گزارش يک برنامه تلويزيوني

۱۹ دی ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

رو به فردا با دغدغه چند وقت پيش

 

 «رو به فردا» هرچند در نگاه اول جديد به نظر برسد، اما موضوع اصلي برنامه همان دغدغه پيش از انتخابات مجري برنامه است؛ دغدغه يي که حدود 20 روز قبل از برگزاري انتخابات در گفت وگو با سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي(به مديريت روح الله حسينيان، از نمايندگان حامي دولت که اين روزها استعفا داده است) بيان شد؛ نگراني از برهم زدن قاعده بازي سياسي توسط جناح بازنده. البته 20 روز پيش از انتخابات، يامين پور در پاسخ آخر خود در آن گفت وگو اذعان کرده است که يقين دارد احمدي نژاد پيروز ميدان و اصلاح طلبان شکست خورده اند.

از طرف ديگر، رو به فردا و يامين پور با تغيير دکور، در واقع ادامه برنامه «ايران88» است. حتي نحوه اجرا هم شباهت زيادي به ايران 88 دارد. تنها موضوع برنامه تغيير کرده. به نظر مي رسد از همان زمان هم قرار بر اين بوده که اين برنامه تداوم پيدا کند، اما با موضوعاتي که بعداً به خاطر «برهم زدن قاعده بازي سياسي» توسط بازندگان انتخابات پيش خواهد آمد.

وحيد يامين پور مقاله نويس رجانيوز، مشاور مدير شبکه سه سيما و استاد دانشگاه هنر، اين شب ها در برنامه «رو به فردا» خاطره ويژه نامه تلويزيوني «ايران 88» قبل و بعد از انتخابات را براي مردم زنده کرده است. مجري جواني که در اجراهايش هميشه انتقادها را متوجه سيما کرده است، چه زماني که در زمان انتخابات بي محابا از دستاوردهاي دولت مي گفت و انتقاد به بي طرفي را برمي انگيخت اين شب ها و پس از وقايع عاشورا، دوباره برنامه هايش را به راه انداخته است. دعوت از مرتضي نبوي، سليمي نمين، علي مطهري و وحيد جليلي دو برنامه چالش برانگيز را براي او ساخت.

برنامه هايي چالشي که انتقاد هاي تندي را اتفاقاً به جناح حاکم متوجه مي کند و تقارني جالب با استعفاي روح الله حسينيان نماينده مستعفي مجلس شوراي اسلامي دارد؛ نماينده يي که پيش از استعفا از حاميان برخورد با سران فتنه بود، در اين دو برنامه اخير تحليل ها و بحث هايي مطرح شد که براي بينندگان سيما تازگي داشت. سليمي نمين مورخ در مقابل سوالات مجري مشي ميانه رو را در پيش گرفته و خواستار عدم برخورد با آنچه مجري با عنوان «سران فتنه» ياد مي کند مي شود و در شبي ديگر علي مطهري «اين وري» ها را در رخدادهاي پس از انتخابات مقصر مي داند و اين همه از سيما پخش مي شود؛ سيمايي که بارها به انعکاس يک سويه اخبار از سوي منتقدان متهم شده است و اين بار ظاهراً مشي بي طرفانه در پيش گرفته است. با نگاهي به سوابق افرادي که در دو برنامه اخير شرکت داشتند، شايد بتوان تحليلي مناسب ارائه کرد.

 ضمن اينکه سخنان طرح شده در اين جلسات، بي شباهت به موضع گيري هاي آيت الله مهدوي کني پس از انتخابات نيست؛ مواضعي که از سوي تندروها به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. طرحي که بر آشتي ملي تاکيد داشت. و اين عجب که شاگردان و استاداني که با مهدوي کني در امام صادق کار کردند، اين شب ها به پشت صفحه شيشه يي تلويزيون آمدند تا يکي در مقام نقد برآيد و آن ديگري دفاع کند. وحيد يامين پور از دانشجويان دانشگاه امام صادق است که در آن دانشگاه به فراگيري حقوق جزا پرداخته و البته در ليست ارائه شده توسط اين دانشگاه هنوز دانشجوست.

 با اين حال سايت هاي حامي دولت از او با عنوان «دکتر يامين پور» ياد مي کنند. آقاي دکتر يامين پور مشاور شبکه سه سيما هم هست و در نوشته هاي وبلاگش که در بسياري اوقات به صورت همزمان روي سايت هايي نظير رجانيوز هم قرار مي گيرد، هرگز منکر دفاع از عملکرد دولت احمدي نژاد نيست. او در ماه هاي اخير، نقدهاي تندي را متوجه معترضان به جريان انتخابات داشت؛ معترضان به جريان انتخابات، دقيقاً پس از انتخابات. همان روزها که اصولاً شعارها همگي متوجه دولت بود. آن روزها يامين پور به سياق گذشته با فارس به کرات گفت وگو مي کرد (در خبرهاي فارس عنوان وي را يک استاد دانشگاه ذکر مي کردند. براي مشاهده همگي اين مصاحبه ها و يادداشت ها مي توانيد به وبلاگ يامين پور با عنوان کيستي ما مراجعه کنيد. در اين وبلاگ يامين پور همه مصاحبه هاي خود را آرشيو کرده است) و در تخطئه جريان معترض برمي آمد. به خصوص در برنامه يي که پس از انتخابات با حضور آيت الله حائري امام جمعه سابق شيراز و مدرس اخلاق هيات دولت فعلي ضبط شد.

يامين پور همچنين در مصاحبه يي با سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي (تحت مديريت وحيد جليلي برادر سعيد جليلي) پيش از انتخابات، از علاقه اش به احمدي نژاد بي پرده سخن به ميان مي آورد؛ «براي من مسجل شده است که دکتر احمدي نژاد به طور قاطع پيروز انتخابات خواهد بود. شخصاً تاثير صراحت و شجاعت و منطق ايشان را در مناظره ها در سطح عموم مردم مشاهده مي کنم. تنها چيزي که نگران کننده است احتمال به هم زدن قواعد بازي سياسي از طرف جناح بازنده است. متاسفانه اصلاح طلبان در اين سال ها هوچي گري و دروغ پردازي را به عنوان يکي از ويژگي هاي خود معرفي کرده اند. با توجه به جوسازي ها و جنگ رواني هاي شديد روزهاي اخير عليه فعاليت شبانه روزي همکارانم در صدا و سيما بعيد نيست که فرداي روز انتخابات، اصلاح طلبان شکست خود را به رسانه ملي نسبت دهند. براي همين با هدف خنثي کردن زمينه هاي سوءاستفاده و هوچي گري هاي احتمالي از اجراي برنامه در هفته آخر کناره گيري کردم.» همچنان که مشاهده مي شود، در ديدگاه دکتر يامين پور حدوداً 20 روز قبل از انتخابات، احتمال وقايع امروز مي رفته موضوعي که اين شب ها در «رو به فردا» موضوع اصلي برنامه را تشکيل مي دهد.

