي كند و اميدوارم خبرگزاري هاي مهر و ايرنا اين مدارك من را چاپ كنند. من فكر مي كنم خواستند يك مقداري كوتاهي هايي كه شده در مورد نرگس را توجيه كنند.

-اين قطع رابطه از طرف آقاي كلهر بود يا شما و دخترتان؟
خير، از طرف خود آقاي كلهر بود. حتي زماني كه نرگس زنگ مي زد به آقاي كلهر، جواب نمي دادند. حتي وقتي مي خواست اين بار آخر به آلمان برود براي شركت در اين جشنواره، سه روز قبلش من خودم زنگ زدم به آقاي كلهر كه ايشان با نرگس صحبت كنند. كه حتي ايشان جواب تلفن ما را ندادند.

———————–

این مطلب در روزنامه اعتماد > شماره 2077 23/7/88 > صفحه 1 (صفحه اول) منتشر شد.

هوشنگ امیراحمدی: از احمدی نژاد خوشم می آید؛ می خواهم کمکش کنم

۹ شهریور ۱۳۸۹ 1 دیدگاه
قرار ملاقات با هوشنگ امیر احمدی ،موسس انجمن ارتباط آمریکاییان و ایرانیان، در لابی هتل استقلال ،محل اقامتش در تهران، گذاشته و نتیجه نیز گفت و گوی مفصلی می شود که در دو قسمت منتشر خواهد شد.

در قسمت اول با امیراحمدی به مسایلی از زادگاه او و خانواده پدری اش، چگونگی ارتباطش با فدائیان جنگل سیاهکل و دلیل خروجش از ایران و رفتن به آمریکا صحبت می شود و در بخشی از قسمت و بخش دوم گفت و گو ، او به اظهار نظر در مورد گروه های سیاسی کشور می پردازد و ادعا می کند پیش از سید محمدخاتمی رییس جمهور اصلاح طلب کشورمان بحث جامعه مدنی را مطرح کرده است و همچنین از عدم شجاعت خاتمی در تصمیم گیری هایش انتقاد می کند.

او می گوید در زمان اولین دوره انتخاباتی که خاتمی در آن شرکت کرده از نامزد رقیب او یعنی ناطق نوری حمایت کرده و هنوز هم بر صحت تصمیم خود ایمان دارد.
او که مدت زیادی از ایران دور بوده، می گوید می خواسته در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل شرکت کند، اما رد صلاحیت شده و به همین خاطر به جنتی(رییس شورای نگهبان قانون اساسی) نامه ای هم نوشته است و البته قصد دارد بازهم در این زمینه بخت آزمایی کند. به هر تقدیر گفت و گوی عصر ایران با او که بیش از دو ساعت به طول انجامید حاوی نکاتی است که خواندنش می تواند جالب باشد.
 
