امپراتوری دریانی ها در سه نسل(1)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ 1 دیدگاه
در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود.  با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده ای

در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود. با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده اید

از سخت کوشی تا ارتباط مافیتای و… همه چیز به دریانی ها نسبت دادند. اما از لبلای حرف ها و تاریخ آنها، می توان یک نکته را استنباط کرد؛ در واقع آنچه سبب شده آنها به چنین پیشرفتی دست یابند نوعی گرایش «تکنوکرات» در آنهاست. شاید به سبب مهارجت هایشان به کشورهای شمال و مال غرب ایران بوده است. پدران دریانی های امروزی مدام در حال سفر به کشورهایی بودند که درواز بین شرق و غرب محسوب می شود.

آنها را ما امروز به نام سوپر مارکت داری میشناسیم، اما محله های دریان نو و شهرارا و ستارخان و… به همت انها بنا نهاده شده است، تاریخ از روزهایی می گویند که مردی از دریان پیشگام آپارتمان سازی در تهران می شود و زمین های حومه تهران(در آن سال ها شهرآرا و دریان نو جزو حومه تهران بوده) را به قیمت 12 تومان میخریده و در آن آپارتمان های نقلی می ساخته است.

آنها نبرده رنج به این گنج دست نیافتند، به قول یکی از بزرگانشان، دریانی با سابقه 50 سال کار، در واقع 100 سال کار کردهف چون روزانه 18 ساعت کار مداوم داشته است. خستگی ناپذیر پیش رفتند و پس انداز کردند، پول خود را در ملک مسکونی و تجاری سرمایه گذاری کرده و از سوی دیگر اتحاد خود را با تشکیل سازمان های منسجم و با اسانامه قوی تر کردند.

هیئت سی نفره آنها در تهران، از قوی ترین و منسجم ترین سازمان های صنفی به شمار می رود. با این عقبه، امروز در صدد هستند تا امپراتوری گذشته خود را بازیابند. آنها با راه اندازی فروشگاه های زنجیره ای یاران دریان، به دنبال بازیابی سهم خود از بازار عرضه و توزیع مواد غذایی هستند.

با تجربه هایشان از ورود فروشگاه های مدرنی مثل هایپر استار زیاد نترسیدند و آنها را با کوروش و فردوسی در دوران قبل از انقلاب مقایسه می کنند.

بسیاری از پسران دیگر براه پدران نرفتند و ترجیح دادند مشاغل آسان تر را انتخاب کنند، اما این به معنی مرگ برند دریانی ها نیست، آنها تازه با آغاز بکار فروشگاه های یاران دریان، خیز بلندی برداشتند تا برند خود را دوباره زنده کنند.

در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود.

با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده اید.

—————-

این مطالب (به جز مورد پنجم) در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید:

امپراتوری دریانی ها در سه نسل(2)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دریانی هایی نخستین؛ از روسیه تا لاله زار

هر غروب مردي خسته از كار روزانه دوچرخه اش را در حياط خانه مي گذارد و بسته هاي چاي باقي مانده و كبريت ها را به خانه مي برد. در خانه او پدري است مهربان اما منضبط. سال ها مي گذرد. اين مرد دوچرخه سوار، اكنون مغازه اي دارد و كارخانه اي.

حالا دیگر همه او را مي شناسند. ثروتمند و متمول شده اما از غرور بیزار است. آنها که میشناسندش می گویند کسی از در خانه اش دست خالی بر نمیگردد.

دست بخیر دارد، به مردم و به ویژه همشهریانش کمک میکند و سوداها در سر دارد، به چای فروشی و بنکداری قانع نمی شود و با تمام خجالتی بودنش، به سراغ سایر حوزه ها هم می رود.

وقتی یک نوجوان تهرانی،  از سوپر مارکتی خارج می شود و در حال روشن کردن یک نخ سیگار به رفیقش می گوید: «این ـ آذری های ـ دریانی ها هم تهران را گرفتند» و خنده ای میکنند و رد می شوند احتمالا فکر میکند دریانی ها همین جوری تهران را گرفتند؛ اما اینطور نیست، زیاد هم ساده نبوده!