 

چهار ميهمان چالشي

 

علي مطهري؛ فرزند شهيد مطهري. پيش از انتخابات طرح عبور از احمدي نژاد را مطرح کرده بود. از منتقدان جدي حضور مشايي در کابينه و کنار احمدي نژاد است؛ «آقاي احمدي نژاد ارادت خاصي به آقاي مشايي دارد و از نظر معنوي او را مراد خود و خودش را مريد او مي بيند. گويا رابطه معنوي ميان آنها حاکم است که بنده از جزييات آن خبر دقيقي ندارم. شايد ايشان کراماتي از آقاي مشايي ديده اند.» (تابناک، 27 تير 1388) در وقايع اخير، از زمان مناظره ها منتقد جدي احمدي نژاد در نحوه بيان بوده است.

عباس سليمي نمين؛ او هرچند مدافع احمدي نژاد است، اما در ماه هاي اخير به حضور مشايي و رحيمي در کنار احمدي نژاد در ديدگاه هاي خود انتقادهاي جدي مطرح کرده است. از منتقدان خانواده هاشمي رفسنجاني در مناظره حدود يک ماه قبل مقابل نجفقلي حبيبي نظرات خود را در خصوص اين خانواده بيان کرده بود. اينها بخشي از مصاحبه سليمي نمين با روزنامه اعتماد ملي بعد از وقايع پس از انتخابات 22 خرداد است؛ «متاسفانه در موضوعات اخير احمدي نژاد نشانه هايي از خود بروز داد که به نظر مي رسد ناشي از القائات فکري مشايي است… احمدي نژاد به هيچ حزبي پايبند نيست و به حزبي تعهد ندارد که از جهاتي مثبت و از جهاتي منفي است. البته گويا آقاي مشايي ايدئولوگ حزب شخصي احمدي نژاد است و جامعه اين امر را پسنديده نمي داند زيرا آقاي مشايي را داراي شخصيتي نمي دانند که به احمدي نژاد خط فکري دهد.» (روزنامه اعتمادملي، 6 مرداد 1388)

مرتضي نبوي؛ از حاميان سرسخت احمدي نژاد و عضو جامعه اسلامي مهندسين در انتخابات مجلس ششم گفته بود؛ «آقاي حدادعادل در صندوقي که در نزديکي شهرک فرهنگيان است راي کمي آورده، آيا اين امکان پذير است؟» در انتخابات اخير هم مرتضي نبوي از منتقدان سرسخت معترضان به جريان انتخابات بوده است.

او پس از انتخابات در هشتمين اردوي آموزشي سياسي دانشجويان گفته بود؛ در جامعه ممکن است به دلايل مختلفي حساسيت نسبت به افراد ايجاد شود اما حساسيت هايي که نسبت به مشايي ايجاد شد، اولاً از طرف افراد اهل دقت و مراجع عظام تقليد بوده و ثانياً مقام معظم رهبري نيز در خصوص آن تذکراتي دادند… برداشت من اين است احمدي نژاد با پشتوانه آراي 24 ميليوني که دارد ولو اينکه آقاي مشايي در نظرش خوب هم باشد، بايد مصلحت عمومي جامعه و افکار عمومي را بر نظر خود ترجيح بدهد؛ يعني در اينجا ديگر جاي توجيه و تسامح باقي نمي ماند و به عبارتي نبايد افکار و مصالح عمومي را فداي نظر فردي کرد. (تابناک و ايلنا، 8 مردادماه 1388)

 

وحيد جليلي؛ سردبير سابق روزنامه ابرار، از مسوولان ماهنامه توقيف شده سوره، بنيانگذار دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي و برادر سعيد جليلي (دبير شوراي عالي امنيت ملي). اتفاقاً او هم از منتقدان حضور برخي از افراد در بدنه دولت است. در مقاله يي پيش از اين افرادي از اين دست را چنين توصيف کرده بود؛ جدي ترين دشمنان نايب امام زمان(عج) مدعيان بابيت در هر دو روايت بهايي گري و انجمن حجتيه يي آن هستند. اگر کرامت در نگاه آنان در خواب ديدن است و شفا دادن و پيشگويي کردن و جفت شدن کفش پيش پا و… کرامت بزرگ امام خميني بستن باب «بابي گري» و گستراندن جبهه يي در اندازه آرمان هاي مهدوي و درافتادن با شيطان بزرگ و به راه انداختن جنگ جهاني فقر و غنا و مستضعفين و مستکبرين است. ولايت فقيه نخواهد گذاشت دستاوردهاي تاريخي تشيع در انقلاب اسلامي دستخوش فتنه هاي جريان ارتجاعي و استعماري بابي گري شود. (جهان نيوز، 4 مرداد 1388)

———-

اين مطلب در روزنامه اعتماد/صفحه 2/ مورخ 19 ديماه به چاپ رسيد.

فنجانی اسپرسو یا استکانی چای

۱۸ دی ۱۳۸۸ 2 دیدگاه

 

گذری بر کافه‌های پاتوق ‌شده

سال‌ها از ورود مفهومی با عنوان «کافه» به ایران گذشته است. کافه‌ای که در اروپا و فرانسه  60 یا 70 سال قبل در کنار گالری‌ها نقش بسزایی در شکل گیری فرهنگ مردم و تاریخ فلسفه معاصر داشته، در ایران مدت کوتاهی ایفای نقش کرد و بعد ساکت شد. ظهور مجددش هم زیاد شبیه آن کافه‌های قدیمی نیست. بیشتر محلی برای قرار‌های خصوصی است.نور کم، یک میز دو نفري، دو صندلی دور از هم، دو سر به هم چسبیده و یک پچ پچ آرام. دو لیوان چای نصفه و چند ته سیگار. همه آن چیزی است که در کافه‌های امروزی دیده می‌شود!