هوشنگ امیر احمدی - تهران؛ تابستان 87کی و کجا متولد شدید؟
من متولد چهارم فروردین سال 1326 هستم. در دهکده ای به نام «شیخ نشین» در بخشی به نام «شاندرمن» از شهرستان تالش از استان گیلان هستم که حاشیه ای است از بندر انزلی تا آستارا که فکر می کنم بعد از آمل بیشترین مرز دریایی را دارد. منطقه بسیار زیبایی است که در همینجا هم بگویم که فکر می کنم دولت جمهوری اسلامی کمترین کمک را به تالش کرده، یعنی اصلا کمکی نکرده است.
در مورد خانواده خودتان بگویید، چه کاره بودند؟
پدر بزرگ من خان بود، تمام املاک و زمین های آن منطقه برای او بود. مردی بود که چندین زن داشت و من بیست و یکی دوتا عمو و عمه داشتم. مدرسه آنجا، حمام آنجا، امامزاده و مسجد آنجا و… همگی را پدر بزرگ من ساخته بود. مدرسه ای که من در آن تا کلاس شش ابتدایی درس خواندم در روی زمین پدر بزرگم و با پول پدر بزرگم اداره می شد. خانواده ام در اروپا، آمریکا و ایران پخش هستند و الان هم شنیدم در آنجا نسل دیگری آمدند.
چند خواهر و برادر دارید؟
الان دو برادر و سه برادر دارم. بیشتر بودیم هفت خواهر و برادر بودیم که بقیه فوت کردند.
آنها چه کار می کنند؟
یکی از خواهران و یکی از برادرانم در چوکا(چوب و کاغذ ایران) کار می کنند که برادرم بازنشسته شده است. یکی دیگر از خواهرانم خانه دار است و همسرش در ارتش است و بعد هم وارد سپاه شد.
یعنی در خانواده شما،کسی جز شما فعالیت های سیاسی انجام نمی دهد؟
خانواده امیراحمدی خیلی کم نگاه سیاسی داشت. الان البته کمی اوضاع فرق کرده، همه شان دانشگاهی شدند و نگاه سیاسی هم دارند. اما اینها یک خانواده فئودالی بودند.
تا کی در شیخ نشین بودید؟
من تا کلاس شش ابتدایی در همان دهکده پدربزرگم درس خواندم، بعد از کلاس شش تا 9 ، به شهرستان دیگری به نام ماسال رفتم که حدود شش کیلومتری شهرستانمان بود. کلاس 10 به رشت آمدم، در دانشگاه رضاشاه کبیر، از ده تا 12 و دیپلمم را آنجا گرفتم و شاگرد اول استان شدم.
چه رشته ای می خواندید؟
آن زمان طبیعی بود و ریاضی بود و ادبیات. من طبیعی بودم.
در دانشگاه چه رشته ای خواندید؟
خیلی دوست داشتم که پزشک شوم، تصادفا هم نشدم. من موقع انتخاب دانشگاه همه جا پزشکی هم زده بودم. در دانشگاه تبریز هم پزشکی قبول شدم هم کشاورزی.
من پزشکی را انتخاب کردم، وارد دانشگاه که شدم هیچ وقت فراموش نمی کنم همان دو هفته اول ما را بردند سالن تشریح، همانجا حالم بهم خورد و در رفتم. دیگر همه چیز دیر شده بود. دیگر هیچ کاری نمی شد کرد، تنها چاره ای که داشتم انتخاب رشته کشاورزی بود.
علاقه ای هم نداشتم. اما پدرم خیلی علاقه داشت، فکر می کرد مهندس می شوم و باغ هایش را درست می کنم. اما یکبار هم که نهال برایش زدم ، خشک شد!
بعد از دانشگاه چه کردید؟
بعد به سپاه ترویج رفتم(دوره سربازی آن زمان) در کرج شش ماه در اموزش بودیم. من چون جزو بیست نفر اول آن دوره بودم اجازه داشتم که محل خدمتم را خودم انتخاب کنم. من لاهیجان را انتخاب کردم و به عنوان افسر ترویج آنجا رفتم
و سرپرست سپاه ترویج مناطق لاهیجان و سیاهکل شدم.
وقتی که سیاهکل بودم درست سالی بود که فدائیان در جنگل سیاهکل داشتند علیه شاه فعالیت می کردند. من سرپرست سیاهکل هم بودم. آن موقع یادم هست که تیمسار اویسی به لاهیجان آمد و به ما دستور داد که با لباس در شهر تردد نکنیم. برای اینکه فکر می کرد بچه ها(فدائیان) ما را می زنند. در حالی که ما خودمان با آنها کار می کردیم. ما یک گروه انقلابی بودیم و به بچه های سیاهکل از درون بدنه ژاندارمری کمک می کردیم.
یعنی با آنها همراهی می کردید، فعالیت تان به شکل سازمانی بود؟
نه هیچوقت فعالیت سازمانی به آن شکل با آنها نداشتم، به عنوان کسی بودم که علاقمندی داشتم. من بین 17 سالگی تا 24-25 سالگی تمایلات شدید چپی داشتم، من همیشه می گویم “کسی که از سن 18 سالگی تا سن 20 و چند سالگی چپ و انقلابی نباشد اصلا قلب ندارد، بعد از آن اگر همانطور بماند اصلا مغز ندارد. “ما در آن سن و سال ها آرمانگرا و انقلابی هستیم و معمولا با رگ گردنشان فکر می کنیم.
اینکه منطقی به نظر نمی رسد، شما در یک خانواده کاملا فئودال و زمین دار بدنیا آمدید!
من همیشه با آنها(پدر و پدربزرگم) دعوا داشتم. همیشه به آنها می گفتم شما با این رعیت ها بد می کنید. پدرم به من می گفت مفت خوری می کنی و دنبال عدالت هستی!
ولی این را هم صادقانه بگویم، خانواده ام به آن مفهوم فئودالی، خیلی بد نبودند. الان هم هنوز هم بچه های رعیت هایمان عاشق ما هستند. من همیشه اعتقاد داشتم و هنوز هم دارم که رعیت ها استثمار می شوند.
خب چه شد که خط فکریتان عوض شد؟هوشنگ امیر احمدی در گفت و گو با عصرایران - تهران؛هتل استقلال
من همیشه اعتقاد عجیبی به عدالت دارم. برای من هنوز هم بزرگترین مفهوم “عدالت” است. عدالت برای من یک مفهوم بسیار وسیع دارد، عدالت فقط عدالت اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی جغرافیایی هم در تعریف عدالت از نظر من می گنجد.
در آن زمان من فکر می کردم که سوسیالیسم واقعاً سیستم عدالت است. بعدها وقتی که انقلاب اسلامی شد و از انقلاب حمایت کردم بازهم به این دلیل بود که عدالت اسلام مرا جلب می کرد. بنابراین همیشه برای من نه سوسیالیسم نه اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مطرح نبوده. البته من مسلمانم و به مسلمان بودنم هم همیشه افتخار کردم، ولی به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی(این دو) جذبه شان برای من به خاطر عدالت بود. الان هم خودم را یک آدم “سوسیال دموکرات ملی” می دانم. کسی که به عدالت عمیقا اعتقاد دارد و ملی است.
در آن زمان( دوران دانشگاه وسربازی) فعالیت های دیگرتان چه بود؟