اگر بخواهیم منشا دریانی های امروز را بدانیم، ناگزیریم که تاریخ انها را بشناسیم. تاریخ مستندی طبعیتا وجود ندارد و هرچه هسست نقل قول های سینه به سینه است. داستان هایی آمیخته به افسانه گونه ای که امروز همه دریانی ها می گویند، اگر افسانه ها را از آنها جدا کنیم، با توجه به نزدیکیی دوران برادران دریانی به ما، چیزی شبیه واقعیت بدست می دهد. در اینجا چکیده ای از نقل قول مشهوری را بازخوانی کمی کنیم که بیشتر به واقعیت نزدیک است.

دریانی های ابتدایی با چای و قهوه خانه وارد تجارت خود شدند، اهل مهاجرت بودند و از خطر کردن نمی ترسیدند، دیر ناامید میشدند و اتفاقا، چنانکه خواهید خواند، بزرگترین شکست برادر کوچکتر، بزرگترین پل پیروزی او هم می شود.

ممکن است کمی شعار زده به نظر بیاید، اما واقعیت دارد. آذری ها مثل همه عرصه های دیگر، فرهنگ خاصی هم در تجارت و هم در حمایت دارند، از همدیگر درس می گیرند و به هم یاری می رسسانند، اتحاد وصف ناشدنی در بین آنها در جریان است و احتمالا همین اتحاد که تلاش می کنند به دور از حسد باشد موجب شده تا موفق هم بشوند. تاریخ دریانی ها از مردی می گوید که با یک دوچرخه که احتمالا در دوره چارپا سواری نشانه تکنوکرات بودن، بوده است، با پشتکاری قابل توجه به شیوه خود بازاریابی می کنید، کالای خود را بفروش می رساند و سرمایه جمع می کند. سرمایه اش را رشد می دهد و نهایتا همشهریان خود را بهترین همکاران خود میابد.

روند مهاجرت به تهران را آغاز می کند و با اییجاد اشتغال، جامعه ای در تهران براه میی اندازد و سهم خود را از پایتخت کشورش مشخص می کند.

هیچ خبری از کمک های دولتی، شبه دولتی، فاینانس، وام های بلاعوض و… نیست. خبری از اطلاعات پشت پرده و دست های حامی عجیب و غریب ایینجا نیست. یعنی با توجه به زمانه و رگزار، اصلا ممکن نبوده چنین امکاناتی در اختیار آنها قرار گیرد، بااین حال، آنها پیشرفت کردند .و این بند آخر یک مستند بزرگ دارد، شما هر جای تهران هستید، اگر کمی بین مغازه های سوپر مارکت بگردید، حتما یک دریانی پیدا میکنید. بی انصاف که نباشیم، راه سایر آذری ها به تهران را هم دریانی ها صاف کردند، البته در حوزه سوپر مارکت داری. این قصه از چای و قهوه خانه در روسیه آغاز می شود و به بنکداری سسوپر مارکت داری و محله سازیی در تهران میرسد. در بخش اول به بررسی سابقه دریانی ها در فاصله سال های پیش از 1300 تا  حدودا 1320 پرداختیم، این مقطع، مقطع تولد برند دریانی هاست، آغاز آن با حاج علی اکبر یا «علی اف» است و امتداد آن با برادر خجالتی و ناامید، حاج مهدی ابراهیمی دریانی.

علی اف روسی و شمردن نخود ها

به یک قرن پیش بازگردیم. اینجا قهوه خانه ای است در روسیه، قهوه خانه متعلق به يك ايراني آذري تبار است. در جریان مناقشات مکرر ایران قاجاری و روسیه تزاری، مهاجرت های گسترده ای بین دو کشور انجام می شود. یک ایرانی آذری تبار اینجا قهوه خانه دارد، ترجیح داده شهرت خود را از راه مردمداری و انصاف کسب کند. در روزگار قحطی، نخود های داخل دیزی را می شمارد و پول می گیرد و از همین راه، به رعایت حلال و حرام شهرت میابد.