میزها دو نفري هستند. تا حد امکان و تا جایی که جا دارد، میزها از هم دورند. سرها به هم نزدیکند و همه پچ پچ می‌کنند. به جز صدای موسیقی و قهوه جوش، دیگر صدایی نمی رسد. اینجا تهران است، کافه‌های تهران سال 1388.

کافه‌ها هنوز استقلال طرح خود را حفظ کردند. به ندرت می‌شود دو کافه شبیه به هم در تهران پیدا کرد. یکی کافه سیاه و سفید است که صندلی هایش را طوری چیده اند که هیچ کس، دیگری را نبیند. روی میزها پر از یادگاری هستند. دیگری کافه هنر، پاتوق دانشجویان هنر و معماری که هر  یکی دو هفته یکبار، تابلوهای جدیدی را دورتا دور کافه برای فروش نصب می‌کند. مواظب باشید، کافه هنر جای کشیدن تابلوی نقاشی روی دیوار است؛ نه روی میز. پس لطفا از پیاده سازی آثار هنریتان روی میزها جدا خودداری کنید. چون صاحب کافه به این کار بسیار حساس است.

شاید تنها وجه اشتراک کافه‌های دیروز تا امروز همین چیدمان متنوع باشد. در گذشته‌های نه چندان دور، در اولین قدم‌های ورود علوم جدید به ایران، کافه‌های غریبه هم آمدند. کسانی پا به عرصه گذاشتند که دیگر سوادشان را تماما از گلستان و بوستان وام نگرفته بودند! صندلی لهستانی‌ها و میز‌های رنگ و رو رفته، که رویشان یادگاری خراشیده شده بودند، با آن فاکتورهای کاهی چاپ ریسو، احتمالا همگی بهانه‌ای بودند برای «ایجاد ارتباط»؛ چیزی که در دوران ما انگار به فراموشی سپرده شده است. زمانی که قهوه‌خانه‌ها پاتوق کارگران فصلی بود، گذشت گچ کار، گچ بر، بنا، کاشی کار، مقنی، کارگر ساده، گل کار، باغبان، آهنگر، سنگ تراش و… همه رقم بود. کارگرانی که در کافه‌های آن دوران، پشت میز و صندلی‌های فلزی سبز رنگ می‌نشستند و نهایت هزینه شان پرداخت پول چای بود. چای هایی در استکان‌های بلور که باید کجکی گوشه نعلبکی می‌گذاشتند تا چای داخل نعبلکی خنک شود و بعد با همان هم چایشان را سر بکشند و احتمالان در این بین سیگار جدیدی سر چوب سیگارشان بگذارند.

بعدا که روشنفکران هم به کافه رفتند و احتمالا هوس کردند تا در تهران فضای کافه‌های فرانسه را تجربه کنند، کافه، حساب خود را از قهوه خانه جدا کرد. آنان که سطح بالاتر بودند، کافه را ترجیح دادند و باقی به قهوه خانه وفادار ماندند.

اما چه کافه نشین روشنفکر و نویسنده و چه کارگر فصلی، به کافه و قهوه خانه می‌آمدند تا هم را ببینند و با هم حرف بزنند و خستگی در کنند. این روزها اما، در آن کارکردها دیگر نه قهوه خانه‌ای مانده و نه کافه ای. فقط اسمشان مانده، خودشان نماندند.

چیزی که باقی مانده، فضاهای نیمچه عمومی هستند که اتفاقا مشتریان خستگی راه را تحمل می‌کنند تا به آنجا برسند و چند دقیقه‌ای آنجا استراحت کنند.اما بعضی صنف‌ها هنوز هم «پاتوق» دارند. پاتوق هایی مثل: کافه هشت و نیم سابق، کافه هنر، کافه پراگ، کافه شوکا و…. که هر کدام پاتوقی هستند. هنوز میز و صندلی و مانیتور جای نگاه به یکدیگر و صحبت را نگرفته است؛  کافی است یکی به یک کافه برود و آنجا خوش بگذراند، آنجا پاتوق او می‌شود و اهالی آن صنف، آن محله یا آن رشته تحصیلی، از این به بعد انتخاب اولشان برای دور هم بودن همان کافه است.

پاتوق‌های به محض پا گرفتن تعطیل می‌شوند. کافه تیتر، یکی از بهترین نمونه بود. اما هنوز هم کافه هایی ماندند که می‌شود به آنها پاتوق گفت.

 

تمدن

«کافه تمدن» جایی است برای فارغ التحصیلان هنر و معماری. در بدو ورود تصویر بزرگ روی سقف نظر بیننده را به خود جلب می‌کند. تصویری از فیلم‌های قدیمی. دورتا دور هم تصاویر فیلم‌های سیاه و سفید دهه شصت گذاشته شده‌اند. تصاویر انقلاب صنعتی، تجمعات کارگری اروپای قرن 18 و دیوارهای تیره، همه آن چیزهایی هستند که نظر شما را به خود جلب می‌کند.

این دیوارها پاسخی به دلتنگی انسان سال 88 است. انگار از خیابان ولی عصر که همه چیزش شبیه سال 88 است، به دالانی می‌روند که به گذشته می‌رسد. صاحبان کافه میانسال هستند و خوش‌رو، گرم پذیرایی می‌کنند و به نظر نمی رسد دنبال مشتری خاص باشند. کنار آشپزخانه مبل‌های راحتی است که می‌توان راحت آن جا با دیگران گپ و گفت داشت.

مشتریان هم اگرچه به جبر دوران حاضر می‌بایست لباس‌های امروزی بپوشند، اما تمام تلاششان را می‌کنند تا«مد زده نباشند» به عبارتی، همه دخترها و پسرها یک شکل نیستند. انتخاب کافه شان هم، مثل لباس شان است.

 

گودو

«گودو» در سال‌های دهه 80 شمسی نوستالوزیک تر است. همه چیزش را از نمایشنامه‌ای با محور گودو کسب کرده بود؛ دقیقا با همان کلاه و عصا. با ظاهری شبیه به گودو . آن هواکش صنعتی بزرگ که به قطر خودش دود را از کافه خارج می‌کرد و آن گرامافون قدیمی که کار نمی کند، معلوم هم نیست چرا آنجا گذاشته اند.

 اینجا بیشتر دانشجویان هنر، تئاتر و سینما رفت و آمد دارند. طبیعی است که زیاد برای حرف زدن‌های خصوصی ساخته نشده است. هرچند می‌گویند «خز» شده، اما هنوز هم می‌شود با میز بغلی صحبت کرد. به عبارت دیگر، گودو هنوز به خصوصی شدن میزها مبتلا نشده است! اما میزهایش را طوری چیدند که نمی‌شود حاشیه امنی برای حرف‌های خصوصی پیدا کرد!