با یک عده ای از بچه ها روزنامه باران را در می آوردیم.
شما کارهای ادبی هم انجام دادید؟
بله؛ من قصه نویس بودم و با مجله فردوسی کار می کردم. من تقریبا با تمام پیشکسوتان ادبی آن روزگار آشنایی داشتم. شاملو، محمود دولت آبادی، آتشی، سپانلو، دستغیب و خصوصا غلامحسین ساعدی. با یک آقایی به نام بهرام داوری که در هنر و ادبیات کیهان آن زمان بود، به اتفاق ایشان مجله ای به نام پست ایران در آوردیم، آن موقع اجازه نمی دادند اسم های معنی داری برای مجلات انتخاب کنیم، اسمش پست ایران بود ولی مجله خوبی بود.
دوران دانشگاهی ام، دوره خیلی خوبی بود. همراه با صمد بهرنگی بودیم، آنها مجله خیلی خوبی در می آوردند به نام “دانشجو” که من طراحشان بودم و نقاشی های پشت جلدشان را من می کشیدم.
از کارهای آن زمان تان کدام ها را به خاطر دارید؟
داستانی بود به نام کابوس، که برای بچه های سیاهکل نوشتم. کار دیگری بود با نام با خیل فرزانگان سرخ، که باز برای سیاهکل بود. قصه دیگری بود با نام بازارچه که قصه این دستفروش های بازار رشت بود، قصه یک گوجه فروشی بود. یک قصه ای نوشتم به نام پارگاه، داستان یک زن و مرد کوهستانی است که بره شان را گرگ می زند، در حالی که خانمش حامله است و درست موقعی که گرگ بره را می برد ،زن دارد زایمان می کند و این مرد بین دوراهی مانده که گوسفند و بره را نجات بدهد یا زن و فرزندش را و جالب است که زنش به او می گوید باید دنبال بره بروی، چون روزی ماست. این قصه خیلی بی نظیر است، من هر وقت می خوانم تحت تاثیر قرار می گیرم ، چون اگر یک مرد تالشی آن موقع در این وضعیت قرار می گرفت واقعا دنبال گوشفندش می رفت.
 
آنچه گفتید نشانه نزدیکی فکری شما با جریان های چپ آن زمان کشور است، یعنی نزدیکی با فدائیان جنگل سیاهکل و… این چه دوره ای از زندگی شما بود؟
این سن 18 سالگی تا حدود 24 سالگی است. وقتی که دیگر از سربازی برگشتم، چهار سال در بین اقوام لر زندگی کردم، در خرم آباد و بروجرد و دورود و… بودم. بعد هم سه سال در یاسوج و بویراحمد بود.
در لرستان چه کار می کردید، چه شد و کی به آمریکا رفتید؟
من در کارخانه قند یاسوج بودم. سال های خیلی خوبی بود من تقریبا تا وقتی که به آمریکا بروم معاون کارخانه بودم و رییس چغندر کاری. یادم هست که یک نفر به اسم سرهنگ سالاری ، رییس ساواک کهکیلویه و بویر احمد بود، اینها یک روز به کارخانه آمدند و گفتند تمام کسانی که در کارخانه مدیر ارشد هستند باید بروند و رستاخیزی بشوند.
من هم جزو بچه های سیاهکل بودم، یعنی از نظر فکری در آن جریان بودم و عضو نشدم. گفتند پس باید استعفا بدهی، من هم گفتم خب، استعفا می دهم. اول به اروپا رفتم، سه ماهی اروپا بودم، برگشتم و زندگی ام را فروختم و دیگر به طور دائمی به آمریکا رفتم. یعنی در آن زمان باید بین رستاخیزی شدن و از ایران خارج شدن یکی را انتخاب می کردیم، که من رفتن را انتخاب کردم.
دقیقا چه سالی از ایران خارج شدید؟
اوایل سال 54 بود، من از اینجا مستقیم به دالاس رفتم. در آمریکا شروع به انگلیسی یاد گرفتن کردم. در همان 5-6 ماه اول شاگرد اول شدم. دانشگاه مرا مجانی پذیرفت و یک فوق لیسانس در مدیرت صنعتی گرفتم. سال 76(میلادی) تمام کردم. بعد رفتم به دانشگاه کرنل، که جزو هشت دانشگاه برتر دنیا است. در آنجا وارد دوره دکتری شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم(در دوره دکتری) انقلاب تقریبا شروع شده بود. سال دوم دانشگاه بودم که انقلاب پیروز شد.
اولین بار بعد از تثبیت انقلاب، کی به ایران برگشتید؟
سال 86(میلادی) به ایران برگشتم. با دعوت آقای مهندس مهدی چمران، که الان رییس شورای شهر است. سه بار در سه کنفرانس بازسازی، در سه سال پشت سرهم به ایران آمدم. بعد از آن با دعوت کنفرانس های دفاع مقدس چندبار آمدم. بعد هم به دعوت وزارت امور خارجه چندباری به ایران آمدم.
از بین جریان های سیاسی فعلی کشور، شما به کدامیک بیشتر نزدیک هستد؟
این را اول بگویم که اصلا جناحی نیستم. من هرگز با هیچ جناحی نه در گذشته و نه در حال فعالیت کرده ام. من ویژگی های فکری ام جوری است که با جزء به جزء خیلی از جناح های سیاسی کشور نزدیک هستم.
مثلا من قبل از آقای خاتمی بحث جامعه مدنی را در کشور باز کردم، ولی در عین حال یادم است که در دوره اول انتخابات آقای خاتمی، من طرفدار آقای ناطق بودم. در حالی که بحث جامعه مدنی را من به کشور آوردم.
از احمدی نژاد خوشم می آید چون آدم خیلی شجاعی است، از کروبی هم به همین معنا. از آقای خاتمی هم خیلی خوشم می آید آدم خیلی وارسته و دموکراتی است، اما شجاعت لازم را خیلی وقت ها به خرج نداد.
من اعتقاد دارم که هر کدام از این افراد یک سری چیزها دارند. آدمها مثل پکیج می مانند، خیلی چزها در آنها هست. متاسفانه در کشور ما همه چیز را سیاه و سفید می کنند، اما واقعیت این است که آدمها خاکستری هستند. وقتی که آقای احمدی نژاد به طرف روستاها و مناطق رفت، من خیلی این را دوست دارم. به خودش هم گفتم که من خیلی دوست دارم به تو کمک کنم.