مردی خجالتی، که شش تومان سرمایه برادرش را به باد داده، از تمام دار دنیا حالا یک دوچرخه دارد و یک خورجین که در آن کمی چای مانده، وقتی وارد قهوه خانه میی رود تا چای بفروشد از خجالت عرق می کند و صدایش آرام است… چه اینده ای را برای ایین مرد پیشبینی می کنید؟ اگر از سطر های بالا تقلب نکنید، بی شک هر آینده ای را برایش متصور هستید، جز اینکه در پایتخت ایران چندین محله را بنیانگذاری کنید و تمام مغازه های گل تهران را به نام همشهریانش کند، صنعت چای را در دست بگیرد و نامش پس از صد سال هم برای 12 میلیون نفر تهرانی آشنا باشد.

نام این مرد، حاج علی اکبر است. می گویند وقتی قحطی تمام شد، نشریه ایی طنز در آن روززگار نوشته: «ايهاالناس، علي اف(نام مستعار حاج علی اکبر در روسیه)  نخود ديزي را چهاردانه اضافه كرد.»

حاج علی اکبر با سرمایه ای که در روسیه جمع کرده بود، حدودا در سال های 1300 تا 1310 (هـ.ش) به ایران بازگشت و در ارومیه یک بنکداری براه انداخت. پس از ارومیه، سودای پایتخت به سر حاج علی اکبر ییا علی اف افتاد و راه تهران را در پیش گرفت، وضعیت عوض شده بود و حکومت تغییرات عمده ای کرده بود.

حاج علی اکبر، از ارومیه به تهران می آید تا مایحتاج بنکداری اش را تهیه کند و اول به خیابان لاله زار می رود، اینجا سال 1316 است. علی اکبر وارد یک قهوه خانه در لاله زار میی رود و غذایی به قیمت 5 ریال سفارش می دهد، شاید همین جاست که به فکر تجارت چای در تهران می افتد. او سال ها قهوه خانه داشته و جنس قهوه خانه داران را می شناسد، پر سود ترین خرید و فروش در قهوه خانه چای است. قیمت پایین و تقاضای بالا.

این قیمت پایین و تقاضای بالا، هنوز هم در بین سوپر مارکت داران درییانی نسل سوم مورد توجه قرار گرفته است. پس دریانی بزرگ به فکر چای فروشی می افتد، اما اینبار نه در قهوه خانه و چای دم کشیده، چای خشک، در بازار.

در سفر به تهران، حاج علی اکبر به فکر براه انداختن کسب و کار در تهران افتاد، به ثورتی دست یافت، اما این ثروت ها آنقدر ها نبود که بتواند نامش را مثل برادر کوچکترش ماندگار کند.

یک روز حاج علی اکبر و برادرش مهدی در مغازه اش نشته بود و مردی وارد مغازه آنها شد و پیشنهاد یک تجارت پر سود چای را داد، اما آنها انقدر سسرماییه نداشتند که در ایین تجارت بزرگ شرکت کنند، ماجرا خطر ناک بود، اما آنها خطر کردند، به سسراغ یکی از همسزبانان خود به نام قزلباش رفتند.

اینجاست که آن پیوستگی قومی نقش خود را بازی میکند، قزلباش به آنها پول قرض میدهد و دوبرادر تجارت را انجام میدهند. سود کلان بالاخره پیدا می شود و دوبرادر پس از سال ها مهاجرت و سختی، بالاخره پول خوبی در دست دارند، حاج علی اکبر با تجربه قهوه خانه داری در روسیه، به سراغ تجارت چای می رود و وارد این رشته کاری می شود و برادر کوچکتری هم به او کمک می کند، اما آداب و سنت های آنها می گوید سرمایه برای برادر بزرگتر است.