 

هشت و نیم

مشتری‌های گودو را کافه هشت و نیم از آن خود کرد. از وقتی بعضی از مشتریان وارد گودو شدند تا قرارهایشان را بگذارند، مشتری‌های قدیمی تر ترجیح دادند به محلی دیگر بروند که در مورد دغدغه‌های جمعیشان صحبت کنند. آنجا، کافه «هشت و نیم» بود. البته کافه هشت و نیم دیگر تعطیل شده است. اما صاحبان هشت و نیم مبل‌های راحتی داشتند که در انتهای کافه گذاشته شده بود. دیوارهای کافه را با ترکیبی از چوب درست کرده بودند و نور کافه همیشه کم بود؛ محیطی دنج برای گپ زدن‌های عصرانه، اما هشت و نیم تعطیل شد. البته اگر هشت و نیم سابق را می‌خواهید، کافه تمدن کمی شبیه به آن است، خصوصا داشتن ست مبل راحتی که می‌شود در کنار دیگران نشست، نسکافه نوشید و روزنامه صبح تهران را خواند!

 

هنر

«آقا مقدم» هنگام ورود بهتان خوش آمد می‌گوید. آقا مقدم خوش اخلاق را همه می‌شناسند. با احترام با مشتری برخورد می‌کند و مشتری هم احترام او را حفظ می‌کند. اگر بشناستتان مطمئن باشید موقع ورود به کافه بهترین جای کافه را برایتان در نظر می‌گیرد. آقا مقدم مثل باقی گارسون‌ها نیست، هیچ وقت شما را از پای میز برای آمدن یک مشتری جدیدتر بلند نمی کند. بعد از تعطیل شدن هشت و نیم، کافه دیگری آنجا بنا شد. هنوز هم در ورودی همان است. همان در ورودی چوبی قهوه‌ای که پشت شیشه هایش آگهی تئاتر و نمایشگاه می‌زند. ویترینی که در آن کلکسیونی از فندک، کبریت و سیگار گذاشته شده است. صندلی‌های چوبی رنگ. میزهای 4 و 6 هم دارد. اما در گوشه‌ای خلوت، میزهای دو نفري هم گذاشته شده است برای حرف‌های خصوصی.

دانشجویان هنر و هنرمندان هم می‌توانند آثار خودشان را دورتادور کافه نصب کنند تا برایش مشتری بیاید. دانشجویان رشته عکاسی هم هستند که بین میزها می‌چرخند و عکس هایشان را می‌فروشند.

هرچند گوشه کافه میزهای دو نفري هست، اما آنقدر سر و صدای بلند می‌آید که به ندرت می‌شود حرفی را در گوشی زد، بنابراین برای نشست‌های صمیمانه خصوصی، بهتر است یکی از آن کافه‌های بالا شهر را نشانه بگیرید.

 

شوکا

حدودا هوای عصر شده که  به سمت شمال تهران می‌رویم تا بلکه سری به کافه شوکا بزنیم. کافه‌ای کوچک و دنج در گوشه دنج تر در مجتمع تجاری گاندی. همیشه، یارعلی با یک کاسه هریسه اینجا نشسته؛ با آن کلاه عجیبش که احتمالا از دهه 30-40 باقی مانده.

هریسه معجونی است پخته شده از کلم قرمز، لبو، سیب زمینی، لوبیا، شوید و چند چيز ديگر که از ابتکارات تازه صاحب کافه به شمار می‌رود. نام این غذا از واژه‌ای آمده است که در شهر‌های جنوبی کشور از جمله زادگاه يارعلی، مسجد سليمان، به معنای هلیم به کار می‌رود. شوکا کوچک تر از آن است که بشود با دیگر کافه‌ها مقایسه اش کرد. قدیمی ترین کافه مجتمعی است که همه مغازه هایش کافه هستند. اما شلوغ ترین آنها هم هست. وقتی داخل جا نباشد، مشتری‌ها جلوی در می‌ایستند. می‌شود اینجا با باقی مشتری‌ها و خود یارعلی گپ زد.

 رو بروی شوکا هم پسر و دخترهای جوان، با عطرهای مختلف از کنارتان رد می‌شوند. آنها شاید می‌روند تا در یکی دیگر از کافه‌های مجتمع با هم بنشینند و حرف بزنند. داغ مشتریان شوکا صدای خنده‌ها و بحث‌های داغشان همه محوطه اطراف را گرفته است. انگار اینجا کسی حرف خصوصی نمی زند.

سال‌ها از ورود مفهومی با عنوان «کافه» به ایران گذشته است. کافه‌ای که در اروپا و فرانسه  60 یا 70 سال قبل در کنار گالری‌ها نقش بسزایی در شکل گیری فرهنگ مردم و تاریخ فلسفه معاصر داشته، در ایران مدت کوتاهی ایفای نقش کرد و بعد ساکت شد. ظهور مجددش هم زیاد شبیه آن کافه‌های قدیمی نیست. بیشتر محلی برای قرار‌های خصوصی است.

نور کم، یک میز دو نفري، دو صندلی دور از هم، دو سر به هم چسبیده و یک پچ پچ آرام. دو لیوان چای نصفه و چند ته سیگار. همه آن چیزی است که در کافه‌های امروزی دیده می‌شود!

————-

اين گزارش در روزنامه پول، صفحه 5 مورخ 17 ديماه 88 به چاپ رسيد

هر نوشته روي اسكناس 35 تومان هزينه براي دولت

۱۴ دی ۱۳۸۸ 5 دیدگاه

مسئولان بانک مرکزی گفته اند که حدودا یک درصد اسکناس های موجود مخدوش هستند. یک درصد 8 میلیارد قطعه اسکناس یعنی «80 میلیون قطعه اسکناس مخدوش» در چرخه مبادلاتی کشور وجود دارد. برای چاپ مجدد 80 میلیون قطعه اسکناس می بایست 2 میلیارد و 800 میلیون تومان هزینه شود. این هزینه جدای از هزینه شناسایی و امحاء این اسکناس هاست. همچنین سالانه بانک مرکزی 30 میلیارد تومان برای چاپ اسکناس های نو هزینه می کند.