—————————————-

این مطلب در تاریخ 5 مردادماه 1387 در سایت عصر ایران منتشر شد.

قرارگاه اقتصاد/ نگاهی به فعالیت های اقتصادی قرارگاه خاتم از ابتدای شکل گیری تاکنون

۹ شهریور ۱۳۸۹ 1 دیدگاه

کم پيش مي آمد که آنها را ببينيم.با اين حال اگر فرصتي مي يافتند وتنفس در هواي خمپاره و نارنجک را رها مي کردند، خسته و سوخته مي ديديمشان با يک دنيا حرف و در ددل وناگفتني از جنگ. جنگي ناخواسته که آنها عليه اش به پا خواسته بودند.
اين روزها اما همه چيز تغيير کرده.رزمندگان ديروز،امروز سوداي صنعتگري دارند.پل مي سازند،تاير توليد مي کنند.بورس را از سقوط نجات مي دهند و اکنون شده اند ستون »تپيکس« محور بورس تهران.
سپاهيان فقط آنهايي نيستند كه در ماه هاي اخير در خيابان ها حضور داشتند ونظم شهر را در دست گرفته بودند. اهالي سپاه در بنگاه هاي اقتصادي عظيم و پروژه هاي عمراني عظيم تر حضور دارند. حضوري كه در چهار سال قبل پررنگ تر هم شده است. در كشور پروژه هاي بزرگي را مي بينيم كه روي تابلوي آن نوشته شده، مجري: قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا. در تهران هم پل ها و بزرگراه هاي زيادي توسط اين قرارگاه ساخته شده است.
اين گزارش درپي نفي يا اثبات سرمايه گذاري هاي سپاه نيست که قصد داريم تولد يک بنگاه بزرگ اقتصادي و سرمايه گذاري را اعلام کنيم.بنابراين بايد به اين نکته اشاره کنيم که مراكز فني و سازندگي و تجاري سپاه آنقدر زياد است كه در اين گزارش نمي توان به همه آنها اشاره كرد اما يكي از معروف ترين آنها»قرارگاه خاتم« است. نام اين قرارگاه در فعاليت هاي عمراني تهران،در پروژه هاي نفتي عسلويه،در سرمايه گذاري هاي بازار سهام ودر فعاليت هاي بازار پول بيشتر از هميشه به چشم مي خورد.
اين قرارگاه تا كنون بنابر برخي آمارها حدود 1500 طرح و پروژه عمراني و سازندگي را به انجام رسانده و در حال حاضر نيز حدود 247 طرح ديگر را در دست اجرا دارد.
از نكات جالب آنكه اكثر شخصيت هاي سياسي فعلي كشور به نوعي به اين قرارگاه مربوط مي شوند و در آن سابقه اي داشته اند. اشخاصي چون سرلشكر فيروزآبادي، محمد باقرقاليباف، محسن رضايي و حتي پرويز فتاح وزير نيرو، وزير همان وزارت خانه اي كه امروزه در شرکت توسعه منابع آب و نيروي ايران ( بزرگ ترين كارفرماي سد و نيروگاه هاي آبي ايران) در بين نام شركت هاي همكار آن نام شركت هاي نظامي چون: قرارگاه خاتم الانبيا/ قرارگاه خاتم الانبيا(قرب نوح)/ قرارگاه خاتم الانبيا(موسسه حرا)/ قرارگاه خاتم الانبيا(موسسه رهاب)/ قرارگاه خاتم الانبيا(موسسه ساحل)/ قرارگاه خاتم الانبيا(موسسه عمران)/ قرارگاه خاتم الانبيا(موسسه مکين)/ قرارگاه بازسازي نيروي زميني سپاه و قرارگاه قائم/ ارتش جمهوري اسلامي (قرارگاه منطقه جنوب) به چشم مي خورد.