تجارت چای بین دریانی ها شاید شبیه یک توتم ققومی اسست. امروز هم بسیاری از برند های مشهور چای در بازار ایران در دست دریانی هاست، ما آنها را به سوپر مارکت هایشان می شناسیم، اما عقبه آنها در بازار چای است، جایی که از روسیه شروع و به بازار تهران ختم شد.

راه و رسم پررورش برادر

کیست که نداند آذری ها به سختی خو کردند. موقعیت جغرافیایی منطقه آذربایجان و زندگی در کوهستان از آنها مردمی سخت کوش ساخته. صرفنظر از منتاطق شهرنشین آذربایجان، روستاییان آذربایجان به زراعت در کوهستان مشهورند. فرزندان کسانی که از دل کوه محصول به عمل آوردند آنقدر محکم شدند که در سایر مناطق، شرایط سخت بومی برایشان خیلی سهل به نظر می رسید.

آنها اکثرا راه مهاجرت در پیش گرفتند و به ساییر نقاط رفتند. با این مقدمه به سسراغ سرنوشت برادر کوچکتر حاج علی اکبر ییا علی اف برویم. حاج مهدی آن روززهایی که برادر به تهران می اید و ثروتی بهم می زند، از برادرش حدودا شش تومان به عنوان سرمایه میگیرد.

برادر می خواهد به برادر کمک کند، اما نه به شکلی که برادر را به خود وابسته کند، بنابراین شش تومان را در اختیار مهدی ابراهیمی دریانی قرار میدهد. حاج مهدی کسب و کاری در ارومیه براه می اندازد اما خیلی زود با شکست مواجه می شود، شکست خورده و خسته از به باد رفتن سرمایه شش تومانی به نزد برادر بزرگتر می ایدف اما برادر بزرگتر به او این یک جمله را می گوید: «برادر فقط يك بار به برادرش سرمايه مي دهد.» این به ظاهر یک جمله ساده است، اما امروز بین دریانی ها ضرب المثل شده است. همه اهالی ایین قوم با هم در این اشتراک نظر دارند که همین یک جمله به ظاهر سخت و بی مهر، آن مرد را ساخت؛ مردی که چندین محله در تهران بنا کرد، مبتکر کسب و کاری خارق العاده شد و زعیم قوم خود در اینده ای نه چندان دور گشت.

مرد خجالتی و چای زنبور عسل

مهدی ابراهیمی دریانی، ناامد از برادر در کوچه های تهران رها شد. روز های تندگدستی در پیش و در شهری غریب گرفتار آمده بود. با سختی یک دوچرخه و یک خورجین برداشت و به سوی سرنوشت خودش رفت. از خرمشهر تا اصفهان، از مشهد تا لاهيجان و املش را گشت و نام و نشاني نيك از خود و برادرش به یادگار گذشت. از اینجا به بعد ماجرای مهدی ابراهیم دریانی را می خوانید، که اعتبار همه دریانی های امروزی در تهران است.

مردی خجالتی، که شش تومان سرمایه برادرش را به باد داده، از تمام دار دنیا حالا یک دوچرخه دارد و یک خورجین که در آن کمی چای مانده، وقتی وارد قهوه خانه میی رود تا چای بفروشد از خجالت عرق می کند و صدایش آرام است… چه اینده ای را برای ایین مرد پیشبینی می کنید؟ اگر از سطر های بالا تقلب نکنید، بی شک هر آینده ای را برایش متصور هستید، جز اینکه در پایتخت ایران چندین محله را بنیانگذاری کنید و تمام مغازه های گل تهران را به نام همشهریانش کند، صنعت چای را در دست بگیرد و نامش پس از صد سال هم برای 12 میلیون نفر تهرانی آشنا باشد.