تاکسی از گذشته های دور تاکنون صحنه نبرد مسافر و مسافرکش بوده، بر سر گوشه های اسکناس. اسکناس های ایرانی با رنگ های مختلف. شاید در کمتر کشوری چسب نواری پیوند دهنده دو نیمه اسکناس ها باشد، یا قسمت امنیتی اسکناس مزین به پیام های تبریک عید و خاطره نویسی ها و جمع و تفریق شود. اینها اسکناس های ایرانی هستند، که شبیه اسکناس های هیچ کجای دنیا نیستند و هرچند سال یکبار هم تغییر شکل می دهند، رنگ، طرح و اجرا ظاهرا در آنها زیاد مورد توجه نیست. هرچند آنها شبیه سایر اسکناس ها نیستند، اما مثل همه آنها سفیران ملی، فرهنگی و ایدئولوژی کشور خودشان هستند. ایرانیان زیادی هستند که هرگز به آمریکا سفر نکردند، اما می دانند یکی از رئیس جمهورهای آن کشور احتمالا همان مرد نسبتا چاق با کلاه گیس است. این همان چیزی است که یک دلاری های امریکا به ایران می آورند!

به اسکناس های ایران برگردیم. به این دفتر یادداشت های بهادار نگاه کنید! اگر کتاب هایی در وصف فرهنگ جاده و کامیون و فولکلرها نوشته ها نوشته شده اند، بیراه نیست که به نوشته های روی اسکناس ها هم توجه شود. آن نامزدی که یک طرف اسکناس نوشته است: «زینب جان! چون می دانم شب ها دخل پدرت را می شماری اینجا می نویسم» و روی دیگر آن نوشته«فردا ساعت سه بعدازظهر بیا سر سه راه». اسکناسی دیگر:«ای پول چه می شد از تو زیاد داشتم تا خوشبخت می شدم». طنز هم هست: «در هنگام زلزله لطفا آن روی این اسکناس را حتما بخوانید» و وقتی بر می گردانید نوشته:«….گفتم زمان زلزله؛ نه حالا»از این دست نوشته ها روی اسکناس ها زیاد هستند. شاید خنده دار باشند و بعضا تامل برانگیز، اما وقتی روی اسکناس ها شعارهای سیاسی نوشته شود، دیگر وقت خنده و تامل نیست و بانک مرکزی دستور جمع آوری آنها را می دهد.

موضوع آنجا پیچیده می شود که هر ایرانی حدودا 115 قطعه اسکناس در اختیار دارد، سرانه ای که حدودا 100 قطعه از متوسط جهانی بیشتر است. شاید هم به خاطر همین فراوانی است که با این تابلوهای کوچک بهادار اینطور رفتار می شود. و نکته جالب آنکه رد پای ایرانیانی که امروزه زیاد با نگهداری صحیح اسکناس رابطه برقرار نکردند، در ترویج و استفاده از اسکناس های اولیه به  چشم می خورد.  حتی نام چاپ . چاپخانه هم یادگار اولین اسکناس هاست.

امضاها و سری ها

یک کارکرد اسکناس که کارکرد آشکار نیز هست نقش آن در  مبادلات اقتصادی است. اما این ورقه های رنگی کارکردهای دیگری هم دارند. آنها می توانند منتقل کننده آرا و منویات سیاتمداران حاکم بر یک کشور باشند، ایدئولوژی یک نظام سیاسی را به رخ بکشند. از دانشمندان آن کشور بگویند، یا از رهبران سیاسی آن. به اسکناس های اروپایی که برسید تصویر دانشمندان و فیلسوفان را بر خود دارند، حالا اسکناس های کوبایی یا چینی را ببینید که تصویر رهبران ضد سرمایه داری را روی ورقه های سرمایه چاپ کردند. در ایران پیش از انقلاب هم وضع به این منوال بود. در تمامی اسکناس های دو پهلوی، عکس شاه روی اسکناس ها نقش بسته.

امضاي بني صدر

در دوران رضا شاه بیشتر نقش های پشت اسکناس ها، نمادهایی از فرهنگ ایران باستان بودند. این نمادها بیشتر از ابنیه تاریخی دوره هخامنشیان است. البته در اواخر دوران رضا شاه نمادهایی نیز از دین باستانی ایران یعنی زرتشتی، نظیر فروهر نیز پشت اسکناس های هزار ریالی به چشم می خورند. پس از این دوران و از اوایل دهه 30 شمسی دیگر نقش های اسکناس ها به سمت دستاوردهای عمرانی دولت ها می روند، نظیر نمایی از پل ورسک یا فرودگاه مهرآباد.

در حال حاضر حدودا هشت میلیارد قطعه اسکناس در کشور وجود دارد. اگر طول هر اسکناس را به طور متوسط 15 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی اگر این اسکناس ها را در کنار هم بچینیم مسافتی برابر یک میلیون و 200 هزار کیلومتر تشکیل خواهند داد. فاصله چابهار (جنوب شرق کشور) تا مرز بازرگان(شمال غرب کشور) حدودا دو هزار و 600 کیلومتر است، حالا اگر عرض هر اسکناس را به طور تقریبی 8 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی با اسکناس های موجود در کشور می شود از شمالغرب تا جنوب غرب ایران جاده ای به  دو هزار و 600 کیلومتر و عرض 36 متر کشید!

البته بر سر اینکه چنین رفتاری صحیح است یا خیر بحث بوده و هست! برای مثال علی قنبری از اعضای سابق شورای پول و اعتبار این رویه را صحیح نمی داند. او معتقد است که اسکناس ها می توانند نظیر تمبرها، سفیر فرهنگ یک کشور باشند.  به هر تقدیر در ایران، غالبا اسکناس ها سیاسی بودند. با تغییر حکومت ها و گاه دولت ها، طرح اسکناس ها نیز تغییر می کرده و می کند. به اسکناس های دوران قاجاریه، پهلوی اول و دوم نگاه کنید. اولین نکته تغییر پرتره روی اسکناس است. این پرتره نشان می دهد که چه کسی در سرزمین مزبور حاکم است. اسکناس را برگردانید. در دوران پهلوی، تصویری از ابنیه به جای مانده از ایران باستان زینت بخش پشت اسکناس ها بودند.