خاتم بازوي اقتصادي سپاه
قرارگاه خاتم الانبياي سپاه پاسداران که از آن به عنوان مهمترين واحد اقصادي سپاه نام برده مي شود و در حال ‏حاضر بزرگ ترين پيمانکار پروژه هاي دولتي در ايران به حساب مي آيد سال 69 با موافقت رهبر انقلاب تاسيس شده است. اين قرارگاه تاکنون بنابر برخي آمارها بيش از 1500 پروژه ‏دولتي را در بخش هاي مختلف اقتصادي ‏کشور در‎ ‎اختيار گرفته و‏‎ ‎در سه سال اخير مهمترين مجري ‏پروژه هاي دولتي‎ ‎در بخش نفت و گاز بوده است.‏
در سال 85 قرارگاه خاتم الانبياي سپاه پاسداران طي قراردادي به ارزش يک ميليارد و 300 ميليون دلار با ‏شرکت ملي گاز ايران، احداث خط لوله 900 کيلومتري انتقال گاز عسلويه به ايرانشهر را در استان سيستان و ‏بلوچستان بر عهده گرفت. ديگر پروژه بزرگي که از سوي وزارت نفت به سپاه پاسداران واگذار شده، طرح ‏توسعه فازهاي 15 و 16 ميدان پارس جنوبي است. قرارداد توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي به ارزش‏‎ ‎مالي ‏‏2 ميليارد و 97 ميليون دلار با ترک تشريفات مناقصه دو سال پيش به قرارگاه سازندگي خاتم ‎الانبيا واگذار شد اما ‏سپاه پاسداران نتوانست در زمان مقرر اجراي آن را به پايان برساند.
متعاقبا در اول تيرماه 87 خبرگزاري ها ‏گزارش دادند که به دستور آقاي احمدي نژاد اختصاص وام ‏يك ميليارد دلاري ديگر به طرح توسعه فازهاي 15و16 ‏پارس جنوبي‎ ‎قطعي شده است.
رستم قاسمي، فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا اعلام کرد که وام يک ميليارد ‏دلاري مورد اشاره از‏‎ ‎محل صندوق ذخيره ارزي به اين قرارگاه اختصاص يافته و خاطرنشان کرد: »با تاكيد ‏رئيس جمهور و با هدف تسريع در‎ ‎مرحله اجرايي اين دو فاز، مجوز لازم از شوراي ‏اقتصاد و هيات امناي حساب ‏ذخيره ارزي‎ ‎توسط بانك صنعت و معدن گرفته شد.«
پس از پايان جنگ تحميلي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي وارد فعاليت هاي سازندگي شد و در كنار فعاليت هاي نظامي حضور در عرصه هاي عمراني و زيربنايي را گسترده تر و جدي تر پيگيري کرد. به ويژه اينكه حضور اين نهاد نظامي و امنيتي در عرصه هاي اقتصادي منع قانوني ندارد حتي بر اساس اصل 147 قانون اساسي، دولت موظف به استفاده از توان نيروهاي مسلح در سازندگي و توسعه كشور است. البته اين امر در زماني است كه جنگي وجود نداشته و امنيت در مرزها و داخل كشور حكمفرما باشد. پيش از اين، سپاه به ويژه قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا به عنوان بازوي مهندسي و اجرايي اين نيرو در بسياري از فعاليت هاي عمراني، بازسازي و سازندگي كشور حضور داشته است .