«حاج مهدی ابراهیمی دریانی» او در دهه دوم قرن 1300 هجری شمسی ، درست نمي داند از كجا شروع كند. معمولاً يك كبريت مي خرد و سر صحبت را با قهوه چي باز مي كند و بعد نوبت به عرضه محصول مي رسد. برند ناشناخته اش، چاي زنبورعسل نشان است. به تدريج قهوه چي ها با اين مرد خجالتي و محجوب انس مي گيرند.

روز به روز سفارش بيشتر مي شود. او كه هنوز طنين حرف هاي برادر را در گوش دارد، بيشتر تلاش مي كند و برادر هم از دور با چشم نگران به اینده برادر کوچکترش نگاه میکند.

هر غروب مردي خسته از كار روزانه دوچرخه اش را در حياط خانه مي گذارد و بسته هاي چاي باقي مانده و كبريت ها را به خانه مي برد. در خانه او پدري است مهربان اما منضبط. سال ها مي گذرد. اين مرد دوچرخه سوار، اكنون مغازه اي دارد و كارخانه اي.

حالا دیگر همه او را مي شناسند. ثروتمند و متمول شده اما از غرور بیزار است. آنها که میشناسندش می گویند کسی از در خانه اش دست خالی بر نمیگردد.

دست بخیر دارد، به مردم و به ویژه همشهریانش کمک میکند و سوداها در سر دارد، به چای فروشی و بنکداری قانع نمی شود و با تمام خجالتی بودنش، به سراغ سایر حوزه ها هم می رود.

در ادامه خواهید دید که حاج ابراهییم دریانی چطور در تهران مناش اثر می شود و همشهریانش را هم به تهران می آورد، تا امروز ما در تابلوی هر مغازه سوپر مارکتی که نسبت به سایر سوپر مارکت ها جنسش جورتر و خدماتش بهتر است، یک نام ببینیم «سوپر دریانی»

—————-

این مطالب در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید:

امپراتوری دریانی ها در سه نسل(3)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ 1 دیدگاه

از بنیانگذاری شهرآرا تا تشکیل هیئت سی نفر

انتخاب رهبران و اعضای اصلی انجمن ها، دارای چارچوبی بسیار روشن ، ساختاری منسجم و کاملا دموکراتیک در بین دریانی هاست. انجمن زادگاهی دریانی ها (هیئت سی نفره)بزرگترین و معتبرترین تشکل دریانی ها و متشکل از سی عضو اصلی است. در این تشکل که دارای اساسنامه است، انتخاب اعضای اصلی از طریق انتخابات صورت میگیرد.

نحوه انتخاب هیئت سی نفره بدین شرح است: روستای دریان در قدیم دارای پنج محله به اسامی میدکاهو، دیزج، تپه، مراد و کهریز بوده است. دریانی هایی تهران بر اساس تعلق به هر یک از این پنج محله دریان قدیم ، در نوبت های جداگانه و در گردهمایی های خود، از بین کاندیداها و افراد داوطلب، شش نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند.

مجموع اعصای هر پنج محله دریان قدیم، در نوبت های جداگانه و در گردهمایی های خود، از بین کاندیداها و افراد دواطلب شش نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند.

امروز دیگر دریانی ها صاحب تشکیلات منسجم سرزمینی هستند. ساختاری دموکراتیک دارند و هیئتی تحت عنوان «هیئت سی نفره» توان اعمال مدریت آنها را دو چندان ساخته استو مشارکت همه خانوار های دریانی ساکن تهران در طرح های تایید شده توسط این هیئت نشان از اتحاد خارق العاده آنها دارد. وجود صندوق های قرض الحسنه، تشکل های اقتصادی، عمرانی و… سبب شده تا یکی از قدرتمند ترین تشکل های غیر دولتی را تشکیل دهند. به طوری که نقش تشکل های دریانی های ساکن تهران در عمران و ابادانی شهرشان، خدمات فرهنگی آموزشی و طرح های اقتصادی آنها، به مراتب بالاتر از کمک های دولتیست. در واقع ما در سال 1390، با یک امپراتوری منسجم از دریانی ها روبرو هستیم.