در ایران پس از انقلاب نیز طرح اسکناس ها دستخوش تغییرات زیادی شد. در ابتدا، تا جا افتادن کامل نظام سیاسی، نظام پولی و اقتصادی هنوز در حال پوست انداختن بود. همین شد که روی تصاویر و عکس های حاکمان گذشته تصاویر جدیدی چاپ شد. زمان می گذرد، تا سالها پس از انقلاب، چیزی حدود 4-5 سال پس از انقلاب، که یکی از اولین خط تولیدات کشور به خودکفایی رسید، ایران توانستیم از سال 62 به بعد همه فرایند تولید اسکناس را داخلی کند. به این ترتیب دیگر اسکناس های جدید وارد چرخه شدند. اسکناس هایی که تصاویر و طرح های مذهبی بیش از تصاویر و طرح های ملی روی آنها خود نمایی می کند. 10 تومانی ها با طرح ایت الله مدرس، 20 تومانی ها با طرح جهاد سازندگی، 100 تومانی ها با طرح مسجدالاقصی(که البته بعدا مشخص شد تصویر مسجد الاقصی نبوده است همان تصویر باقی ماند، اما به جای آن در سال گذشته تصویر  میدان نقش جهان از پشت اسکناس های دو هزار تومانی حذف و تصویر مسجدالاقصی واقعی روی آن حک شد)، 200 تومانی هایی با طرح تظاهرات مردمی و… به چرخه مبادلات اقتصادی وارد شدند.

اولین سری اسکناس های جهان ـ که فراگیر هم بودند ـ یعنی «چاو» در چین و در دوران 25 ساله وزارت سيد اجل وزیر ایرانی قوبلای خان مغول رواج پیدا کرد. ظاهرا از همان زمان بحث استهلاک اسکناس مطرح بوده است. در فلاحت‌نامه‌ي غازاني بهره‌گيري از چاو در چين اینطور توصيف شده است : «….و ديگر آن‌که اکثر معاملات ايشان با چاو است که چون همواره چاو دست به دست مي‌رود کهنه مي‌گردد و آن کهنه را هر کسي که به ديوان برد عوض آن نو به وي بدهند و هيچ موقوف نمي‌دارند و کهنه را مي‌سوزانند…»

اسکناس ها در طول سی سال گذشته تغییرات زیادی داشتند، که گاه منجر به دگرگونی کامل شکل آنها شد. گاه اسکناس هایی با واحد جدید به چرخه مبادلات وارد و گاه برخی از اسکناس ها از این چرخه اصولا حذف شد. از آن جمله هستند، حذف اسکناس های 10 و 20 تومانی و اضافه شدن اسکناس های 2 و 5 هزارتومانی. باید بتوان این دوران را به نوعی طبقه بندی کرد.کلکسیونرهای اسکناس این دوران را به 21 دوره تقسیم می کنند. که از آنها با عنوان سری های یک تا 21 نام می برند. این دسته بندی بر اساس كتاب راهنماي اسكناس هاي ايران (نوشته فريدون نوين فرحبخش) است که در بین علاقمندان بیشتر رایج است.

برای آنها امضا و سری روی اسکناس بسیار مهم است. در واقع نگاهی که یک کلکسیونر به اسکناس ها دارد، با نگاهی که یک طراح به آن دارد کاملا متفاوت است. او بیشتر برایش نایاب یا کمیاب بودن اسکناس مهم است. و طبیعی است در چنین شرایطی اسکناس هایی که در دورانی کوتاه تر رایج بودند ارزش مادی بیشتری برای آنها دارند. امضاها، هرچند در مقایسه با سایر طرح های روی اسکناس فضای کمتری دارند، اما گاه باعث از چرخه خارج شدن کل آن اسکناس می شوند. مثلا وقتی که امضای بنی صدر، وزیر دارایی و رئیس جمهور اسبق ایران روی اسکناسی باشد، پس از خروج او از صحنه سياسي کشور، اثار او باید از بین برود.خصوصا آثاری که بیشتر در بین مردم رایج هستند. امضای بنی صدر روی اسکناس ها بود، و باید آنها از چرخه خارج می شدند.

یک میلیون کیلومتر اسکناس

در خرداد ماه امسال، آخرین رقم تعداد اسکناس ها اعلام شد. «مجید صنیعی آبادی» مدیر سازمان تولید اسکناس و مسکوک، خردادماه امسال در گفت و گو با خبرگزاری دولتی «ایرنا» سرانه اسکناس در ایران را ۱۱۵ قطعه اعلام کرده است، با توجه به جمعیت 70 میلونی ایران می توان نتیجه گرفت که در حال حاضر حدودا هشت میلیارد قطعه اسکناس در کشور وجود دارد. اگر طول هر اسکناس را به طور متوسط 15 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی اگر این اسکناس ها را در کنار هم بچینیم مسافتی برابر یک میلیون و 200 هزار کیلومتر تشکیل خواهند داد. فاصله چابهار (جنوب شرق کشور) تا مرز بازرگان(شمال غرب کشور) حدودا دو هزار و 600 کیلومتر است، حالا اگر عرض هر اسکناس را به طور تقریبی 8 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی با اسکناس های موجود در کشور می شود از شمالغرب تا جنوب غرب ایران جاده ای به  دو هزار و 600 کیلومتر و عرض 36 متر کشید!

گفتنی است که سرانه اسکناس در جهان برای هر نفر حدودا 15 قطعه است. برای مثال سرانه اسکناس در کشور همسایه، پاکستان حدودا نصف کشور ماست.  بدیهی است که در کشورهای توسعه یافته با توسعه راه های نوین مبادلاتی نظیر پرداخت های الکترونیک مصرف اسکناس پایین تر است.

آخرین آمار  چاپ اسکناس به آخر سال گذشته باز می گردد. در نشست خبری که اواسط اسفندماه سال گذشته برگزار شده بود، محمد قدس الهی، مدیر اداره نشر اسکناس بانک مرکزی، آماری را در خصوص وضعیت نشر اسکناس بیان کرده بود. بر اساس آمار قدس الهی، تا در سال 87 ، 720 میلیون قطعه اسکناس به چاپ رسیده است. این به آن معناست که این اسکناس ها در کنار هم حدودا 108 هزار کیلومتر خواهند بود. اگر تنها اسکناس های چاپ شده در سال 87 را کنار هم بچینیم، با آنها می شود هزار و 80 بار از زمین تا آسمان رفت. چون فاصله زمین تا فضا 100 کیلومتر است.