خاتم در نفت
هرچند فرماندهان قرارگاه خاتم هرگز اتهام برخورداري از امتيازات ويژه در واگذاري مناقصه ها را نپذيرفتند و حتي محمود احمدي نژاد نيز يك بار از آنها در برابر اين نقدها دفاع كرد اما نقد جدي بخش خصوصي به قرارگاه خاتم و فعاليت هاي آن هميشه اين بوده كه رقابت اين قرارگاه به دليل برخورداري از و برخي معافيت ها مثل معافيت هاي مالياتي و…. با شركت هاي بخش خصوصي رقابتي عادلانه نيست. براي مثال دو مورد از اين قراردادها كه بيشتر در رسانه ها مطرح شدند، دو پروژه احداث خط لوله گاز 900 كيلومتري و توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي را بدون برگزاري مناقصه برده است.
قرارداد بين شركت ملي گاز ايران و قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا منعقد شد. اين قرارداد احداث خط لوله گاز براي انتقال ۵۰ ميليون متر مكعب از گاز عسلويه از طريق استان هرمزگان به استان سيستان و بلو چستان به طول 900 کيلومتر است. مبلغ قرارداد1/3 ميليارد دلار است. در مراسم امضاي اين قرارداد که مهم ترين پروژه نفتي واگذار شده به سپاه پاسداران است کاظم وزيري هامانه وزير نفت و سردار سيد يحيي رحيم صفوي فرمانده وقت سپاه پاسداران حضور داشتند. در قرارداد ديگر، توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي به قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا سپرده شد. مبلغ قرارداد 5/2ميليارد دلار است.
در ارديبهشت ماه امسال نيز مديرعامل شرکت مهندسي نيروي نفت وگاز سپانير وابسته به قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا از توافق جديد با شرکت نفت وگاز پارس براي حفر يک حلقه چاه اکتشافي در حاشيه ميدان مشترک گازي پارس جنوبي خبر داد. سردار خواجه علي حجم کل پروژه هاي عمراني قرارگاه خاتم الانبيا را 15 هزار ميليارد تومان اعلام کرد.
در قراردادي ديگر اين قرارگاه با دولت نهم، قرارگاه »خاتم الانبيا« با مشارکت گروه صنعتي »سديد« ‏برنده مناقصه 320 ميليون يورويي شرکت ملي گاز ايران شده است.‏مسعود صادقي، ‎مديرفروش گروه صنعتي سديد به واحد مرکزي خبر گفت: »اين مناقصه مربوط به پروژه خط‎ ‎انتقال گاز نائين- ميامي به طول 283 کيلومتر است که ظرف مدت 18 ماه به صورت کامل‏‎ ‎از سوي سديد با ‏همکاري قرارگاه خاتم الانبيا اجرا مي شود.« ‏به گفته صادقي از 283 کيلومتر لوله هاي قطور فولادي موردنياز‎ ‎اين پروژه 162 کيلومتر آن از طريق شرکت ‏لوله و تجهيزات سديد تامين مي شود و مابقي آن از شرکت لوله سازي ماهشهر تهيه خواهد‎ ‎شد.

خاتم در مسكن
سال گذشته در همين روزها فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا توسعه بخش مسكن كشور را يكي از سياست هاي جديد اين قرارگاه عنوان كرد و گفت: در اين زمينه طرحي با عنوان طرح صنعتي سازي مسكن ارائه شده كه در هيات وزيران مورد تصويب قرار گرفته است.
سردار رستم قاسمي فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا به تشريح عملكرد فعاليت هاي عمراني و اقتصادي اين قرارگاه پرداخت.وي گفت: قرارگاه با رويكرد جديد و با هدف حمايت از بخش خصوصي فقط در پروژه هاي خاص عمراني و اقتصادي كشور كه بخش خصوصي توان اجراي آن را ندارد، مشاركت مي كند.باگذشت يكسال، هنوز خبري از فعاليت هاي اين قرارگاه در بخش مسكن منتشر نشده است.

خاتم در بنادر
يكي از حوزه هاي عمده فعاليت اين قرارگاه، ساخت و تجهيز اسكله ها و بنادر است. در ارديبهشت ماه سال 87 مديرعامل شركت توسعه بندر و فرودگاه كيش گفت: قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا برنده مناقصه احداث اسكله ۱۲هزار تني بندرگاه جزيره كيش شد. بشير خليلي افزود:با احداث اين اسكله كشتي هاي ۱۲هزار تني مي توانند براي بارگيري و تخليه كالاهاي خود در اين بندرگاه پهلو بگيرند. وي، مبلغ قرارداد احداث اسكله ۱۲هزار تني بندرگاه كيش را ۳۲۰ميليارد ريال عنوان كرد و گفت: طول اين اسكله نيز حدود ۴۵۰متر است و عمق آن ۹ متر تعيين شده است. پيش از آن در بهمن ماه سال ۸۵ قرارداد ساخت مخازن ذخيره سازي، تاسيسات بندري و اسكله طرح »ايران ال ان جي« را با مشاركت شركت »دايلم« كره جنوبي و قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء، منعقد كرد. از ساير اسكله هايي كه اين قرارگاه در ساخت و تجهيز آنها مشاركت داشته است مي توان به: اسكله هاي شهيد بهشتي و پست پانامات در بندر امام خميني(ره) اشاره كرد.