اما این اتحاد از جایی آغاز شده است.  «ناققا دنيز ده دي» این جمله ای بود که مهدی ابراهیمی دریانی در جمع هم ولایتی هایش گفت و زمینه را برای مهاجرت گسترده انها فراهم کرد.

«نهنگ در دریاست» کنایه ای بود از آنکه سود بزرگ در دریا، که تهران است قرار گرفته و برای رسیدن به آن پیشرفت و شهرت ناگزیر باید به دریا زد. همین شد که حدود 80-90 سال قبل، دریانی ها به تهران آمدند.

حاج مهدی که حالا شرکتی تاسیس کرده بود و در فروش چای اسم و رسمی بهم زده بود، برای توسعه کارش نیاز به نیروی انسانی داشت. نه اینکه همه برای او کار کنند، همین که همکاران همشهری هم باشند ایده خوبی بود. پس به روستایش«دریان» بازگشت و از تهران گفت.

از سودهای کلانی که در تهران است و میتوانند از آنها بهره ببرند و همین شد که پای اهالی سخت کوش دریان به تهران باز شد. آذربایجانی که از دل سنگ و کوه گندم عمل آورده بود، کار کردن در مغازه برایش زیاد سخت نبود. دریانی ها سابقه مهاجرت هم زیاد داشتند، اصولا اهل خطر کردن هم بودند، یک نمونه بارزش را در همین پرونده معرفی کردیم، حاج علی اکبر، مشهور به علی اف در روسیه.

حاج مهدی دریانی؛  بنیانگذار شهرآرا و دریان نو

خلاصه آنکه همشهری ها هم به تهران آمدند و دل حاج مهدی ابراهیمی دریانی گرم تر شد. حاج مهدی شرکتی به اسم «شهر آرا» تاسیس می کند و به کار ساخت و ساز می پردازد، امروز بساز بفروشی کسب و کاری پر رونق و همه گیر است، اما در روزگاری که حاج مهدی به سمت آن رفت دست در بازار زیاد نبود. به سبک و سیاق همه بازاری های ایرانی، حاج مهدی هم دوست داشت بنایی مذهبی هم به یادگار بگذارد، پس بعد از بناکردن محله شهر آرا،«مسجد الزهرا» را هم ساخت تا یادش باقیی بماند.

«ناققا دنيز ده دي» این جمله ای بود که مهدی ابراهیمی دریانی در جمع هم ولایتی هایش گفت و زمینه را برای مهاجرت گسترده انها فراهم کرد.  «نهنگ در دریاست» کنایه ای بود از آنکه سود بزرگ در دریا، که تهران است قرار گرفته و برای رسیدن به آن پیشرفت و شهرت ناگزیر باید به دریا زد. همین شد که حدود 80-90 سال قبل، دریانی ها به تهران آمدند.

«ناققا دنيز ده دي» این جمله ای بود که مهدی ابراهیمی دریانی در جمع هم ولایتی هایش گفت و زمینه را برای مهاجرت گسترده انها فراهم کرد. «نهنگ در دریاست» کنایه ای بود از آنکه سود بزرگ در دریا، که تهران است قرار گرفته و برای رسیدن به آن پیشرفت و شهرت ناگزیر باید به دریا زد. همین شد که حدود 80-90 سال قبل، دریانی ها به تهران آمدند.

می گویند در همان سال ها بانی فرستاده شدن طرح اپارتمان های 55 متری به مجلس هم حاج مهدی بوده است. بعد او در حومه تهران زمینی وسیع خریداری می کند و در آن هم آپارتمان سازی میکند.

آپارتمان های سازمانی را برای کارمندانش در آن زمین (که آن روزها متری 12 تومان میخرید) ساخت که به شش دستگاه معروف شد. این منطقه کجا بود، شاید باورتان نشود، ولی آن وقت ها ستارخان در واقع حومه تهران بوده. جایی که حاج مهدی اولین بنای خانه سازمانی ها را گذاشت، امروز شده خيابان شهرآرا و پاتريس لومومبو و دريان نو.