هر خط 35 تومان

به گفته علی قنبری، رئیس سابق شورای پول و اعتبار، برای چاپ هر برگ اسکناس حدودا 30 تا 40 تومان هزینه می شود. میانگین این مبلغ 35 تومان است. حالا اگر قرار باشد اسکناس های مخدوش از چرخه مبادلات روزمره مردم خارج شود و طبیعتا جایگزین شود. یعنی کشیدن یا نوشتن روی هر اسکناس از سوی شهروندان حدودا 35 تومان خرج روی دست دولت خواهد گذاشت.

همه روزه اسکناس های کهنه و فرسوده از چرخه خارج میشوند و از آنها شانه های تخم مرغ و… ساخته میشود. به گفته مدیرکل ریالی و نشر بانک مرکزی سالانه تا 700 میلیون قطعه اسکناس در کشور امحاء می شود.  این استهلاک بیشتر به سبب نگهداری بد از اسکناس هاست. میانگین عمر اسکناس در کشور ما پنج سال است.

در حدود سالهاي 1789 الي 1796 ميلادي دولت فرانسه اوراقي به نام  Assignat  را براي تضمين پرداخت ارزش املاک ملي شده از طرف دولت منتشر کرد که در واقع همان اسکناس بود . پس از آن در روسيه پول کاغذي با نام Assigunas منتشر شده و در زمان فتحعلي شاه قاجار اين کلمه وارد زبان فارسي شده و به دليل تلفظ مشکل آن براي فارسي زبانان اسکناس نام گرفت. تا قبل از انتشار اسکناس در ايران از سکه استفاده مي‌شد ، البته اسکناس‌هاي خارجي ( به ويژه منات روسي ) نيز در برخي نقاط رواج داشته است.

یک کارمند بانک می گوید اسکناس هایی را همه روزه از چرخه خارج می کنند که پاره و پوسیده باشند ولی معمولا اگر روی  اسکناسی فقط نوشته شده باشد، اما پوسیده یا پاره نباشد از دسته اسکناس برای بازیافت جدا نمیشود.اما اوایل همین ماه، واحد مرکزی خبر به نقل از مسئولین بانک مرکزی به شهروندان اخطار داد که اسکناس های مخدوش را که روی آنها نوشته شده است را سریعتر به بانک ها تحویل بدهند، چراکه به زودی(تا 17 دیماه) دیگر این اسکناس ها از اعتبار ساقط خواهند شد. در آخرین آمارها، مسئولان بانک مرکزی گفته اند که حدودا یک درصد اسکناس های موجود مخدوش هستند. یک درصد 8 میلیارد قطعه اسکناس یعنی «80 میلیون قطعه اسکناس مخدوش» در چرخه مبادلاتی کشور وجود دارد. برای چاپ مجدد 80 میلیون قطعه اسکناس می بایست 2 میلیارد و 800 میلیون تومان هزینه شود. این هزینه جدای از هزینه شناسایی و امحاء این اسکناس هاست. همچنین سالانه بانک مرکزی 30 میلیارد تومان برای چاپ اسکناس های نو هزینه می کند.مسئولان بانک مرکزی علت جمع آوری اسکناس های مخدوش و تعیین ضرب العجل را پایین آمدن ضریب ایمنی در اسکناس های مخدوش عنوان کردند. هر چند به تازگی بحث شعار نویسی های سیاسی روی اسکناس ها مطرح شده است. اما پیش از این نیز، یادداشت نویسی روی اسکناس در ایران مرسوم بوده است. اگرچه ایرانیان به گوشه نداشتن یا پاره بودن اسکناس حساس هستند، اما رصد مبادلات اقتصادی آنها نشان می دهد که اهمیت چندانی برای یادداشت های روی اسکناس ها قائل نیستند.

از چاو خانه تا چاپ خانه

نگاهی به تاریخچه پول کاغذی

تقریبا همه مورخان اعتقاد دارند که پیدایش اسکناس به چین می رسد. برخی می گویند اولین سری اسکناس های جهان ـ که فراگیر هم بودند ـ یعنی «چاو» در چین و در دوران 25 ساله وزارت سيد اجل وزیر ایرانی قوبلای خان مغول رواج پیدا کرد. ظاهرا از همان زمان بحث استهلاک اسکناس مطرح بوده است. در فلاحت‌نامه‌ي غازاني بهره‌گيري از چاو در چين اینطور توصيف شده است : «….و ديگر آن‌که اکثر معاملات ايشان با چاو است که چون همواره چاو دست به دست مي‌رود کهنه مي‌گردد و آن کهنه را هر کسي که به ديوان برد عوض آن نو به وي بدهند و هيچ موقوف نمي‌دارند و کهنه را مي‌سوزانند…»

در همان دوران هم چاپ بدون پشتوانه اسکناس دردسر ساز شد. پس از مرگ سيد اجل ، اميراحمد بناکتي به جايگاه وزارت دست يافت که بدون داشتن اعتبار مالي و تهيه‌ي عايداتي که پشتيبان چاو باشد ، مقدار زيادي از اين پول منتشر کرد. در نتيجه ‌، ارزش چاو به شدت کاهش يافت ، اميراحمد هم در شورش مردم کشته شد. به اين ترتيب ، چاو کنار گذاشته شد و حتي پس از مرگ قوبيلاي ، نتوانستند ارزش از دست رفته‌ آن را بازگردانند.

در سال 693 هجري قمري برابر با 1293 ميلادي، زماني که گيخاتوخان مغول ، پنجمين پادشاه سلسله ايلخانيان بر ايران فرمان‌روايي مي‌کرد ، در نتيجه‌ هزينه شدن بيش از اندازه‌ طلا و نقره، خزانه‌ کشور خالی شد و حتي براي غذاي روز هم پول کافي در دسترس نبود. همزمان بيماري عجيبي در بین دام ها در سراسر کشور شايع شد. برای رفع این مشکل ايلخان حکم داد که در تمام ممالک تحت امر دیگر با طلا و نقره معامله نکنند و به تمام کشور نماینده ای فرستاده شد تا در هر منطقه ای چاوخانه تاسیس کنند . به فرمان ايلخان در هر شهري اداره‌اي به نام چاوخانه بنيان‌گذاري شد و پول کاغذي براي مدتي ، هر چند کوتاه چاپ ، منتشر و رواج پيدا کرد. براي اين منظور 10 مرکز چاوخانه در تبريز تاسیس شد و از اداره مرکزي براي هر يک از شعبات چاوخانه در ساير ولايات يک مدير و يک بازرس ماليات و يک حسابدار فرستاده شدند. به اين ترتيب , مقدمات چاپ پول کاغذي که اسم آن را «چاو مبارک» گذاشته بودند فراهم شد