خاتم در راه آهن
قرارگاه خاتم، در بخش راه هاي ريلي نيز پروژه هايي را انجام داده و مي دهد. 23 بهمن ماه سال 85 شهردار منطقه ۱۷تهران از امضاي تفاهمنامه مشترك ميان شهرداري تهران، شركت راه آهن و قرارگاه خاتم الانبيا براي انتقال بخشي از خط آهن تهران – تبريز به زير زمين خبر داد. اين طرح قرار بود طي مدت ۲۴ماه و با هزينه تقريبي ۶۰۰ميليارد ريال انجام شود. دي ماه همان سال نيزعمليات ريل گذاري راه آهن زاهدان – بم از زاهدان به سمت بم آغاز شد. پيمانكار اين پروژه نيز قرارگاه خاتم بود.
رستم قاسمي، فرمانده قرارگاه خاتم، در ماه هاي پاياني سال گذشته در خصوص طرح هاي انجام شده و در دست اجراي اين قرارگاه گفته بود: در بخش شمال کشور قرارگاه خاتم طرح گازرساني ارمنستان را انجام داد و طرح گازرساني خط 11 ميامي به گلستان به زودي آغاز خواهد شد و اميدوارم خط 9 انتقال سراسري گاز هم آغاز شود.
وي از اجراي خط لوله انتقال گاز دوستي ايران و پاکستان توسط اين قرارگاه خبر داد و افزود: اين طرح در يک زمان کمتر از 30 ماه به مرحله بهره برداري خواهد رسيد.
آب رساني به شهر قم، پروژه انتقال آب از سد کرج به تهران، ساخت »سد گتوند« که در سفر استاني احمدي نژاد کلنگ آن زده شد، از اجراي خطوط انتقال گاز در منطقه خرم آباد، پروژه راه آهن شيراز و ساخت راه آهن بم- زاهدان و… از جمله پروژه هاي عمراني بودند كه در پايان سال گذشته به گفته قاسمي قرارگاه خاتم در حال انجام آنها بوده است.گفتني است در دوره تصدي فتاح بر وزارت نيرو، پروژه هاي عمراني زيادي به اين قرارگاه سپرده شده است.

محسن رضايي، بنيانگذار خاتم اقتصادي
پس از پايان جنگ ايران و عراق، محسن رضايي تحصيلات مهندسي خود را نيمه کاره گذاشت و در رشته اقتصاد به ادامه تحصيل پرداخت. وي توانست دکتراي خود را در اين رشته از دانشگاه تهران دريافت كند. وي در زمان فرماندهي سپاه پاسداران، دانشگاه امام حسين، دانشگاه علوم پزشکي بقيه الله و دانشکده فرماندهي سپاه را تاسيس کرد. سال ۱۳۶۸ و پس از پايان جنگ، او قرارگاه بازسازي خاتم الانبيا در سپاه پاسداران را راه اندازي كرد و اجراي چند طرح عمراني را زيرنظر دولت هاشمي رفسنجاني بر عهده داشت. اين آغاز فعاليت هاي غيرنظامي قرارگاهي به نام خاتم بود

فيروزآبادي، جانشين موسوي در خاتم
حسن فيروزآبادي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با صدور پيام امام خميني(ره) مبني بر تاسيس جهاد سازندگي به آن سازمان پيوست و به عنوان موسس و عضو شوراي مرکزي جهاد خراسان سپس در سال ۱۳۵۹ با حکم نخست وزير وقت به عضويت شوراي مرکزي جهاد سازندگي کشور منصوب و مشغول کار شد. سال ۱۳۶۰ توسط شهيدرجايي به عنوان رئيس جمعيت هلال احمر و از سال ۱۳۶۴ از سوي مهندس مير حسين موسوي نخست وزير به سمت معاون امور دفاعي نخست وزير منصوب و در طول دفاع مقدس 8 ساله مسووليت جانشين نخست وزير در قرارگاه خاتم(ص) (البته در آن دوره اين قرارگاه وارد فعاليت هاي اقتصادي نشده بود)، ستاد امداد و درمان جنگ کشور، امور پناهگاه ها و دفاع غيرعامل، پدافند شيميايي، ميکروبي و هسته اي، مهندسي صنعتي جنگ، کميته ساخت موشک زمين به زمين و… را به عهده گرفت.

قاليباف: فرمانده سه ساله
قاليباف در سن ۲۲ سالگي فرمانده لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ايران و عراق بود. او که دوره خلباني نيز گذرانده است سال ۱۳۷۳ فرمانده قرارگاه خاتم الانبيا شد و سال ۱۳۷۶ به فرماندهي نيروي هوايي سپاه پاسداران منصوب شد و در سال ۱۳۷۹ براي فرماندهي نيروي انتظامي انتخاب شد. شايد به خاطر حضورش در قرارگاه خاتم است حالاكه به عنوان شهردار تهران شناخته مي شود، حجم زيادي از عمليات راه سازي و پل سازي را به اين قرارگاه و شركت هاي تابعه واگذار مي كند.

پرويز فتاح، وزير احمدي نژاد
پرويز فتاح وزير نيروي احمدي نژاد، از قرارگاه خاتم به اين وزارتخانه راه يافته است. سيدپرويز فتاح از جمله مديراني است که از قرارگاه خاتم به دولت احمدي نژاد راه پيدا کرد و در سابقه اجرايي وي فعاليت در جهاد سازندگي طي سال هاي 58 تا 59، مسوول کميته فرهنگي جهاد استان آذربايجان غربي، حضور در عرصه هاي مختلف جنگ تحميلي در طول دوران جنگ تحميلي، مسووليت هاي مديريتي و فرماندهي (آخرين مسووليت: قائم مقام فرماندهي لشکر ويژه پاسداران)، مسوول ستاد نظامي نيروهاي سازمان ملل در ايران طي سال هاي 68 تا 70، مدير امور قراردادي پروژه هاي عمراني در قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) به مدت دو سال، قائم مقام شرکت مهندسي سپاسد و معاون فني در طول 11 سال و مدير پروژه سدهاي کرخه و گتوند طي 4 سال در سپاسد را مي توان ديد. در دوره وزارت فتاح در وزارت نيرو، شرکت هاي تابعه قرارگاه خاتم به عنوان مشاور و مجري پروژه هاي اين وزارتخانه حضور داشتند.