یک کار دیگر، بیمارستانی که ده تختش برای حاج مهدی بود. اشتباه نکنید، حاج مهدی خودش بیشتر از یک تخت نمیتوانست نیاز داشته باشد، ده تخت را برای بیماران بی بضاعت می خواست، فکر کرده بود که هر وقت خواست ده تخت در بیمارستان باشد تا اگر نیازمندی دید به سرعت به بیمارستان بفرستد. اسم آن بیمارستان امروز شهید هاشمی نژاد است. (روزنامه همشهری، شماره 3354)

به دریان نو و شهرآرا و… برگردیم. محله هایی که به افتخار حاج مهدی به نام زادگاه او نامگذاری شد. در آن زمان خدمات شهری آنچنانی در آن حومه های شهری وجود نداشت، لاجرم حاج مهدی چند دستگاه اتوبوس میخرد، تا اهالی دریان بتوانند به تهران رفت و آمد کنند.

و بعد در یانی ها وارد می شوند. دریانی ها هم به سبک حاج مهدی عمل میکنند و در واقع او میشود الگوی اهالی روستای خودش. کمک به هم نوع و از آن بین همشهری سرلوحه آنها قرار می گیرد و سعی میکنند تا مثل حاج مهدی اقدامات عمرانی خود را که سرمایه آن را از طریق سوپر مارکت داری، توزیع یا تولید به دست آوردند در زمینه های عمومی مثل حسینیه،  خیریه ها و… گسترش دهند.

تشکل های دریانی

تشکل های دریانی های تهران شامل هیئت های عزاداری، صندوق قرض الحسنه، هیئت سی نفره و درمانگاه خیریه است. محل اصلی این تشکل ها و مکانی که در آن جلسات و گردهمایی های دریانی ها برگزار می شود حسینیه دریانی های تهران است. دریانی ها از ابتدای عزیمت به تهران و با افزایش جمعیت مهاجری خود، هیئت عزاداری داشتند ، این هیئت ابتدا به صورت دوره ای و در منازل مردم تشکیل می شد؛ اما احداث حسینیه در سال 1360 با فراهم آوردن مکانی ثابت باعث نزدیکی دریانی ها به هم شده و فرایند تشکیل شبکه اجتماعی دریانی ها را مستحکم نمود تا مراسم مختلف، جشن ها، میهمانی ها و… و اشنایی و فرایند عضو گیری به راحتی اجرا شود.

فعالیت این تشکل ها حول دو محور عمده در جریان است: اول محور مراسمی یا مناسبتی؛ بدین معنا که دریانی ها در مناسبت های مختلف، چه مذهبی و چه غیر مذهبی (مانند عزا یا عروسی) نزدیکی و همبستگی خود را نشان می دهند. چنین رسمی در میان مهاجران مختلف و اعضای اجتماعات قومی و مذهبی در شهرهای بزرگ که شناخت نزدیکی به هم دارند، تاحدودی وجود دارد. دوم، محور حمایتی و کمک؛ یعنی ایجاد تشکل ها و و برگزاری گردهامیی ها جهت حمایت از افراد هم زادگاهی و جلب توجه و علاقمندی به امروز زادگاه اصلی. برای نمونه گردهمایی های هیئت سی نفره، شرکت عمران دریان و صندوق قرضالحسنه در این مقوله جای دارد.

نهادها و تشکل های مهم دریانی ها در تهران

برای دیدن در ابعاد واقعی کلیک کنید

برای دیدن در ابعاد واقعی کلیک کنید

حیطه فعالیت نهادها و تشکل های دریانی یا به طور مجزا در تهران و دریان است، یا هم زمان در هر دو نقطه جریان داردکه نشان دهنده توجه دریانی های تهران به روستای خود و امتداد علایق دریانی ها به روستایشان است. نکته بسیار پر اهمیت اینکه، نهادهای دارای ساختار رسمی و مدرن تر بیشتر به سمت فعتالیت  در جریان سوق یافته اند. نوع فعالیت تشکل های دریانی نیز طیف گسترده ای شامل: مذهبی، حمایتی، عام المنفعه، عمرانی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در بر می گیرد.