به این ترتیب اولين اسکناس ايران روز شنبه نوزدهم شوال سال 693 هجري قمري در شهر  تبريز منتشر شد. پول هايي که در تبريز منتشر شد و از نيم درم تا ده درم ارزش داشت ، قطعه کاغذي مستطيلي شکل بود که دو طرف آن شهادتين و در زير آن ، لقب مغولي کيخاتو ( ايرنجين تورجي ) چاپ شده بود ، در وسط اسکناس دايره اي چاپ کرده بودند که در آن ارزش اسمي اسکناس قيد شده بود و در پايين اسکناس نيز جمله اخطاری با این عنوان: «پادشاه جهان در تاريخ سنه‌ي 693 اين چاو مبارک را در ممالک روانه گردانيد. تغيير و تبديل‌کننده را با زن و فرزند به ياسا رسانيده ، مال او را جهت ديوان بردارند.» به چاپ رسيده بود. اگر چه ، نام چاو و چاوخانه به صورت چاپ و چاپ‌خانه در زبان ايراني ماندگار شد. ولي چاو در جامعه‌ي ايراني چندان پذيرفته نشد و با شورش مردم تبريز و سپس شيراز زمينه‌ اعتراض سراسري فراهم شد و چاو ایرانی به سرنوشت چاو در چين دچار شد.

طبق قانون پولي و بانكي ، مبلغ اسمي ، شكل ، جنس ، رنگ ، اندازه ، نقشه و ساير مشخصات اسكناس‌ها و سكه‌هاي فلزي رايج در كشور به پيشنهاد رئيس كل بانك مركزي و تصويب وزير امور اقتصادي و دارايي و با رعايت مقررات اين قانون تعيين خواهد شد. در زمان نياز به طرح جديد با استفاده از طرح هاي تهيه شده موجود در سازمان توليد اسكناس و مسكوك بانك مركزي ايران، چند نمونه ارائه و پس از تأييد طرح نهايي توسط وزير امور اقتصادي و دارايي، اجر مي شود .

همچنين طبق قانون مصوب آذرماه سال 1368 مجلس شوراي اسلامي تحت عنوان «قانون حفظ آثار و ياد حضرت امام (ره)»، بانك مركزي موظف شده تا يك روي اسكناس را به تصوير امام اختصاص دهد كه اولين بار در سال 1370 ده هزار ريال با اين طرح منتشر شد.

دیگر خبری از اسکناس در ایران نشد تا درسال1890 میلادی اولين سري اسکناس و در سال 1924میلادی سري جديد تر آنها در انگلستان چاپ و توسط بانک شاهنشاهي در ايران به جريان گذاشته شد. در اين سال ها به تدريج ، باز خريد و تبديل اسکناس به مسکوکات منسوخ شد و عملا اسکناس هم مانند سکه، پول رايج کشور شد.

اولین سری اسکناس‌هاي بانک ملي که به اسکناس های امروزی شباهت بیشتری داشتند، از فروردين 1311 به جريان گذاشته شدند و تا سه ماه بعد اسکناس‌هاي بانک شاهنشاهي و بانک ملي تواماً رواج داشت تا اينکه اسکناس‌هاي بانک شاهنشاهي کلاً در تير ماه 1311 از جريان خارج شدند. ارقام اسکناس ها 5 , 10 ,20 ,50 , 100 , 500  ريال بودند و تاريخ آنها در پشت اسکناس‌ها در سال هاي 1311 الي 1314 ثبت مي شد. در تاريخ 1314 اسکناس 1000 ريال هم چاپ و به جريان گذاشته شد. طرح اين اسكناس‌ها بر خلاف اسكناس‌هاي بانك شاهنشاهي كاملا ايراني بود و روي آن مناظر طبيعي ، آثار باستاني ، سمبل ها و نمادهاي مذهبي ايران باستان و بناهاي عمراني مانند راه آهن به نمايش درآمده بود. پس از واگذاري حق نشر اسکناس به بانک ملي ايران، تشکيلات محدودي براي چاپ تاريخ انتشار بر روي اسکناس‌ها شکل گرفت. اين تشکيلات به موازات تحول و توسعه بانک ملي، تکامل يافت و به « چاپخانه بانک ملي ايران » معروف شد. اين چاپخانه که در سال 1317 خورشيدي با نام « بنگاه چاپخانه » تاسيس شده بود، به تدريج  به يکي از معتبرترين چاپخانه‌هاي کشور و خاورميانه تبديل شد. در اين چاپخانه ، علاوه بر انجام سفارشات چاپي سازمان هاي دولتي ، نيازهاي چاپي شعبه‌هاي بانک ملي ايران در سراسر کشور تامين مي شد. بناي ساختمان چاپخانه بانک ملي ايران – که توسط فرانسوي ها طراحي و ساخته شده بود – در سال 1319 به اتمام رسيد و امروزه « شرکت چاپ بانک ملي ايران » نام دارد .

از مرداد ماه 1339 کليه امور مربوط به چاپ اسکناس و ضرب سکه و پشتوانه آن به بانک مرکزي محول شد و انتشار اسکناس منحصراً به بانک مرکزي ايران واگذار شد. در سال 1351 سازمان توليد اسکناس تأسيس شد و طرح تأسيس چاپخانه‌اي براي چاپ اسکناس مطرح شد. در سال 1361 ساختمان چاپ اسکناس تکميل و چاپ اسکناس به صورت آزمايشي با چاپ اسکناس‌هاي 200 ريالي بطور رسمي در ايران آغاز شد، از سال 1362 به بعد با راه اندازي چاپخانه داخلي ، 50 درصد از نياز داخلي تأمين شد. و از سال 1367 تمامي اسکناس‌هاي جمهوري اسلامي ايران در داخل کشور چاپ مي شود. هرچند كاغذ ، مركب و وسايل چاپ از خارج از کشور تهيه مي‌شد، ولي از سال 1382 به بعد، كاغذ اسكناس هم در داخل تهيه مي‌شود. در سال 1368 با توجه به واردات کاغذهاي مورد نياز از خارج , طرح ساخت کارخانه توليد کاغذ اسناد بهادار مطرح مي‌شود. در سال 1381 اين کارخانه به بهره برداري کامل رسيد.

———————–

اين گزارش در روزنامه پول مورخ 13 ديماه، صفحه گزارش با كمي تغيير به چاپ رسيد.