احمدي نژاد: حضور بچه هاي قرارگاه به آدم اطمينان مي دهد
آبان ماه سال 87 رئيس جمهوري در مراسم آغاز عمليات اجرايي طرح انتقال آب از سرشاخه هاي دز به قم ر ود، گفت: براي ساختن کشور نيازمند روحيه جهادي، حزب اللهي و ايماني هستيم. حضور بچه هاي قرارگاه به آدم اطمينان خاطر مي دهد که مي توان کارهاي بزرگي در کشور انجام داد ولي بعضي اظهارنظرهاي نادرست و از روي عدم اطلاع مي کنند و مي گويند حضور قرارگاه در پروژه هاي کشور راه را براي حضور ساير بخش ها تنگ مي کند؛ در صورتي که اين حرف غلط و از روي عدم اطلاع است.

نگاه ما به پروژه هاي کلان و استراتژيک کشور است
در پي طرح انتقادات از ورود قرارگاه خاتم به پروژه هاي عمران مسوولان اين قرارگاه معتقدند كه در طرح هاي اجرا شده و در حال اجرا تنها از 30 درصد توان مهندسي و تجهيزاتي سپاه استفاده شده و 70 درصد ديگر در بخش دفاعي به كار گرفته شده است. از سوي ديگر، مسوولان قرارگاه خاتم معتقدند كه اين قرارگاه هيچ گاه مانعي بر سر راه فعاليت و توسعه شركت هاي پيمانكار بخش خصوصي كشور نبوده است. خردادماه سال جاري، جانشين فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء(ص) در آخرين اظهارنظر خود در اين خصوص با بيان اينکه ما در داخل کشور قصد ورود به پروژه هايي که پيمانکاران داخلي توان اجراي آن را دارند، نداريم، گفت: ما به دنبال جايگزيني شرکت هاي بزرگ و پيمانکاران خارجي هستيم و نگاهمان به پروژه هاي کلان و استراتژيک کشور است.به گزارش حيات به نقل از روابط عمومي کل سپاه، سردار رستم قاسمي جانشين فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء(ص) در همايش مسوولان و مديران پشتيباني قرارگاه با بيان اينکه قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا(ص) در بين پيمانکاران داراي ويژگي خاصي است، گفت: ما در داخل کشور قصد ورود به پروژه هايي که پيمانکاران داخلي توان اجراي آن دارند را نداشته و به دنبال جايگزيني شرکت هاي بزرگ و پيمانکاران خارجي هستيم و نگاه ما به پروژه هاي کلان و استراتژيک کشور است. قاسمي با تاکيد بر اينکه در کشور به اندازه کافي کار براي همه پيمانکاران وجود دارد و پروژه هاي بزرگ نيز در کشور کم نيستند، خاطر نشان کرد: امروز پيشرفت تکنولوژي لحظه اي است و دائما بايد مطابق با روز پيشرفت کرد. جانشين فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء(ص) مديريت و برنامه ريزي و تامين منابع مالي و تجهيزات و نيروي انساني ماهر و متخصص را سه رکن اساسي در اجراي هر پروژه اي خصوصا در پروژه هاي بزرگ و پيچيده دانست که در هر سه مرحله پشتيباني آن نقش اصلي را ايفا مي کند. وي با اشاره به شرکت در انتخابات، آن را وظيفه و تکليف شرعي دانسته و شاخصه هاي مورد اشاره رهبر  انقلاب را ملاک اصلي عنوان کرده و افزود: بايد با قصد قربت در اين انتخابات شرکت کنيم تا نقشه دشمنان که کم رنگ کردن مشارکت مردم هدف آنان است نقش بر آب شود. اولين همايش مسوولان و مديران پشتيباني قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء(ص) با هدف بررسي عملکرد سال 87 و نحوه اجراي برنامه هاي سال 88 و چگونگي پياده سازي فرامين مقام  رهبري در خصوص اصلاح الگوي مصرف در سازمان در زمينه هاي تامين و خريد، نت، ماشين آلات، حمل و نقل و ترابري، نگهداري اموال و املاک، چرخه کالادر مجموعه قرارگاه به همت معاونت پشتيباني اين قرارگاه برگزار شد.

————————

این مطلب در روزنامه اعتماد ملي > شماره 984 12/5/88 > صفحه 22 (مقاله اقتصادي)