هیئت قدرتمند سی نفره

انتخاب رهبران و اعضای اصلی انجمن ها، دارای چارچوبی بسیار روشن ، ساختاری منسجم و کاملا دموکراتیک در بین دریانی هاست. انجمن زادگاهی دریانی ها (هیئت سی نفره)بزرگترین و معتبرترین تشکل دریانی ها و متشکل از سی عضو اصلی است. در این تشکل که دارای اساسنامه است، انتخاب اعضای اصلی از طریق انتخابات صورت میگیرد.

نحوه انتخاب هیئت سی نفره بدین شرح است: روستای دریان در قدیم دارای پنج محله به اسامی میدکاهو، دیزج، تپه، مراد و کهریز بوده است. دریانی هایی تهران بر اساس تعلق به هر یک از این پنج محله دریان قدیم ، در نوبت های جداگانه و در گردهمایی های خود، از بین کاندیداها و افراد داوطلب، شش نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند.

مجموع اعصای هر پنج محله دریان قدیم، در نوبت های جداگانه و در گردهمایی های خود، از بین کاندیداها و افراد دواطلب شش نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب می کنند.

برای دیدن در ابعاد واقعی کلیک کنید

برای دیدن در ابعاد واقعی کلیک کنید

مجموع اعضای هر پنج محله دریان قدیم با یکدیگر هیئت سی نفره دریانی های تهران را تشکیل می دهند. از هر شش نفر اعضای اصلی هر محله، یک نفر به عنوان عضو اصلی شناخته می شود که در مجموع پنج نفر دارای حق امضا و تخصیص اعتبارات هستند. این انجمن زادگاهی و هیئت سی نفره، دارای اساسانامه است و انتخابات آن به صورت دوره ای برگزار می شود. انتخابات هیئت سی نفره هر چهار سال یکبار برگزار می شود.

جلسات هیئت چهارشنبه آخر هر ماه از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر در محل حسینیه دریانی ها برگزار می شود و با حضور 1+15 نفر از اعضا رسمیت پیدا می کند. تصمیمات گرفته شده در جلسه قانونی و قابل اجراست.

تامین اعتبار هیئت سی نفره از طریق مبالغی است که به صورت سالانه از تمام خانوار های دریانی ساکن تهران گرفته می شود. هر خانوار باید سالانه دست کم مبلغ 60 تا 100 هزار تومان به حساب هیئت سی نفره پرداخت کند.

نهادها و تشکل های دریانی ها در تهران دارای مکانی ثابت است. همچنین حسینیه دریانی ها مکان ثابتی را برای گردهمایی ها و برگزاری مراسم در نظر گرفته است. در محل حسینیه دفاتری نیز برای صندوق قرض الحسنه، هیئت سی نفره، و هیئت امنای دریانی های تهران اختصاص داده شده است. حسینیه از زمان تاسیس، مکان ثابتی برای دریانی ها فراهم آورده است. این نهادها علاوه بر دفتر مرکزی ثابت، دارای اساسنامه هستندو حتی صندوق قرض الحسنه، ثبت رسمی نیز شده است. (کار آفرینی به شیوه محمود احمدپور، رضا یادگاری، مهشید سنایی، 1389، تهران، کارآفرین برتر)

untitled2

برای دیدن در ابعاد واقعی کلیک کنید

این هیئت سی نفر با همکاری شهردار، شورا و دهیار نیازهای مردم دریان را نیز مشخص کرده و بر طبق چارچوب مذکور در چارت همین صفحه اقدام به اجرای طرح می کنند.

—————-

این مطالب در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید: